تبليغاتX
ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه - پسین دهکویه شماره 63

ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه

ماهنامه پسین دهکویه مجله ای برای مردم لارستان

پسین دهکویه شماره 63 - خبری

ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه 

سال ششم – شماره63 ـ 10 خرداد 89

دریافت صفحات نشریه به صورت عکس

طرح هادي دوم دهكويه از راه رسيد

بازنگري طرح هادي دهكويه پس از تامين اعتبار 12000/000 توماني از سال 1387 و بعد از طراحي و مطرح شدن در كميسيون ها و جلسات متعدد و رفت و آمدها بين وزارت كشور و بنياد مسكن در تهران ، استانداري و بنياد مسكن فارس بالاخره به تصويب رسيد و در سفر 89/3/2 برادر احمدي دهيار دهكويه كليه مدارك  طرح اعم از نقشه هاي مختلف ، محله بندي ، شيب بندي معابر ، گذرها و لبه گذاري ها ، طرح فاضلاب و ... cd و       كتابچه هاي مربوطه را تحويل گرفته و از اين پس كليه ساخت و سازها با توجه به طرح جديد انجام خواهد شد .

تجليل از معلمان دهكويه به مناسبت هفته بزرگداشت مقام معلم

طي مراسمي كه توسط شوراي اسلامي دهكويه و با حضور بخشدار مركزي لارستان برگزار شد از معلمان دهكويه تقدير به عمل آمد .

همزمان با هفته بزرگداشت مقام معلم طي مراسمي با حضور جناب آقاي ضيائي بخشدار محترم مركزي لارستان و كليه معلمان دهكويه در محل مدرسه راهنمايي صديقه     طاهره (س) از معلمان و بازنشستگان فرهنگي دهكويه تقدير به عمل آمد .

در ابتداي مراسم جناب آقاي رنجبري رئيس شوراي اسلامي دهكويه طي سخنان كوتاهي ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهيد مطهري اين روز را به معلمان تلاشگر تبريك گفتند .

در ادامه مراسم جناب آقاي ضيائي بخشدار محترم مركزي لارستان طي سخناني ضمن تبريك اين روز به معلمان در مورد جايگاه و اهميت شغل معلمي سخناني را ايراد فرمودند .

اين مراسم با اجراي سرود ، قرائت مقاله و اجراي نمايش نامه توسط  دانش آموزان ادامه يافت . در پايان مراسم تقدير نامه اي توسط بخشداري مركزي و هدايايي از طرف شوراي اسلامي دهكويه به معلمان و فرهنگيان بازنشسته دهكويه اهدا گرديد . 

برگزاري مراسم عزاداري و شام غريبان شهادت حضرت فاطمه (س) در دهكويه

همزمان با سالروز شهادت صديقه طاهره حضرت فاطمه زهرا (س) مراسم عزاداري به  مدت 5 شب و با حضور مداحان اهل بيت و جمع كثيري از مردم ولايي دهكويه  در محل حسينيه سيدالشهدا (ع) برگزار گرديد .

همچنين مراسم شام غريبان آن حضرت با انجام مراسم تشييع نمادين حضرت فاطمه (س) از محل مسجد حضرت اباالفضل (ع) تا حسينيه برگزار گرديد.

برنامه هاي گروه كوهنوردي وليعصر (عج) دهكويه در يك ماه گذشته

گروه كوهنوردي با وجود اين كه مدت كمي از تشكيل آن مي گذرد اما تاكنون برنامه هاي متعددي را داشته است .

اولين برنامه خارج از دهكويه صعود به غار بُن بو با حضور 25 نفر از اعضا در عمادده بود . اين برنامه از زمان حركت از دهكويه تا بازگشت 12 ساعت به طول انجاميد .

برنامه دوم گروه در ماه اخير پياده روي از دهكويه تا محل زيارتگاه       بي بي دختر به طول بيش از 15 كيلومتر و به مدت 4 ساعت بود .

سومين برنامه كوهنوردي و پايده روي گروه تا محل قلات كِئسه در شرقي ترين نقطه دهكويه

چهارمين برنامه گروه صعود به ارتفاعات كَسِه در شمال روستاي بريز

و آخرين برنامه و دومين برنامه خارج از دهكويه گروه صعود به ارتفاعات در منطقه لايزنگان دارب خواهدبود .

برگزاري برنامه پياده روي خانوادگي به مناسبت سوم خردا روز آزاد سازي خرمشهر

به مناسبت سوم خرداد و سالروز آزاد سازي خرمشهر برنامه پياده روي خانوادگي با حضور جمع كثيري از اهالي از محل حسينيه دهكويه از مسير خيابان ساحلي تا گلزار شهدا برگزار گرديد . در اين برنامه پس از قرائت دعاي روحبخش ندبه به تعداي از شركت كنندگان به قيد قرئه جوايزي اهدا گرديد .

كسب مقام سوم تيم فوتبال شهداي دهكويه در مسابقات اميدهاي لارستان

تيم فوتبال اميد شهداي دهكويه در اولين حضور خود در مسابقات فوتبال اميدهاي لارستان با شايستگي به مقام سوم اين مسابقات دست يافت.

تيم شهداي اميد دهكويه پس از شكست دادن حريفان خود در مرحله مقدماتي به عنوان تيم اول به مرحله بعد صعود نمود . در مرحله نيمه نهايي و جهت رفتن به فينال مسابقات در مقابل تيم ستاره آبي لار كه يكي از تيم هاي خوب و با سابقه لارستان است در يك بازي پر گل با نتيجه 5ـ2 نتيجه را واگذار نمود  و در عين شايستگي از صعود به فينال باز ماند ودر مسابقه رده بندي نيز بدون برگزاري بازي با توافق برگزاركنندگان به صورت مشترك به مقام سوم دست يافت .

بازي ماقبل فينال با حاشيه هاي فراواني همراه بود .  اين بازي پربرخود گاهي تا مرز درگيري هم پيش رفت يكي از دلايل آن مشكلات داوري اين مسابقه بود . در نيمه دوم مسابقه در حالي كه تيم دهكويه 2 ـ 1 عقب بود در حالي كه بازيكنان دهكويه معتقد بودند هيچ خطايي صورت نگرفته داور ضربه پنالتي به نفع تيم حريف گرفت . اين مساله باعث شد كه با خوردن گل سوم و در جايي كه دروازه بان تيم ستاره آبي با يك حركت آكروباتيك به سمت بازيكن دهكويه آمد و داور مي توانست پنالتي را اعلام كند اما اين كار را انجام نداد اين مساله باعث شد كه  روحيه تيم كم شود با وجود اين كه تيم اميد توانست يك گل ديگر را به ثمر برساند اما در پايان با نتيجه 5 ـ 2 بازي را واگذار نمود .

لازم به ذكر است كه  در اين بازي سرپرست و مسوول برگزاري مسابقات با وجود اين كه در تيم ستاره آبي هيچ مسووليتي نداشتند بر روي نيمكت اين تيم نشسته و به هدايت آن پرداختند و هنگامي كه اين مساله توسط سرپرست تيم شهداي دهكويه مورد اعتراض قرار گرفت ايشان در پاسخ گفتند : « اين موضوع هيچ ربطي به شما ندارد » !!

در خواست اصلاح پيچ خطرناك ورودي دهكويه

شوراي اسلامي دهكويه طي نامه اي به مسوولين اداره كل راه و ترابري لارستان درخواست اصلاح پيچ  ورودي دهكويه به دليل حادثه خيز بودن آن نمود .

اداره كل راه و ترابري لارستان نيز تصوير نامه شوراي اسلامي را به نماينده مجري ساخت و تسعه زيربناهاي حمل و نقل در استان فارس ارسال نموده و درخواست نموده اين كار توسط پيمانكار طرح اجرا گردد.

پاسخ مسوولين ودرخواست از مهندسين مشاور فراشار آسيا :

« مقتضي است با توجه به مكاتبات مكرر ابن حوزه با آن مهندسين مشاور هرچه سريع تر مراتب را بررسي و چنانچه ضرورت دارد جهت اصلاح به پيمانكار محور مربوطه ابلاغ تا اقدام لازم انجام شود » .

نكته : اگه گفتن اين كار ضرورت نداره چه مي شه ؟

معاون فرماندار لارستان:

لارستان منطقه ويژه اقتصادي است

معاون فرماندار لارستان گفت: در سفر مقام معظم رهبري در سال 87 به لارستان اين منطقه به‌عنوان منطقه ويژه اقتصادي شناخته شد و در سفر دور دوم رياست جمهوري به فارس مطالعات آن به‌تصويب رسيد.

به گزارش خبرگزاري فارس از لارستان، صادق صادق‌نژادان در جلسه‌اي كه با حضور سرپرست اداره كار و امور اجتماعي شهرستان لارستان و اعضاي خانه كارگر اين شهرستان برگزار شد، اظهار داشت: شاخص استهلاك صنايع بطور معمول ساليانه پنج درصد است كه در بنادر به علت شرجي و رطوبتي بودن اين ميزان به 10 درصد مي‌رسد بطوري كه يك كارخانه در بنادر ظرف 10 سال مستهلك مي‌شود اما شاخص استهلاك در لارستان 2/5 درصد است و يك كارخانه پس از 20 سال مستهلك مي‌شود.

صادق‌نژادان افزود: براي ايجاد منطقه ويژه اقتصادي يك هزار هكتار زمين مصوب شده كه فاز صفر آن بعد از شهر لطيفي است.

وي از معافيت 20 ساله سرمايه‌گذاران در اين زمينه از ماليات خبر داد و گفت: سرمايه‌گذاران در بخش كارخانجات از پرداخت گمركي ابزار و وسائل نيز برخوردار مي‌شوند.
معاون فرمانداري لارستان ايجاد اشتغال براي 500 هزار نفر در چشم‌انداز منطقه ويژه اقتصادي لارستان را قابل اجرا دانست و در ادامه گفت: با تصويب هيئت دولت خط دوم انتقال آب از سد سلمان فارسي به لارستان در حال انجام است و آب صنعتي مورد نياز براي نيروگاه يك هزار مگاواتي برق لارستان نيز از خليج فارس فراهم مي‌شود كه اين مهم از فاصله 104كيلومتري توسط بخش خصوصي در حال انجام است.
در اين جلسه حسن قوامي دبير اجرايي خانه كارگر لارستان نيز با ارايه گزارشي، ابراز داشت: خانه كارگر لارستان با فعاليت خود، شهرستان‌هاي لارستان، جهرم، خنج، لامرد و مهر را زير پوشش دارد.
وي پيشنهاد كرد كه كارخانجات مناطق مرطوب و بنادر را به لارستان انتقال دهند تا از استهلاك آنان جلوگيري شود.

اجراي صحيح امر به معروف و نهي از منکر مورد تاکيد مراجع اسلامي است

معاون فرماندار لارستان گفت:امربه معروف و نهي از منکر از جمله واجبات شرعي است و اجراي صحيح آن مورد تاکيد منابع فقهي و مراجع اسلامي است.

صادق صادق نژادان ، در گفت و گو با ايرنا افزود: زيبنده آن است که درسال همت وکارمضاعف ،مسوولان درترويج درست اين فرهنگ غني در جامعه توجه ويژه اي داشته باشند.
وي به برگزاري نشست ستاد احياي امر به معروف و نهي از منکر لارستان اشاره کرد و بيان داشت:در اين نشست، مصوب شدکه سازمان تبليغات اسلامي،کانون هاي مذهبي را فعال تر سازد و با هماهنگي اداره آموزش و پرورش نسبت به اجراي گفتمان مذهبي و فرهنگي در ميان دانش آموزان اقدام کند.

صادق نژادان اضافه کرد: همچنين در نشست اين ستاد ، مقرر شد که ضمن شناسايي مراکز ويژه اي که به نوعي در اشاعه منکر در جامعه نقش دارند، نسبت به تهيه طرح و برنامه لازم براي ترويج و افزايش ميزان امور معروف و نهي از منکرات ، با رعايت همه جوانب و انتخاب بهترين راه تذکر لساني، اقدام کند.

او افزود: در چارچوب رويکرد هر چه بيشتر نسبت به ترويج امر به معروف در جامعه، مقرر شده است که طرح ياوران معروف در مدارس لارستان ، فعال تر شود .

مفتي اهل تسنن اوز :

کاستن از مشکلات فرهنگي ، نيازمند  تلاش مضاعف است

مفتي اهل تسنن جنوب فارس و امام جمعه اوز لارستان گفت: با توجه به نامگذاري امسال به عنوان سال همت و کار مضاعف ، ضروري است که در زمينه مسايل فرهنگي نيز تلاش مضاعفي داشته باشيم تا به تبع اين تلاش، از مشکلات فرهنگي کاسته شود.

به گزارش ايرنا شيخ عبدالعزيز قاضي زاده ، در نخستين نشست فرهنگ عمومي بخش اوز بيان داشت: دين اسلام به مساله فرهنگ توجه واهتمام ويژه اي دارد و همين امر خود موجب مي شود که دست اندرکاران و متوليان فرهنگي ما نيز در اين زمينه ، تلاشي مضاعف داشته باشند.

عبدالنبي يکه رييس دادگستري لارستان هم در اين نشست، موضوع فرهنگ و پرداختن به آن رامهم ارزيابي کرد و افزود: درگيري هاي دسته جمعي،  مزاحمت هاي خياباني و شيوه برپايي برخي از جشن هاي عروسي در جامعه از جمله معضلات فرهنگي است که شکل گرفته است.

بخشداراوزهم درحاشيه برگزاري اين نشست درگفت وگو با ايرنا اظهار داشت: هدف از برپايي اين نشست ، بررسي معضلات و مشکلات،      ويژگي هاي فرهنگي و ارايه راهکار مناسب براي رفع اين مشکلات،تلاش براي حذف سنت هاي غلط ،حفظ وتقويت ارزش هاي ديني و انقلابي برنامه ريزي براي هماهنگي و همسو کردن فعاليت هاي فرهنگي و تصميم گيري در زمينه الگوسازي خرده فرهنگ هاست.

اصغر فرودي افزود:همچنين دراين نشست مقرر شد که در گردهمايي آينده مسايلي همچون نزاع هاي دسته جمعي ، مزاحمت هاي موتورسواران، احيا وترويج بازي هاي بومي و محلي،
زمينه سازي امور فرهنگي، عدم توجه به هنر و موسيقي محلي، عدم تشکيل انجمن هاي ادبي و شعر، نبود برنامه ريزي صحيح براي اوقات فراغت جوانان و زمينه سازي براي تاسيس کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان ، مطرح و پيگيري شود.

