تبليغاتX
ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه

ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه

ماهنامه پسین دهکویه مجله ای برای مردم لارستان

پسین دهکویه شماره 69 سرمقاله

ماهنامه فرهنگي اجتماعي پسين دهكويه

سال ششم ـ شماره 69 ـ 10 آذر 89

سرمقاله :

انسانيت

کلاس اول دبستان که بودم. معلم از من پرسید: دوست داری چه کاره بشی؟

گفتم: دوست دارم دکتر بشم...

بزرگتر که شدم به دوستام گفتم:دوست دارم بازیگر سینما بشم...

بازیگر هم شدم...

بعد به نویسندگی علاقه پیدا کردم: آخه دوست داشتم نویسنده بشم...

دوران جوانی با هزار آرزو  هم گذشت: میانسال که شدم ، دوست داشتم که رئیس شرکت بشم...

بزرگتر که شدم دوست داشتم کاندید بشم...

خلاصه دوست داشتم همه چی بشم. ولی یادم رفت که باید دوست داشته باشم انسان باشم....

همه چیز شدم جز انسان... مهم نیست کارگر باشیم یا پزشک، مهم اینکه در لباس انسانیت راه بریم...

یادمون نره بزرگترین حرفه و پیشه، انسان گری است...

                                    سردبير

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 3:16 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 69 - خبری

يادواره شهداي

بخش مركزي لارستان

در دهكويه برگزار شد .

همزمان به هفته بسيج با حضور معاون استاندار و فرماندار ويژه لارستان جناب آقاي اميري ، سرهنگ حسيني فرمانده سپاه لارستان ، حجت السلام سيد شكرالله زندوي رئيس سازمات تبلغات اسلامي استان هرمزگان ، بخشدار محترم مركزي لارستان روساي ادارت مختلف لارستان ، خانواده معظم شهدا و جمع كثيري از بسيجيان دهستان دهكويه و اهالي ولايت مدار دهكويه در محل گلزار شهداي دهكويه برگزار شد .

در اين مراسم پس از قرائت كلام الله مجيد و پخش سرود جمهوري اسلامي جناب سرهنگ حسيني فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي لارستان طي سخنان كوتاهي ضمن خوش آمد گويي به مسوولين محترم و تشكر از برگزار كنندگان اين مراسم گفتند : شهداي دفاع مقدس بزرگ ترين خدمت را به انقلاب كردند و رمز پيروزي ما وحدت كلمه و انجسام خودمان در برابر ترفندهاي دشمن است .

در ادامه برنامه حجت السلام سيد شكرالله زندوي رايست سازمان تبليغات اسلامي استان هرمزگان طي سخناني گفتند : ارج نهادن به شهدا و بزرگداشت منزلت اين جانباختگان راه حقيقت ، در حقيقت بزرگ داشت ارزش ها ي 8 سال دفاع مقدس مردم ايران و بزرگداشت حماسه آفريني ايثارگران دوران دفاع مقدس و بزرگداشت بسيجياني است كه جان بر كف در صحنه حضور داشته و دارند .

ايشان در بخش ديگري از سخنانشان گفتند : اگر امروز زير  چكمه هاي استكبار قرار نداريم به خاطر جان فشاني شهداست كه مرد و مردانه در برابر آنان ايستادند . اگر استقلال ، امنيت ، سربلندي و سرفرازي داريم تنها دليل آن وجود شهداي عزيزاست.

... دشمن از نبرد رودر رو وجنگ نظامي مايوس شده زيرا جانفشاني جان بركفان را ديده ، سپاه را ديده ، بسيح و مردم فداكار را ديده رو در روي ملت ايران قدرت عرض اندام ندارد .

... امروز دشمن از راه ديگري وارد شده ، از طريق شبيخون فرهنگي ، از طريق جنگ نرم و به دنبال اين هست كه جواناني كه در جبهه بودند به فساد بكشانند .

... ولي دشمن كور خوانده ، مردم هوشيار و بيدار هستند نمي گذارند دشمن به نتيجه برسد .

دشمن مي خواهد از طريق نفاق در بين مردم نفوذ كند . مردم بايد هوشيار و آگاه باشند . بسيج اگر وصل به مردم شد شكست ناپذير مي شود . بايد بسيج را تقويت كرد و بايد بسيح در صحنه و هوشيار باشد تا ارزش هاي انقلاب حفظ شود و آدم هاي ناباب زعامت مردم را به دست نگيرند .

در ادامه مراسم پس از اجراي گروه سرود هفتاد نفري دبيرستان حضرت رقيه (س) دهكويه معاون استاندار و فرماندار ويژه لارستان طي سخناني گفتند : همه بايد حواسمان باشد شهدا به گردن ما حق حيات دارند . پيروزي انقلاب اسلامي ، سرنگوني رژيم طاغوت برپايي حكومت اسلامي و همه دستاوردهاي 32 سال گذشته مرهون اسلام عزيز ، مرهون عاشورا ، مرهون رهبري نايب امام زمان ا(عج) رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني (ره) و اكنون خلف صالحشان مقام معظم رهبري و خونهاي مطهر شهدا و از خودگذشتگي و ايثار خانواده هاي معظم شهدا است .

امام به پشتوانه فرهنگ شهادت حركتش را آغاز كرد و فرمود : آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند و به پشتوانه خون شهدا بود كه 8 سال در مقابل دشمن ايستاديم و به پشتوانه فرهنگ شهادت بود كه فتنه سال 88  خشك شد .

 

در پايان مراسم با اهداي لوح تقدير و هدايايي به خانواده هاي معظم شهداي بخش مركزي از آنان تجليل به عمل آمد .

پس از پايان مراسم مسوولين محترم به محل حسينيه سيدالشهداي دهكويه رفته و كلنگ ساختمان پايگاه مقاومت شهيد صفري را به زمين زدند.

گرامي داشت ياد و خاطره شهيد ماشاء الله صفري

در سالروز شهادتشان توسط دانش آموزان

دبيرستان شيهد صفري

 

همزمان با 23 ابان ماه سالروز شهادت معلم شهيد مهندس ماشاء الله صفري مراسمي با حضور كليه دانش آموزان دبيرستان شهيد صفري در محل گلزار شهداي دهكويه برگزار شد.

در اين مراسم ضمن قرائت بخش هايي از وصيت نامه شهيد صفري و  جناب آقاي ديانت از همرزمان شهيد خاطراتي را از لحظه هاي شهادت شهيد صفري را بيان كردند . 

اين مراسم با سخنان حجه السلام اميدي در مورد شخصيت شهيد پايان يافت .

برپايي مراسم جشن عيد غدير خم

در محل حسينه دهكويه

همزمان با عيد سعيد غدير خم مراسم جشني در دو شب متوالي در محل مسجد جامع حضرت اباالفضل (ع) و حسينه سيدالشهدا (ع) توسط هيئت شيفتگان مهدي(عج) برگزار گرديد در اين مراسم كه با حضور عاشقان امامت و ولايت برگزار شد ضمن اجراي برنامه مداحي و سرود توسط گزوه سرود خواهران و برادران ، ميان پرده هاي طنز به زبان محلي در خلال برنامه ها اجرا گرديد .

صعود مشترك گروه هاي كوهنوردي وليعصر (عج)

دهكويه و شهيد شاكري لار به قله كوه دوفل دهكويه

روز جمعه مورخ 21/ 8/ 89 کوهنوردان گروه کوهنوردی شهید شاکری لارستان بزرگ به دعوت گروه کوهنوردی ولیعصر (عج) دهکویه به ارتفاعات كوه دوفل دهکویه صعود کردند در این صعود 19 نفر از گروه خواهران و 32 نفر از گروه آقایان حضور داشتند در اين برنامه علاوه بر اعضاي گروه وليعصر (عج) دهكويه جناب آقاي رنجبري رئیس شورای اسلامی دهکویه نیز در این جمع 51 نفری حاضر بودند. در قله کوه ایشان در سخنانی در پاسخ به پیشنهادهای آقای علمدار شفیعی مسئول گروه کوهنوردی شهید شاکری لارستان در خصوص اهمیت ورزش همگانی،  طرح هایی جهت گسترش این ورزش در بین خواهران و برادران دهکویه ارائه دادند که به زودی با کمک مردم منطقه اجرایی خواهد شد.

بخشدار اوز لارستان گفت:

هدفمندي يارانه ها، موجب افزايش

درآمد سرانه و رفاه عمومي مي شود

ايرنا :  مهندس علي همت اظهار داشت: ساخت مراكز خدمات كسب و كار در اين شهركهاي صنعتي بر اساس مصوبات سفر رييس جمهوري به فارس انجام مي شود.

وي ادامه داد: هر يك از اين مراكز در فاز اول با زيربناي 650 متر مربع در سه طبقه ساخته خواهد شد كه بر اساس برنامه زمان بندي تا پايان نيمه اول سال آينده به بهره برداري خواهند رسيد.

مديرعامل شركت شهرك هاي صنعتي فارس افزود: علاوه بر آن ساخت مركز خدمات فناوري و كسب و كار در شهرك صنعتي بزرگ شيراز نيز كه از محل مصوبات سفر رييس جمهوري به فارس است تاكنون 80 درصد پيشرفت فيزيكي داشته و تا پايان امسال به بهره برداري خواهد رسيد.

وي هدف از ايجاد اين مراكز را حمايت از صنايع مستقر در شهركها و نواحي صنعتي بويژه صنايع كوچك بيان كرد و گفت: اين مراكز با هدف ارتقاي بهينه سازي بنگاههاي صنعتي و بهبود توان رقابتي آنها در بازارهاي داخلي و بين المللي ايجاد مي شود و با استقرار خدمات فني و مهندسي و مشاوره اي در آن زمينه ارتقاي فرهنگ استفاده از خدمات مشاوره اي و بكارگيري صحيح توان خدمات فني و مهندسي در حل مشكلات واحدهاي صنعتي انجام مي شود.

مديرعامل شركت شهركهاي صنعتي فارس اظهار داشت: با بهره برداري از اين مراكز زمينه مناسب براي فعاليت مشترك واحدهاي فعال در حوزه فناوري بوجود خواهد آمد تا از اين طريق بتوانند با ارتقاي دانش فني خود و سازماندهي توانمندي ها و امكانات خود زمينه رشد واحدهاي صنعتي متقاضي اين خدمات را فراهم سازند.

همت همچنين ايجاد شرايط مناسب براي فعاليت واحدهاي تحقيق و توسعه و سوق دادن فعاليتهاي پژوهشي و كاربردي كردن آنها در زمينه توسعه محصولات مبتني بر فناوري هاي روز را از ديگر اهداف احداث اصغر فرودي ، يكشنبه در نشست شوراي اداري بخش اوز اظهار داشت: پرداخت يارانه ها طي ساليان گذشته عادلانه نبود و اين امر موجب شد تا فاصله اقشارضعيف و توانمند جامعه به مرور زمان افزايش يابدو از سوي ديگر نيز قدرت ارز كشور در جايگاه شايسته خود قرار نگيرد.

وي افزود: همدلي و تعامل در اجراي صحيح قانون هدفمند سازي يارانه ها، ايران را به يك قدرت اقتصادي در دنيا مبدل مي كند و افزون بر اين با همكاري تنگاتنگ و نزديك ملت، مجريان و دولتمردان ، زمينه براي اجراي كامل طرح تحول اقتصادي فراهم خواهد شد.

فرودي اضافه كرد: اميدواريم قانون هدفمند كردن يارانه ها به نحوي مطلوب اجرا شود تا از اين طريق ، عدالت اجتماعي در جامعه برقرار و چهره فقر از كشور زدوده شود.

ورزش باستاني با  آموزه هاي

ديني و مذهبي عجين شده است.

معاون استاندار فارس و فرماندار ويژه لارستان گفت: ورزش ملي باستاني با آموزه هاي ديني و مذهبي عجين شده است و به شيوه اي بسيار زيبا و تاثير گذار از اين آموزه ها به عنوان ابزاري فرهنگي و ديني براي معرفي ابعاد شخصيتي پيامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار (ع) استفاده مي شود.

علي محمد اميري در جمع باستاني كاران بسيج اصناف شهرستان لارستان افزود: جوانان در خلال انجام ورزش باستاني با ابعاد شخصيتي اين بزرگواران آشنا مي شوند و از آن درس مي آموزند.

وي بيان داشت: زورخانه ، محلي است كه جوانان و نوجوانان در كنار پيشكسوتان با همدلي و اتحاد قرار مي گيرند و در محيطي سالم ومفرح براي سلامت جسم و روح خود وكسب فضايل اخلاقي و معنوي براي يك زندگي شرافتمندانه، آموزش مي بينند.

اميري ازپيشكسوتان اين ورزش درشهرستان لارستان درخواست كرد جوانان اين شهرستان را سوي اين ورزش پهلواني سوق دهند .

بخش دندانپزشكي درمانگاه روستاي كوره اوز

به همت يك خير راه اندازي شد

رييس شوراي اسلامي دهستان كوره اوز گفت: بخش دندانپزشكي درمانگاه اين دهستان به مركزيت روستاي كوره با همت فرد خيري كه حاضر به افشاي نامش نشد، راه اندازي شد.

نوازالله مختاري فرد ، يكشنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: روستاي كوره ، داراي يك درمانگاه مجهز است و اين فرد خير 270 ميليون ريال هزينه خريد ، نصب و تجهيز يك دستگاه يونيت دندانپزشكي و تجهيزات آزمايشگاهي آن را تامين و پرداخت كرد.

وي بيان داشت:بانصب اين دستگاه، بخش دندانپزشكي درمانگاه روستاي كوره راه اندازي شد و از اين پس اهالي دهستان بيدشهر اوزكه مشتمل بربيش از 15 روستاو آبادي و حدود 20 هزار نفر جمعيت است ، مي توانند براي امور بيماري هاي دهان و دندان خود به اين درمانگاه مراجعه كنند.

مختاري فرد اضافه كرد: قبل از راه اندازي بخش دندانپزشكي اين درمانگاه، بيماران براي مداواي ناراحتي هاي دهان و دندان خود مي بايست به شهر اوز و يا شهرهاي اطراف آن مراجعه كنند.

آغاز كشت آلوئه ورا در مزارع لارستان

خبرگزاري فارس: سرپرست مديريت جهاد كشاورزي لارستان از كشت محصول جديد "آلوورا " در مزارع اين شهرستان خبر داد.

