پسین دهکویه شماره 81 - ادبی
نخبگان دهكويه
دكتـر كـوروش محمّـدي
س ) لطفا از خود بگوييد .
ج ) كوروش محمدي و متولد آبان ماه سال 1355 در دهكويه هستم . تحصيلات ابتدايي در دبستان مدني ، و راهنمايي را در مدرسه راهنمايي زارعي و مقطع متوسطه را در دبيرستان شهيد صفري دهكويه گذراندم. در خرداد سال 1374 از مقطع متوسطه فارغ التحصيل شدم و بلافاصله پس از شركت در كنكور سراسري با رتبه 327 در رشته روان شناسي دانشگاه اصفهان پذيرفته شدم . با معدل 16 در سال 78 مدرك كارشناسي را اخذ كرده و در همان سال در مقطع كارشناسي ارشد رشته روانشناسي استثنايي دانشگاه علامه طباطبايي تهران ( رتبه يك ) قبول شدم . پس از 2 سال درتيرماه 80 فارغ التحصيل شدم . به علت لغو قانون خريد خدمت سربازي مجبور شدم در آن زمان قيد دكترا را بزنم . به مدت 2 سال سرباز معلم ناحيه 1 آموزش و پرورش بندرعباس بودم كه همزمان با تدريس با سازمان بهزيستي هرمزگان نيز همكاري داشتم . در 6 ماه آخر خدمت نييز به عنوان استاد مدعو در دانشگاه هرمزگان تدريس مي كردم . پس از اتمام خدمت سربازي به مدت 3 سال به عنوان روان شناس در مراكزي مثل معاونت پيشگيري سازمان بهزيستي استان هرمزگان ، كانون اصلاح و تربيت بندرعباس، كلينيك مشاوره سازمان زندان هاي استان هرمزگان و مركز مشاوره دانشگاه هرمزگان فعاليت داشتم .
در طي اين چند سال قبولي در مقطع دكترا همچنان هدف نهايي ام بود و هيچ گاه مطالعه را كنار نگذاشتم ، تا اين كه بالاخره پس از يك وقفه 5 ساله در مهر 85 در رشته دكتراي روان شناسي دانشگاه علامه طباطبايي پذيرفته شدم . در طي مدت تحصيل دكتري كه 4 سال طول كشيد بورسيه هيأت علمي دانشگاه هرمزگان بودم. در نهايت سوم مهرماه 89 با دفاع از تز دكتري ازاين مقطع نيز فارغ التحصيل شدم .
س ) مشوق هاي شما ؟
ج ) خانواده
س ) پدر و مادرتان در اين راه چه نقشي داشتند ؟
ج ) در تمام دوران تحصيل حامي و پشتيبان من بوده اند .
س ) موفقيت هاي خود را بيشتر مديون چه كسي هستيد ؟
ج ) خانواده ام ، برادر بزرگم ، همچنين مدير و معلمين بزرگوار دبيرستان شهيد صفري دهكويه بخصوص جناب آقاي عسكر توكلي
س ) آيا براي قبولي در كنكور از كلاس هاي تقويتي هم استفاده كرده ايد؟
ج ) هيچگاه از كلاس هاي تقويتي استفاده نكردم .
س ) لطفا در مورد دوران تحصيلتان در دانشگاه ، اساتيد و درسهاي كه داشتيد توضيحي بفرماييد .
ج ) رشته روان شناسي يكي ازرشته هاي تقريبا پرطرفدار گروه علوم انساني است . در حال حاضر با گرايش هاي روان شناسي باليني ، عمومي ، كودكان استثنايي ، صنعتي و سازماني در مقطع كارشناسي در اكثر دانشگاه هاي كشور وجود دارد . در مقطع كارشناسي ارشد نيز گرايش هاي باليني ، عمومي ، كودكان استثنايي ، صنعتي و سازماني ، تربيتي و شخصيت وجود دارد . همچنين در مقطع دكترا گرايش هاي عمومي ، باليني ، تربيتي و كودكان استثنايي وجود دارد .