وي بيان داشت: تا کنون نشست هاي فرهنگ عمومي در مراکز استان ها تشکيل مي شد ليکن مقرر شد از سال جاري اين نشست ها در مراکز بخش ها و شهرستان ها نيز تشکيل شود.

افتتاح كارخانه بسته‌بندي و پروسيسينگ بذر ذرت در دهستان ارد

كارخانه بسته‌بندي و پروسيسينگ بذر ذرت در دهستان ارد  افتتاح و مورد بهره‌برداري قرار گرفت.
مدير روابط عمومي فرمانداري  لارستان گفت: فاز نخست اين كارخانه  در زميني به مساحت 8 هزار مترمربع با سرمايه‌گذاري افزون بر 10 ميليارد ريال و سرمايه‌گذاري ارزي 2/5 ميليون يورو توسط بخش خصوصي در 2 هزار مترمربع زير بنا ساخته شده است.

محسن حجتي افزود: 190 نفر در بخش توليد و پشتيباني اين كارخانه مشغول به كار هستند و ظرفيت توليد سال‌هاي آتي به سه تن در هر ساعت مي‌رسد.

وي افزود: صرفه‌جويي در مصرف آب،‌ تغيير در الگوي كشت، اجراي شرايط عاري از آفات كشاورزي و دسترسي كامل به فرودگاه بين‌المللي لارستان و كشورهاي حوزه خليج فارس براي صادرات از جمله اهداف و مزيت‌هاي اجراي‌ اين طرح است.

برگزاري نخستين جشنواره رياضيات در لارستان

به گزارش خبرگزاري فارس،  نخستين جشنواره رياضيات به ابتكار آموزشگاه فارابي با عنوان انديشه‌هاي پويا در لارستان برگزار شد.

مدير آموزش و پرورش لارستان گفت: در اين جشنواره كه با حضور كارشناسان و يك صد نفر از دانش‌آموزان 30 مدرسه راهنمايي در تالار اجتماعات مدرسه راهنمايي فارابي لار برگزار شد، كارگاه رايانه،‌ اينترنت و چگونگي ساخت وسايل كمك آموزشي رياضي تشكيل شد.
ابراهيم روشن‌ضمير افزود: برگزاري چنين جشنواره‌اي در يك مدرسه

عادي و محروم حركتي استثنايي بوده و شاخص باسوادي و بي‌سوادي در عصر حاضر ميزان آشنايي افراد با ماشين‌ حسابگر (رايانه) و تسلط به زبان‌هاي انگليسي و معرفت نسبت به قرآن است و اگر دانش‌آموزي خود را از اين موارد مستثني بداند فرصت پيشرفت را از دست مي‌دهد.

وي اضافه كرد: در حاشيه اين جشنواره كه با هدف آشنايي دانش‌آموزان با روش‌هاي نوين آموزش رياضي برپا شد نمايشگاه هوش و سرگرمي و كتاب و دست‌ساخته‌هاي دانش‌آموزان نيز برپا بود.

اصلاح نژاد گوسفند با هدف افزايش بازده توليد در لارستان آغاز شد

مسوول اداره بهبود توليدات دامي جهاد کشاورزي لارستان گفت: عمليات اصلاح نژاد گوسفند با به کارگيري ابزار مخصوص و با هدف افزايش بازدهي و بهبود توليد بر روي 130 راس گوسفند در اين شهرستان آغاز شد.

محمد محمدي ، در گفت و گو با ايرنا در مورد شيوه انجام اين عمل افزود: از اواخر فروردين ماه جاري ،  يک گله گوسفند متعلق به يکي از دامداران در منطقه صحراي نيمه لار به وسيله تزريق عضلاني هورمون و با هدف همزماني فحلگي انجام شد.

وي افزود: پس از 12 روز با تزريق هورمون ديگر ، تمام گله آماده اسپرم پذيري و تلقيح شد و گروه علمياتي تلقيح مصنوعي، روز بعد از تزريق هورمون دوم در محل نگهداري گله حاضر و در همان زمان از قوچ هاي مناسب( نژاد کبوده شيراز) اسپرم گيري کردند.

محمدي بيان کرد: اين اسپرم ها به انداز مشخص رقيق و با عمليات تلقيح منصوعي ، هر يک از گوسفندان را تلقيح کردند و بديهي است پس از سپري شدن پنج ماه ، گوسفندان با چند روز اختلاف زايش خواهند کرد.
او ادامه داد: با انجام اين روش ، همه گوسفندان تحت نظارت ، بصورت صد در صد باردارخواهند شد و حتي گوسفنداني که تا کنون باردار نشده ودراصطلاح دامداري به آنان "قصر" مي نامند نيز باردار خواهند شد.

وي باعنوان اينکه ، با استفاده از نظريه کارشناس تغذيه مي توان گله را در طول سال دو بار مجبور به زايش کرد افزود: اين طرح و روش داراي محاسن بسياري از جمله سرعت و صرفه جويي در وقت و زمان است.

اکثر راه هاي روستايي لارستان در دست مطالعه و اجرا است

مديرکل راه و ترابري لارستان فارس گفت: اکثر راه هاي روستايي در حوزه استحفاظي اين اداره کل در دست اجرا، مطالعه و بهسازي است.

به گزارش ايرنا مهندس علي اميري در جريان بازديد از چند پروژه راه روستايي افزود: کار احداث 12 کيلومتر از راه روستايي گلک - موزر که 21 کيلومتر طول دارد و يکي از راههاي قابل اهميت از نظر توسعه بخش کشاورزي و باغداري در اين حوزه است به اتمام رسيده و 9 کيلومتر باقيمانده نيز در در حال اجرا است.

وي ضمن اشاره به فراواني باغ هاي مرکبات و محصولات کشاورزي در اين منطقه گفت: با احداث اين محور حمل محصولات کشاورزي و باغداري به سهولت انجام مي پذيرد و ارتباط روستاهاي واقع در مسير با مرکز بخش امکان پذير مي شود.

اميري ادامه داد: روستاهاي شاه غريب، دشت حسني، بايجان، دشت رنگريزي، گروه، بالاکوه، موزار، کتويه، آب کنارو، پشت پر، چاه کهري و گلک از امکانات به وجود آمده با احداث اين محور بهره مند گرديده و 154 خانوار تحت پوشش قرار مي گيرند.
مدير کل راه و ترابري لارستان اظهار داشت: اکثر روستاهاي بالاي 50 خانوار حوزه اين اداره کل از نعمت راه روستايي مناسب برخوردار بوده و احداث راه روستاهاي فاقد راه داراي اولويت نيز در دستور کار قرار دارد که در صورت تامين اعتبار تا پايان سال 90 از راه برخوردار خواهند شد .

خبرهاي امور بانوان دهكويه

ـ يكدوره كلاس مشاوره تربيتي و آموزش بهداشت  توسط خانم اله بس سوزنده با حضور 40  نفر از خواهران در محل دارالتحفيظ برگزار شد . در پايان جلسه خانم سوزنده به سوالات حاضران پاسخ دادند .

ـ آموزش پدافند در پايگاه مقاومت الزهرا (س) دهكويه با شركت 81 نفر از خواهران بسيجي در تاريخ 89/2/14 در محل حسينيه سيدالشهدا(ع)

ـ مراسم ايم فاطميه ويژه خواهران در محل دارالتحفيظ برگزار شد . در اين مراسم حاج آقا اميدي روحاني مستقر دهكويه پيرامون فضايل حضرت زهرا (س) و حجاب سخناني را ايراد نمودند. همچنين در اين مراسم برادر الياس فروزان به مرثيه خواني پرداختند .

ـ به مناسبت ايام فاطميه (س) طرح صالحين با حضور 35 نفر از خواهران با حضور و مشاوره سركار خانم الهام فروزان و مربي طرح صالحين سركار خانم آسيه راسخي برگزار شد .

درخواست هاي بانوان

ـ درخواست كميته ورزش بانوان ، خط كشي زمين واليبال سالن مدني جهت استفاده خواهران از اين سالن .

ـ درخواست  از مسوولين  جهت احداث نگارخانه از مسوولين توسط كميته امور بانوان ام البنين  جهت نمايش كارهاي هنري خواهران .

 ـ درخواست احداث سرويس بهداشتي در ورودي دهكويه به دليل اين كه در هنگام انتظار جهت سوار شدن به اتوبوس كودكان همراه مسافران با مشكل مواجه مي شوند .  

پسين دهكويه در 8 سال گذشته

شماره 3 داخلي خرداد 81 :

ـ ديدار فرماندار و نماينده محتم لارستان و بخشدار مركزي لارستان از دهكويه در اين برنامه مسايل و مشكلات دهكويه به گوش مسوولين رسيد و مسوولين نيز به سوالات مردم پاسخ گفتند .

ـ به دهكويه باز خواهيم گشت . متني ادبي از آقاي اصغر دهقاني

ـ زندگي نامه خوشنويس بزرگ دهكويه ملا عسكر

ـ ميراث پدري من متني ادبي از آقاي آرش زارعي

و با اشعاري از خانم احترام فروزان ،  صمد رنجبر ،  مصطفي دهقاني ، مهدي فروزان و محمد جواد رنجبري

در پايان مطلبي طنز از اين شماره:

استان شدن لارستان !!

استان شدن لارستان مبارك !

ـ از كي تا حالا استان شده ؟

ـ از خيلي وقته

ـ كي گفته ؟

ـ اداره هواشناسي

ـ چگونه ؟

شما توجه كنيد به گزارشسازمان هواشناسي ، هروقت كه در استان بوشهر بارندگي را اعلام مي كند در لارستان باران نمي بارد . هر وقت فارس را اعلام مي كند در لارستان باران نمي بارد . استان كرمان را اعلام مي كند باز در لارستان باران نمي بارد. پس نتيجه مي گيريم لارستان استان مستقلي شده كه ما خبر نداريم !

خبرهايي از دبيرستان شهيد صفري دهكويه

برگزاري اردوي يك روزه علمي و تفريحي

اردوي يك روزه علمي ـ  تفريحي با حضور دانش آموزان ، دبيران محترم، اعضاي انجمن اوليا و مربيان ، و اعضاي شوراي اسلامي دهكويه در محل امامزاده مير ابراهيم برگزار گرديد . در اين برنامه معنوي آموزشي و تفريحي كه در يك جو صميمي برگزار گرديد از نفرات برتر امتحانات نوبت اول و برگزيدگان مسابقات فرهنگي و هنري تقدير به عمل آمد . پس از برگزاري نماز جماعت از كليه شركت كنندگان پذيرايي به عمل آمد. لازم به ذكر است هزينه هاي اين برنامه توسط خود دانش آموزان تامين شده بود .

اصلاح و پوزش

در شماره قبل دهكويه از خيرين كمك كننده به دبيرستان تقدير به عمل آمد كه متاسفانه در يك مورد اشتباهي چاپي به وجود آمده بود كه ضمن پوزش بدين صورت اصلاح       مي گردد :

كمك جهت ساخت مخزن آب توسط جناب آقاي منوچهر زينلي مبلغ 100 هزار تومان بود كه 10 هزار تومان درج گرديده بود .

ساخت سالن نياز اين آموزشگاه

دبيرستان شهيد صفري در سال 1367 توسط خانواده شهيد صفري به ياد آن مرحوم ساخته شد . اين مكان آموزشي داراي 4 كلاس درس بوده و ميانگين دانش آموزان آن 100 نفر در رشته علوم انساني و پيش دانشگاهي است و حدود 10 الي 15 دبير و كادر اداري دارد . كتابخانه ، كارگاه رايانه و... از ديگر امكانات اين آموزشگاه   مي باشد  .

برگزاري مراسم هاي مختلف از قبيل مسابقات علمي ، ورزشي ، فرهنگي و هنري ، جلسات انجمن اوليا و مربيان و برگزاري نماز جماعت از برنامه هاي ديگر اين آموزشگاه       مي باشد . از ديگر برنامه ها استفاده نشريات و مجلات  ، شركت در     آزمون هاي مختلف بنيه علمي ، پيشرفت تحصيلي در طول سال تحصيلي كه با استقبال خوب دانش آموزان اين دبيرستان همراه بوده  با وجود شوراي دانش آموزي ، انجمن اسلامي كمك قابل توجهي به حضور و استفاده گسترده دانش آموزان از اين برنامه ها نموده است .

نكته بسيار مهم عدم وجود مكان مناسب جهت برگزاري برنامه هاي ذكر شده مي باشد كه مسوولين را با مشكل مواجه ساخته است . برگزاري اين برنامه ها در فصول مختلف سال ، سرما و بارندگي در زمستان و گرماي هوا در تابستان باعث شده كه در اجراي برنامه ها مشكلات فراواني وجود داشته باشد . توضيحا اين كه به دليل كمبود جا امتحان نوبت دوم امسال در سالن دبستان مدني برگزار شد كه اين مساله مشكلات بسياري را به وجود آورده است . لذا مسوولين و اعضاي انجمن اوليا و مربيان بر آن شدند با همكاري خيرين محلي اقدام به ساخت سالني در حد بضاعت اين آموزشگاه نمايند و با همكاري خيرين محلي مقيم شهرهاي بندر عباس و شيراز اين مهم را به انجام رسانند .

اميدواريم كه خيرين محلي و افراد نيكوكار با همت والاي خود ما را در اين امر خداپسندانه ياري نمايند .

شماره حساب آموزشگاه 4150079683009 به نام دبيرستان شهيد صفري دهكويه نزد بانك ملي            ( سيبا) جهت كمك هاي خيرين محترم

خداوند به همه عزيزان نيكوكار اجر و پاداش دنيوي و اخروي عطا فرمايد .

           سيروس صبوري

مدير دبيرستان شهيد صفري دهكويه

90 پسين

ـ با سلام به 90 اين ماه در خدمت شما هستيم . در شماره قبل نشريه در مورد علت تخريب مسجد حضرت قائم(عج) سوالاتي پرسيديم ، در اين مورد از دور حرف هاي زده شد ولي پاسخ مكتوبي دريافت نشد . در اين شماره به سراغ حسينيه دهكويه      مي رويم . از متوليان آن مي پرسيم آيا لازم بود براي حسينيه مناره اي ساخته شود  كه طبق برآوردها هزينه اي بالغ بر 60 ميليون تومان  خواهد داشت ؟ آيا بهتر نبود به جاي ساخت مناره با هزينه اي گزاف كف حياط حسينيه درست مي شد ؟ حال كه اين كار صورت گرفته چرا عرض در ورودي بسيار كم در نظر گرفته شده تا     هيئت هاي عزاداري در ايام محرم و زمان هاي ديگر جهت ورود به حسينيه مشكلي نداشته باشند؟ اميدواريم كه متوليان امر به اين موضوع پاسخ  دهند.