به گزارش خبرگزاري فارس از لارستان، حسن هوشمند در جمع خبرنگاران اظهار داشت: 2 هكتار از مزارع شهرهاي لار و بنارويه به كشت محصول جديد آلوورا اختصاص يافت.

وي با اشاره به ويژگي‌هاي گياه "آلوورا " افزود: "آلوورا " داراي خاصيت‌هاي مختلف پزشكي از جمله ضد التهاب،‌ ضد قارچ و كپك،‌ ميكروب‌كش و احياكننده و نشاط‌آور است.

هوشمند در ادامه ابراز داشت: اين گياه ماده اصلي بيشتر مواد آرايشي در جهان بوده و در دنيا ارقام آن متعدد و متفاوت است.

سرپرست مديريت جهاد كشاورزي لارستان با بيان اينكه مزرعه "آلوورا " ايجاد شده در شهرهاي لار و بنارويه شهرستان لارستان از نوع و رقم صبرزرد بوده و اين رقم يكي از بهترين اقلام اين محصول گياهي است، گفت: در اين اواخر در بازارهاي تجاري از گياه "آلوورا " بسيار نام برده مي‌شود و بيشتر شركت‌هاي تجاري براي تبليغ كالاهاي تجاري خود از نام گياه "آلوورا " استفاده مي‌كنند و به واقع اگر اينچنين باشد محصولات توليد شده از اين گياه بسيار با كيفيت و ارزشمند است.

آقاي حسن هوشمند در پايان با تشويق كشاورزان اين منطقه به كشت اين گياه خاطرنشان كرد: مديريت جهاد كشاورزي لارستان با توجه به اهميت موضوع، درصدد افزايش مزارع كشت آلوورا در بخش‌هاي جويم، اوز، صحراي باغ، بيرم، مركزي و بنارويه شهرستان لارستان است.

روند اجرايي اصل 44 قانون اساسي در لارستان مطلوب است

خبرگزاري فارس: سرپرست جهاد كشاورزي لارستان گفت: در لارستان روند اجرايي اصل 44 قانون اساسي در بخش خدمات و كشاورزي مطلوب است.

به گزارش خبرگزاري فارس از لارستان، آقاي حسن هوشمند در آيين بازديد مديران و مسئولان جهاد كشاورزي شهرستان فسا از لارستان گفت: در حال حاضر 12 تعاوني در قالب‌هاي مختلف در شهرستان لارستان فعاليت دارند.

وي افزود: در اجراي اصل 44 قانون اساسي مبني بر واگذاري وظايف و خدمات به تعاوني‌ها،‌ سعي شده است كه مسئوليت و وظايف اين مديريت طبق يك برنامه صحيح و مدون به شركت‌هاي تعاوني كه توسط كشاورزان تأسيس و اداره مي‌شود،‌ واگذار شود.

هوشمند با اشاره به اينكه مديران و مسئولان جهاد كشاورزي شهرستان فسا از تعاوني‌هاي مركزي و روستاي بلغان اين شهرستان بازديد كرده‌اند اظهار داشت: آنان از نزديك در جريان روند اجراي برنامه‌ها قرار گرفته و مقرر شد از تجربيات اين مديريت و فرآيند واگذاري وظايف بهره‌مند شوند.

سرپرست جهاد كشاورزي لارستان تصريح كرد: اين مديريت با توجه به موفقيت خود در اجراي اصل 44 قانون اساسي در بخش كشاورزي و خدمات سعي كرده است تا تجربيات خود را در اختيار مديران جهاد كشاورزي شهرستان‌ها قرار دهد.

عمليات ساخت راه روستايي ارد ـ مز آغاز شد

خبرگزاري فارس: مدير‌كل راه و ترابري لارستان گفت: عمليات ساخت راه روستايي ارد ـ مز آغاز شده است.

علي اميري امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در لارستان اظهار داشت: به منظور توسعه شبكه‌ راه‌هاي روستايي و كوتاه كردن فاصله بين روستاها و محورهاي اصلي مواصلاتي، كاهش حوادث پيش‌بيني نشده و هزينه سفر اين راه روستايي ساخته مي‌شود.

وي با بيان اينكه با ساخت اين محور و بهره‌برداري از آن افزون بر يك هزار و 707 خانوار زير پوشش اين راه قرار گرفته و از مزاياي آن برخوردار مي‌شوند،‌ ابراز داشت: محور راه روستايي ارد ـ مز در حوزه استحفاظي اداره‌كل راه و ترابري شهرستان لارستان قرار دارد كه طول آن 16 كيلومتر بوده و احداث پنج كيلومتر آن با مشاركت اهالي روستاي ارد آغاز شده و در حال اجرا است.

اميري افزود: 11 كيلومتر بقيه اين راه در دست مطالعه و بررسي است.

مدير‌كل راه و ترابري شهرستان لارستان با اشاره به اهميت اين محور گفت: با ساخت اين راه روستايي يك هزار و 707 خانوار روستاهاي ارد، علي‌آباد، تيشو، مهرآباد، كوركي، مز،‌ آشنا و چاه طوس از نعمت آن برخوردار و فاصله بين روستاي ارد و روستاهاي دهستان فداغ، بخش بيرم با چاه طوس، بخش محمله و علامرودشت نزديك‌تر و تردد اهالي بخش‌هاي علامرودشت و محمله به لارستان به سهولت انجام مي‌شود.

بررسی مشکلات کشاورزان منطقه درز وسایبان لارستان

جمعی از کشاورزان منطقه درز وسایبان به اتفاق ضیایی بخشدار مرکزی لارستان با حضور در محل فرمانداری با امیری معاون استاندار وفرماندار ویژه لارستان دیدار ومسائل ومشکلات خود را با وی در میان گذاشتند

درخواست بخشش جریمه دیرکرد تسهیات و وام کشاورزی ومهلت خواستن از بانکهای عامل جهت باز پرداخت این وامها،درخواست عدم صدور احکام قضایی برای کشاورزان بدهکارتوسط دادگاه ومراجع قضایی، درخواست ایجاد مجتمع دامپروری و ایجاد فرصتهای شغلی برای جوانان درز وسایبان از اهم موارد درخواستی کشاورزان از امیری بود.امیری در پاسخ به موارد مطروحه قول داد تمام سعی خود را برای افزایش سقف اعتبارات خشکسالی تخصیصی به لارستان ونیز توزیع عادلانه اعتبارات مربوطه را در بین کشاورزان شهرستان بکار گیرد.وی در ادامه سخنان خود از موافقت بانک کشاورزی مبنی بر مهلت دادن به کشاورزان بدهکار جهت بازپرداخت بدهی انان خبر داد وافزود:با دیگر بانکاهی عامل نیز دراین مورد رایزنی خواهد کرد.معاون استاندار از کشاورزان نیز خواست نسبت به تسریع درباز پرداخت بدهی خود اقدام نمایند.امیریبا اشاره به اینکه مکنطقه درزوسایبان در واقع قطب کشاورزی لارستان بشمار می رود،خاطرنشان ساخت مجموعه مدیریتی شهرستان با یک نگاه ویژه به این دهستان، در صدد رفع مشکلات فراروی مردم این منطقه هستند.فرماندارویژه لارستان همچنین به منظور پیشگیری از تبعات معضل بیکاری بویژه در بین جوانان ونیز ایجاد زیرساختهای توسعه ورونق اقتصادی این دهستان، اهالی منطقه درزوسایبان را به اشتغال در زمینه صنعت ومعدن دعوت کرد.امیری درپایان این نشست ،از درگاه باریتعالی خواست با نزول باران رحمت بیکران خود بر این شهرستان، موجبات شادی مردم بویژه کشاورزان را فراهم نماید.یادآور می گردد دراین دیدار ضیایی بخشدار مرکزی لارستان نیز حضور داشت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 69 - اعتقادی

اقتدا به غیر روحانی

در شماره قبل پسين دهكويه در بخش 90 مطلبي پيرامون اقامه نماز جماعت به امامت افراد غير روحاني نوشته شد . در اين مورد يكي از خوانندگان پاسخي را ارسال كرده اند كه عينا تقديم شما مي گردد :

با عرض سلام خدمت خوانندگان محترم نشريه پسين دهكويه . همانگونه كه مستحضريد در شمار 68 پسين  دهكويه در ستون 90 در مورد نماز جماعت مسجد نوشته شده بود از اين قرار كه : « چرا در غياب امام جماعت مسجد اشخاص غير روحاني نماز را اقامه مي كنند » ؟

بايد در جواب به عرض دوستان برسانيم نگارنده محترم اشكل مذكور در واقع كاسه از آش داغ تر شده اند . چرا كه اين مطلبي را كه ايشان ذكر كرده اند نه تنها مبناي شرعي ندارد بلكه با تعاليم و احكام شرع مقدس اسلام مغايرت دارد و هيچ يك از مراجع عظام تقليد نيز چنين چيزي را نفرموده اند .  ما به دليل اختصار از ذكر فتاواي همه ايشان خودداري مي كنيم و جهت اطلاع بيشتر دوستان را به رساله هاي اين بزرگواران ارجاع مي دهيم  ضمنا استفتائات از چندين مرجع عظام در اين باره گرفته شده كه به صورت مكتوب در مسجد ( كدام يك از 12 مسجد دهكويه ؟ ! ) موجود مي باشد .

اين دوستان با انتقادهي بي جا مردم را از يكي از بزرگ ترين شعائر الهي كه نماز پر فيض جماعت باشد باشد دور مي كنند . چرا كساني كه خود را از تعاليم دين و احاديثي كه در مورد فضيلت اقامه نماز جماعت وارد شده مانند آن حديثي كه رسول اكر (ص) مي فرمايند : « يك نماز جماعت به اندازه 40 سالنماز فرادا ارزش دارد » ، آگاهي دارند در مورد اين همايش الهي اظاهر نظر مي كند . خوانندگان محترم خود قضاوت كنند آيا بهتر نيست اظهار نظر در مورد دين و امور دين را به اهل خبره واگذار كرده و نظرات آنان را ملاك عمل قرار دهيم . آيا وقت آن نرسيده دست خود را در دست دين شناسان واقعي قرار دهيم و فتاواي آن بزرگواران را راهنماي عمل قرار دهيم و از گزافه گويي در مورد امور دين بپرهيزيم . آيا وقت آن نرسيده ؟ !  

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

                                    محراب عزيزي

پاسخ :

ضمن تشكر از اين خواننده محترم به دليل پاسخي كه به مطلب فوق   داده اند .

اين خواننده گرامي در ابتدا عرض كرده اند كه مطلب فوق از روي غرض نگارش شده . در پاسخ ايشان بايد گفت كه :

در متن مورد نظر گفته نشده كه در صورت عدم دسترسي نمي توان به امامت غير روحاني نماز جماعت را اقامه كرد . تنها اين نكته ذكر شده است . امامت جماعت شرايطي دارد كه هر كس نمي تواند به خود اجازه دهد امامت جماعت عده اي را قبول كند . متاسفانه دردهكويه آن قدر برخي افراد كه شرايط لازم را ندارند به خود اجازه اين كار را به خود داده اند و آن قدر اين موضوع لوث شده است كه مشاهده شده در مسجد قائم (عج) يك نوجوان 14 ساله كه هنوز به سن تكليف نرسيده به خود اجازه داده امام جماعت بايستد و عده اي نيز به او اقتدا مي كنند .

نويسنده محترم فرموده اند به جاي اظهار نظر غير كارشناسانه به سراغ دين شناسان واقعي برويم . به همين دليل نظر چند تن از مرجع عظام را در مورد شرايط امام جماعت مي بينيم :

امام خميني (ره) مساله شماره 1453 ، آيت الله گلپايگاني مساله شماره 1462 ، آيت الله فاضل لنكراني مساله شماره 1474 ، آيت الله مكارم شيرازي مساله شماره 1267 :

« امام جماعت بايد بالغ و عاقل و عادل و حلال زاده و شيعه دوازده امامي باشد و قرائت را صحيح بخواند».

در مورد عدالت امام جماعت اينگونه ذكر شده است : آيت الله مكارم شيرازي مساله شماره 1268 ـ « عدالت يك حالت خدا ترسي باطني است كه انسان را از انجام گناه كبيره و تكرار گناه صغيره باز مي دارد .

مقام معظم رهبري سوال شماره 562 : « عدالت عبارت از حالت نفساني است كه باعث مي شود انسان هميشه تقوايي داشته باشد كه مانع از ترك واجبات يا انجام محرمات شرعي است.»

مساله عدالت آن قدر دقيق است كه گفته مي شود اگر شخص روحاني كه به اقامه جماعت مي پردازد اگر در موقع رانندگي در ميدان از دور فلكه دور نزند از عدالت ساقط شده و      نمي تواند امام جماعت باشد .

مساله ديگري كه چند وقتي است باب شده اين است كه حتي با حضور روحاني و اقامه نماز به امامت ايشان حد اقل در دو مسجد قائم (عج) و مسجد جامع حضرت اباالفضل (ع)  عده اي در مساجد ديگر خود به اقامه جماعت به امامت غير روحاني مي پردازند . در اين مورد نيز بنا به گفته نويسنده محترم به سراغ فتاواي مراجع عظام مي رويم و نظر آنان را جويا مي شويم . ( لازم به ذكر است فتاواي تقديمي در شماره 39 و 46 پسين دهكويه قبلا چاپ شده است . )

سوال : در يك روستا هنگامي كه در مسجد جامع محل نماز جماعت به امامت يك روحاني اقامه مي گردد، آيا مي توان همزمان در مسجدي ديگر نماز جماعت را بدون روحاني اقامه نمود ؟ 

آيت الله مكارم شيرازي :

در صورتي كه دسترسي به روحاني واجد شرايط نباشد امامت غير روحاني واجد شرايط امامت جماعت ، اشكالي ندارد ولي اگر دسترسي به روحاني واجد شرايط باشد احتياط آن است كه او را مقدم بدارند .

مقام معظم رهبري :

سوال اينتر نتي از سايت ايشان: آيا در يك محل كه نماز جماعت در مسجد و به امامت يك روحاني برگزار مي شود ، مي توان در مدرسه نماز جماعت را بدون حضور روحاني و به امامت يكي از كاركنان آموزشگاه همزمان با نماز جماعت مسجد اقامه نمود ؟

پاسخ : با وجود دسترسي به روحاني به غير روحاني اقتدا نكنيد، مگر آن كه در مدرسه روحاني نبوده و امكان رفتن دانش آموزان به مسجد نباشد .