در دوران دانشگاه از اساتيد به نام رشته روان شناسي كه داراي كرسي استادي مي باشند در دانشگاه علامه از قبيل دكتر حسن احدي ، دكتر علي دلاور ، دكتر علي اكبر سيف ، دكترهادي بهرامي ، دكتر حسين آزاد ، دكتر مريم سيف نراقي و دكتر عبداله شفيع آبادي بهره بردم .
س ) انگيزه شما از ادامه تحصيل چه بود ؟
ج ) دستيابي به بالاترين درجه علمي در رشته خودم .
س ) از فعاليت هاي خود بگوييد .
ج ) در حال حاضر عضو هيأت علمي دانشگاه هرمزگان ، گروه روان شناسي و مشاوره مي باشم . همچنين با واحد علوم تحقيقات دانشگاه آزاد هرمزگان و همچنين واحد بين المل دانشگاه هرمزگان نيز همكاري دارم . علاوه بر تدريس اكثر وقتم را پر نموده است بخشي از وقتم را اختصاص به پژوهش داده ام .
س ) اگر تأليفات يا تحقيقاتي داريد آن را بيان فرماييد .
ج ) عناوين پژوهش هايي كه تاكنون انجام داده ام عبارتند از :
1 ـ بررسي ميزان آگاهي معلمان مقطع ابتدايي از اختلالات يادگيري در سطح استان هرمزگان
2 ـ بررسي و مقايسه عزت نفس دانش آموزان شاهد و غير شاهد استان هرمزگان ، مطالعه موردي در شهر بندر عباس
3 ـ بررسي علل بزهكاري نوجوانان كانون اصلاح و تربيت بندرعباس
4 ـ بررسي اثر بخشي درمان شناختي رفتاري خانواده محور ، گروهي و فردي در كاهش ميزان افسردگي نوجوانان ( تز دوره دكتري )
5 ـ بررسي عوامل موثر در نگهداري از كودكان عقب مانده ذهني در شهر تهران ( رساله فوق ليسانس )
6 ـ بررسي كارايي باليني پرسشنامه افسردگي كودكان ( مقايسه علمي ـ پژوهشي )
7 ـ بررسي وضعيت اشتغال زنان در استان هرمزگان ( همكار طرح )
8 ـ بررسي تحليل هزينه ـ فايده روش هاي درماني اعتياد ( همكار طرح ) و همچنين چند كار پژوهشي ديگر كه به عنوان همكار طرح حضورداشته ام .
س ) موفقيت از ديدگاه شما چيست ؟
ج ) دستيابي به اهدافي كه از ابتدا برنامه ريزي شده بود . اگر به اهدافي كه از ابتدا براي خودتان ترسيم نموده ايد ، دست پيدا كنيد ، قطعا آدم موفقي هستيد ، چه در تحصيل و چه در هر نوع شغل و پيشه اي .
س ) عوامل موفقيت خود را چه مي دانيد؟
ج ) اراده ، پشتكار و برنامه ريزي
س ) شيرين ترين لحظه زندگي شما چه موقع بود ؟
ج ) دوران تحصيل در دبيرستان زادگاهم .
س ) اكنون شما به عنوان يك جوان نخبه چه انتظارياز مسوولين داريد ؟
ج ) افزايش امكانات علمي آموزشي در كليه مدارس روستا ، احداث سالن ورزشي . اين دو مورد را ذكر كردم چون در دوران تحصيل آرزوي داشتن اين امكانات را داشتم .
س ) شما جواني را چگونه تعريف مي كنيد ؟
ج ) بهترين دوران زندگي هر انسان جواني است . نشاط ، انرژي ، تحرك و رقابت از ويژگي هاي اين دوره است .
س ) به نظر شما جواني كردن خوب است يا بد ؟
ج ) به نظرم هر فردي در دوره جواني اش بايد به همه ابعاد و نيازهايش توجه كند . توجه بيش از حد به يك جنبه باعث عدم رشد ديگر جنبه ها مي شود . مطالعه ، ورزش ، تفريح و حضور در اجتماع بايد با هم رشد كند .
س ) شما به عنوان يك نخبه دهكويي كه از افتخارات ما محسوب مي شويد چه پيامي براي جوانان ايران اسلامي بخصوص جوانان دهكويي داريد ؟
ج ) از همين امكانات موجود براي پيشرفت خود در هر بُعدي استفاده كنند .