يكي از نكات ديگري كه مي توان بيان كرد اين است كه با ساختمان فعلي نماي حسينيه به هيچ وجه از سمت خيابان مشخص نيست ، براي رفع اين مشكل پيشنهاد مي گردد بناهاي كهنه سمت خيابان تخريب شده و با ساخت يك ديوار كوتاه و با نصب نرده هاي فلزي جلوه اي زيبا به اين بنا بدهند .

ـ در ستون 90 شماره 60 نشريه در مورد يك فرهنگ سازي يعني      پارچه نويسي ها  صحبت كرديم . متاسفانه چندي پيش يكي از اهالي بر اثر سكته قلبي دار فاني را وداع گفتند، شاهد آن بوديم كه خانواده آن مرحوم با وجود آن كه طايفه زيادي هم داشتند، فقط يك پارچه در جلو منزل آن مرحوم نصب نمودند و در زير آن نوشته شده بود از طرف همه دوستان و آشنايان ، اين كار اولين قدم در مورد كنار گذاشتن فرهنگ غلطي بود كه در اين مورد وجود داشت ، كه واقعا جاي تشكر دارد .

ـ بحث بعدي ما در مورد ورودي دهكويه است كه نشانگر زيبايي و فرهنگ هر شهر و روستاست . خوشبختانه در اين ماه فلكه دهكويه به همت شوراي اسلامي و دهيار محترم بسيار زيبا شده است . همچنين شاهد بوديم كه در مجموعه ورزشي شهدا وسايل بدن سازي جهت استفاده عمومي نصب شده كه جاي تشكر دارد، اما اميدواريم مسوولين هر چه      سريع تر به فكر زيبا سازي بولوار ورودي باشند كه كاملا خشك شده و چهره دهكويه را كمي نازيبا كرده  است .

ـ نكته آخر در مورد آب بازي كودكان و نوجوانان است . متاسفانه شاهد آن هستيم كه در شب ها      عده اي از بچه ها در كوچه و خيابان ها در حال آب بازي هستند ! در سال هاي قبل گفته مي شد كه سرگرمي خاصي براي آن ها وجود ندارد ، اما امسال با وجود آماده شدن بازار مدني براي ورزش جوانان و نصب وسايل بدنسازي در محل مجموعه ورزشي ديگر هيچ بهانه اي وجود ندارد . نكته قابل تاسف اين است كه آب هايي كه به هدر      مي روند همان آب شرب است كه با هزينه زيادي با تانكر تهيه مي گردد . اميدواريم كه كودكان و نوجوانان عاقلانه بينديشند و مسوولين هم در اين مورد فكري بكنند .

تا 90 ديگر خداحافظ 

قابل توجه پاسداران و سربازان وظيفه

به اطلاع آن دسته از برادران پاسدار وظيفه ، سرباز وطيفه و ... كه درلاع آن دسته از برادران پاسدار وظيفه ، سرباز وطيفه و ... كه  طي 8 سال جنگ تحميلي خدمت مقدس خود را در مناطق عملياتي گذرانده اند مي رساند ، حهت  جمع آوري آمار و اطلاعات مدارك ذيل را حداكثر تا پايان خردادماه سال جاري به پايگاه مقاومت شهيد صفري دهكويه تحويل نماييد . جهت اطلاعات بيشتر با تلفن 09177819448 تماس حاصل فرماييد.

مدارك مورد نياز :

ـ فتوكپي شناسنامه تمام صفحات هر كدام يك برگ

ـ  فتوكپي كارت ملي

ـ فتوكپي كارت پايان خدمت

ـ و هر گونه گواهي دال بر حضور در مناطق جنگي

پايگاه مقاومت شهيد صفري دهكويه

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 63 - اعتقادی

جایگاه و ارزش دعا در اسلام

دعا در لغت به معنای طلب، درخواست و تقاضاست و در اصطلاح به اظهار نیاز و خواهش بندگان به درگاه خدای قادر متعال گفته       می شود. ارزش و اهمّیّت دعا در فرهنگ اسلامی، از سفارشهای قرآن و معصومین ـ علیه السّلام ـ معلوم می شود. این تأکید بسیار زیاد، نشانگر جایگاه ویژه دعا در اسلام است، تا جایی که رسول گرامی ـ صلیّ الله علیه و اله ـ فرمود:  « اَلدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَةِ » دعا مغز عبادت است.  همچنین امام باقر ( علیه السّلام ) فرمود« ما مِنْ شَیْءٍ أَفْضَلُ عِنْدَاللهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ أَنْ یُسْأَلَ وَ یُطْلَبَ مِمّا عِنْدَهُ» در نزد خدا هیچ چیز بهتر از این نیست که از او سؤال شود و از آنچه نزد اوست درخواست گردد.

آداب دعا

دعا همچون عبادات دیگر آداب و مقررات ویژه ای دارد که در صورت انجام آن، نتیجه بهتر و مطلوبتری به دست می آید. برخی از آن آداب را بطور اختصار بیان می کنیم:

حال دعا داشتن

دعا کننده باید با تمام وجود متوجّه ذات مقدّس خدا باشد و از غیر او بکّلی دل بکند و هیچ امیدی به دیگران نداشته باشد.
دیگر اینکه در کارهای نیک پیشقدم باشد با بیم و امید به دعا بنشیند. قرآن مجید می فرماید: خاندان زکریّای پیغمبر با چنین حالتی خدا را می خواندند:  « إِنَّهُم کانُوا یُسارِعُونَ فی الْخَیْراتِ وَ یَدْعُو نَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ کانُوا لَنا خاشِعینَ» (انبیاء؛90) بدرستی که آنها در کارهای خیر پیشگام بودند و با حالت امید و ترس، ما را می خواندند و برای ما خاشع بودند. توجّه قلبی نیز از شرایط دعاست که داعی باید با توجه کامل و از ته دل خدا را بخواند. علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:  « لا یَقْبَلُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ دُعا‌ءَ قَلْبٍ لاهٍ»  خداوند بزرگ، دعای دلی را که غافل و مشغول باشد نمی پذیرد.

همین طور بجا و نیکوست که انسان هنگام دعا و مناجات دست های خویش را به سوی آسمان بالا برد چنان که نقل شده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله ـ هنگام دعا و مناجات دستهایش را بالا می برد. امام صادق ـ علیه السلام ـ در مورد حکمت این کار فرمود: «هرگاه بنده دستهایش را به سوی خدا بالا برد، او حیا می کند که آنها را خالی برگرداند.»  

استعمال بوی خوش، صدقه قبل از دعا و انگشتر عقیق به دست داشتن نیز از آداب دعا شمرده شده است.

رعایت زمان دعا

گرچه درهای رحمت الهی، همواره به سوی بندگانی که صادقانه و مخلصانه او را             می خوانند، باز است و خداوند، به آنها وعده پاسخ داده است، امّا امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ به بعضی از زمانها و اوقات، عنایت بیشتری داشته اند و احتمال استجابت در آن مواقع خاص، بیشتر دانسته اند. از آن جمله ماه مبارک رمضان بویژه شبهای قدر، روز عرفه، روزهای عید فطر، قربان، غدیر، و شبهای جمعه... . امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:  « إِنَّ اللهَ تَعالی یُنادی کُلَّ لَیْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ اَوَّلِ اللَّیْلِ إِلی آخِرِهِ: اَلا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ یَدْعُونی لِدینِهِ وَ‌دُنْیاهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَاُجیبُهُ...»  

خدای بزرگ در هر شب جمعه از اول تا آخر شب از بلندای عرش ندا دهد که آیا بنده مؤمنی نیست که امشب مرا برای دین و دنیای خویش بخواند تا او را اجابت کنم.

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:  « إِذا زالَتِ الشَّمْسُ فُتِحَتْ اَبْوابُ السَّماءِ و اَبْوابُ الْجَنانِ وَ قُضِیَتِ الْحَوائِجُ الْعِظامُ...»  
به هنگام نیمروز، درهای آسمان و بهشت گشوده می شود و حاجتهای مهم برآورده می گردد.  همچنین رسول اکرم ـ صلیّ الله علیه و اله ـ دعا در ماه مبارک رمضان را مستجاب دانسته و فرمود:  «...  وَ دُعاءُکُمْ فیهِ مُسْتَجابٌ...»

توجّه به مکان دعا

جای دعا کردن نیز در چگونگی استجابت دعا نقش دارد. مکان هر چه مقدستر باشد دعا به استجابت نزدیکتر است. مانند: مکه معظّمه، مدینه منوّره، مشاهد مشرّفه امامان، مساجد، امامزاده های معتبر مزار گلگون شهدا و....

امام رضا ـ علیه السلام ـ درباره دعا کردن در شهر مقدّس مکّه فرمود:  « هیچ کس در این کوهها (مکّه) نایستاد (و دعا نکرد) مگر اینکه مستجاب شد. اما دعاهای مؤمنان در امور آخرتشان و دعای کفّار در امور دنیاشان به اجابت می رسد.»

در جوار قبر رسول خدا ( صلی الله علیه و اله ) نیز دعا به اجابت می رسد.همچنین کنار مرقد مطهّر سیدالشهدا حسین بن علی           ( علیهما السلام )  از مکانهایی است که دعا مستجاب می شود.

اسباب و عوامل اجابت

علاوه بر آداب ظاهری دعا، عوامل دیگری نیز در استجابت دعا موثرند، که در اینجا بطور اختصار می آوریم:

قطع امید از غیر خدا

قطع امید از غیر خدا، عزم دعا کننده را در توسل به پروردگار و مبداء هستی قویتر کرده، با خلوص بیشتری خواسته های خود را از درگاه خدا طلب می کند.

امام صادق ـ علیه السلام ـ در این باره فرمود:  « هرگاه یکی از شما اراده کرد که هر چه از خدا بخواهد به او بدهد باید از همه مردم ناامید شود و جز به خدا امیدوار نباشد. اگر خداوند این حالت را در قلب دعا کننده یافت هر چه از او درخواست شود عطا می کند.»

دسته جمعی دعا کردن

از دیگر عوامل مؤثر در اجابت دعا، گروهی بودن آن است و این نشانه اهتمام اسلام به جمع و اجتماع است. یکی از حکمت های آن، این است که هر چه افراد، بیشتر باشند، هر یک به سهم خود و نسبت به خصایل نیکویی که دارند، نظر پروردگار را جلب و دعا را به هدف اجابت، نزدیکتر می کنند. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:  « هرگاه امری پدرم (امام باقر  علیه السلام ) را محزون می کرد، زنان و کودکان را جمع نموده، دعا می کرد و آنها آمین می گفتند.»

واسطه قرار دادن اهل بیت ( ع )

انسان غیر معصوم، به طور معمول، مرتکب گناه و اشتباه شده، بدین وسیله در درگاه الهی خجل و روسیاه است. از این رو، اگر اولیای مقرّب درگاه خدا را واسطه قرار دهد به خاطر آنها دعا به اجابت نزدیکتر می گردد. در میان امت اسلامی هیچ کس از پیامبر و خاندانش نزد خدای محبوب تر نیست. خداوند، خود فرموده است:  « محبوب ترین و گرامی ترین بندگانم نزد من محمّد و علی، حبیب و ولی من هستند، هر کس به وسیله آن دو و خاندان پاکشان از من چیزی بخواهد، خواسته اش را رد          نمی کنم.»  

رسول اکرم ـ صلی الله علیه و اله ـ نیز فرمود: « ... إِجْعَلُونی فی أَوَّلِ الدُّعاءِ وَ فی آخِرِه ِ‌وَ وَسَطِهِِ» مرا در اول، وسط و آخر دعا قرار دهید.

موانع اجابت

همان طور که عواملی موجب تسریع در اجابت دعا می شود، عللی نیز مانع اجابت دعا می گردند، که به شرح زیر است:

گناه

گناه، دشمن دیرینه و خطرناک انسان و دورکننده او از نعمتهای مادّی و معنوی است و مانع بزرگی در مسیر کمال او محسوب         می شود.

دعای فرد گنهکار به اجابت نمی رسد و ناله هایش خریدار ندارد.

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:  « انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب  می کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می گذارد، ولی بنده در این مدّت مرتکب گناه می شود. خداوند به مأمور اجابت دعا امر می کند: خواسته اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را برانگیخت و شایسته بی اعتنایی گردید.

شخصی خدمت رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله ـ آمد و گفت: دوست دارم که دعایم مستجاب شود، حضرت به وی فرمود:  « طَهِّرْ مَأْکَلَکَ وَ‌لا تُدْخِلْ بَطْنَکَ الْحَرامَ»  خوراک خود را پاکیزه کن و غذای حرام نخور.

تقاضای امر محال و یا غیر جایز

اجابت دعا از جانب خدای سبحان پس از حصول شرایط در صورتی است که آنچه از خدا خواسته ایم شدنی و ممکن باشد و نامشروع نباشد. به عبارت دیگر، دعا در مسیر مصلحت خلقت انجام گیرد و دعای انحرافی نباشد. از حضرت علی ـ علیه السلام ـ سؤال شد:       « فَاََیُّ دَعْوَةٍ اَضَلُّ؟ قالَ: الدّاعی بِما لا یَکُونُ»  

کدام دعا گمراهی است؟ فرمود: دعا کردن و خواستن کارهای نشدنی و غیر ممکن.

عدم مصلحت

توانایی و قدرت خدا در انجام خواسته بندگان، مورد تردید نیست، ولی گاهی می شود بنده، چیزی را می خواهد که به مصلحت او نیست، در حالی که خود نمی داند و خداوند که به همه جوانب زندگی اش آگاه است، به دلیل لطفی که به بندگانش دارد، آن دعا را مستجاب نمی کند: عَسی اَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ‌عَسی اَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ‌هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (بقره؛216) چه بسا چیزی بر شما ناگوار و ناخوشایند باشد، در حالی که خیر و صلاح شما در آن است (و شما نمی دانید) و همچنین شاید چیزی را دوست بدارید که ضرر شما در آن باشد و خدا آگاه است و شما بی خبرید

مهیا نبودن شرایط و زمان اجابت

مناسب نبودن زمان و شرایط از جمله موانع اجابت دعاست. چه بسا شخص دعاکننده، گمان کند که خواسته اش رد شده و ناامید گردد، در حالی که نباید قطع امید کند. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:  « إِنَّ الْمؤُمِنَ لَیَدْعُو فَیُؤَخَّرُ إِجابَتُهُ إِلی یَوْمِ الْجُمُعَةِ» مؤمن دعا می کند و خداوند اجابت آن را تا روز جمعه عقب می اندازد.