سوال 563 ( ص113 ) رساله اجوبه : ما تعدادي جوان هستيم كه در تكيه ها و حسينيه ها دور هم جمع مي شويم و هنگام رسيدن وقت نماز فرد عادلي را مقدم كرده و براي نماز به او اقتدا مي كنيم . ولي بعضي از برادران به اين كار اشكال نموده و مي گويند : امام راحل (قدس سره ) خواندن نماز پشت سر غير عالم ديني را حرام مي داند ، وظيفه ما چيست ؟

پاسخ :  با دسترسي به روحاني به غير روحاني اقتدا نكنند .

سوال 554 ( ص 112) : آيا اقامه نماز جماعت دوم در نزديكي مكاني كه نماز جماعت در آن جا با حضور تعداد زيادي از نمازگزاران اقامه    مي شود و صداي اذان و اقامه آن شنيده مي شود ، صحيح است ؟

جواب : اقامه نماز جماعت دوم اشكال ندارد ، ولي مناسب است كه مومنين در يك مكان اجتماع كرده و همگي در يك نماز جماعت شركت كنند تا بر عظمت مراسم ديني نماز افزوده شود .

در پايان كلام استفتاء يكي از همشهريان از مقام معظم رهبري كه در شماره 46 صفحه 11 پسين نيز چاپ شده  و پاسخ ايشان را نقل مي نماييم :

سوال :

با سلام و درود بر محمد و آل   محمد (ص) و درود و سلام بر شما عزيزان . در روستاي ما ( دهكويه لارستان ) در مسجد جامع روستا توسط روحاني محترمي نماز جماعت اقامه مي گردد ، و در مسجد ديگري در فاصله حدود 380 متري مسجد جامع روستا توسط يكي از برادران محترم روستا ( غير روحاني ) هم نماز جماعت اقامه مي گردد ، آيا با حضور روحاني محترم  در روستا ، افراد غير روحاني مي توانند به عنوان امام جماعت ، نماز جماعت برگزار نمايند . لطفا حكم شرعي را بيان فرماييد .

جواب :

با سمه تعالي

با دسترسي به روحاني به غير روحاني اقتدا نكنند و  منظور از روحاني كسي است كه علاوه بر داشتن صلاحيت هاي لازم ، ملبس به لباس روحانيت نيز باشد . موفق و مويد باشيد

دلايل عـصـمـت انـبـيـا

 

سوال : عصمت‌ انبياء و رسل‌ تا زماني‌ ثابت‌ و محفوظ‌ است‌ كه‌ در اداء امانت‌ رسالت‌ و ابلاغ‌ آن‌ به‌ مردم‌ خطايي‌ نكنند، پس‌ ممكن‌ است‌ كه‌رسول‌ هم‌ خطا كند كما اينكه‌ در سورة‌ شريفة‌ عبس‌، وقتي‌ كه‌ پيامبر (ص‌) در رفتار با شخص‌ اعمي‌ (كور) به‌ نوعي‌ برخورد كردند، خداوندروش‌ پيامبر (ص‌) را ملامت‌ نمود.

پاسخ : در ابتدا لازم‌ است‌ چند مطلب‌ بيان‌ شود:

1ـ عصمت‌ از مادة‌ «عصم‌» به‌ معناي‌ امساك‌ و نگهداشتن‌ است‌[1] و در اصطلاح‌ متكلمان، عبارت‌ است‌ از «لطف‌خداوند به‌ بعضي‌ از بندگان‌، كه‌ با وجود آن‌ هيچ‌ انگيزه‌اي‌ براي ترك‌ طاعت‌ و انجام‌ معصيت‌ ندارند، اگر چه‌ قدرت بر آن‌ دارند.[2]»

2ـ بنابر يك‌ تقسيم‌ در مورد انبياء، سه‌ گونه‌ عصمت‌ متصور است‌:

الف‌) عصمت‌ در دريافت‌ وحي‌؛ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ وحي‌ الهي‌ را بدون‌ كم‌ و زياد دريافت‌ مي‌كنند.

ب‌) عصمت‌ در ابلاغ‌ وحي‌؛ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ در رساندن‌ دستورات‌ الهي‌ به‌ مردم‌، از هر خطا و اشتباهي‌ مصون‌هستند.

ج‌) عصمت‌ از معصيت‌؛ يعني‌ در امور ديگر غير از دريافت‌ و ابلاغ‌ وحي‌، معصوم‌ هستند.[3]

3ـ در سورة‌ عبس‌ آمده‌: «عَبَس‌َ وَ تَولّي‌' أن‌ْ جَاءَه‌ُ الاعْمي‌'[4]؛ چهره‌ در هم‌ كنيد و روي‌ بر تافت‌ از اينكه‌ نابينايي‌ به‌سراغ‌ او آمده‌ بود.» بين‌ مفسرين‌ شيعه‌ و اهل‌ سنت‌ اختلاف‌ است‌ كه‌ شأن‌ نزول‌ آيه‌ در مورد كيست‌؟ مفسرين‌ شيعه‌مي‌گويند آيه‌ در مورد شخصي‌ از بني‌ اميّه‌ است‌[5]، ولي‌ اهل‌ سنت‌ قائلند كه‌ آيه‌ در مورد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نازل ‌شده است‌[6].

با توجه‌ به‌ مقدمات‌ فوق‌، به‌ بيان‌ دلايل‌ شيعه‌ بر عصمت‌ انبياء به‌ طور مطلق‌ (سه‌ مرحله‌ بيان‌ شده‌) و صحت‌ و ياعدم‌ صحت‌ استدلال‌ به‌ آيات‌ فوق‌ بر مدعا (عدم‌ عصمت‌ انبياء به‌ طور مطلق‌) مي‌پردازيم‌:

دلايل‌ عصمت‌ انبياء:

علماي‌ شيعه‌ بر عصمت‌ انبياء به‌ طور مطلق‌، دلايل‌ گوناگوني‌ اقامه‌ كرده‌اند كه‌ چند برهان‌ را به‌اختصار بيان مي‌كنيم‌:

1ـ عصمت‌ انبياء در قرآن‌: آياتي‌ چند از قرآن‌ مجيد بر عصمت‌ انبياء دلالت‌ دارند از جمله‌: خداوند مي‌فرمايد: «ومن‌ يطع‌ الرسول‌ فقد اطاع‌ الله‌[7]؛ كسي‌ كه‌ از رسول‌ خدا و پيامبر او اطاعت‌ كند، همانا خدا را اطاعت‌ كرده‌ است‌».

همچنين‌ مي‌فرمايد: «و ما ارسلنا من‌ رسول‌ الا ليطاع‌ بأذن‌ الله‌[8]؛ و ما هيچ‌ رسولي‌ به‌ سوي‌ شما نفرستاديم‌ مگراين‌ كه‌ به‌ اذن‌ پروردگار از او اطاعت‌ و پيروي‌ شود». و روشن‌ است‌ كه‌ اگر انبياء داراي‌ مقام‌ عصمت‌ نبودند به‌ طورمطلق‌ و بدون‌ قيد و شرط‌ به‌ اطاعت‌ از آن‌ها امر نمي‌شد و اطاعت‌ از آن‌ها در رديف‌ اطاعت‌ از خداوند قرارنمي‌گرفت‌.

و در جاي‌ ديگر خداوند مي‌فرمايد: «لقد كان‌ لكم‌ في‌ رسول‌ الله‌ اسوة‌ حسنة‌[9]؛ به‌ درستي‌ كه‌ رسول‌ خدا (صلي الله عليه و آله) براي‌ شمااسوه‌ و الگوي‌ نيكويي‌ است.» و اسوه‌ بودن‌ در جميع‌ مجالات‌ و امور فقط‌ با عصمت‌ مطلقه‌ سازگار است‌[10].

2ـ وثوق‌ و اطمينان‌ فرع‌ بر عصمت‌ است‌: انبياء از طرف‌ خداوند براي‌ تبليغ‌ و ارشاد و هدايت‌ بشر، مبعوث‌ شده‌اند وپيروي‌ از آنان‌ واجب‌ است. خداوند مي‌فرمايد: «قل‌ ان‌ كنتم‌ تحبّون‌ اللّه‌ فاتبعوني‌ يحببكم‌ اللّه[11]‌؛ بگو اگر خدا را دوست‌ داريد، از من‌ پيروي‌ كنيد، تا خدا نيز شما را دوست‌ بدارد».

زماني‌ اين‌ هدف‌ و غرض‌ تحقق‌ مي‌يابد كه‌ مردم‌ نسبت‌ به‌ آنان‌ اطمينان‌ و وثوق‌ پيدا كنند. و اين‌ امر در گرو اين‌است‌ كه‌ انبياء از هر خطا و اشتباه‌ و معصيتي‌ مصون‌ و پاك‌ باشند. (حتي‌ در غير از دريافت‌ و ابلاغ‌ وحي‌) چرا كه‌مشاهدة‌ كذب‌ خطا و معصيت‌ از نبي‌، اين‌ اطمينان‌ را از بين‌ مي‌برد و مردم‌ نسبت‌ به‌ دريافت‌ وحي‌ و ابلاغ‌ آن‌ هم‌دچار شك‌ و ترديد مي‌شوند، كه‌ در اين‌ صورت‌ غرض‌ از بعثت‌ محقق‌ نخواهد شد.

محقق‌ طوسي‌ مي‌فرمايد: «و يجب‌ في‌ النبي‌، العصمة‌ ليحصل‌ الوثوق‌ فيحصل الغرض‌[12]؛ وجوب‌ عصمت‌ به‌ طورمطلق‌ در نبي‌ واجب‌ است‌ تا از اين‌ طريق‌ وثوق‌ و اطمينان‌ نسبت‌ به‌ او حاصل‌ شود، در اين‌ صورت است كه‌ غرض‌ ازارسال‌ انبياء حاصل‌ مي‌شود».

علامه‌ حلّي‌ در شرح‌ قول‌ محقق‌ طوسي‌ مي‌فرمايد: «كساني‌ كه‌ نبي‌ و پيامبر براي‌ آن‌ها مبعوث‌ شده‌ است‌، اگر درامر، كذب‌ يا معصيتي‌ مشاهده‌ كنند، در اوامر و نواهي‌ و افعال‌ او هم‌ احتمال‌ كذب‌ و خطا مي‌دهند، در اين‌ صورت‌ديگر از اوامر و دستورات‌ او اطاعت‌ نمي‌كنند و اين‌ موجب‌ مي‌شود كه‌ غرض‌ از بعثت‌ آنان‌ لغو و بي‌ اثر شود.[13]»

3ـ عدم‌ عصمت‌ انبياء مستلزم‌ تناقض‌ است‌: از نظر عقلا، فعل‌ و عمل‌ نبي‌، مانند قول‌ و گفتار اوست. حالا اگر نبي‌ مرتكب‌معصيت‌ و خطايي‌ شود، كردار او با گفتارش‌ متناقض‌ مي‌شود و لازم‌ مي‌آيد امر به‌ متناقضين‌ كند.

علامه‌ طباطبايي (ره) در اين‌ باره مي‌گويند: «همانا نزد عقلا، فعل‌ همچون‌ قول‌ است‌ و انجام‌ كاري‌ بر جواز آن‌ نزد انجام‌دهنده‌ دلالت‌ دارد، حال‌ اگر از شخص‌ نبي‌، معصيت‌ و خطايي‌ سر بزند در حالي‌ كه‌ قولاً به‌ خلاف‌ آن‌ امر كند،مستلزم‌ تاقض‌ است‌. يعني‌ در اين‌ صورت‌، پيامبر تبليغ‌ كنندة‌ دو امر متناقض‌ بوده‌ و روشن‌ است‌ كه‌ تبليغ‌ امرمتناقض‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ تبليغ‌ دين‌ نخواهد بود.[14]»

اما در مورد آية‌ مورد بحث‌؛ اولاً: همان‌ طور كه‌ بيان‌ شد، بين‌ مفسرين‌، اتفاق‌ نظر وجود ندارد و مفسرين‌ شيعه نمي‌پذيرند كه‌ آيه‌ در شأن‌ پيامبر اكرم‌ (صلي‌ الله عليه‌ و آله‌) باشد، بلكه‌ مي‌گويند: در مورد شخصي‌ از بني‌ اميه ‌است. البته‌ مفسرين‌ شيعه‌ دلايل‌ محكمي‌ بر اين‌ قول‌ اقامه‌ كرده‌اند از جمله‌ اين‌ كه‌:

الف‌) از امام‌ صادق‌ (عليه‌ السلام‌) نقل‌ شده‌: «مردي‌ از بني‌ اميه‌ با عده‌اي‌ ديگر نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند، هنگامي‌كه‌ام‌ مكتوم‌ (كه‌ شخصي‌ كور و فقير بود) وارد شد، اين‌ شخص‌ چهره‌اش‌ درهم‌ فرو رفت‌ و به‌ او پشت‌ كرد، در اين‌هنگام‌ آيه‌ فوق‌ نازل‌ شد.[15]»

ب‌) سيد مرتضي‌ چنين‌ استدلال‌ كرده‌: در آغاز بعثت‌ و بعد از سورة‌ اقرء، سورة‌ قلم‌ بر پيامبر اكرم‌(صلي‌ الله‌ عليه‌و آله‌) نازل‌ شده‌ است‌ كه‌ در وصف‌ پيامبر اكرم (صلي‌ الله عليه‌ و آله‌) گفته‌ شده‌: «و انك‌ لعلي‌ خلق‌ عظيم‌؛ و تو اخلاق‌ نيكوو برجسته‌اي‌ داري‌» حال‌ چطور ممكن‌ است‌ بعد از اين‌ پيامبر خدا (صلي‌ الله عليه‌ و آله‌) به‌ خاطر اخلاق‌ ناپسند، مورد عقاب‌ و سرزنش‌ قرار گيرد[16].

