تبليغاتX
ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه - پسين دهكويه شماره 82 - ادبي

ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه

ماهنامه پسین دهکویه مجله ای برای مردم لارستان

پسين دهكويه شماره 82 - ادبي

يلدا

دوش از سردي دي لرزه تن ليدا بود

اول فصل خزان شامگه يلدا بود

كلبه ي سرد اگر گرمي شوفاژ نداشت

ليك ، دستان پدر گرمي آن پيدا بود

شيشه ي خانه ي ما همچو دلش بشكسته

رنج و تحقيق پدر شيشه ي ناپيدا بود

خلعت كهنه ي او ، بُرد يماني من است

خود ملبس به هنر ، مست و خوش و شيدا بود

آبْ ذرات وجودش كه شود گرمي و مهر

دوستان منفعت و روشني اعدا بود

پاك دل بود معلم به ره عشق و عدم

شمع دلسوخته اي در طلب فردا بود

چراغعلي فيروزي از بنارويه

1/10/90

ياد ياران سفركرده بخير

ماه ماتم دوباره از را  رسيد

همه جا بوي غم و نوحه پيچيد

همه جا روضه خوني بزم عزا

شده پر غصه از اين غم دل ما

عزيزم ببين چه شور و حاليه

چشامون لبريز اشك و زاريه

ميون اين همه شور و عاشقي

جاي خيلي از عزيزا خاليه

نوحه خون و سينه زن با اشك و آه

بخونن با گريه با شور و نوا

« ياد ياران سفركرده بخير »

مي خوام از يك دل بي قرار بگم

نوحه خوني از همين ديار بگم

هنوزم دلا براش پر مي زنه

مي خوام  از صداي كل جبار بگم

سوز نوحه هاي مشت احمدعلي

خوب مي داد شور و نوا به هر دلي

كوچه دلتنگ نگاشه به خدا

سينه زن محو صداشه به خدا

از دل هركدوم از سينه زنا

مي رسه به گوش جانم اين صدا

« ياد ياران سفركرده بخير »

باباي خوبمون حاج غلامحسين

مفتخر به اسم خادم الحسين

جاي او چه خاليه ميون ما

خاطرات خوب اون مونده به جا

ياد ايوب و كيانوش بكنيد

اونا رو زِدل فراموش نكنيد

مي دونستي كه چه مهربون بودن

انگاري كه اهل آسمون بودن

درو ديوار حسنيه ببين

همه فرياد مي زنه با شور  و شين

« ياد ياران سفركرده بخير »

قدرت اصيل داداش رفتي كجا؟

بي تو زنجير زني كي داره صفا

دلامون تنگه برات برادرم

پركشيدنت نمي شه باورم

عمو درويش و عمو اكبري بود

كتل و علم مي ساختن اونا زود

خدايا دستاي مهربونشون

به زلال آب كوثر برسون

طبل و زنجير و كتل علم سياه

همگي زمزمه كرده اين نوا

« ياد ياران سفركرده بخير »

احترام فروزان

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  |