بر گرفته از :

www.daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 63 - موعود

اديان در مورد منجي چه مي گويند ؟

اديان آسماني و برخي آيين ها به ظهور منجي اعتقاد دارند . همان كسي كه طبق باورهايشان روزي خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد مي كند  و پس از آن  در جهان هيچ تبعيضي نخواهد ماند .

هندوها بر اين باورند كه در كتابي به نام « دير » كه آن را آسماني       مي پندارند چنين آمده است : « پس از خرابي دنيا پادشاهي در آخر الزمان پيدا مي شود كه پيشواي خلايق باشد و نام او « منصور » باشد و تمام عالم را بگيرد و به دين خود در آورد و همه كس را از مومن و كافر بشناسد و هر چه از خدا بخواهد بر آيد » . 1

سوشيانس ( نجات دهنده بزرگ جهان در آيين زردشت اين گونه است كه در جهان دين را رواج مي دهد و فقر و تنگدستي را ريشه كن مي سازد. ايزدان را از دست اهريمن نجات داده و مردم را هم فكر و هم گفتار و هم كردار مي سازد .

زردشتيان به سه منجي معتقدند كه وظيفه ايشان حفاظت و نگهباني جهان راستي است . اولين منجي هوشيدر    ( پروراننده قانون ) دومين منجي هوشيدار ماه ( پروراننده نماز و نيايش) و نام آخرين آن ها استوت ارت است كه با آمدنش جهان دگرگون شده و از نو مي شود . راستگو بر دروغگو چيره شود . جهاني كه حق غالب است و باطل مغلوب و جهاني كه براي رستاخيز آماده مي شود .

برهمائيان هم بر وجود منجي اعتقاد دارند و عقيده آن ها از       زمان هاي گذشته اين بوده كه            « ويشنو » مي آيد در حالي كه بر اسبي سفيد سوار است و شمشيري آتشين در دست دارد  مخالفان را خواهد كشت و تمامي دنيا برهمن گردند و به سعادت مي رسد .

مردم ايران باستان منجي خود را   « گرزاسپه » قهرمان تاريخشان       مي دانستند و معتقد بودن كه او زنده است و در كابل خوابيده وصد هزار فرشته او را پاسباني مي كنند ؛ روزي كه بيدار شود قيام خواهد كرد و جهان را اصلاح مي كند .

در متون يهوديان نيز نام هاي متفاوتي آمده كه معروف ترين آن ها  « ماشيع » است به معناي محو شدن و تطهير شدن يهود . منجي را از فرزندان داود و سليمان مي دانند در صورتي كه در تورات صريحا او را از فرزندان اسماعيل نام برده است .

نام « ماشيع » را از اين طريق به منجي نسبت داد كه روزي كسي خواهد آمد و حكومتي جهاني بر پا  مي كند كه موجب تطهير انسان ها و جامعه بشري از ناپاكي هاست .

ديدگاه يهود اين گونه نيست كه منجي قبلا به دنيا آمده و زنده باشد ، اما با اين كه مي تواند هزاران سال زنده باشد موافق است .

مسيحيان هم به ظهور منجي اعتقاد دارند و در كتاب انجيل اينگونه نوشته شده است كه حضرت مسيح به دنبال قيام حضرت قائم (عج) در فلسطين آشكار خواهد شد و به ياري آن حضرت خواهد شتافت تا يهوديان و مسيحيان و پيروان وي تكليف خويش را بدانند و حامي حضرت مهدي (عج) گردند .

در انجيل لوقا باب دوازدهم نيز اينچنين آمده است : « كمرهاي خود را بسته ، چراغ هاي خود را افروخته بداريد و مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي كشند كه چه وقت از عروسي  برمي گردد ، تا هر وقت بيايد و در را بكوبد ، بي درنگ برايش باز كنند . خوشا به حال غلاماني كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد ... پس شما نيز آماده باشيد زيرا در ساعتي كه گمان نبريد سپر انسان   مي آيد » . 2 منظور از سپر انسان در اينجا حضرت عيسي (ع) نيست زيرا مطابق نوشته « مستر هاكس » در قاموس كتاب مقدس اين عبارت هشتاد بار در انجيل و ملحقات آن آمده كه فقط 30 مورد در مورد حضرت عيسي (ع) است ، اما بقيه موارد از منجي و نجات دهنده اي سخن        مي گويد كه در آخر الزمان ظهور كرده و حضرت عيسي (ع) نيز با او خواهد آمد .

در اسلام نيز در مورد منجي سخنان و روايات بسياري وجود دارد و در قرآن كريم نيز در مورد نجات انسان ها در آخر الزمان 203 آيه وجود دارند كه بنا بر نظر دانشمندان شيعه مصداق كامل اين آيات حضرت مهدي (عج) است .3

« ما مي خواستيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم و حكومتشان را در جهان پابرجا سازيم و بر فرعون و هامان و لشكريانشان ، آنچه را از آن ها ( بني اسرائيل ) بيم داشتند نجات دهيم » .4

اهل سنت نيز به ظهور منجي معتقدند و در معتبر ترين كتاب هاي آن ها رواياتي مربوط به حضرت  مهدي (عج) آمده است . براي مثال مي توان چند نمونه را نام برد : پيامبر اسلام فرمود : « هنگامي كه زمين از ظلم و جور پر شود ، آن گاه مردي از خاندان من قيام كند ، هفت يا نه سال در روي زمين حكومت مي كند و زمين را از عدل و داد پر مي نمايد » .5

ابن هجر هيثمي شافعي مي گويد : « ابوالقاسم محمد الحجه پس از پدرش پنج سال داشت . خداوند در اين مدت به او حكمت رباني عطا كرد . او را قائم منتظر گويند . بر اساس اخبار متواتر حضرت مهدي (عج) از اين امت است و عيسي (ع) از آسمان فرود خواهد آمد و پشت سر حضرت نماز خواهد خواند » . 6

در مذهب تشيع به منجي و ظهور منجي بسيار توجه شده است كه شيعيان حضرت مهدي (عج) فرزند امام يازدهم منجي مي دانند . ايشان از نسل پيامبر (ص) و نهمين فرزند از نسل امام حسين (ع) است .

مهدي (عج) طبق اعتقاد شيعيان همنام پيامبر (ص) و هم اكنون زنده هستند و از عمر ايشان بيش از هزار سال مي گذرد .

شيعه آخرين منجي و امام دوازدهم خود را منتقم خون حضرت              ابا عبدالله (ع) مي داند و بر اين عقيده است كه ايشان در غيبت به سر       مي برند و كسي جز خداوند از ظهور او آگاه نيست .

اين ديدگاه شيعه سبب شده است كه شيعيان براي ظهور منجي در انتظار باشند نه به اين معني كه خود را فقط منتظر بدانند بلكه بايد كاري كرد و شرايط ظهور حجت را فراهم كرد و اين آرمان گرايي شيعه در حيات فردي و اجتماعي آنان و باطل ستيزي و انتظار فعال و آماده سازي اخلاقي و معنوي را نشان مي دهد .

و در آخر مي توان گفت كه بيشتر مردمي كه بر روي اين كره خاكي زندگي كرده اند هر كدام به گونه اي انتظار منجي را دارند كه روزي بيايد و هر آنچه از خوبي ها و دوستي كه را كه بر روي زمين بايد باشد به انجام برساند . يكي او را « كرشنا »           مي خواند و ديگري در اروپاي مركزي « بوخض » و در آيين مسيح               « فارقليط»  و مسيحاي يهود و       مهدي (عج) براي مسلمانان كه همگي اين ها طبق باور معتقدانشان منجي و كسي است كه روزي خواهد آمد و سعادت را به بشر هديه مي كند .

-----------------------

1 ـ در برخي از روايت « منصور ، نام حضرت مهدي (عج) است .

2 ـ انجيل لوقا ، فصل 12 ، بندهاي 35 و 36

3 ـ المهدي في القرآن ، علامه مجلسي ، بحار الانوار ، حكومت جهاني مهدي در قرآن و عترت

4 ـ سوره قصص آيات 5 و 6

5 ـ امام احمد بن حنبل ، مسند احمد ، ج 2 ، ص 28

6 ابن مجد هيثم شافعي ، المهدي الموعود ، ج 1 ،  ص 200

برگرفته از : حبل المتين ، نشريه كانون عترت و قرآن دانشگاه خليج فارس

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 63 - عصر فرهنگ

امام زادگان عشق

زندگي نامه شهيد علم الهدي

سال 1338 «حسين علم الهدي» بزرگ دانشجوي شهيد، در خانواده مجاهد مرحوم آيت الله سيد مرتضي علم الهدي ديده به جهان گشود. حسين از شش سالگي به آموزش قرآن پرداخت و دل در گرو آيات نوراني کتاب الله سپرد. يازده سال بيشتر نداشت که شروع به تشکيل کتابخانه و جلسات سخنراني و تدريس قرآن در مساجد اهواز پرداخت و همزمان با رشد سني، مبارزات خود را عميق تر و عملي تر نمود که نمونه آن به آتش کشيدن سيرک رقاصه هاي مصري در شهر اهواز بود. شهيد علم الهدي ايمان را با علم مي خواست بنابراين به ادامه تحصيل در رشته تاريخ پرداخت. او از همان آغاز دانشجويي خود در مشهد، با حوزه علميه آن شهر و به خصوص با روحانيون مبارزي چون حضرت آيت الله خامنه اي، آيت الله واعظي طبسي و شهيد هاشمي نژاد آشنا شد.

تعصب ديني حسين به گونه اي بود که هيچ رفتار غير اسلامي را بر نمي تابيد. وي با نصب اعلاميه ها در رهبري تظاهرات در دانشگاه مشهد نقش عظيمي ايفا کرد. پس از زلزله طبس در کمک به آسيب ديدگان و بسيج کمک هاي عمومي نقش فعالي داشت و از آنجا که با هوش سرشار خود از هر موقعيتي، فرصتي براي مبارزه مي ساخت، به هنگام ورود شاه معدوم و همسر فراريش به طبس، تظاهرات عظيمي عليه آنان به راه انداخت. در بحبوحه انقلاب که جوانان ايران زمين آماج رژيم طاغوت بودند، حسين با چند تن از همفکرانش، اولين هسته سازمان موحدين را تشکيل داد.

شهيد حسين علم الهدي به اطاعت از امام راحل (ره) خود ، به مبارزه با طاغوت       مي انديشيد و شهر و منطقه خاص براي او معنا نداشت. او به قصاص آتش زدن مسجد جامع کرمان، با طرح بسيار جالب و ابتکاري، شهرباني کرمان را به آتش کشيد و به اهواز بازگشت. با مشاهده جنايات رژيم سابق به فکر مبارزه افتاد که مزدوران شاه با تلاش زياد دستگيرش کردند و مورد شديدترين شکنجه ها قرار دادند که کوچکترين اعترافي از حسين نشنيدند، با اين حال او را محکوم به اعدام کرده و به عنوان جوان ترين زنداني سياسي روانه زندان کردند. با اوج گيري مبارزات، رژيم مجبور به آزادي زندانيان سياسي شد و شهيد علم الهدي نيز آزاد شد. به منظور استقبال از امام راحل (ره) به تهران آمد و در کنار برادران ديگر سازمان موحدين به فعاليت پرداخت و يکي از محافظان مسلح مخصوص امام (ره) شد.

 فعاليتهاي فرهنگي :  

پس از سقوط کامل نظام طاغوت، او در کميته ي انقلاب که در اهواز تشکيل شد نقش اساسي داشت و براي مدتي هم مسئوليت کميته انقلاب مستقر در کاخ استانداري خوزستان را به عهده داشت، همچنين عضو اولين شوراي تشکيل دهنده سپاه پاسداران در خوزستان بود اما با توجه به فعاليت شديد گروهک هاي منحرف، حسين کم کم تمام مسئوليت هاي اجرايي را کنار گذاشته و بيشترين نيروي خود را در برنامه فرهنگي متمرکز نمود. و در کلاسهايي که در سپاه پاسداران، جهاد سازندگي و دانشگاه اهواز برگزار مي شد، حسين تدريس عقايد و تاريخ اسلام و   نهج البلاغه را به عهده داشت، در کنا ر اين برنامه ها سخنراني در مجالس عمومي، نماز جمعه ها و راهپيمايي هاي ديگر شهرهاي استان خوزستان را نيز اجرا مي نمود.

و سرانجام حسين در مقابل اصرار برادران مبني بر اينکه بايد در اهواز بماند، با گفتن اين حرف که تنها با حرف نمي شود و بايد عمل کرد، بايد به هويزه بروم، به عنوان فرمانده سپاه هويزه به بسيج عشاير منطقه پرداخت.

 نحوه شهادت  :

صدای تانك های آن طرف جاده به گوش می رسید. تیراندازی لحظه ای متوقف   نمی شد. راه افتادیم، با اینكه می دانستیم امید برگشت نیست، ولی رساندن «آر. پی. جی» به «علم الهدی» ما را مصمم به پیش می برد. به جاده كه رسیدیم، توانستیم تانك هایی را ببینیم. به جز چند تایی كه در حال سوختن بودند، بقیه غرش كنان به پیش می تاختند. چشمم به حسین (علم الهدی) كه افتاد، خستگی از تنم در آمد. آر. پی. جی بر دوشش بود و پشت خاكریز دراز كشیده بود. در امتداد خاكریز غیر از حسین حدود ده نفر دیگر هنوز زنده بودند و از همه گروه همین ده نفر مانده بودند. حتی یك جسد بر زمین نمانده بود. پیدا بود كه بچه ها با گلوله مستقیم تانك ها از پای در آمده بودند. تانك های سالم از كنار تانك های سوخته عبور می كردند و به طرف خاكریز علم الهدی پیش می آمدند. حسین و افرادش هیچ عكس العملی نشان نمی دادند. «روز علی» كه حسابی نگران شده بود، آر. پی. جی را از من گرفت و به تانك ها نشانه رفت. دست روز علی را نگه داشتم و گفتم: كمی دیگر صبر كن، شاید بچه ها برنامه ای داشته باشند و او پذیرفت.

 تانك ها به حدود پنجاه متری خاكریز رسیده بودند كه یكباره حسین از جا بلند شده و نزدیك ترین تانك را نشانه گرفت. گلوله درست به وسط تانك خورد و آن را به آتش كشید. غیر از حسین دو نفر دیگر كه آر. پی. جی داشتند، دو تانك دیگر را نشانه رفتند و هر دو را به آتش كشیدند. بقیه تانك ها سر جایشان ایستادند و ناگهان خاكریز را به گلوله بستند. خاكریز یكپارچه دود شد و بعید بود كسی سالم مانده باشد.