ثانياً: بر فرض‌ كه‌ بپذيريم‌ آيه‌ در شأن‌ پيامبر اكرم (صلي‌ الله عليه‌ و آله‌) نازل‌ شده‌، در اين‌ جا هيچ‌ معصيتي از آن‌حضرت‌، سر نزده‌ تا منافي‌ عصمتش‌ باشد، چنان‌ چه‌ فخر رازي‌ از مفسرين‌ اهل‌ سنت‌، صدور معصيت‌ از پيامبراكرم (صلي‌ الله عليه‌ و آله‌) را در اين‌ آيه‌ انكار مي‌كند و فقط‌ آن‌ را ترك‌ افضل‌ مي‌داند و بر اين‌ مطلب‌ دلايلي‌ اقامه ‌مي‌كند.[17]

نتيجه‌ اينكه‌؛ با توجه‌ به‌ آيات‌ شريف‌ قرآن‌، كه‌ عصمت‌ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و تمامي‌ انبياء (عليهم‌ السلام‌) را به‌ طورمطلق‌ بيان‌ مي‌فرمايد، چرا و به‌ چه‌ دليل‌ ما كه‌ مسلمان‌ و مدعي‌ پيروي‌ از نبي‌ مكرم‌ اسلام‌(صلي‌ الله عليه‌ و آله‌)هستيم‌، بدون‌ هيچ‌ دليل‌ نقلي‌ و عقلي‌، عصمت‌ انبياء (عليهم‌ السلام‌) را مخدوش‌ مي‌نماييد؟!

----------------------

[1] . ابن فارس، معجم مقاييس اللغة، ذيل ماده‌ «عصم».

 [2] . فاضل مقداد، ارشاد الطالبين، مكتبة آية الله المرعشي، ص 301.

[3] . علامه طباطبايي، تفسيرالميزان، اسماعيليان، ج 2، ص 134، ذيل آيه 213 بقره

. [4] . عبس/ 2 ـ 3.  

[5] . تفسير مجمع البيان، طبرسي و تفسير الميزان، علامه طباطبايي و تفسير نمونه، ناصر مكارم و ديگر تفاسير ذيل آيه فوق.

 [6] . فخر رازي، تفسير كبير، دارالكتب العلمية، ج 31، ص 51، (اجماع اهل سنت بر اين مطلب را ادعا كرده).

[7] . نساء / 80.     

 [8] . نساء / 63.

 [9] . احزاب / 21.        

 [10] . براي توضيح بيشتر در اين باره رجوع كنيد به مفاهيم القرآن، جعفر سبحاني، ج 4، ص 423 به بعد. و آموزش عقايد، مصباح يزدي، سازمان تبليغات اسلامي، ج 2 ـ 1، ص 244 و 245.  

[11] . آل عمران / 31.

[12] . محقق طوسي، كشف المراد في شرح التجريد الاعتقاد، مكتبة المصطفوي، ص 274.

 [13] . كشف المراد، همان.          

 [14] . تفسير الميزان، همان، ج 2، ص 134.

[15] . تفسير مجمع البيان، دارالمعرفة، ج 9 ـ 10، ص 664.  

[16] . الميزان و مجمع البيان، همان.

 [17] . تفسير كبير، همان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 3:10 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 69 - ادبی

بسيجي

بسيجي شور را در سينه دارد

بسيجي نور را در سينه دارد

بسيجي جان خود بر كف گذارد

بسيجي  نام خود بر لب گذارد

بسيجي سادگي در كار دارد

بسيجي صادقي در كار دارد

بسيجي تشنگي بر لب ندارد

بسيجي ماندگي در سر ندارد

بسيجي حافظ قرآن و دين است

بسيجي عاشقي در اين زمين است

بسيجي تك سوار دشت خون است

بسيجي شهسوار مرز خون است

بسيجي تابع خون حسين است

بسيجي لاله باغ حسين است

بسيجي فاتح پر شور و شين است

بسيجي عاشق روي حسين است

بسيجي منتظر در راه نور است

بسيجي چشم بر راه ظهور است

بسيجي همچو دريايي ز نور است

بسيجي معني اين نور و شور است

بسيجي را صفايي در ضمير است

بسيجي را سپاهي بي نظير است

شهيد

شهيد اي معني سرخ ولايت

شهيد  اي آيه سبز امامت

تويي آن نوگل زيباي رهبر

تويي تنها سوار و تك دلاور

تو را بايد كه از دل مي سرودند

به دست لاله و گل مي سپردند

تو اي زيباترين واژه كلامت

بود مولا و آقا رهنمايت

الا اي آن كه روح و جان پاكت

فداي دين و امت شد چه راحت

برايت تا ابد گل مي فشانيم

به راهت تا قيامت جان نثاريم

به ياد روح تو ياسين بخوانيم

شهادت را به جان و دل بخواهيم

برايم مردنِ در راه پاكت

شود يك آرزويي تا قيامت

اگر روزي شهادت شد نصيبم

شوم عازم به سوي تو شهيدم

همان جايي كه تو كاشانه داري

كنم مأوي و سازم زندگاني

كنم حمد و ثناي خالق ماه

كه داده در بهشت خود به من راه

راضيه ماهرو

منتظر تو بودم

از كتاب نگاهت

گفتم شايد بخوانم

نغمه ي خنده هايت

ياور خسته ام من

با تلخي گرمايم

آنقدر غرق بودم

نخواندم واژه هايت

منتظر تو بودم

نديدم بلور آبت

گفتم يك بار ديگر

خدا كند ببارد

باران آسمانت

اشك قلم

به ياد تو هستم

در كوچه باغ ذهنم

دل را به تو بستم

در رگ هاي قلبم

طراوت چشمانم

خوانده دفتر شعرهايت را

با اشك قلم نوشتم

منتظرت هستم

با كوله بار سنگين

در جاده هاي عبور

خستگي را گسستم

در سفر تنهايي

چراغ مه را شكستم

نوشتم و نوشتم

تو تاريكي قلبم

گفتم شايد بتابد

رنگين كمان عشقم

زهرا اصيل

 

پدر بزرگ

از حجم تنهايي ام برايت بگويم

يا از آن روز سرد

كه تو مرا رها كردي

و تنها گذاشتي

يا از آن شبي برايت بنويسم

كه غم عظيمي را در دل فرو بردم

بغض گلويم را مي فشرد

ستاره ها پس از رفتنت عزادار شدند

بي تو همه لحظه هاي آبي  ، مرا در خود فرو بردند

و مرا غرق اندوه و تنهايي كردند

هيچ مانعي سيل اشكم را سد نمي شد

حال من مانده ام

و ياد درياي نگاهت

من مانده ام

 و حرف هايت

حرف هاي عاشقانه ات

من مانده ام

و سكوت و تنهايي

و تو را در خاطراتم

همچنان حمل مي كنم

طوفان غم ها

مي داني بر سر عَلَم ها نام كيست ؟

ابرهاي مست و مجنون

در پي كيستند ؟

عاشقان گريان و نالان

در جستجوي خون كيستند ؟

يك طرف طوفان غم ها مي وزد

كوچه ها از دسته ها يك دست مي شود

پژواك گام هاي كيست ؟

بر نيزه ها چيست ؟

يك جهان شجاعت و مردانگي است

السلام اي پايگاه محكم قرآن

السلام اي اسوه مردان مرد

السلام اي كه فلك بر تو گريسته

السلام اي كسي  كه سرت بر نيزه بود

جان فداي تو اي رهبر عشق

مليحه اصيل

چهار فصل

چهار فصل داريم ما

چهار فصل با صفا

فصل اول ما بهاره

بهار شادي مياره

بهار مياد عيد مياد

فصل سر سبزي مياد

فصل دوم ما

فصل تابستونه

فصل صفا و شادي

فصل بازي و آبتني

فصل خوب تابستون

موقع برداشت محصول

فصل سوم ما فصل پاييزه

فصل خش خش برگ ها

فصل اول مدرسه

فصل درس و كتاب

فصل چهارم ما

فصل زمستون و سرما

فصل بازي با برف ها

فصل عروسي زمين

با توري از گل هاي سفيد

محدثه مراديان

 

اي سرور همه نرگس هاي دنيا . . .

 

قامتت بلند ، رخسارت سرخ و سفيد و گونه هايت بر آمده و ابروهايت گشاده و چشم هايت زيباست .

رخسارت را كه تواند وصف كند كه تو آينه دار جمال خدايي ، اي آخرين ستاره امامت و ولايت .

در باغ زيبا و سرسبز و ديدني عصمت و طهارت و همه ي شاخه ها تصويرگر بهترين و زيباترين خلقت خدايند . آنان كه تو را ديده اند اين چنين  مي گويند . اما من خوب مي دانم كه كلمات قادر به وصف چهره ي زيباي تو نيست. درود خدا و فرشتگان او بر همه گل هاي بوستان عصمت و طهارت .

اي عزيز زهرا ! تا كي به انتظار تو بنشينيم ؟ آخر از بس كه منتظر تو مانديم گيسوانمان سفيد شده و چشم هايمان خسته .

اي سرور همه نرگس هاي دنيا ! ديدگان عاشقانت را به نور جمالت روشن ساز

اي كه جان هايمان به فدايت ! بيا و ما را از اين سردرگمي نجات ده ، اي تنها بهانه زنده ماندن . اي پرچم دار آيين اسلام .

اماما ! مرا درياب ، گر چه پر از گناهم ، مرا ياري كن تا چون قطره اي غريب به درياي بي كران و ابديت بپيوندم و روح خود را پرواز دهم تا شايد به افق برسم .

فرشته حيدري

 

مغتنم شـمـردن فرصت

 

قطاري وارد ايستگاه مي شود، مسافران چند دقيقه اي فرصت دارند كه به كارهايشان برسند .

آنان كه فرصت را غنيمت مي شمارند ، براي تهيه خوراك و غذا و نظافت و نماز و غيره مي شتابند و پس از انجام كارها با آرامش دل بر جايگاه خود باز      مي گردند . ولي آن هايي كه از اين فرصت استفاده نكرده اند و غافل بوده اند ، يا به كارها نمي رسند يا از قطار عقب مي مانند . و پس از حركت قطار پشيمان مي شوند كه ديگر پشيماني سودي ندارد .

انسان ها در اين دنيا مسافراني هستند كه مقصدشان آخرت است . عمر انسان مانند آن قطار سريع السيري است كه به سرعت مي گذرد و اين دنيا به منزله ي ايستگاهي است كه به انسان هاي مسافر فرصت انجام كارهاي خويش را مي دهد تا براي خود و براي راهي طولاني كه در پيش دارند    توشه اي برگيرند تا فردا پشيمان نشوند .

پس بايد مراقب بود و از فرصت ها استفاده كرد و از تباه شدن عمر و استعداد جلوگيري كرد. 

به قول سعدي :

كاشكي قيمت انفاس بدانندي خلق

تا دمي چند كه مانده است غنيمت شمرند

گرد آوري : زهرا اصيل

 

مرده پرستی

در تأئید نوشته های آقای محمد راسخی در شماره قبل پسین

مردم نكنيد دراز دستي

در روی زمین مرده پرستی

این گونه که رسم زندگی نیست

هر مرده که با زنده یکی نیست

ارزش ندهی به کس که زنده است

بگریزی از او مگر درنده است

از زنده او حیا نداری

در خانه بروبیا نداری

وقتی که خبر رسید مرده

جان را به خداي خود سپرده

یک عالمی از مردنش آگاست

صد ها نفر از سوگ به پا خواست

هر یک به صف غسال خانه

بلوا بکند به هر بهانه

وقتی که غسال مرده را شست

آن روح اجل سپرده را شست

از كالبد تن چو  روح برخاست

بيند همه جا محشر و غوغاست

ناگه جسد مرده ی خود دید

به مردن خود عمیق خندید

گويد چه عجیب عالمی هست

گویا که بزرگی  رفته از دست

تا ساعت پیش زنده بودم

بیمار و غریب می غنودم

اکنون چه شده اینهمه فامیل

در تشییع ما همه به تعجیل

بر زنده ی من رحم نکردند

اینان خودشان مایه ی دردند

هر یک به دلم خونی به پا کرد

آنگه زدری مرا رها کرد

حالا که دل خون شده مرده

وجدان همه عذاب خورده

با مردن من عزا گرفته

این بازیِ تلخ سرنوشته

بر پا نکن این مرده پرستی

بگذر ز همه رذلی و پستی

محمود برزين

 

یادمان نرود هر خط پایانی یک خط شروع دیگر است .

 

(محمود برزين)

 

زنگ ورزش بود و داشتیم خودمون رو گرم می کردیم واسه ی امتحان ورزش...

باید یک دور کامل دور حیاط مدرسه می دویدیم.

من و مجتبی از همه بهتر بودیم و یک جورهایی رقیب هم...

حدود 10 نفر در خط شروع منتظر سوت معلم ورزش بودیم...

با سوت معلم بچه ها شروع به دویدن کردند تا هر کی زود به پایان خط پایان برسه...

از همون اول من و مجتبی از همه پیشی گرفتیم. داشتیم از خط شروع دور می شدیم و به خط پایان نزدیک می شدیم. به نفس نفس زدن افتاده بودیم. مجتبی یکم از من جلو بود. اما من هم توکل به خودم داشتم هم به خدام. البته من و مجتبی دوست بودیم و فرقی نمی کرد که کدوم اول بشیم.

از فاصله چند متری خط پایان رو مثل سراب می دیدیم..

خلاصه به خط پایان رسیدیم ولی آقا معلم نفهمید من زود تر رسیدم یا مجتبی . بقیه بچه ها هم یکی یکی می اومدند.

من و مجتبی با لبخند همدیگر بغل کردیم و بوسیدیم. کار تموم بود و ما به پایان راه زودتر رسیدیم .

در حالی که غرق در خوشحالی بودم و دست های مجتبی توی دستم بود. نگاهم به زیر پاهام افتاد . خط پایان درست زیر پاهای ما بود .

این خط پایان همان خط شروع بود .

ما پس از این همه دویدن تازه به خط شروع رسیده بودیم . این خط ، خط پایان نبود. این خط یه خط شروع دوباره بود.

اون روز  اون خط یه درس جالب به من داد که اینکه پیشرفت و تلاش و موفقیت هیچ سقف و پایانی نداره و اگر یه روزی به سقف هم رسیدیم باید سقف رو هم بکنیم.

ما هر وقت  به یه موفقیت عالی رسیدیم اگه احساس کنیم که تازه شروع خط هستیم باز هم پیشرفتمون ممتد هست . ولی اگر در باد غرور خط پایان بخوابیم در همون نقطه درجا می زنیم.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 69 - اجتماعی

ايمان بياوريم به وحدت و يكدلي

 

( آرش زارعي )

بخش دوم

خدايا براي حسين (ع) چنين مي كوبند ؟ براي حسين فاطمه (س) چنين بر سينه مي زنند ؟ يا براي حسينِ .... عاشورا نزديك است و دغل بازي ها ريشه مي زنند ، تفرقه ها سر از خاك بر مي دارند و به سخره كشيدن قداست انسان غوغا مي كند .