س ) نظرتان در مورد ماهنامه پسين دهكويه چيست ؟
ج ) بخش هاي خبري و قسمت هايي كه به مسايل و مشكلات و همچنين پيشرفت هاي دهكويه مي باشد ، بيشتر توجهم را جلب مي كند .
س ) چه پيشنهادي براي بهتر شدن نشريه داريد ؟
ج ) پرهيز از مطالب كليشه اي ، داشتن رويكردي بي طرفانه ، درقبال كليه مطالب موجود در نشريه از قبيل اخبار سياسي ، اجتماعي ، عقيدتي و ...
س ) دهكويه !
ج ) ريشه و اصل
س ) نظرتان در مورد دانش آموزان دهكويي و پيشرفتشان چيست ؟ آيا مطلوب است يا خير ؟
ج ) پس از چند سال ركود به نظرم در چهار پنج سال اخير پيشرفت هاي خيلي خوبي چه در مقطع كارشناسي و چه ارشد داشته ايم . كه اين امر بخصوص در دوره كارشناسي و قبولي در كنكور ، معلول ايجاد حس رقابت بين دانش آموزان و حمايت مسوولان بوده است . انشاء الله كه اين روند همچنان رو به رشد باشد .
خوانده ها به نخوانده ها بگويند ، شنيده ها به گوش نشنيده ها برسانند
آرش زارعي
حرف هاي خودماني
ديري نمي گذرد از آن چه مي ترسيديم بر سرمان آوار شود . چه نشسته ايد ؟ كه زمان برخاستن است . زمان يكي شدن است . از چه خاموشيد كه زمان فرياد برآورن است . ازچه در هراسيد؟ كه زمان رشادت است . به پاخيزيد ، فرياد برآوريد و حق قانوني خود را بستانيد . برخيزيد كه نه زمان نشستن است. به خروش آييد وگرنه ديري مي گذر كه فردايي ازهمين فرداهاي خيلي نزديك درشناسنامه هر دهكويي به حقارتمان مي كشند : نام : آرش نام خانوادگي: زارعي تاريخ تولد : روز 10 ، ماه آذر 9 سال 90 ، محل تولد شهرستان : سفيدبان روستاي دهكويه . شايد هم حقيرتر : دهي ، دهاتي دور ، ناكجا آبادي بر اين زمين ، برهوتي در سرزميني بزرگ ، كويري لوت ، دشتي خشك ، كپر نشيناني بي خانمان و ...
نوجواني 20 ساله بودم كه اين درد و دردهايي مشابه در وجودم ريشه زد . درمانش نكردند . درمانش نكردم . و اكنون ده ، دوازده ، پانزده سالي است كه اين درد ريشه هايش را محكم تر ، شاخ و برگش را پربارتر كرده است . چه كنم كه دست تنها بودم و كسي گوش به حرف هايم نمي داد . از ولخرجي ها و رياهاي روزهاي حسيني گفتم . از متروكه ماندن بازار گفتم . ازآسفالت كوچه و خيابان گفتم . از كانون قرآن پشت مدرسه صديقه طاهره (س) گفتم. از كتابخانه كناردبيرستان پسرانه گفتم . از ، از ، از ... اما چه شد ؟ ولخرجي ها و رياهاي تاسوعا و عاشورا بيشتر شد و بازر متروكه تر و آسفالت ها را به گند كشيديم و كانون قرآن به جن خانه تبديل شد و كتابخانه .... از اين واضح تر چه بگويم ؟! اگر مسوولين در قبال مسووليتشان حركتي از خود نشان داده بودند . اينگونه نبوديم . اگر مسوولي خودش را مسوول اين همه كاستي ها و كمي مي دانست ، هرگز سرآسوده بر زمين نمي نهاد . هرگز شب خواب راحت نداشت و اگر مردم همت داشتند ، اگر هم دل بودند .... چه بگويم ؟ از چه بنالم ؟ چون نيك نگه كرد پر خويش در آن ديد ، گفت : از چه بناليم كه از ماست كه بر ماست .