 روز علی بلند شد و نزدیك ترین تانك را نشانه رفت و با اینكه فاصله كم بود، تانك را از كار انداخت. قامت حسین دوباره از میان دود و گرد غبار پشت خاكریز پیدا شد و یك تانك دیگر با گلوله حسین به آتش كشیده شد. پیدا بود كه از همه افراد گروه فقط روز علی و حسین زنده مانده اند. حسین از جا كنده شد و خود را به خاكریز دیگر رساند. تانك ها هنوز ما را ندیده بودند. پیشروی تانك ها دوباره شروع شد. حسین پشت خاكریز خوابیده بود. تانك به چند متری خاكریز كه رسید، حسین گلوله اش را شلیك كرد. دود غلیظی از تانك بلند شد. تانك دیگری با سماجت شروع به پیشروی كرد. روز علی كه آر. پی. جی را آماده كرده بود، از خاكریز بالا رفت و آن را هدف قرار داد. تانك به آتش كشیده شد و چهار تانك دیگر به ده متری حسین رسیده بودند. حسین از جا بلند شد و آخرین گلوله را رهاكرد. سه تانك باقیمانده در یك زمان به طرف حسین شلیك كردند. گلوله ها خاكریزش را به هوا بردند. گردو خاك كمی فرو نشست، توانستیم اول آر. پی. جی و سپس حسین را ببینیم. جسد حسین پشت خاكریز افتاده بود و چفیه صورتش را پوشانده بود. یكی از تانك ها به چند متری حسین رسیده بود و می رفت كه از روی پیكر حسین عبور كند.

 بخشی از وصیت‌نامه :

 من در سنگر هستم. دراین خانه محقّر. در این خانه فریاد و سکوت، فریاد عشق و سکوت، در این سرد و گرم، سردى زمستان و گرماى خون، در این خانه ساکن و پرجوش و خروش. سکون در کنار رودخانه و هیجان قلب و شور شهادت، خانه نمناک و شیرین، کوچکى قبر و عظمت آسمان.

 امشب پاس دارم. ساعت 1:39 چه شب باشکوهى! چه شب با شکوهى است! من به یاد انس على ابن ابیطالب با تاریکى شب و تنهایى او مي افتم. او با این آسمان پرستاره سخن مي گفت. سر در چاه نخلستان مي کرد و مي گریست. در همین تاریکى شب على برمي خاست و به نخلستان مي رفت. فاطمه وضو مي گرفت، پیامبر به سجده مىرفت و حسن و حسین به عبادت مىپرداختند.

این خانه کوچک است،این سنگر، این گودى در دل زمین، این گوني هاى بر هم تکیه داده شده پر از حرف است، فریاد است، غوغاست. .. صداى پر محبت اصغر و حرف زدن آرام رضا و خوش زبانى منصور؛ بغض گلویم را گرفته، قطرات اشکم      هدیه تان باد. تنهایى عمیق ترین لحظات زندگى یک انسان است.

 خدایا این خانهکوچک را براى من مبارک گردان؛ در این چند روز با خاک انس   گرفته ام، بوى خاک گرفته ام. حال          مي فهمم که على ابن ابیطالب چگونه مىفرماید: سجده هاى نماز، حرکت اوّل خم شدن روى مهر، این معنا را مىدهد که خاک بوده ایم، حرکت دوّم این معنا را دارد که از خاک برخاستهایم، متولّد شدیم. حرکت سوّم رفتن دوباره به خاک به این معناست که دوباره به خاک برمي گردیم مرگ. و حرکت چهارم به این معناست که دوباره زنده مي شویم. حیات قیامت

 امّا در این سنگر همیشه در کنار این خاکیم و خاک پناهگاهمان است. درون سنگر با خود سخن مي گویم. راستى چه خوب است از این فرصت استفاده کنم و با قرآن آشنا شوم. آیات خدا را بخوانم و بعد حفظ کنم و سپس زمزمه کنم و بعد شعار زندگى کنم. باشد تا این دل پر هیجان و طپش را آرامش دهد. و بعد با این براى خود توشه سازم و توشه را راهى سفرم گردانم و در انتظار شهادت بمانم و بمانم.

ایات جهاد را، شهادت، تقوى، ایمان، ایثار، اخلاص، عمل صالح. ..همه را پیدا کنم و سنگر کلاس درسم باشد و میعادگاه ملاقتم با خدا شود. سنگرم محرابم گردد. سنگرم خانه امیدم شود و قبله دوّمم گردد. از فردا حتما بیشتر قرآن خواهم خواند.

 در این خانه کوچک که انتخاب کردم، روزها لحظات به گونهاى مي گذرد و شب ها به گونه اى دیگر، روزها در تنهایى با خود سخن مي گویم و با دوستانم، در جمع در لحظاتى که اسلحه را بر دوش دارم به فکر ذوالفقار مي افتم؛ به فکر دست ابوذر      مي افتم و دست پر توان او. ... خدایا این اسلحه را در دست من به سرنوشت آن شمشیرها نزدیک بگردان. گاهى این تصوّر غلط به ذهنم مي آید که در یک تکرار به سر مي برم. یکنواختى و عادت را احساس مي کنم.

 امّا زندگى در این خانه کوچک که یک قلب پرتپش است؛ یک دل خاکى است در زمین خدا، در متن پاکى نمي تواند تکرار پذیر باشد؛ زیراکه لحظاتى با خدا سخن          مي گویم و ساعاتى را با شهدا و زمانى به خود مىاندیشم و زمانى به خمینى روح خدا و به فضاى پر غوغاى راهپیمايي ها و زمانى لحظهاى هم.. . آرى. .. تنهایى موهبتى است الهى و در تنهایى مي توان به خدا رسید.  

روزها به فکر سربازان صدر اسلام و  حماسه هاى آنها مي افتم: جنگ بدر، غزوه احد، غزوه خندق، خیبر،تبوک و....آنها چگونه جهاد کردند و ما چگونه مي توانیم به آنها نزدیک شویم. در این اندیشه ام که قرآن درباره یاران پیامبر سخن مىگوید:

 مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلىَ الْکُفّارِ..                       سجاد رجب زاده

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 63 - اجتماعی

زن غربی و زن مسلمان از نگاه استاد آمریکایی

در حالی که این روزها برخی گروه های مدعی حقوق زنان سعی دارند با الگو گیری از غرب و با هدف جذب مخاطب بیشتر وضعیت آزادی زنان در کشور را تیره و تاریک نشان دهند متفکران و محققان غربی به شدت از ابزاری شدن زن در این جوامع که موجب شرمساری زنان است گلایه دارند

دکتر "هِنری ماکوو" استاد دانشگاه، مخترع بازی معروف «Scruples»، نویسنده و پژوهشگر در مسایل زنان و  جنبش های آزادی بخش در    مقاله ای با عنوان "حجاب یا بکینی؟ گناه زن آمریکایی!!" با مقایسه زنان مسلمان و زنان آمریکایی می نویسد: 

«روی دیوار دفترم دو عکس چسبانده ام: عکس اول تصویر زنی مسلمان و با حجاب است و در کنارش، تصویر زنی آمریکایی قرار دارد که در مسابقۀ ملکۀ زیبایی شرکت کرده و چیزی جز یک بکینی بر تن ندارد. زن نخست کاملا پوشیده است و دیگری کاملا عریان!» جمله های از مقدمه این مقاله و درآمدی بود برای نمایش دو نمونۀ متفاوت در گرایش و رفتار.» 

در زمینۀ مسایل زنان جایگزین کردن حجاب با بکینی، کنایه ای است از عریانی و فساد اخلاقی. نویسنده می گوید: «نقش زن در عمق هر فرهنگ نهفته است، جنگ خاورمیانه علاوه بر دزدی نفت مسلمانان، به دنبال گسست آنان از دین و فرهنگشان و جایگزین کردن حجاب با بکینی است»!!

دکتر هِنری ارزشهای اخلاقی حجاب و پوشش زن مسلمان را  می ستاید و می گوید: «من کارشناس مسایل زنان مسلمان نیستم. من زیبایی زنان را دوست دارم، به همین دلیل اینجا،     انگیزه ای برای دفاع از حجاب ندارم ولی از برخی ارزشهایی که حجاب گویای آن است دفاع      می کنم» او اضافه می کند: «حجاب از نظر من به این معناست که زن خود را برای همسر و خانواده اش متمرکز کند. تنها کسانی هستند که زن مسلمان را بدون حجاب می بینند، خانوادۀ او هستند و این مساله تأکیدی بر ویژه بودن زن مسلمان است»

اما زن آمریکایی...

بعد از شرح تصویر نخست دیوار دفترش یعنی عکس زن مسلمان، دکتر هنری عکس دوم را تفسیر می کند و می نویسد: «در نقطۀ مقابل ملکۀ زیبایی آمریکایی است. بکینی به تن کرده و شبه عریان، در برابر میلیون ها نفر در صفحات تلویزیون، عشوه گری  می کند. او ملکه ای عمومی است! بدنش را در مزایده همگانی به بالاترین قیمت عرضه کرده و      هر روز در مزایدۀ علنی خود فروشی می کند! » او اضافه        می کند: «در آمریکا معیار ارزش فرهنگی زن، جذّابیت اوست.      بر اساس این معیارها، ارزش زن  به سرعت کاسته می شود چون خود و اعصاب و روانش را برای خودنمایی به کار می گیرد.» 

دکتر هِنری از انحراف دختران نوجوان آمریکایی در دوران بلوغ، عریانی و روابط نامشروع آنان انتقاد می کند و می نویسد: «الگوی دختران نوجوان آمریکایی، «پریتنی اسپیرز» است. او آوازه خوانی شبه عریان است. پرینتی به تو می آموزد که تنها وقتی محبوب هستی که روابط نامشروع داشته باشی! و این گونه است که وابستگی به عواطف پوچ را جایگزین روابط خانوادگی، محبت حقیقی و صبر می کنند.» 

سپس نویسنده به توضیح پیامدهای زندگی دیوانه وار دختران جوان آمریکایی منتقل می شود و می گوید: «پیش از ازدواج ده ها پسر با او مرتبط هستند. پاکی خود را که بخشی از جذابیتش است، از دست داده. تبدیل به انسانی جامد و حیله گر می شود که توان محبّت ورزیدن نخواهد داشت.» او اشاره می کند: «زن در جامعۀ آمریکا، خود را مجبور به پیروی از زندگی مردان می بیند. همین مساله باعث شد زنان آمریکایی، پرخاشگر و مضطرب باشند، شایستۀ همسر و مادر شدن نباشند. تنها به ابزاری برای کامیابی جنسی تبدیل شوند نه انسانی که عشق و مادر شدن را پیشه کرده است.» 

دروغی به نام آزاد سازی زن!

دکتر هنری دروغ بودن، شعار آزادی سازی زن را افشا می کند. هنری این واژه را «فریبی سنگدلانه» توصیف کرده،          می گوید: «آزادسازی زن، فریبی از فریب های نظم نوین جهانی است. فریبی سنگدلانه که زنان آمریکایی را اغوا نموده و تمدن غرب را ویران کرده است.» نویسنده تأکید می کند: «آزاد سازی زن تهدیدی برای مسلمانان به شمار می رود» و می گوید: «این مساله میلیون ها نفر را تباه کرده و تهدید بزرگی برای مسلمانان است.»

در پایان دکتر هِنری می نویسد: «من از حجاب دفاع نمی کنم ولی تا اندازه ای طرفدار ارزش هایی هستم که حجاب گویای آن است. به شکل ویژه وقتی زن خود را وقف همسر و خانواده اش می کند، وقتی زن با وقار و تواضع رفتار   می کند، باید چنین موضعی نسبت به او داشته باشم.» 

-----------------------------

منبع :

www.sedayeshia.com/showdata.aspx?dataid=1995

 

خاطرات معلم شهيد مهندس ماشاءالله صفري

61/6/16 خجبهه كوشك پاسگاه ط مقدم زيد

تا بدين جاي عمر شب هاي زيادي را پشت سر گذاشته ام . اول كودكي در دامان پر مهر و محبت خانواده  ، دوران نوجواني در دبستان و هنرستان عنفوان جواني ام را در دانشكده بابل ، و دو سال گذشته را در هنرستان بوشهر و اداي مسووليت نسبت به دانش آموزان گذرانده ام لذا هر كدام از اين دوران برايم خوشي و ناخوشي و لذت و رنج و موفقيت و ناكامي در بر داشته است و نزديك به دو ماه است كه به قصد قربت به خدا پس از طي آموزش نظامي در كازرون به جبهه آمده ام . از اولين لحظه اش با شادي شروع شده و كوچك ترين ناراحتي و ناخوشي ، رنج و ناكامي چه روحي و چه جسمي احساس نكرده ام . تجارب به دست آمده طي اين مدت برايم به قدري است كه احساس مي كنم همين دو ماه است كه به معناي حقيقي و واقعي اش زنده هستم . در اين مدت است كه پي به وجود خود و خالقم برده ام . به طور كامل تمام نظريه ها و گفتارها كه قبلا در كلاس ها و كتاب ها خوانده و در قبالش رنج ها و زحمات زيادي متحمل شده ام ، هم اكنون به وضوح و به طور عيني و عملي از نزديك برايم قابل درك و لمس است و به همه اين ها رسيده ام . بدون احساس كوچك ترين رنج و مشقتي ، و به اين نتيجه رسيده ام كه تمام نظريه ها و ادعاها نيست كه به تمام نيازها ي دروني و بروني ما پاسخ دهد، بلكه بايد مرد ميدان بود و در عمل خود را شناخت كه هيچ آزمايشگاهي دقيق تر از اينجا نيست كه دقت آزمايش در اينجا ( يك بي نهايتم ) است . به طوري كه در اول اشاره كردم صبح هاي زيادي را ديده  و گذرانده ام ولي صبحي به پاكي و لطافت و صداقت و خالص بودن امروز تا به حال      نديده ام.خداي را سپاس كه صبح ها ، روزها و شب هايم را چنين مبدل كرد .