ديري نمي گذرد و چه زود مي آيد روزهاي پر از هيجان و شور . روزهاي نمي دانم چه اي كه مسرور بايد باشم يا محزون ؟ روزهايي كه سال هاي سال است نمي دانم بايد شاد باشم يا ناشاد .

سال هاست كه سياه مي پوشند اما مي خندند ، بر سر مي زنند اما . سال هاست كه من حيرانم و سرگردان. خدايا اگر بر سر مي زنند چرا مي خندند ، يا اگر مي خندند پس ديگر چرا بر سر مي زنند ؟ شايد رسمي است، سنتي است . يا شايد هم سرگرمي اي. ظاهرم را و لباسم را و ديدني ها را سياه كرده ام براي حسين (ع) . اما دلم را ، باطنم و درونم را ، اين هزار پنجره هزار سودا را ، به هيجان در مي آورم براي رو كم كني اين محله براي آن ديگر محله . محكم مي كوبم ، دستانم را به عرش بر مي خيزانم و چنان با سرعت و شدتي بر سينه مي كوبم كه آه از نهادم بر مي خيزد و باز ضربه اي ديگر . اما اگر كمي انديشه مي كردم ، از همان بالا از همان اوج دستانم را دو دستي بر سرم مي كوبيدم، يا شايد هم به شرمندگي ، آهسته و دزدكي پايينش مي كشاندم و در جيب هايم پنهانش مي كردم . اگر فهميده بودم دستانم براي رو كم كني اين محله بر محله ديگر است ، يا براي خود نمايي ها و نه براي حسين فاطمه (ع) . هرگز زحمت تكان دادنش را به خود نمي دادم . هرگز قدم از قدم برنمي داشتم و خودم را خسته اين همه لگد بر زمين كوبيدن هاي دروغين نمي كردم . در خانه مي ماندم و دراز دراز رو به اين گنبد مينا مي خوابيدم و لحظه هاي طولاني به سقف خوشرنگ  زل مي زدم كه چه بي ادعا از اين همه بالا نشيني ها ، همه آفرينش را در خود جاي داد و براي همه به يك رنگ خود را مي آرايد . و لحظه اي اندك و گذرا به حسين عاشورا و زينب و عباس و آب و قيام و جنگ و شهادت مي انديشيدم . حتي گذرا تر از اين ، فقط به خدا و حسين مي انديشيدم . همين كافيست . « در خانه اگر كس است يك حرف بس است » .

ديگر آن همه گرد و خاك به راه نمي انداختم . دريا دريا آب به هدر   نمي دادم . گناه و زشتي هدر دادن آب بي شك بيشتر از سينه زدن هايم است.

نمي داني ساختن اين آب چقدر سخت است . خداوند بايد كار ساختن آب را به دوش خودمان مي انداخت . حال اگر جرات داشتيم ليواني از آن را هدر دهيم . چون بهتر از هر چيزي پر و بال خود را بر آن مي گسترانيديم و اجازه نمي داديم حتي يك زنبور عسل هم از آن عسل شفابخشي برايمان بسازد . اما چه راحت آن را به كوچه و خيابان مي بنديم به نام حسين (ع) و عزاداري حسين (ع) .

شرم و حياي دردآوري گربانم را به چنگ آورده و مي كِشد و به ياد آوردن اين خاطره عذابم مي دهد . دانه دانه ي هر برنج خنجري است بر قلبم كه چه گستاخ و بي پروا خود را به ميان ديگر عزيزان هل مي دهم كه ظرفي غذا بگيرم . عزيز سمت چپ را هل مي دهم، سمت راستي را لگد مي زنم . داد مي زنم : من من .... به من به من .... نمي دانم گرسنه ام بود يا مزه شهادت حسين (ع) در برنج ها ، مرا به عرش مي رساند . يا شايد در خانه اصلا و ابدا برنج نخورده بودم . نمي دانم ، اما در خيل جمعيت عزادارِ خسته كه منظم بودند و آرام ، من تنها كسي بودم كه گستاخ و پر ادعا به همه هجوم مي آوردم ، به آب و آتش مي زدم ، قانون شكني مي كردم ، حرمت شكني مي كردم كه به ابتداي صف برسم و ظرف غذا را به چنگ آورم . نه يكي نه دوتا ، پس چند تا ؟ نمي دانم مي شود آن قدر برد كه آذوقه چند ماه من و او و ديگري و چند تا مرغ و خروس و كبك و كبوتري هم باشد .

سلام بر حسين (ع) پرنده هايم هم به نان و نوايي رسيدند . نمي شود سالي دو بار  رمضان و محرم باشد ؟ واي بر من . چند سالي است كه بهتر شده ام ، اما هنوز گستاخم و پر ادعا و به حقوق ديگران اهميتي نمي دهم . اما هنوز نفهميده ام نتيجه اين همه ديگر برنج و اين همه شير و شربت و شيريني و ... چيست ؟ مي خواهند مردماني گرسنه را سير كنند ؟  مي خواهند شربت شهادت بنوشانند ؟ مي خواهند ثوابي داشته باشند ؟ يا   مي خواهند خودي نشان دهند ؟ با خود مي انديشم من كه در خانه هفته اي چهار نوبت آن هم ظهر و شب را برنج و مرغ مي خورم ، هر روز گواراترين شربت ها را به كام مي ريزم پس ديگر چرا علي (ع) و حسين (ع) را به سخره كِشم ؟ ! چرا اين همه ولخرجي به نام دين انجام مي دهم ؟ ! به ولله علي (ع) و حسين (ع) با اين سينه زدن هاي ريايي زنده نمي شوند ، هرگز شفاعتمان نمي كنند . اگر مي خواهيم خدايي و حسيني باشد ، به ديگران علم بياموزيم ، چشن عروسي عزيزانمان را برافشانيم ، كتابي به كتابخانه دهيم . آبي به كوچه ها نبنديم ، درختي را از ريشه برنكنيم ، يا حتي براي يك سال هم كه شده فارغ از هر حسين و عاشورايي ، همه كه جمع و جور شديم با وحدت و يكدلي ، در كنار هم بر روي خاك مقدس شهر عزيزمان بنشينيم و براي بهتر شدن شهر و ديارمان انديشه اي زيبا بيافرينيم كه آن را با همان وحدت و يك دلي به انجامش رسانيم . امسال را بياييم سينه يزنيم .ولي ولخرجي هاي پخت برنج و

نوشاندن شربت و خوراندن شيريني را كنار نهيم . امسال را به جاي برنج خوردن ، برنج بكاريم . برنج نمي شود ، « گز » بكاريم ، « كُنار » بكاريم . آن يك روز را اگر برنج نخوريم كمبود نيرو نمي گيريم ، اما با آن درخت روزها و روزها و روزهاي بيشماري را مي توان زير چتر سبز آن به زيبايي كارمان فكر كنيم و از آن لذت ببريم . مگر حسين (ع) روز عاشورا به مهماني برنج و شربت رفته بود ؟ اگر حسين (ع) به مهماني خدا رفت پس ما هم پشت سر حسين (ع) حركت كنيم . براي او و به ياد او و راه او سينه بزنيم ولي ولخرجي نكنيم . هيچ نخوريم و نياشاميم . حسين (ع) هم تشنه شهيد شد و گرسنه . ما كه نمي خواهيم به شهادت برسيم ظهر كه شد همه به خانه هايمان برمي گرديم و از آنچه مادران و خواهران و همسرانمان آماده كرده اند ، همان را مي خوريم  . آن ها مي دانند چقدر بپزند ، چه كنند كه اسراف و ريخت و پاش نباشد . حسين كه رحمت خدا بر او باد كه هيچ ، خداي حسين (ع) هم راضي تر و شادمان تر است . دروغ مي گويم ؟ !

يكي برخيزد و بگويد : دروغ است . امسال آب را گل نكنيم . آبي را به كوچه و به زمين رها نكنيم . به زيبايي از آن بهره ببريم . روز عاشورا حتي خردسالان نيز قدر آب را مي دانستند ، يعني ما كه اين همه ادعاي تمدن و فهم و شعور داريم ، قدر آب را  نمي دانيم ؟ مي دانيم ، پس بايد به خود بياييم .

امسال بياييم نماز ظهر را راس ساعت 2 عصر كه هيچ ، شب بخوانيم . تا شب سينه بزنيم هر كه زودتر خسته شد ، باز مانده است . شب كه هيچ   نيمه هاي شب بخوانيم آن هم با چراغ خاموش كه هر كه خسته بود ، به راحتي بتواند برود و استراحتي كند .... مگر حسين (ع) براي نماز قيام نكرد ؟ مگر حسين روز عاشورا در زير آفتاب گرم كربلا در جلو چشم هزاران دشمن خيره سر قسم خورده ، مگر آنجا نماز نخواند ؟

نمي دانم ، شايد حسين (ع) هم نماز را ساعت 2 عصر خوانده باشد ! ! چرا اصل عاشورا را از ياد برده ايم ؟ چرا وصله هاي ناجور به حسين (ع) و عاشورا مي چسبانيم ؟ چرا به نام دين ولخرجي مي كنيم ؟ چرا به نام حسين(ع) اسراف مي كنيم ؟ مگر از  ده ها نقص و ده ها كمبود نمي ناليم ؟ مگر نمي گوييم زمين ورزشي مناسب نداريم ؟ مگر نمي گوييم كتابخانه نداريم ؟ مگر نمي گوييم بهداشتمان ضعيف است ؟ مگر نمي گوييم اينترنتمان مشكل دارد ؟ مگر          نمي گوييم پارك نداريم ؟ مگر فقير نداريم ؟ مي گوييم و مي دانيم و بر سر مسوولين فرياد مي زنيم اما غافل از اسراف و ولخرجي هاي رمضان و محرميم . مي دانيم اما توان مديريت كردن و سامان بخشيدن به آن را نداريم . مي دانيم اما ياد نگرفته ايم از داشته هايمان چگونه به صورت مطلوب استفاده نماييم . مي دانيم اما به سخنان يكديگر گوش نمي دهيم  . مي دانيم اما سر خود هر كس به ساز خود مي رقصد . ديگر زمان مقصر نشان دادن ديگران نيست ، زمان موثر بودن است . همتي لازم است تا به اوج برگرديم .

من مي گويم امسال لحظه     رويايي مان ، لحظه به هم رسيدنمان به تلافي نينديشيم . بي خيال كينه ، بسان آشنا ، چون دوست كه پس از مدتي به حضور هم رسيده اند ، يكديگر را به مهر و به زيبايي صدا بزنيم . به گرمي در آغوش بگيريم ، به هم عشق بورزيم . همه كه به هم رسيديم از هر دسته و از هر گروه و محله اي ، با هم يكي شويم . بگذاريد راويان داستان ها بسازند و عكاسان به ثبت برسانند اين يكدلي و يكپارچگي را . وقتي تو مي تواني ، او مي تواند ، آن ها مي توانند چنين صفت نيكو داشته باشند ، چرا من به طريق نيكان گام بر ندارم ؟ چرا من خودم را از ديگران جدا و برتر بدانم ؟ چرا غرور نازيبايم را كنار نگذارم ؟ چرا با نيكو صفتان نگردم ؟ « خواهي نشوي رسوا هم رنگ جماعت شو » . من مطمئنم امسال لحظه به هم رسيدنمان زيبا خواهد شد . چرا كه ايمان دارم مردم من ، دوستان من و من ، شهامت اين را داريم كه اگر اشتباهي رخ داد ، درستش كنيم . اگر جسارتي كرده ايم ، عذرخواهي كنيم . اگر كينه اي در دل داريم ، كنارش بگذاريم . من مطمئنم كه مي توانيم يك دل و يك رنگ باشيم . مي توانيم پيرو نياكانِ نيكِ خود ، پندار نيك ، گفتار نيك و كردار نيك را چراغ راه خود قرار دهيم . تا اوج راهي نيست ، اما همت و همدلي لازم است كه انشاءالله ... داريم .

آرش زارعي ـ 25/8/89 بندر عباس

حقوق شهروندي ( قهوه تلخ )

اگر نگاهی چند به اطرافمان بیاندازیم خواهیم دید به یقیق مردمی  موفق بوده اند که توانسته اند خود سرنوشتان را رقم زنند و گذشت زمان از همه بهتر گویای این امر بوده است، حال اگر ما اینچنین هستیم بی شک، بازخورد  کارهایمان بوده است و جامعه ای می تواند عنان سرنوشت خود را بر عهده گیرد که مردم آن جامعه دارای سطح بینش و آگاهی لازم باشند و این اگاهی ، جامعه را به سوی دموکراسی (برابری) و پیشرفت سوق می دهد و اگر در تاریخ نیز نگاهی گذرا داشته باشیم می بینیم که منشا پیشرفت و عقب ماندگی در هر جامعه ای مردم بوده اند چرا که عدم آگاهی از حقوق شهروندی باعث می شود بعضی از صاحب منصبان از زیر بار مسوولیت دوش خالی کنند بدون اینکه بخواهند پاسخگو باشند.

چندی پیش که در روستا راه می رفتم می دیدم که دهکویه کمی مسیرش عوض شده و در حال سپری از موانعی است که اگر محقق شود به یقین همانند گذشته می تواند سرآمد خیلی از شهرهای منطقه شود اما افسوس که در خانه ی گرم زمستانی نشسته ایم و راحتی امروز را بر فردا ترجیح داده ایم غافل از اینکه فردا همانند امروز و دیروز می گذرد و ما الان کاری جز افسوس از دست رفتن دیروز را نداریم ، اگر لازم می دانید بیایید کمی خانه تکانی کنیم.