اكنون زمان مقصر نشان دادن ديگران نيست . زمان موثر بودن است . ازاكنون آماده شويد براي جهشي بلند . دست در دست هم چه آن كه مقصر عقب افتادگي هاست ، چه آن كه خود را در حاشيه نگه مي داشت . چه آن كه دلش براي دهكويه مي تپيد . چه آن كه از اين پس دلش خواهد تپيد . چه آن كه دور است و چه آن كه نزديك . چه رفته ها و چه مانده ها با هم براي خيزشي بزرگ و دهكويه اي بر اوج بپاخيزيم . اگر 10 مرد جنگي در دهكويه پيدا كنم . سرزمين دهكويه را از اين چشم ديدن تا به آن چشم اندازهاي دور و بكر و دست نخورده وسعتش مي بخشم . اگر 10 مرد جنگي در دهكويه داشته باشم ، تيري خواهم افكند از آغاز اين سپيده دم تا به فلق ديگر صبح و مسير پروازش را سرزمين دهكويه و مردمان زير اين پروازهمايوني تير را دهكويه اي نام خواهم نهاد . تنها 10 مرد عاقل و زيرك، جسور و گستاخ ، اديب و هنرمند ، سرد و گرم چشيده و صبور . سخنور و دانشمند مي خواهم تا 20 مشت آهنين ، تا 20 چشم تيز بين و خشم آلود ، 20 پاي استوار و پابرجا ، 10 زبان برنده ، 10 قلب تپنده و به هم پيوسته شويم تا كوه ها را از جا بركنيم . درياها را به خروش آوريم . نيل كه تا قوزك پاي بچه هايمان هست كه هيچ ، اقيانوس ها را بشكافيم و ده خيبر را بگشاييم و مردگان را دم عيسوي و روح اهورايي بدهيم و آتش را گلستان ابراهيمي گردانيم و فلك را سقف ها بشكافيم و طرح هاي نو در اندازيم . نمي دانم تا كي در اين خواب غفلت مي مانيم ، وقتي كه فرياد مي زنيم آشغال ها و زباله هايتان را در كوچه و خيابان و رودخانه نريزيد ، كو ، گوش شنوا و كو فرهنگ و شعور ؟ وقتي مي گوييم ماهي 1500 تومان براي جمع آوري زباله ها بايد پرداخت كنيم ، كو گوش شنوا و كو فرهنگ و شعور ؟
آخر اين 1500 تومان در ماه مگر پولي است كه نتوانيم پرداخت كنيم ؟ آن هم براي سلامتي خودمان و بچه هايمان . به خدا همين بچه ها هم ديگر 1500 تومان ازما نمي گيرند .
برويد جاهاي ديگر كه آفرينشان باد ، نگاه كنيد . بروي ببينيد تا سري كه از روي غرور بالا گرفته ايد تا زانوانمان خم شود . مگر نه اين كه جلو هر خانه سبدي (سطل ) آهني و سردار قرار داده اند ، حال كدام زيباتر و بهداشتي تر است ؟ مايي كه زباله ها را به رودخانه و خيابان مي ريزيم يا آن ها؟ نه خدا و فرشتگان سطل را براي آن ها فرستاده اند و نه كار جن و پري است . كار ، كار شعور و فهم خودشان است . كار كار دانايي و با هم بودنشان است . و ما چه ؟ ما بادي به سينه انداخته ايم چون بادكنك و گردني كلفت كرده ايم چون فيل و چشمي تنگ كرده ايم چون روباه و قدي دراز كرده ايم چون زرافه و دنداني تيز كرده ايم چون گرگ و هي هي كنان و من و من كنان و نعره زنان براي جنگ و جدل و دعوايي و ... پيشاپيش هر دسته گروه و قومي خودنمايي مي كنيم ؛ ولي اگردر همان لحظه براي دهكويه و براي زدگاهمان و هم نوعمان خواندنمان و دعوتمان كردند ، چون موش به خانه هايمان برمي گرديم و ده ها بهانه موشگونه مي آوريم و شانه خالي مي كنيم از بودنمان . مي ترسيم از گفتنمان . بر مي گرديم از رفتنمان . اي داد بيداد ! ! ما ترسوهاي روزهاي امتحانيم. ما شكست خورده ي همه ي فتح هاي بچه گانه و آسانيم .
آرش زارعي ـ آذر 90 بندرعباس