برادران نگهباني كه آخرين ساعت نگهباني خود را مي گذراندند همچنان مقاوم و هوشيار اسلحه را به دست فشرده و بدون كوچك ترين احساس خستگي و بي خوابي ، ديدباني از منطقه استحفاضي خود كه نه ، بلكه اسلام كه حوزه استحفاضي اش تمامي عالم است مشغولند . صداي الله اكبر موذن در جلو بعضي از سنگرهاي اجتماعي تاريكي ها را شكافته و نوازشگر گوشم مي شود و به جاي مادرم كه در موقع نماز بيدار نبودم صدايم مي زد ، بيدارم مي كند . سپيده صبح كم كم بر تاريكي شب پيروز شده و روشنايي پس از هر تاريكي را نويد مي دهد : « اليس الصبح بقريب » !

دشمن وحشت زده همچنان با پرتاب منور در هوا و روشن نمودن منطقه دلهره و رعب خود را كه خداوند از رزمندگان در دلش انداخته ، به نمايش مي گذارد . با آبي كه جلو سنگر بود وضو گرفته و آماده نماز   مي شوم  و با گفتن : « عجلوا بالصلوه» كه صداي آشنايي براي همسنگران است آن ها را بيدار مي كنم . پس از ذكر نماز و قرائت دعاي فرج امام   زمان (عج) اسلحه را گرفته و به سنگر     مي روم .

نويد روشنايي به حقيقت پيوست و روشناي روز هر جنبده اي را در منطقه مشخص نمود . شايد هم دلم هوس تيراندازي كرده است ، نه به خاطر هواي نفس ، بلكه به خاطر آشنايي بيشتر در جهت رضاي خدا ، يكي دو تا تير شليك مي كنم به اين اميد كه قدرت نشانه گيري آن چنان شود كه قلب دشمن را بتوانم مورد هدف قرار دهم .

ساعتي مي گذرد. پس از صرف صبحانه دلم شور مي زند براي بچه ها حاجي و غلامحسين و شريف و ديگر برادران و مايلم كه بدانم كه چگونه ديشب را به صبح رسانده اند . به طرف سنگرشان به راه مي افتم . درست است كسي كه به اين محيط آمده آگاهيش از هر نظر كامل گشته و نيازي ندارد ، ولي باز هم بر من واجب است پيش آن را رفته و علاوه بر مطلع بودن از سلامتي شان نكاتي كه تذكرش به نظرم لازم است به آن ها گوشزد نمايم . پيش آن ها رفتم از گذشت شب برايم تعريف كردند ، و از بزدلي دشمن و هوشياري و بيداري رزمندگان اسلام . پس از تذكرات لازم به طرف سنگر خود به راه مي افتم و تا ظهر كار مهمي بجز نظافت سنگر و اطراف آن و نوشتن نامه انجام نداده ام كه چند سطري را اشغال كند .

بعد از ظهر فرمانده برادر نكويي مرا فرا مي خواند و پيشنهاد مي كند كه مسوول بي سيمچي گردان را بايد به عهده بگيريد . در جواب مي گويم : مسوول پرسنلي گردان هستم .       مي گويد بايد هر دو را قبول كنيد . آموزش لازم به شما داده مي شود . چون براي خداست ، ياد گرفتنش آسان و قبول كردنش سهل خواهد بود. انتخاب دو كمك بي سيمچي هم به خودم واگذار مي كند . يكي را     مي شناختم كه قبلا در ارتش بي سيم كار كرده بود ( حسين پرور كه اهل جهرم است ) . براي نفر ديگر بايد كمي فكر مي كردم ، به نظرم رسيد كه ديگري شريف مرادي باشد . گرچه از نظر سني در حد پايين است و 15 ساله بيش نيست ولي هوشيار است . تصميمم قطعي مي شود . دوباره به طرف گروهان 3 به راه مي افتم به سنگر حسين پرور مي روم و اين موضوع را با ايشان مطرح مي كنم كه قبول مي كند . شريف در سنگر نبود ، قرار شد كه بعد از آمدن شريف با حسين پرور به سنگر فرماندهي بيايند. منظورم از انتخاب شريف ، اول به خاطر كارايي اش  و بعد به خاطر تنهايي اش بود . چون از بچه ها حاجي و غلامحسين خيلي جدا افتاده ، تقريبا سنگرش آخر خط محل استقرار گروهان 3 قرار داشت . هر روزه جويا شدن از حالش برايم مشكل بود و بنا به مسووليتي كه از اول در قبال خدا و بعد وجدان خود و خانواده اش احساس مي كنم ، او را نزد خود مي آورم كه بتوانم احتياجاتش را از نظر معنوي و فكري تا آنجايي كه مي توانم بر طرف نمايم . چون در مرحله اي است كه وجود راهنما برايش لازم است . البته به حاجي و غلامحسين هم پيشنهاد كردم ولي به خاطر با هم بودنشان اصرار نكردم .

نزديكي ظهر است كه شريف و حسين مي آيند و به سنگر فرماندهي مي روند و مشغول فراگرفتن     آموزش هاي لازم بي سيم مي شوند . خودم هم مي روم با برادران ديگر كه در كازرون آموزش ديده اند و هم دوره خودمان بودند از نزديك آشنا         مي شويم . برادران حيدر شيرواني بچه مرودشت و دانيال جوكار اهل كازرون ، كه اين هم از بركت جبهه است كه هر روز با برادراني از شهرهاي مختلف آشنا مي شوي . خدا حافظشان باشد.

وسايلم هنوز در سنگر تداركات است ولي جايم در سنگر فرماندهي . فرمانده مي گويد كه وسايلت هم به اينجا بياور تا راحت باشي . من هم بنا به اطاعت از فرمانده اين كار را        مي كنم . امروز با خود عهد كرده ام كه تا شب بايد قوت و فن بي سيم را بفهمم . برادران نيز پشتكار به خرج مي دهند و با تمرين هاي متعدد به فرستادن و گرفتن پيام آشنا مي شوم.

علي پايدار مسوول پرسنلي تيپ امام سجاد كه جوان كوتاه قد است با صورتي نوراني كه سنش اقتضا       نمي كند ريش و سبيل داشته باشد به سنگر فرماندهی آمده است وخود را معرفی می کنم . فرم هایی برای حضور و غیاب گردان به دستم می دهد و شرح وظابف را می گوید و کارهایی که باید انجام دهم بیشتر توجیهم          می کند. موظف هستم که روزانه آمار گردان را در مورد تعداد کل حاضرین ، غایبین مجروحین و شهدا ،         مفقود الاثرها و شهدا و فراری ها را قبل از ساعت 8 صبح آماده کنم تا علی که از تی÷ می اید معطل نشود . من هم قول به انجام چنین کاری      می دهم .

بدین ترتیب روز را به شب          می رسانم و شب شروع می شود . امشب با دیشب فرقی جزئی کرده است و آن این که کمتر صدای تک تیر و تیربار کلاش دیده بان ها به گوش می رسد گویا از نظر حساسیت منطقه فرمانده مان حسابی توجیهشان  نموده اند . دیگر این که امشب به حال

خودم نیستم که هر وقت دلم خواست بخوابم و بلند شوم . مگر نه این که مسوولیت جدیدی را پذیرفتم . بنابراین باید به نحو احسن به انجامش کمر بندم . شیفت  نگهبانی بی سیم از ساعت 2 بامداد به بعد است که باید بیدار شوم . قبل از خواب ساعتی هم در سنگر دیده بانی با برادران قاصدی و نجات آنوشه نگهبانی می دهم .

آتش خمپاره و کالیبرهای دشمن به روی مواضع ما امشب بیشتر شده و به خاطر پایمردی برادران افزون تر . پرتاب منورهای دشمن نیز به خاطر ترس زیاد . آنچنام برایم عادت شده که به محض شنیدن سوت خمپاره حالت خیز می گیرم و جا را بر دیگر برداران تنگ می کنم . پس از اتمام نگهبانی به بستر می روم به امید این که در موقع نگهبانی بدون اذیت دیگر برداران بیدار شوم و مسوولیت محوله را بتوانم به خوبی انجام دهم . 

61/6/17 : خط مقدم جبهه پاسگاه زيد  

با نام خدايي كه به ما جان داد تا در راهش نثار كنيم . شروع به نوشتن سرگذشت امروز مي كنم . مي ترسم از هر روز زيادتر شود . پس سعي        مي كنم مطالب را هر چقدر ممكن باشد خلاصه كنم . از طرف ديگر زياد نمي توانم چون امكان ثبت نكردن لحظه اي دارد كه خيلي برايم گران تمام خواهد شد . فعاليت امروز زودتر از هر روز ، يعني 2 بامداد شروع      مي شود . زيرا همانطوري كه قبلا گفتم شيفت بيداريم به خاطر نگهباني      بي سيم است . برادر جوكار با آرامي كه مبادا ديگر برادران از خواب بيدار شوند صدايم مي رند و سفارشات لازم را مي نمايد و خود كه بي خوابي زيادي متحمل شده به خواب مي رود . با طرز كار دستگاه آشنايي پيدا كرده ام . هر از چندگاهي با واحدهاي مربوطه تماس مي گيرم تا مانع خوابم و خواب آن ها شود ، پيام هاي مربوطه رد و بدل    مي كنم . مسوليت بزرگ خود را احساس مي كنم . بي سم چشم گردان است ، مبادا شيطان گولت بزند و به خواب بروي ، زيرا ممكن است پيام مهمي باشد كه بايد هر چه زودتر به گردان ها اطلاع داده شود و دير شدن موجب پشيماني ابدي شود .

خود را به نوشتن مشغول مي كنم تا موقع اذان صبح راديوي كوچك لاستيك مانند شريف را روشن        مي كنم . از شنيدن آواي قرآن و دعا به وجد آيم و خواب كه نه ، بلكه تمامي آسايش هاي زودگذر ديگر را فراموش مي كنم . راديو پس از پخش قسمتي از سخنان امام امت در مورد اهميت نماز كه مثل هميشه    سخنراني هايش نور هدايتي برايمان است ، پخش اذان را آغاز مي كند ، ولي بلندگويش آنقدر قوي نيست كه از لابلاي سنگرها عبور كرده و طنين دلنوازش ديگر برادران را به بهترين عمل ( حي علي خيرالعمل ) دعوت نمايد . گرچه صدايم رسا و خوب نيست و به اين اميد كه ساكتي محيط و خنك بودن هواي سپيده دم در رساندنش به برادران كمك كند ، نداي اذان را سر مي دهم . براي اذان صدا مطرح نيست . برداران كه در همه حال به صورت آماده باش هستند ، مخصوصا جهت راز و نياز با خداي خود، به اين ندا لبيك گفته  و بلافاصله با ترك بستر آماده نماز مي شوند . گرچه موقعيت محل ايجاب نمي كند كه به صورت جماعت و در فضايي باز صورت گيرد ، ولي برادران همسنگر با جمعيت محدود خود به جماعت       مي ايستند چون به فيض آن پي    برده اند . مي دانند كه با زياد شدن نفرات جماعت ارزش نماز به نسبت بالا      مي رود . همسنگري هاي خودم زودتر بيدار مي شوند ، چون علاوه بر صداي راديو ، صداي بنده هم كمك كرد . برادر نكويي پيش نمار مي شود و ما هم به وي اقتدا مي كنيم .

هوا روشن شده است برادر نكويي فرمانده با موتور سيكلت هوندا [ كه نداشتن چراغ جلو و داشتن سر و صداي زياد دليل بر خدمت زيادش به جبهه است ]  به طرف گردان هاي 2 و 3 جهت سركشي و در جريان قرار گرفتن اوضاع پست هاي نگهباني    مي رود . تا برگشتنش مدتي طول   مي كشد . خبري كه با خود مي آورد ، اگر به خاطر خدا نبود ، تلخ ، ناگوار و خرد كننده بود ولي چون براي خداست تسكين دهنده و شهد آگين است . خبر اين بود كه بر اثر تركش خمپاره يكي از برادران كه سردسته گروهان 3 بود به نام امير احمد زاده به سختي مجروح گشته و برادر بغل دستي اش بر اثر موج انفجار آسيب ديده كه اميد به بهبودي اش به زودي مي رود . امير را قبلا مي شناختم بچه گناوه بود و خيلي هم مومن و متين در كازرون هم دوره و در يك گروهان (11) بوديم . به آنچه گفته بودند رسيدم كه هر كس مومن تر باشد زودتر مجروح يا شهيد مي شود . برادر ديگر با اسمش آشنايي نداشتم ولي نسبتش با من كه برادري است         مي دانستم .از خدا در اين وقت شب مي خواهم كه هرچه زودتر شفاي عاجل به همه معلولين و مجروحين بالاخص اين دو مجروح خودمان عطا فرمايد .

جريان را بيشتر پي گيري كردم . با برادر حميد شريعتي كه او هم      گناوه اي است و فرمانده گروهان 11 در كازرون و فرمانده فعلي گروهان 3 برخورد كردم . از شب گذشته برايم گفت . از خمپاره هاي دشمن به روي مواضعي كه گروهان 3 و لشكر 72 خراسان مستقر بود . از موج انفجار و تركش خمپاره . از بي هوش شدن خودش براثر موج انفجار ، از به هوش آمدنش پس از بي هوشي و سوال امير كردنش .

او مي گفت : كه چند دقيقه اطراف را با بردارها نگاه كرديم كه امير را ببينيم ناگهان صداي بم الله اكبر امير متوجهمان كرد . اول فكر مي كرديم كه شهيد شده است . تركش خمپاره دشمن شكمش را از دو طرف دريده بود ولي اميد صد در صد به زنده ماندنش بود . از دست نارسايي ها گله داشت . اين كه به محض مطلع شدن از مجروح شدن برادران دنبال امدادگر و امبولانس مي گردند ، اما هر چه سعي مي كنند از طريق بي سيم با فرماندهي گردان تماس  بگيرند  رابطه برقرار نمي شود . خمپاره هاي دشمن  همچنان در تاريكي شب بر سر ما    مي بارد تا به خيال خام خود قلب سياه و تاريكش را روشني بخشد ، ولي هرگز ! هرگز! از رسيدن آمبولانس نااميد مي شويم از برادران ديگر هم نمي شود متوقع شد كه زير اين آتش بروند دنبال آمبولانس چون خطر شهيد شدنشان به صد در صد نزديك است . گرچه روحيه مجروحين بالاست ولي خونريزي شديد هي بي حال و     بي حال تر مي كند . بايد چاره اي جست . راهي به نظرم نمي رسد به جز اين كه خودم را به امام زمان (عج) بسپارم . راه خاكي است و دور و هوا تاريك ، و عبور مشكل . از خداي خود ياري    مي جويم . ديگر خمپاره ها آنقدر زياد است كه مجبور مي شوم خيز رفتن را فراموش كنم ، چون اگر بخواهم هي خيز بروم به جايي نخواهم رسيد . راهي طولاني مي آيم تا به آمبولانس مي رسم . از امدادگرها كه سوالي نمي گيرم ، چون مي دانم كه آن ها هم از نظر وسيله درمان از ما بدتر هستند . خودمان كه شايد   پارچه اي داشته باشيم كه تا از خونريزي جلوگيري بكند آن ها كه اين را هم ندارند . چراغ هم كه نمي شود روشن كرد . به هر نحوي است به برادران مي رسيم . خداوند چنان روحيه اي به امير داده كه هنوز سرحال حرف مي رند . دوتا از برداران به همراهش مي روند و او را به اورژانس مي رسانند به اميد اقدامات موثر و شفالي عاجل .