اگر به سرمقاله ی شماره ی 68 پسین دهکویه نگاهی گذرا بیاندازیم می بینیم که منشا عقب ماندگی در روستا را مردم (دهکویه) دانسته است و به نوعی مسوولین را مبرا از عقب ماندگی دانسته است،  من نمی گویم که مردم مقصر نیستند اما در اینجا چند نکته قابل ذکر است :

نکته ی اول:

وقتی در هر جامعه و در نوع کوچک آن مثل یک روستا ، مردم از حقوق خود آگاه نیستند و نمی دانند وظیفه و اختیارات یک شهروند ، شورا ، دهیار ، فرماندار و نماینده در چه محدوده ای تعریف شده است شما چه انتظاری از مردم دارید ؟! در این موقع مردم تا احساس نیازی نکند سکوت نموده و در صورت نیاز، در خواست خود را بدون توجه به وظیفه و اختیارات تعریف شده طلب نموده و شاید هم به تشنج کشیده شود، اینجا چه کسی مسوول است ؟! آن کسانی که مردم را به حقوق خود آشنا    نمی کنند ، آیا چیزی غیر از این است ؟ چند نفر از مردم حقوق شهروندی خود را می دانند و چند بار شده مسوولین به طور مستمر با مردم در تماس باشند و از فعالیت های انجام گرفته و آینده ی خود سخن بگویند؟ چند درصد مردم می دانند که می توانند در جلسات شورا و  . . .  شرکت کنند و چند بار اعلام شده که فلان جلسات علنی است ؟

نکته ی دوم:

مگر شورا ، فرماندار و نماینده تنها سازمانهای قانونی برای پیشبرد اهداف منطقه نیستند ؟ مگر این افراد سخن گویای مردم نیستند؟ مگر این افراد چشم انداز آینده ی ما را تعیین نمی کنند ؟! مگر این افراد، به اختیارات و وظایف و مشکلات پیش روی خود آگاه نیستند ؟! ، اگر چنین است چرا نباید از این افراد به خاطر عملکردشان سوال و یا انتقاد شود؟

مگر نماینده ی محترم آقای حسنی نبود که قبل از انتخابات در دهکویه قسم یاد کرد و گفت که ان شاالله تا یک سال آینده شاهد تحولات بزرگی در دهکویه و منطقه هستیم ؟! یک سال هیچ اما قریب به یک دوره از انتخابات می گذرد چه شد ؟

مگر فرماندارهای  قبلی قول و مساعدت در زمینه های مختلف ندادند آیا فرماندار فعلی می تواند به آنها جامعه ی عمل می پوشاند یا نه ؟

و اما نکته ی سوم :

چند سوال زیر برای این مطرح شده تا کمی موضوع روشن تر شود :

1.چه نهاد قانونی باید برای ارتقای زادگاهمان (اعم از شهر یا بخش شدن) به شهرستان،استان و تهران سفر نموده تا از نزدیک در جریان کارها قرار گیرد ؟

2.چه نهادی باید از فرماندار یا نماینده و مسوولین در خواست نموده تا به دهکویه بیایند و از نزدیک مشکلات را ببینند تا مشکلات مرتفع شود ؟

3.چه نهادی باید برای ارتقاء زادگاهمان از مسوولین شهرستان درخواست کند که نمایندگی بعضی از ادارات را در دهکویه بگیرند ؟

4.چه نهادی باید به دنبال آوردن مدارس شبانه روزی و مراکز آموزش عالی باشد ؟

5.چه نهادی باید بار برای آوردن نماز جمعه پیگیری انجام دهد ؟

و هزاران سوال از این قبیل.

 همانطور که می بینید مردم در عصر حاضر جزء یاد آورنده ی مطالباتشان نیستند و این مسوولین هستند که از مجرای قانون باید اهداف را پیش ببرند و مردم هرگز تلاش ها و زحمات مسوولین را نادیده نمی گیریند اما جا دارد که پیگیری ها در بعضی زمینه ها بیشتر شود .

و در آخر از مسوولین خواهشمند است که پیگیری های انجام شده را در خصوص مجتمع ورزشی ، پروژه ی آبرسانی آب شیرین و غیره را در اختیارات مردم قرار دهند.

برگرفته از :وبلاگ دهكويه شهر آشنا

www.dahkooye.blogfa.ir

مـهـاجـرت سكه دو رو

 

بخش پاياني

با سلام به خوانندگان فهيم  پسين دهكويه ، در بخش پاياني مقاله «  مهاجرت سكه دو رو » به اولين مهاجرين دهكويه و علت موفقيت آنان و همچنين عواملي كه سبب شد موج دوم مهاجرت ها صورت گيرد را مورد بررسي قرار داده ايم .

مهاجرت چند شكل دارد ، اين مهاجرت مي تواند از جنبه مذهبي ، تجاري ، فكري و سياسي و ... باشد . ولي اساس مهاجرت دو شكل دارد :

1 ـ مهاجرت بر اثر فقر   

 2 ـ  مهاجرت به دليل داشتن ثروت

در بررسي اين جنبه ها ابتدا فقر را تحليل مي كنيم . عده زيادي هستند كه در فقر به سر برده و تصميم مي گيرند كه محل زندگي خود را رها كرده تا شايد گشايشي حاصل گردد و زندگي آن ها بهتر شود . اين گروه يك مشكل اساسي دارند ، به اين معني كه اين مهاجرت بدون فكر و برنامه قبلي صورت مي گيرد و علت آن هم ناچاري و بحران موجود در زندگي آن هاست .

اين گونه افراد هيچ گونه برنامه خاص و يا هدف مشخصي در مهاجرتشان به چشم نخورده و فقط براي گذران زندگي مهاجرت مي كنند . به همين دليل است كه وفتي به مفصدشان كه عموما شهرهاي بزرگ است مي رسند با مشكلاتي چندين برابر قبل مواجه مي شوند و در اين مهاجرت اكثريت قريب به اتفاق آن ها شكست خورده و زندگي شان با موفقيت همراه نيست .

و اما گروه دوم : كه ثروت باعث مهاجرت آن ها مي شود ، به دليل داشتن ثروت هيچ راه پيشرفتي را براي خود فرزندانشان نمي بينند و  نمي توانند با اين ثروت در روستا به اهداف خود برسند و بنابراين شكل دوم مهاجرت صورت مي گيرد تا خود و خانواده از امكانات رفاهي و تحصيلي بيشتري برخوردار گردند . اكثر اين افراد موفق مي شوند و علت آن هم اين است كه با برنامه و هدف خاص به پيش مي روند . اين افراد از ابتدا مكان مهاجرت ، مسكن ، شغل و ... را پيش بيني كرده و دست به مهاجرت مي زنند.

در مورد مردم دهكويه به چند جنبه مي توان اشاره كرد . اگر به صورت كلي به موضوع مهاجرت مردم دهكويه نگاه كنيم خواهيم ديد كه اولين مهاجران خانوده زارعي و مدني يعني فرزندان حاج رجبعلي در دهه 20 و 30 هستند . اين  افراد از همان زمان با فكر و هدف خاص به اين انديشيده بودند كه در روستايي مانند دهكويه هيچ گونه پيشرفتي نخواهند داشت ، همانند اين كه يك ماهي بزرگ را در يك تُنگ كوچك محبوس نمايند . جاي ماهي در درياست نه اين تنگ كوچك .

اين خانواده بزرگ نيز مهاجرت كردند هم خانواده مرحوم حاج شاهمراد به رغم همه مشكلات آن زمان و هم خانواده مدني مانند حاج قاسم و حاج عباس موفق بودند . اين مهاجرت به صورت انفرادي بود .

در دهه اول 50 خورشيدي كوچ مردمان دهكويه شروع شد كه علت آن افزايش قيمت نفت و رونق و شكوفايي اقتصاد ايران بود دولت وقت بيشتر اهداف خود را بر پايه توسعه بنادر ، گمركات و كشتيراني پايه گذاري كرد و همين امر باعث ايجاد فرصت هاي اشتغال بيشتر در بنادر شد .

در اين زمان بود كه موج دوم مهاجرت ها شروع شد و چون اين افراد از سواد بالايي برخوردار نبودند ، بيشتر آن ها شروع به سرمايه گذاري در  زمينه هاي خريد مسكن ، مغازه ، خودروهاي سنگين و حمل بار نمودند . نمي توان گفت اين افراد موفق نبودند ، موفق بودند اما در حد خودشان . چون موفقيت يك امر نسبي است كه مي توان در باره ابعاد آن بحث هاي زيادي نمود . مثلا مي بينيم كه يك خانواده فرزندانش را به تحصيلات عاليه مي فرستد و همه مدارج عاليه را طي مي كنند . به اين خانواده ، خانواده موفق مي گويند . ممكن لست يك خانواده در زمينه تجارت موفق باشد . مانند افرادي كه به كشورهاي حوزه خليج فارس مهاجرت كرده و با احداث دفاتر تجاري به موفقيت هاي بزرگ دست يافتند .

يكي از علل مهم موفقيت اين افراد سلامت فكر و روح و همچنين پايبندي به  اصول اخلاقي و مذهبي آن ها بود . بخصوص در دهه 50 كه متاسفانه جامعه در فساد غرق شده بود ، اگر اين افراد اعتقادات قوي نداشتند ممكن بود آن ها هم در اين فسادها غرق شوند .

پس مردم دهكويه ياد گرفتند كه براي پيشرفت و موفقيت بيشتر بايد به نقاط پر جمعيت تر و با ديد وسيعتر مهاجرت كنند . پس از پيروزي انقلاب اسلامي كشور ما درگير يك جنگ ناخواسته شد . در اين زمان عده اي از افرادي كه قبلا به كشورهاي حوزه خليج فارس مهاجرت كرده بودند به جاي اين كه به فكر تجملات زندگي باشند سعي كردند هنگامي كه در ايران هستند به دليل تمكن مالي تصميم به سرمايه گذاري در زمينه هاي مختلف گرفتند . اين كار بسيار درستي بود زيرا در جريان جنگ كويت بسياري از ايرانياني كه از آنجا برگشتند وضع خوبي نداشتند . در عوض دهكويي ها هيچ گونه مشكلي نداشتند چون قبلا اكثر آن ها در شهرهاي شيراز و بندر عباس و ... سرمايه گذاري كرده بودند . اين موضوع نشان دهنده فكر بلند اهالي دهكويه است . بسياري از مهاجرين دهكويه علاوه بر بعد اقتصادي در زمينه هاي علمي و فرهنگي نيز صاحب موفقيت شدند ، زيرا فرزندان آن ها توانستند به سطوح عاليه علمي راه يافته و شغل هاي مديريتي بالايي را توانستند به دست بگيرند . كه نمونه هاي آن را هم اكنون در لارستان مي بينيم . كه برخي از آن ها از روساي ادارات هستند .

در مجموع مي توان گفت ، عده اي نيز بودند كه از اين مهاجرت نتيجه اي نگرفته و موفق نشدند ، كه مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد .

در اين زمان از مردم انديشمند و فهيم دهكويه انتظارات بيشتري مي رود، زيرا در زمان هاي گذشته امكانات و شرايط لازم براي ادامه تحصيل مردم فراهم نبود ، امام در برهه كنوني انتظارات و توقعات از اهالي بخصوص نسل جوان بيشتر است . افرادي كه مهاجرت مي كنند بايد بتوانند فرزنداني عالم و سالم به جامعه تحويل دهند زيرا ساختن جامعه سالم فقط با رشد اقتصادي امكان پذير نيست بلكه بايد فكر و انديشه افراد نيز در كنار آن رشد كند .  پس بايد در كنار پرداختن به مسايل اقتصادي از نظر علمي نيز رشد داشته باشند .

از جوانان انتظار مي رود همانگونه كه تاكنون به دهكويي بودن خود افتخار مي كنيم ، با تلاش و جديت فرواند و با داشتن هدف و برنامه مشخص براي زادگاه عزيزمان دهكويه افتخار آفرين باشند .

در پايان از آقاي مهندس حسن هوشمند سرپرست محترم جهاد كشاورزي لارستان و آقاي اميد علي يوسفي كه در بحث كارشناسي اين مقاله مرا ياري نمودند كمال تشكر را دارم .             امير منفرد ـ آبان 89

 

جنگ نرم ، ناتوي فرهنگي ، تهاجم خاموش

 

تاريخچه :

جنگ یا بر اندازی نرم، از مفاهیمی است که تقریباً از اواخر دهه ی 70 میلادی و اوایل دهه ی 80 میلادی، مورد توجه مراکز اطلاعاتی ـ امنیتی در غرب قرارگرفت و از اوایل دهه ی 90 میلادی وارد فاز عملیاتی گردید و تغییرهای مورد نظر را در تعدادی از کشورهای هدف (به ویژه کشورهای بلوک شرق)، ایجاد نمود. از همان زمان که دگرگونی های نرم به مرحله ی اجرا رسید تعاریف گوناگونی از ماهیت آن ارایه گردیده است.

پس از فروپاشی شوروی در سال 1991، پایان دوران جنگ سرد و سیر طبیعی جهان به سمت تک قطبی شدن آغاز شد، آمریکا در صدد برآمد این امر را تسریع نموده و جهان را به سمت آمریکایی شدن هدایت کند و برای تحقق این امر، مقوله فرهنگ را وارد رقابت های جهانی کرد تا با تحت تاثیر قراردادن اعتقادات و آداب و رسوم مذهبی و هنجارهای اجتماعی جوامع و تسلط فرهنگی برآنها، به این امر و نیز تحقق دهکده جهانی که توسط استراتژیست های آمریکا مطرح شده بود دست یابد.

تعريف جنگ نرم :

تعاریف گوناگونی از ماهیت آن ارایه گردیده است. اجرای برنامه های حساب شده ی مسالمت آمیز به منظور تغییر سیستم سیاسی یک کشور و یا ایجاد تغییر و تحول مورد نظر برحاکمان و مردم در جوامع مدنظر، از تعاریفی است که به شاخصه ها و اهداف اصلی جنگ نرم اشاره دارند.

ایجاد دگرگونی در جوامع با تکیه بر تغییر دیدگاه ها و نگرش های حاکمان و مردم بحث اصلی جنگ نرم مي باشد؛ در آن صورت این جنگ، مدلی نوین از فعل و انفعال های این دولت ها برای سلطه، روی کشورهای مختلف را نمایش می دهد. چرا که سلطه و استیلا با تعاریفی از قدرت، بسط و توسعه یافته که قدرت را توانایی تمرکز، تنظیم و یا هدایت رفتار می دانست.

دقیقاً با این تعریف از قدرت است که قدرت نرم جایگاه ویژه ای در تئوری های سلطه می یابد. قدرتی که تمام توان و ظرفیت خود را متمرکز بر قانع کردن دیگران می سازد تا رفتار آنها را به گونه ای مورد نظر تنظیم و هدایت نماید. بنابراین رساترین تعریف برای جنگ نرم، هدایت افکار به سمتی است که جوامع به گونه ای بیندیشند که سردمداران سلطه گر می خواهند

اهداف جنگ نرم

تسخیر مغزها و تخریب افکار و عقاید، یک جنگ بدون خونریزی است که پیروزی هایش عمیق تر و سریع تر اتفاق می افتد اما آثار سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آن برای کشوری که مورد تهاجم قرار گرفته است بسیار سنگین تر و مخرب تر از جنگ نظامی است؛ زیرا از آنجا که فرهنگ زیر بنای همه مقوله های دیگر مورد ابتلای بشر است، تخریب فرهنگی همه ابعاد یک اجتماع را تخریب و مقاصد شوم دشمن را یک جا تامین می کند.

حمله به فرهنگ در واقع حمله به سرچشمه است. در جنگ فرهنگی یا جنگ نرم که ناتوی فرهنگی آن را رقم می زند ابزارهای مورد استفاده، رسانه های تصویری و نوشتاری و صوتی است تا از قدرت مهاجم، تصویر قابل قبول و موجهی برای جوامع ایجاد و جامعه مغلوب را مجبور به پذیرش هنجارهای خود کند.

از آنجا که مبنای فرهنگ غرب بر لیبرالیسم و سکولاریسم استوار است، آمریکا و همپیمانان غربی آنها یعنی عناصر ناتوی فرهنگی، دشمن مقابل خود را پس از حذف شوروی از جریان رقابت، اسلام یافته اند و آن را در تقابل با منافع خود می دانند بنابر این همه ابزارهای تهاجم را علیه اسلام به کار گرفته اند این در حالی است که هدف حقیقی ناتوی فرهنگی اسلام ستیزی است.

مبارزه فرهنگی با اسلامی که خواستگاه آن ایران و انقلاب ایران است از بیداری اسلامی در دیگر ممالک جلوگیری می کند و به جایگیر شدن ارزش های غربی در فرهنگ ملت ها منجر خواهد شد.

غرب به قدرت اسلام برای ایجاد تحول در همه زمینه های زندگی بشر وقوف کامل دارد. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، درسی فراموش نشدنی برای غرب و باوری قطعی بر این مسئله است که تحولی که اسلام در ایران ایجاد کرده است قابل تسری به جوامع دیگر اعم از اسلامی و غیراسلامی است.

به این علت، بیشترین احساس خطر و دغدغه و اضطراب از ناحیه اسلام برای آنها رقم خورده است.

اشپینگلر، ایدئولوگ سیاسی می گوید: «آینده از آن اسلام است و غرب در مقابل اسلام سقوط خواهد کرد.»

نوک حمله ناتوی فرهنگی که جبهه جنگ نرم را برای نیل به آمال و مقاصد شوم خود برگزیده و تقویت کرده است جوانان و عناصر تاثیر گذار و تاثیر پذیر جوامع و نیروی کارآمد کشورهای هدف هستند؛ زیرا جوانان موتور محرک چرخ های پیشرفت و تعالی جامعه اند و هرگونه اخلال در عملکرد صحیح آنان به مرگ امیدهای جامعه ای که به پیشرفت و صعود نظر دارد منجر خواهد شد.

اهداف کلی جنگ نرم عبارتند از:

نابودی هویت ملی و مذهبی جوامع و دست یابی به اهداف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی که تامین کننده منافع قدرت مهاجم باشد.

ترویج ارزش های مشترک غرب به منظور تضعیف ارزش های مقاوم کشورهای هدف

 

 قدرت ‌یافتن روزافزون نظام سرمایه‌داری غرب و حذف نظام متعالی اسلام از جوامع.

پیشگیری از شکل گیری تمدن اسلامی و بیداری اسلامی ناشی از آن.

تمرکز زدایی از ذهن جوانان کشور هدف نسبت به راهکارهای پیشرفت و توسعه صنعتی و فنی و...

بازداشتن جوانان کشور هدف از دست یابی به ارزش های علمی.

ایجاد جو انفعال و عدم حساسیت نسبت به تهاجم نظامی و سیاسی و...

ایجاد وابستگی اقتصادی در کشور هدف و نیل به منافع مادی.

و...

فضاي مجازي ( اينتر نت ) ابزار جنگ نرم

مؤلفه ها و شاخصه های منحصر به فرد جنگ نرم، فقط به کمک و یاری رسانه ها به سرانجام می رسد. همه ی رسانه ها، از جمله دیداری و شنیداری، کتبی و شفاهی به دلیل کارکردهای خاص روانی و تبلیغی در مجموعه ی ابزارها و شیوه های جنگ نرم کاربرد ویژه ای می یابند. چنان که نمی توان از نقش امواج رادیویی و ماهواره ای در دوران جنگ سرد و مراحل ابتدایی جهان تک قطبی غفلت نمود. ما در این نوشته ـ به خصوص ـ تبیین ظرفیت های فضای مجازی و سایبری در جنگ نرم را دنبال خواهیم کرد؛ گرچه گستره ی این بحث نیز مستلزم بحث مفصلی است.

برای بحث در چرایی و چگونگی کاربرد روز افزون فضای سایبر در جنگ نرم لازم است به تعریف و تشریح مختصات این محیط پرداخته شودتا از محتوای بحث، الگوی عمل براندازی نرم با مختصات و شرایط خاص فکری و فرهنگی به دست آید.

فضای سایبر، محیط الکترونیکی واقعی است که ارتباط انسانی را به شیوه ای سریع، فراجغرافیایی و با ابزارهای خاص مستقیم و زنده میسر می سازد. به عبارتی، تئوری پیوند (ادغام) مکان در زمان، یا تبدیل جهان جغرافیایی به دهکده ی جهانی، به صورت واقعی با رشد و گسترش فضای مجازی اتفاق افتاد. این فضا و محیط که بسیاری از ویژگی های دوران فلسفی پسامدرن را در خود دارد، موقعیت ها و شاخصه های بالقوه ای است که وجه جداسازی آن با سایر ابزارهای رسانه ای و اطلاع رسانی است.

1 ـ جهانی و فرامرزی بودن: ویژگی منحصر به فردی که فضای سایبر را از دیگر رسانه ها جدا می سازد، همین بُرد جهانی است. این جهانی بودن با ارسال گسترده ی امواج ماهواره ای از یک نقطه ی خاص به سراسر جهان متفاوت است. علاوه بر محدودیت های خاص امواج ماهواره ای در مناطق مختلف و مشکلات فنی و محیطی آن، برنامه های ماهواره ای در یک نقطه ی مخصوص تولید و سپس انتشار می یابند. در حالی که در محیط مجازی اینترنت، امکان تولید جهانی فراهم است.

2 ـ ویژگی فوق تصور دیگر در فضای مجازی: امکان ارتباط دو طرفه به صورت سهل و آسان است. به عبارتی در این محیط امکان های خاصی ارتباط سریع و آسان کاربران، سرورها و مدریت کنندگان را امکان پذیر می سازد. این ویژگی نیز در انواع دیگر رسانه ها با محدودیت ها و مشکلات خاصی رو به روست.

3 ـ جذایت و تنوع، ویژگی دیگر فضای مجازی است: ضمن این که امکان بهره برداری از همه ی جذابیت های خاص رسانه ای مانند: فیلم، عکس و ... همان طور که ذکر شد مشتری مداری محض در تنوع و جذابیت این محیط تأثیر به سزایی دارد. شاخصه های دیگری نیز این محیط را برای بهره گیری در عرصه ی جنگ نرم مهیا می نماید.

4 ـ مخاطب خاص و تاثیر گذار: همین مسأله باعث شده که اینترنت و فضای مجازی نوعی مرجعیت فکری ـ سیاسی را برای کاربران خود ایجاد نماید. گرچه می توان ادعا کرد این امر در جوامعی با فراگیری کاربران، موضوعیت خود را تا حدودی از دست داده است. اما حداقل در ایران هم چنان به عنوان یک نقش برای فعالین این عرصه تعریف می شود.

5 ـ مسأله ی دیگر امکان عبور و عدم تقید به بخش مهمی از قوانین و محدودیت های رایج در سایر رسانه ها است: این امر به ویژه در محیط های غیررسمی بیشتر رایج است. به عنوان مثال وبلاگ ها با گستردگی میلیونی خود توانسته اند مخاطبانی فراگیر جذب کنند که به طور معمول مقید به قوانین خاصی نیستند و چه بسا وبلاگی با مخاطبانی به مراتب بیشتر از یک وب سایت و خبرگزاری رسمی، با دستی باز همه ی خطوط قرمز یک جامعه را زیر پا بگذارد و بتواند از سد فیلترینگ و محدودیت های فنی هم رها شود. یا می توان به کامنت ها و نظرهای کاربران به عنوان یک بخش جذاب اشاره کرد؛ که می تواند از قواعد و رویه های موجود استثنا شود. همه ی این ویژگی ها، امکان بهره بردای از فضای رسانه ای در عرصه ی جنگ نرم را آسان می کند.

از آنجا که اقناع مخاطب و موج سواری براساس خواست های افکار عمومی، در میان جوامع متعارض، مهمترین شیوه ی پیشبرد جنگ های نرم است. شاخصه های ذکر شده در فضای سایبر، بسترها و ظرفیت های لازم را برای بهره برداری از این محیط در راستای هدف فراهم می سازد.

جنگ نرم به دلیل ماهیت خود و عدم نیاز به ابزارهای فیزیکی به دنبال آن است که در مسافت های دورتری از مراکز طراحی کننده به اجرا درآید. جهانی و فرامرزی بودن فضای سایبر امکان های مورد نیاز را به آسانی در اختیار طراحان جنگ نرم قرار می دهد و با فراهم شدن بستر های فکری ـ فرهنگی اهداف مدنظر، از سوی جریان های درون جامعه ی هدف دنبال می شود. میسر بودن ارتباط دو طرفه نیز ابزارهای عملیاتی را در خدمت طراحان و رهبران مراکز مورد نظر در می آورد و در موقعیت های حساس که امکان حضور و هدایت مستقیم میدانی حوادث از براندازان سلب می شود؛ عناصر حاضر در صحنه نقش رسانه ای عملیات را بازی می کنند. «ما همه رسانه ایم، شعاری است که دقیقاً برگرفته از این الگو در حوادث اخیر مدام طرح می شد.»

از سوی دیگر، جنگ نرم به عناصر و سربازان میدانی نیاز دارد که از جنس مخاطبان جامعه ی هدف باشند. این عناصر باید برای خود یک هویت خاص قایل باشند تا بتوانند هدایت روند درگیری را برعهده گیرند و در شرایط کنونی امکان دسترسی به فضای مجازی به دلیل در اختیار گذاشتن لحظه ای حجم وسیعی از اخبار، اطلاعات و تسهیل ارتباط چنین هویت کاذبی را به راحتی در میان بخشی از صحنه گردانان حوادث ایجاد می نماید.

مباحث مورد نظر نشان دهنده ی ظرفیت بسیار بالا و استثنایی فضای مجازی برای هدایت جنگ نرم است. به ویژه نبود بسیاری از قیود و محدودیت ها که برای سایر اقسام رسانه ای وجود دارد در محیط مجازی، گستره ی فعالیت در این فضا را برای اهداف و انگیزه های امنیتی و سیاسی افزایش می دهد. این مجموعه شرایط است که امروزه هوس بهره گیری از این فضا را برای غلبه بر دیگر ملت ها در میان مراکز قدرت جهانی ایجاد می نماید. برای غلبه بر دیگر ملت ها در میان مراکز قدرت جهانی ایجاد می نماید. حوادث چند ماه اخیر ایران را باید یک میدان آزمون برای کاربرد فضای مجازی در عملیات روانی و جنگ نرم دانست.

رویکرد مسؤولین و دولت های معاند (دشمن) با نظام اسلامی، به شفافیت بحث کمک می کند. به عنوان نمونه، در ایام نزدیک به 16 آذر که قرار بود برخی از مخالفان با حضور در خیابان ها، به مقابله و تعارض با نظام بپردازند؛ «نتانیاهو» نخست وزیر رژیم اشغالگر رسماً به مقام های آمریکا توصیه کرد که از ظرفیت وب سایت های اجتماعی با ارایه ی اطلاعات خاص برای هدایت آشوب های داخلی استفاده کند.

در مورد دیگری «هیلاری کلینتون» وزیر خارجه ی آمریکا از تلاش کشورش برای استفاده از ظرفیت فضای مجازی علیه ایران اشاره نمود. اشاراتی از این دست، از اهمیت این حوزه جهت فعالیت رسانه ای برای برخورد با نظام های معارض در ادبیات سیاسی آمریکا، پرده بر می دارد.

بنابر این طبیعی است که غرب همه ابزارهای تهاجم نظیر؛ شبکه های تلوزیونی و رادیویی، سایت های اینترنتی، مطبوعات، خبرگزاری های بین المللی، شبکه های فعال جهانی مثل بی بی سی و سی ان ان و بودجه های فراوان برای تخریب فرهنگی را علیه جمهوری اسلامی به کار گیرد ادامه دارد .........منابع : www.softwar.isarblog.com/%3FpostId%3D611

www.basij1373.blogfa.com

 

خاطرات معلم شهيد مهندس ماشاء الله صفري

 

20/6/61 خط مقدم جبهه كوشك پاسگاه زيد

آغاز مي كنم به نام خدايي كه شفا دهنده و التيام بخش كليه دردهاي درمان ناپذير است . نمي دانم چرا امروز ديرتر از هر روز از خواب بيدار مي شوم . شايد دليلش ناآشنا بودن جا و يا راحتي روي تخت بوده است و دليل مستندتر بيدار بودن تا دير وقت ديشب . به هر حال هنوز وقت براي نماز باقي است . امروز هم براي خوردن صبحانه مزاحم امدادگرها هستيم . تنها هستم ، شريف كه نيست ، از عهده من و غلامحسين كه بر مي آيند . صبحانه تن ماهي است و خيلي هم خوشمزه . عطر چاي دم شده روي آتش تخته هم بر آن مي افزايد . با برادراني ديگر از نزديك آشنا مي شوم . يكي دوتاي   آن ها را از كازرون مي شناختم كه پس از طي دوره آموزشي نظامي براي دوره امدادگري به شيراز رفتند . بعد از صرف صبحانه با غلامحسين كه قدري قدرت راه رفتن پيدا كرده بود ، اما به صورتي تقريبا خميده به طرف سنگر خودمان مي آييم . فرمانده وبلقيه    بچه ها هنوز در خواب بعد از نماز هستند . موتور سيكلت فرمانده جلو سنگر پارك شده است و بهترين   وسيله اي است براي رساندن غلامحسين به اورژانس . او را به اورژانس مي برم ، كه محكمي سنگر و امن بودن  مكانش به طوري كه سقفش را لوله هاي قطور در بر گرفته است ، دلالت بر اهميت آن دارد و تقريبا تمام تخت ها را مجروحين به عناوين مختلف اشغال كرده اند . فقط يك تخت دم در خالي مانده بود . جريان را با پزشكيار در ميان مي گذارم . پس از ضد عفوني كردن زخم و پانسمان آن به طرف خط برمي گرديم . حال بايد فكري براي پيراهن و شلوارش كرد . كارت او را مي گيرم و به مسوول تداركات مي دهم و لباس هاي پاره اش را مي بيند تا شايد در تهيه لباسش زودتر اقدام كند ، كه خدا خيرش بدهد تا ظهر لباس را از تداركات آورد و غلامحسين پوشيد .