ما مي دانيم كه در اينجا چيزي جز تركش خمپاره ها از ما پذيرايي      نمي كند ، البته به صورت ظاهري و    مي دانم كه امكانات كم است و نارسايي ها زياد و به اين واقفم كه غرضي در كار نيست و دست هاي آلوده اي هم در بين نيست .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 63 - تاریخی

نقش اهالي دهكويه در قيام مردم لارستان

به رهبري آيت الله  سيد عبدالحسين لاري

در شماره 16 فروردین 89 ماهنامه آیت كورده  مقاله ای با عنوان : « نقدی بر مقاله مبارزات مردم دهکویه در همراهی سید » . در صفحه 5 نشریه چاپ شده و ادعا شده بود كه اهالي دهكويه در قيام مردم لارستان به رهبري آيت الله سيد عبدالحسين لاري هيچ گونه نقشي نداشته اند . و چون نويسنده محترم درخواست نموده بود كه به اين مقاله پاسخ مستند داده شود، جوابيه اي تهيه و براي آن نشريه ارسال شد كه تقديم شما خوانندگان محترم مي گردد . ابتدا اصل مقاله نشريه آيت كورده : 

نقدي بر مقاله«  مبارزات مردم دهكويه در همراهي سيد »

اسفند ماه 88 جلسه اي تحت عنوان خيرين بخش مركزي در سالن فرمانداري برگزار شد كه در آن جلسه كاتالوگي از بناهاي خير ساز بخش مركزي در اختيار مدعوين قرار گرفت كه در يكي از صفحات آن كاتالوگ از سابقه مبارزاتي دهكويه در مشروطه و همراهي با سيد عبدالحسين سخن گفته شده بود . اما اگر كلاهمان را قاضي كنيم به ياد گفته شهيد آويني مي افتيم كه : « حقايق جنگ را درست بنويسيد ، درشت ننويسيد » .

اين مقاله كه بدون هيچ منبع و ارجاعي از مبارزات مردم دهكويه در همراهي با سيد عبدالحسين سخن گفته شده بود جاي چند نكته انتقادي دارد :

1 آ در كتاب دلاوران لارستان ،  نوشته پژوهشگر برتر کشور در سال 81 جناب دکتر وثوقی هیچ نامی از دهکویه به میان نیامده است و از مبارزات سيد در لار و كورده سخن گفته است .

2 ـ يكي از دوستاني كه پايان نامه كارشناسي ارشد او شرح مبارزات سيد بود ، گفتند كه در هيچ يك از اسناد و متون تاريخي نامي از دهكويه به ميان نيامده است .

3 ـ  قائدتا مطالب بدون منبع و مأخذ ارزش علمی و تحقیقی ندارند . اگر نویسندگان بر بیانات خویش اصرار دارند بهتر است با استناد به منابع تاریخی ابهام زدایی و روشن سازی نمایند که لااقل این بخش از تاریخ معاصر خطه لارستان کامل تر و    شفاف تر شود و مبارزات مردم دهکویه به کلکسیون افتخارات لارستان کهن اضافه شود و آن را درخشان تر نمايد .

4 ـ غرض از اين نقد هيچ گونه سوء نظر نسبت به مردم دهكويه نيست و نگارنده بر آن است تا يك بيان و نوشته را به صورت مستند قبول نمايد و اميد است ، گردآورندگان مقاله مزبور با استناد به اسناد تاريخي ، صفحه ي جديدي از حقايق تاريخ معاصر مشروطه  در خطه لارستان را براي همگان باز نمايند كه يقينا اين امر با مراجعه به علماي تاريخ شناس دهكويه ميسر خواهد شد .

قهرماني

پاسخ :

نکته اول این که :  ابتدا از نویسنده محترم می پرسم ، آیا شما آن مقاله را دیده و یا خوانده اید؟ ، بنده اطمینان دارم که پاسختان خیر است ، زیرا آن گونه که از  نوشته بر می آید ، شما مقاله را نخوانده و حتی ندیده اید . با این توضیح که ، در اسفند ماه سال 88 همایش پاسداشت خیرین بخش مرکزی لارستان بر گزار گردید . کار آماده سازی ویژه نامه همایش ( نه کاتالوگ ) توسط بخشداری محترم به ماهنامه پسین دهکویه واگذار گردید . در ویژه نامه ای که توسط اینجانب آماده شد مقاله ای با عنوان « مبارزات مردم دهکویه در همراهی سید » وجود ندارد ، فقط خود مقاله ای با عنوان      « سنت حسنه وقف در دهکویه »  نگاشته ام . همین که شما نویسنده محترم عنوان مقاله را اشتباه       نوشته اید این نکته را می رساند که شما بر مقاله ای نقد نوشته اید که خود نخوانده اید و تنها منبع اطلاعاتی شما شنیده هایی از دوستانتان است .

نکته دوم : شما در بخشی از مقاله نوشته اید : « در کتاب دلاوران لارستان نوشته پژوهشگر برتر کشور در سال 81 جناب دکتر وثوقی هیچ نامی از دهکویه به میان نیامده است » . شما در ادامه با استناد به سخنان یکی از دوستانتان ادعا کرده اید : « در هیچ یک از اسناد و متون تاریخی نامی از دهکویه به میان نیامده » .

در پاسخ باید گفت ، کتاب دلاوران لارستان تنها کتابی نیست که در مورد زندگی و قیام حضرت آیت الله سید عبدالحسین لاری نوشته شده است . با این توضیح که این کتاب تنها         برش هایی است از وقایع آن زمان که به صورت داستان به خوانندگان ارائه شده است . جهت اطلاع شما عرض   می کنم کتاب های بسیاری نوشته شده که به تفضیل یا به صورت مختصر به این موضوع پرداخته اند. کتاب هایی همچون : لارستان و جنبش مشروطیت ، دکتر محمد باقر وثوقی ـ تاریخ لارستان ، علاءالدین مورخ لاری ـ تاریخ مفصل لارستان ، جمعی از نویسندگان ـ لارستان کهن و فرهنگ لارستانی ، دکتر احمد اقتداری ـ سیمای لارستان ، صادق رحمانی ـ تاریخ دلگشای اوز ، حاج محمد هادی کرامتی ـ ولایت فقیه زیر بنای فکری مشروطه مشروعه ، سید محمد تقی آیت الهی ـ سید عبدالحسین لاری پیشوای تنگستان ، سید علیرضا سید کباری ـ شجره طیبه ، عبدالحمید مهاجری ـ تاریخ جهانگیریه و بستک ، اعظم خان بستکی و ... ده ها منبع دیگر.

شما فقط با مراجعه به یک منبع ادعا کرده اید چون در کتاب « دلاوران لارستان » نامی از دهکویه به میان نیامده پس هیچ سند تاریخی وجود ندارد . در پاسخ به شما باید گفت : اگر شما و دوستتان با مراجعه به یکی دو منبع در این مورد مطلبی نیافته اید نمی توانید به صورت قاطع ادعا کنید که هیچ سندی در این مورد وجود ندارد و این حرف کاملا غیر منطقی است که بگوییم : چون من در فلان کتاب ندیدم پس هیچ سندی موجود نیست .

در ادامه مقاله این گونه می خوانیم :  « قائدتا مطالب بدون منبع و مأخذ ارزش علمی و تحقیقی ندارند . اگر نویسندگان بر بیانات خویش اصرار دارند بهتر است با استناد به منابع تاریخی ابهام زدایی و روشن سازی نمایند که لااقل این بخش از تاریخ معاصر خطه لارستان کامل تر و شفاف تر شود و مبارزات مردم دهکویه به کلکسیون افتخارات لارستان کهن اضافه شود » .

در پاسخ می گوییم در بخش اول نوشته با شما موافقیم که نوشته های بدون منبع و مأخذ ارزش علمی ندارند . اما در مورد مطلب مورد نظر باید گفت که اگر نظری مطرح شده بدون سند و مدرک نبوده و این که چرا به ماخذ آن اشاره نشده به این دلیل بوده که باید از کمترین جا بیشترین استفاده می شد و در آن مقاله کوتاه مجالی برای ذکر منابع نبود .

در پاسخ به بخش دوم نوشته باید گفت : در مورد همراهی اهالی دهکویه در قیام حضرت آیت اله سید عبدالحسین لاری نیاز به شفاف سازی نیست ، زیرا آن قدر منبع وجود دارد که اظهر من الشمس است که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می گردد .

اما بخشی از مقاله « سنت حسنه وقف در دهکویه »  به قلم اینجانب که مورد اعتراض و نقد شما نویسنده محترم واقع شده :

« دهکویه دیاری است که اهالی دلیر و غیرتمند آن با شنیدن صلای سیدی بزرگوار از سلاله رسول         اکرم (ص) به نام آیت الله سید عبدالحسین لاری ندای او را لبیک گفته ، کلاه نمدی ها را بر سر نهاده ، قطار فشنگ ها را حمایل نموده و با تفنگ هایی بر دوش در رکاب آن سید تا پای جان با مستبدین به مبارزه ایستادند » .

مستندات مطلب فوق :

در این جا ذکر این نکته ضروری است  مستنداتی که ارائه می گردد از کتاب هایی است که در دسترس اینجانب بود و به دلیل عدم دسترسی به کتاب های دیگر به همین مقدار بسنده می گردد .

1 ـ اولین منبعی که به سراغ آن  می رویم کتاب « لارستان و جنبش

مشروطیت » به نقل از روزنامه فارس  نوشته جناب آقای دکتر وثوقی است . در این کتاب این گونه آمده است : « هنگام حرکت از بنارویه در گردنه راه بریز با جناب آقای سید عبدالحسین و اتباع ایشان تلاقی و شکست فاحش به آن ها رسیده که فراراً به کورده رفته و آن جا در گردنه نارنجی را که به سختی عبور و مرور می شود  محکم بسته با جماعت « دهکویه » و کورده و مزیدی که سرکرده آن ها فرج بیگ و یک عده از حاج سرای بنارویی و عده از رسولخانی که سرکرده آن ها محمد حسن خان و سایر اعوان لاری و گرمسیری که هزار نفر بودند همه در سنگر های گردنه و برج های متعدد ... نشسته اند ... محض اتمام حجت پیغام نزد آقا فرستاده که آقا راه خود را گرفته برود و اسباب خونریزی فراهم نیاورد . به قاصد بجز فحش هیچ جواب دیگری نداده بود . در این وقت هم تاریکی شب شروع شده بود . یک وقت خبر رسید سی نفر سوار از آب بردگی این طرف سنگر جباره بیرون رفته و از طرف جباره و باصری از این طرف سوارهای خودم تعاقب کردند . از دنبال آن سوارها هشت نفر کشته شدند . چند نفر از اعوان آقا هم دستگیر شده اند ، بالجمله خود آقا در جلو آن سوار به چه شکل بیرون رفته معلوم نشد » 1 . 

2 ـ تاریخ دلگشای اوز : « در آن زمان که حاج علی قلی خان برای بنارویه از لار حرکت نموده با عده ای سوار و تفنگچی در نزدیک بریز با جمعیت کثیری از بنارویی و شرفوی و کورده ای و دهکویی که حسب الامر سید برای لار مامور بودند برخورد می شود و با همدیگر درآویخته کارزاری سخت به وقوع می رسید »2 .   

3 ـ سیمای سیاسی و جغرافیایی دهستان دهکویه : « اسامی تعدادی از دلاوران دهکویه که در همه حال همراه ، یار و یاور آیت الله سید عبدالحسین لاری بوده اند : حاج رجب علی فرزند قاسمعلی ، محمد فرزند نوروز معروف به « مد نوروز » عزالدین فرزند نوروز ( پدر بزرگ اینجانب ) استاد حاجی فرزند عزالدین ، ملا مراد فرزند عباس ، میر شکار نقی فرزند غلام ، قائد آقا فرزند محمد جعفر ، میرزا علی اکبر فرزند غفار ، ابوطالب فرزند علی محمد ، ابراهیم فرزند قاسمعلی ، باقر فرزند ماندنی ، غلامحسین فرزند دادخدا ، حاج غلامحسین فرزند کریم ، غلامرضای جعفری ، علی فرزند رضا ، حاج غلامحسین فرزند رضا ، حاج محمد فرزند رضا و ... » 3 .

در سفری که حضرت آیت الله سید عبدالحسین لاری با کمک تفنگچیان لارستانی جهت حمایت از مشروطه به شیراز داشته اند که 30 نفر از همراهان سید از اهالی دهکویه هستند و بنا بر گفته مورخ لاری ویسنده کتاب تاریخ لارستان در تصویر نماز جماعت آقا در شیراز کسانی که کلاه نمدی به سر دارند و یکی از تفنگچیان جلو آقا از اهالی دهکویه هستند4 .

در درگیری هایی که بین نیروهای قوام و دلاوران لارستانی صورت گرفته غلامحسین فرزند کریم مجروح شده و غلام فرزند حاج حسین و یکی از بانوان دهکویه به شهادت رسیده اند . که در جوار امام زاده شاه اسماعیل (ع ) دهکویه دفن شده اند .

از مجموع افراد ذکر شده مرحوم محمد نوروز ( مد نوروز ) یکی از برجسته ترین ها هستند به گونه ای که حضرت آقا ارادت خاصی به ایشان داشته و یکی از معتمدین آقا بوده حتی هم اکنون اگر به ملاقات زعیم بزرگ لارستان حضرت آیت الله سید عبدالعلی آیت الهی بروید و در مورد « محمد نوروز » از ایشان بپرسید هنوز به نیکی از ایشان یاد می کنند . و هرگاه که خاندان آیت الهی سفری به دهکویه داشته و یا قصد رفتن به شیراز داشته اند در منزل ایشان اقامت می کرده اند .

پس از درگذشت آیت الله سید عبدالحسین لاری در جهرم اهالی لار تصمیم می گیرند که آیت الله سید عبدالمحمد فرزند ارشد آقا را که در دهکویه هستند به لار دعوت نمایند : « لاری ها پس از فقدان سید عبدالحسین موسوی لاری در منزل مرحوم شیخ محمد حسین نخبه الفقهایی معروف به حاج آخوند گرد می آیند ، حاج علی وکیل ، حاج محمد حسین امین التجار ، کمپانی و حاج غلامحسین عسکر پس از مشورت با یکدیگر تصمیم می گیرند که سید عبدالمحمد فرزند ارشد مرحوم سید عبدالحسین را به لار دعوت کنند . سید عبدالمحمد از دهکویه وارد لار می شود و در مسجد جامع لار به اقامه نماز می پردازند » 5 .

شرح بیشتر : اذان صبح از دهکویه خبر آوردند که حضرت  آیت الهی به دهکویه رسیده است . مرحوم آقا شیخ محمد حسین پس از ادای نماز صبح به طرف دهکویه حرکت کردند . جمعیت برای استقبال از حضرت ایشان موج       می زد. پیرمردانی که از جریان مطلع بودند نقل می کردند که حتی بچه ده ساله تا صحرای کورده یعنی 18 کیلومتر به استقبال شتافتند . پس از استقبال بی نظیر،  حضرت آیت الهی با تشریفات خاصی وارد لار شده و در مسجد جامعه لار به اقامه نماز مغرب مبادرت ورزیدند » 6 .  

در اینجا این نکته را عرض می کنیم که نشان دهنده ارتباط نزدیک مرحوم محمد نوروز با خاندان آقا است : در یکی از سفرهایی که آیت الله سید عبدالمحمد به اتفاق خانواده به شیراز داشته اند چند روز در دهکویه در منزل محمد نوروز اقامت می کنند . در آن زمان همسر محمد نوروز حامله بوده اند ، آقا به ایشان می گویند فرزندتان پسر خواهد شد ، نام او را غلام بگذارید . اتفاقا همین گونه شد و نام فرزند را غلام نهادند که هم اکنون ایشان ( آقای غلام نوروزیان ) در قید حیات هستند .

در پایان این نکته را عرض می کنم حتی اگر هیچ سند تاریخی در مورد نقش اهالی دهکویه در قیام آیت الله سید عبدالحسین لاری وجود نداشت ، نمی شد ادعا کرد که اهالی دهکویه در این قیام نقشی نداشته اند زیرا هم اکنون سندهای زنده ای وجود دارند که خود در قید حیاتند و شخصا شاهد ماجرا بوده اند ، همچون آقای حاج ماندنی بایگان . و اتفاقا این را هم باید گفت که جناب آقای دکتر وثوقی بخشی از کتابشان را بر اساس گفته های شاهدان عینی نگاشته اند که یکی از آن ها مرحوم حجه الاسلام سید محمد تبیان 7  از دهکویه هستند .

به پیوست این مقاله بخش هایی از کتاب دهکویه مهد فرهنگ و هنر لارستان نوشته اینجانب که آماده چاپ است برایتان ارسال می نمایم که به صورت کامل به شرح درگیری کورده پرداخته شده که در صورت صلاحدید می توانید در نشریه چاپ نمایید .

-----------

منابع : 

1 ـ لارستان و جنبش مشروطیت ، دکتر محمد باقر وثوقی ، انتشارات همسایه ، قم 1375 ، ص 193

2 ـ تاریخ دلگشای اوز ، حاج محمد هادی کرامتی ، انتشارات نوید شیراز ، چاپ دوم 1370 ، ص 176

3ـ سیمای جغرافیایی و سیاسی دهستان دهکویه ، محمود بستگان ، ویژه کنگره بزرگداشت آیت الله سید عبدالحسین لاری ، سال 1377 ، ص 15

4 ـ همان ، به نفل از مورخ لاری نویسنده کتاب تاریخ لارستان

5 ـ سیمای لارستان ، صادق رحمانی ، انتشارات همسایه ، قم 1375 ، ص 41

6 ـ زندگی و مبارزات تهران 1386 ، ص 22

7 ـ لارستان و جنبش مشروطیت .... ص 194آیت الله سید عبدالعلی آیت الهی ـ دکتر محمد باقر وثوقی ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ،

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 11:23 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 63 - ادبی

زرگر

زرگری معروف و کاسب کار بود

چند سالی بخت با او یار بود

روزی از ایام زرگر خسته شد

غم به روی شانه هایش دسته شد

هم خودش را برد از یاد ، هم خدا

تا که شد از کار حق خود جدا

با عوام کافری مانوس شد

از تمام زندگی مایوس شد

چند روزی می گذشت و از قضا

گفت با الحان زشتی ناسزا

بهر روزی سوی دکانش دوید

ماجرایی بین قفل و خویش دید

آن قدر با قفل در کشتی گرفت

قفل با تدبیر گفتش ای خرفت

سال ها در کار تو تعجیل بود

با خدایت روز و شب تحلیل بود

تا چه شد از زندگانی خسته ای

که در روزیِ خود را بسته ای

زرگر ناغافل از جایش پرید

تا سخن از قفل دکانش شنید

گفت من عمری به این در می زنم

بهر روزی نقش بر زر می زنم

تاکنون این گیرها در من نبود

با نگاهی ، قفل از در می گشود

قفل با نرمی و با اکراه گفت

خوب بر بادت بدادی عقل ، مفت

روزگاری با خدایت کار بود

نی چنین از ذکر حق بیزار بود

تا به لب نام خدایت داشتی

شکرها در کام دل می کاشتی

یگ گره در کار تو هرگز نبود

قفل در هم با نگاهت می گشود

لیک با یک امتحان ساده ای

هستی خود را به یغما داده ای

این نه رسم شکر و شاکر بودن است

بی توکل عمر ما فرسودن است

گر به درگاه خدا واصل شوی

بی نیازی گرچه تو سائل شوی

زرگر از رمز خدایی شوکه شد

چهره اش آن روی خط سکه شد

گفت ای وای از من بی اعتنا

یارب از بخشایش تو اهدنا

چون که ذکر خویش را بر لب براند

قفل در از بسته بودن بازماند

زرگر غافل چو قفلش را گشود

بر خدای خویش غافل گشت زود

گفت راز قفل های بسته را

راز دل های غریب و خسته را

تا زبانت از خدا حرفی نگفت

زحمتت بیهوده باشد ، کار مفت

محمود برزين

جاده خيال

باز صخره ام

لبريز از فرياد شده

باز قدم هايم

مي رود بر جاده خيال

بماند به انتظار

و در آبشار خيال

با سپيده آرزوهايم

غروب را كنم احساس

دوست داشتم

مي توانستم

ثانيه ها را

در كنارت

گل باران كنم

و كاش مي توانستم

مهر سكوت را بشكنم

اشك هايم به دريا رسيده

فكرم به خواب رفته

چه كنم

سقف خاطره هايم

از باران اشك هايم

چكه مي كند

آرزوهايم در خيالم گم شده

تشنه ام

تشنه امواج نگاهت

به تو حسرت مي خورم

اي يگانه ترين ستاره شب هاي مهتابي

زهرا اصيل

 

مادر

مادر خوبم

مادر مهربونم

هر چي كه دارم از توست

دلم مي خواد كه باشي

هميشه در كنارم

خدا كنه هميشه

نگاه مهربونت

تو قلب من بمونه

جواد مراديان

افطاري

توي اون شب هاي رمضون

كه با هم جمع مي شديم

خونه ي پدر بزرگ

موقع افطار كه مي شد

سفره رو پهن مي كرديم

همه با هم پاي سفره

افطار رو باز مي كرديم

بعد از افطار كه مي شد

پدربزرگ خاطره هاشو

براي ما مي گفت

خاطره هاي اون قديما

اون وقت كه جوون بودند

تو شادي ها و غم ها

همه با هم يكي بودند

پدر بزرگ به ما مي گفت

بچه هاي خوب من

همه با هم يكي باشيد

تو شادي و غم

محدثه مراديان

با شاعران جوان

يكي ازخوانندگان نشريه اولين تجربه شعري خودشان كه شعري انتقادي است براي نشريه ارسال نموده اند . با وجود اين كه اين شعر داراي مشكلاتي از نظر وزن و قافيه در شعر وجود دارد ، به اميد اين كه در آينده شاهد كارهاي بهتري از ايشان باشيم بدون هيچ ويرايشي تقديم شما خوانندگان محترم مي گردد .

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت مدیر مسئول محترم ماهنامه پسین دهکویه

این شعری که تقدیم می شود اولین تجربه شعری اینجانب می باشد که برای شما ارسال می شود به امید به چاپ رسیدن در ماهنامه پسین دهکویه بدون هیچگونه سانسور. البته شاید در بعضی از قافیه  ها و      ردیف های این شعر اشکالاتی وجود داشته باشد که آن هم به دلیل بی تجربه بودن اینجانب می باشد.

مجتبی رجب زاده

چرا ؟

تمام ذهن من این سوال ها جاریست

چرا همین مجله به ماهی یک باریست؟

مگر تمام شدنیست مشکلاتمان در ده؟

نگو جواب سوال های من آریست !

کدام ده؟از آن یک خرابه باقی ماند

دچار شک شدم از آن لقب(پاریس)

نگو ندیده ام این آبهای سیل آسا

که در مواقع باران به شط جاریست !

چرا كثيف شده كوچ هاي شهر من

اگر که علاجش دو سطل آشغالیست؟

چرا به ورزشمان نمیدهند ارزش؟

یادتان رفته آن جوان فوتبالیست؟

چرا صف جماعت مسجد ها

یک نفر هم از اعضای شورا نیست؟

چرا چراغهای معابر ده

همیشه در همه جا دچار خاموشیست؟

به عقل می گنجد این جواب شورایم

که ریشه ی هر مشکلی  مالیست؟

این سوال تمام ذهن مردم ماست

که نمره ی شورا چرا شده بیست؟

مگر به عملکرد نیست نمره ی آنها ؟

یا به کاغذ و بروشور و لیست؟

تا بپرسم جوابم از شورا

گویند این که کار شورا نیست

اگر اینها نیست کار یک شورا

لطف کن بگو که کار شورا چیست؟

رسید شعر من اینجا به آخر خط

چرا که حساب همه دست بالائیس

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 63 - علمی

مواد غذايي و عوامل فساد آن ها

تعريف :

فساد غذا عبارت است از تغييرات مواد غذايي به صورتي كه آن را براي انسان غير قابل مصرف نمايد . اين تغييرات مي تواند سبب كاهش يا از بين رفتن ارزش غذايي شده يا موجب مسموميت و بيماري در انسان گردد .

عوامل فساد غذا :

مسموميت غذايي عبارت است از مجموعه اختلالاتي كه در نتيجه خوردن غذاهي فاسدي كه به ميكروبها و مواد شيميايي آلوده هستند در بدن به وجود مي آيد . مسموميت هاي غذايي انواع مختلفي دارند ، ولي نوع ميكروبي آن ها شايع تر از ساير مسموميت هاي غذايي است .

علايم مسموميت :

بي حالي ، اسهال ، سرگيجه ، استفراغ و تب

انواع غذا هايي كه بيشتر باعث مسموميت مي شوند :

گوشت فاسد : 

اكثر مسموميت هاي غذايي با مصرف گوشت فاسد عارض مي شوند . گوشت در هواي معمولي و گرم فاسد مي شود . از مصرف گوشتي كه در معرض هواي آزاد قرار گرفته و با مگس و ساير حشرات تماس داشته بايد خودداري نمود . گوشت فاسد رنگ و بوي نامطبوع دارد .

خامه و شيريني ها خامه دار :

مسموميت به وسيله خامه و مواد خامه دار زياد است . از مصرف خامه مانده بايد خودداري شود وحتي المقدور از محصولات پاستوريزه استفاده شود .

تخم مرغ :

مسموميت بر اثر مصرف تخم مرغ فراوان است . تخم مرغ پس از كهنگي متعفن مي گردد در روي سالاد هاي مخلوط با تخم مرغ باكتري رشد      مي كند . بيشتر مسموميت هايي كه در نتيجه خوردن بستني پيدا مي شود از تخم مرغ وخامه است .

براي شناختن تخم مرغ فاسد آن را داخل ظرف آب قرار دهيد در صورتي كه روي آب به صورت افقي ايستاد قابل مصرف نمي باشد . تخم مرغ سالم هرگز روي آب نمي ماند . از مصرف تخم مرغ هاي شكسته و سوراخ شده خودداري فرماييد .

شير :

شير محيط مناسبي براي رشد ميكروب مي باشد . شير ممكن است آلوده باشد يعني از حيوان بيمار دوشيده شده باشد يا موقع دوشيدن و حمل و نقل آلوده و فاسد شده باشد . شير فاسد هنگامي كه جوشانده شود به صورت ژله در مي آيد و در اصطلاح بريده مي شود .

جلوگيري از آلودگي شير :

ـ هميشه شير پاستوريزه مصرف نماييد .

ـ براي نگهداري شير از يخچال استفاده نماييد .

ـ حداكثر نگهداري شير 24 ساعت

پنير :

مسموميت در اثر پنير نيز ممكن است ايجاد گردد . پنير تازه در صورتي قابل مصرف است كه از شير تازه تهيه شده باشد . پنير بايد در ظروف سرپوشيده و در مكان سرد نگهداري شود . براي نگهداري پنير آن را در آب جوشيده و نمك زده اي كه سرد شده باشد بگذاريد . پنير فاسد طعم و رنگ و بوي نامطبوعي دارد .

سبزيجات :

سبزي ها علاوه بر ميكروب ها ، انگل ها و تخم انگل ها را در خود نگه مي دارند . مصرف سبزي هاي كثيف و ضد عفوني نشده باعث بروز انواع بيماري هاي ميكروبي و انگلي           مي گردد .

نكاتي درباره تهيه و مصرف مواد غذايي :

ـ غذا را بلافاصله پس از پخته شدن مصرف نماييد .

ـ غذاي آماده براي مصارف بعد با دقت نگهداري كنيد .

ـ غذاي از قبل پخته شده را به حد كافي گرم كنيد .

ـ غذاهاي آماده بي خطر مثل شير پاستوريزه انتخاب نماييد .

ـ تمام سطوح و وسايل آشپزخانه را با دقت كامل پاكيزه كنيد .

ـ غذا را از دسترس حشرات ، جوندگان و ساير حيوانات دور نگه داريد .

ـ آب مصرفي براي تهيه غذا بايد پاكيزه باشد .

ـ دست ها را قبل از دست زدن به مواد غذايي كاملا بشوييد .

ـ در هنگام مسافرت نبايد در هر مكاني مواد خوراكي تهيه و مصرف نماييد .

رابط بهداشت : ياسمن منفرد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  |