بنا به اظهار بيسيمچي گروهان 2 ، كمك بيسيم چي از عهده مسووليت محوله بر نمي آيد  كه با دستور فرمانده غلامحسين را بهتر مي دانم ، چون كارآيي دارد و فعلا درد كمرش مانع از انجام كار ديگري مي شود . بعد از ظهر نيز شاهد بي احتياطي يكي ديگر از برادران بوديم كه با اسلحه خود در سنگر ديده باني پاي خود را نشانه گرفته بود . اين بي احتياطي ها بايد براي بقيه تجربه شده باشد و ديگر از اين به بعد دچار چنين اشتباهي نشوند و خطر اسلحه را درك كنند كه به همان اندازه كه خوب است ، بدي هم دارد ، شايد بيشتر.

با پناه بردن به درگاه قادر لايزال و درخواست هدايت و راهنمايي همگي ، سرگذشت امروز كه شايد كمترين است پايان مي دهم  .

21/6/61 خط مقدم جبهه كوشك پاسگاه زيد تا مقر تيپ امام سجاد (ع)

ديگر چندان مايل به نوشتن  خاطره ام نيستم ، چون از امروز به بعد از آن همه لحظات آموزنده و مولد تجارب كمتر نصيبم مي شود ، ولي به هر نحوي باشد قلم را به اكراه به حركت در مي آورم كه اين خود   خاطره اي است هر چند تلخ و شش روز از اقامتمان در خط مقدم جبهه گذشته و وارد هفتمين روز شده ايم . روزهايي كه هر كدامش به سال ها    مي ارزيد و كسب تجارب و معنوياتي كه در طول زندگي اكتسابش غير ممكن خواهد بود . هر چه بخواهم از ارزش چنين روزهايي ذكر كنم باز ناچيز است  و قلم در نوشتنش قاصر . اگر روزهايي كه در جبهه بوده ام به عنوان دانشگاهي با عظمت كه حضور استاداني مجرب در تمامي شئون و درس هايي كه كميت و كيفيت مساوي همه علوم تلقي كنم سخني به گزاف نگفته ام و بي جا نخواهد بود كه بگويم چند روز اقامت در خط مقدم امتحان و تزي خواهد بود كه هر دانشجويي در پايان دوره اش بايد بگذراند . زيرا در اينجاست كه انسان پي به ماهيت واقعي خود خواهد برد و برايش قابل تشخيص است كه از نظر ايمان و روحيه مقابله با دشمن كه نفس اماره آدمي  بزرگترين آن هست ، چند مرده حلاج است و آن ادعاهايي كه هر كس در ذهن خود مي سازد ، تا چه اندازه به واقعيت نزديك است . انسان خواهد دانست كه تا چه اندازه هنوز   وابستگي هاي دنيوي دست و پا گيرش شده است و چقدر احتياج به تزكيه نفس و خودسازي بروني و دروني دارد . زنگار قلب آدمي هر اندازه كه ذره بيني باشد آنچنان آگرانديسمان مي شود كه به خوبي قابل رويت است . هماي سعادت بر بالين كسي بال برافراشته است كه ارزش اين ايام را بداند و در صدد زايل گردانيدن ، و اگر شديد باشد ، كم كردن ضعف هاي خود برآيند از هر نظر كه باشد . جايي است كه معني زندگي و مرگ و فاصله بين آن ها به وضوح قابل درك است و اين دو واژه را آنچنان معني مي كند كه در هيچ فرهنگ لغتي قابل دريافت نيست .

هنگامي كه خمپاره دشمن زوزه كشان و كركس مانند از بالاي سرت عبور مي كند و در چند قدمي ات فرود مي آيد و خود را زمين گير كرده اي      ( البته اگر مهلت بدهد ) و تركش زهرآگين و آتشينش همچون خفاش از اطرافت مي گذرد و در فرا رسيدن مرگ كه عين زندگي است لحظه شماري مي كني و اگر خالقت از تو راضي بوده و شايسته اش باشي ، انتظارت به سر خواهد آمد و به مراد خود كه لقاءالله و آغاز زندگي نوين جاويدان است خواهي رسيد .

   حتما در اينجا اين سوال پيش خواهد آمد كه تلخي امروز به خاطر چيست ؟ در جواب بايد بگويم كه امروز، روز وداع است ، وداع نه از شهر و خانه ، خانواده و دوستان . وداع از مكاني كه ذره اي از وصف آن ذكر شد . از جايي كه بيشتر از هر جايي با خدايت در ارتباطي . از خط مقدم جبهه، از خاكريزهاي مرتفع خاكي ، از سنگرهاي ديده باني و اجتماعي كه هر كدامشان خاطره شهيدي را ، وپايمردي و ايثار رزمنده مسلماني را در هر  گوشه اش . مساعدت و ياري امت شهيد پرور و تانك هاي سوخته دشمن از قهر خداوند به وسيله رزمندگان اسلام را با خود دارد . گرچه تمامي جبهه اين خصوصيات و صفات را داراست ولي قابل مقايسه با اينجا نيست  .

بچه ها به اكراه وسايل را از درون سنگرها جمع آوري مي كنند ، البته وسايل شخصي وبقيه وسايل براي گردان بعدي(  965 كه از تيپ امام سجاد ( عليه السلام ) است ) باقي    مي ماند . ما هم وسايل خود را جمع   مي كنيم ولي بيسيمچي ها هنوز      مي مانند . نزديك ساعت 10 صبح بود كه نيروهاي جديد خندان و شاداب با سر و صورت خاكي ناشي از دود غليظ جاده و كوله پشتي بر دوش و اسلحه به دست از گرد راه مي رسند و ديگر سنگرهاي جاي ما نيست . بايد هر چه سريعتر به آن ها بسپاريم . بچه ها فشنگ ها را خالي مي كنند . اكنون خط تحويل گردان 965 شده است ....

 

 

امامزادگان عشق :

 

شهيد محمد رضا شفيعي

 

بخش دوم

محمد رضا در عمليات زخمي شد ، نه اين كه فقط يك بار زخمي شده باشد . نه ، چند بار بدنش ميزبان تير و تركش شدند اما به خانواده اش نمي گفت . سختي هاي زندگي كفايتشان مي كرد . اما آْن بار خيلي سخت زخمي شد . بعد از سه سال جبهه رفتن ، يك تركش حسابي از چكمه اش گذشت و زانوانش را از كار انداخت . منتقل شد بيمارستان شيراز . آنجا نگذاشت كسي خانواده اش را خبر كند . فكر مادر را مي كرد كه بدون بابا زندگي را مي گذراند به سختي ، حالا سختي راه و غصه محمد رضا ، مدتي بعد به قم منتقلش كردند . بيمارستان آيت الله گلپايگاني . آن وقت مادر را خبر كرده بودند و گفته بود يك زخم كوچك برداشته ام . همه سراسيمه خودشان را رسانده بودند بيمارستان و معني زخم كوچك را هم فهميده بودند . كلي شوخي كرده بود كه مادر غصه نخورد . پايش را قم هم عمل كردند . بعد هم تهران يك بار ديگر عمل كردند ، اما فايده نداشت . دردش زياد بود و درمان ناپذير . مدام بين قم و تهران در رفت و آمد بود . به مادر نمي گفت كه دكترها چه مي گويند . تا اين كه يك روز آمد خانه نشست كنار مادر و گفت : مامان يك چيز بگويم ناراحت نمي شوي . پايم كه زخمي شده بايد قطع بشود خطرناك است ! اگر قطع نكنم . وقتي چشمان مضطرب مادر را ديد خنديد و دوباره گفت : مادر من ! خدا پاي سالم به من امانت داد ، حالا دلش مي خواهد پس بگيرد . تازه اين خراب شده و سالم هم نيست .

مادر اما دلش شكسته بود و گريه كرده بود . نيمه شب كه ديگر مضطر شده بود كه صبح نزديك است رو كرده بود به آقا و گفته بود يا امام زمان ( عجل الله تعالي فرجه ) من خانه ام همه اش دو تا قالي دارد ، يكي براي شما يكي هم براي من . من دل ندارم محمد رضايم را بي پا جلو خود ببينم و اشك ريخته بود و با آقا درد دل كرده بود .

صبح محمد رضا كلي شوخي كرده بود تا همه را بخنداند و راهي بيمارستان شده بود. دكتر پيش از عمل مي آيد پاي محمد رضا را ببيند . محمدرضا پاچه شلوارش را تا مي زند تا بالا . دكتر با تعجب نگاه مي كند و مي گويد : اين پايت را نمي گويم ، پايي كه مجروح است و قرار است قطع كنيم. محمد رضا كه با تعجب و تحير به پايش خيره شده بود مي گويد : باور كنيد همين پايم است . دكتر در چشمان محمد رضا خيره شده بود  و با صدايي كه از بهت انگار از ته چاه بيرون مي آيد گفته بود : پاي تو كه از پاهاي من هم سالم تر است ، هيچ عيبي ندارد . شما مادر داريد ؟ محمد رضا بغضش را فرو داده بود . دكتر گفته بود : كار مادرت است هر كاري كرده او كرده . مادر وقتي محمد رضا را سالم ديده بود رو كرده بود به آقا و گريه كرده بود ، اما اين بار از خوشحالي ، قالي را هم تقديم كرده بود و دوباره صورت محمد رضا را بوسيده بود و از زير قرآن ردش كرده بود تا برود سربازي آقايش را بكند .

محمد رضا سالم تر از قبل ، پرشورتر و اميدوار تر راهي جبهه شده بود  . خالص تر و بي پرواتر از قبل . با يك تحول عظيم . شب ها كه مي شد چند ساعتي استراحت مي كرد ، بعد خيلي آهسته بيدار مي شد ، اوركتش را مي پوشيد . ( شبيه اوركت شهيد همت بود ) كلاهش را به سرش مي كشيد ، آهسته مي رفت وضو مي گرفت و راهي موقعيت صفا مي شد . تقريبا همه  بچه هاي تخريب  براي خودشان يك قبر اختصاصي داشتند كه سند داشت . سند منگوله دار . كسي حق تصرف نداشت الا اين كه اولي شهيد مي شد و ارث مي رسيد به نزديك ترين دوستش . قانون ارث آنجا متفاوت بود .

محمد رضا نماز مي خواند چه نمازي! اشك به لطافت باران از آسمان چشماش  مي باريد . به سجده كه مي رفت از خاك سر برنمي داشت جز اين كه اشك باراني اش خاك را گل كرده بود . بعد نيم ساعت مانده به اذان صبح مي نشست رو به كربلا : حسين جان ! ارباب من سلام ! السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين (ع) و عاشورا مي خواند اذان صبح و نماز جماعت كه تمام مي شد گردان رو به كربلا مي نشست و دسته جمعي سلام مي دادند به سردار كربلا.

اهل مطالعه بود . مي خواست علم و معرفت و معلوماتش را هم رشد بدهد . فوتبال و واليبال هم بازي مي كرد . كار هم مي كرد . ظرف ها را مي شست . چايي ذغالي و كمپوت و ميوه اهدايي و ... جمع مصفايي داشتند . معلم هم بود . توي گروه تخريب استاد بود . توي شناسايي ها هم با مهارت . با بچه هاي اطلاعات عمليات مي رفت شناسايي . يك پايه كار بود . براي پاك سازي بعد از عمليات از پركار ترين  بچه هاي تخريب بود .

بعضي شب ها يك گروه از بچه ها هم مي رفتند مهمان دسته ديگر مي شدند . مهماني با همه ويژگي هاي خويش . چايي و گز و ميوه و تخمه و ... هر كس هرچه داشت رو مي كرد . صحبت و خنده و مجلس بي ريا و بي گناه و ... آخرش محمد رضا آرام بلند مي شد با چفيه اش لامپ را شل مي كرد ، يعني خاموش . فانوس هم اگر بود كم مي كرد ، يعني خاموش . بعد آرام شروع  مي كرد و دم مي گرفت :  « حسينم وا حسينم وا حسينا . غريبم وا شهيدم وا حسينا » بعد هم شهيد حسين قاسمي دم مي گرفت و بعد كاجي :

اگر كشتند چرا خاكت نكردند

كفن بر جسم صد چاكت نكردند

آدم هميشه بايد با يك خوب تر از خودش مانوس باشد . كنار خوب تر از هر كس جايي داشته باشد . قلبش را براي يكي خوب آب و جارو كند . خودش به زور هم كه شده در خانه يك عزيز جا بدهد و چه كسي عزيزتر و خوب تر از حسين فاطمه (سلام الله عليه) پس ذكر هر روز و هر شب : « حسين جانم ، حسين جانم ، حسين جان»

غروب هر روز دوباره اين محمد رضا بود كه ساكت و بي صدا مي رفت در موقعيت صفا و رو به كربلا زيارت عاشورا مي خواند . وقتي اين تعريف ها را از محمد رضا مي گويم تصور يك مرد چهل ساله در ذهنتان نقش نبندد ؛ بلكه اين ها همه از بچه هاي تخريب بر مي آمد كه زير بيست سال سن داشتند و محمد رضا كه استادشان بود هيجده ساله بود .

يادش بخير با حوصله چفيه اش را تا  مي زد   و مي ا نداخت دور گردنش . آنقدر تميز بود كه انگار نه انگار آنجا از حمام خبري نيست و همه جا خاك است . مرتب و منظم و البته معطر . زمان تلف شده زندگيش صفر بود . در حال عادي اگر ذكر مي گفت در خلوت و تنهايي اش هم تسبيح به دست بود و ذاكر . انگار كه خدا را حي و حاضر مي ديد. ديگر ريا برايش نمانده بود .

بي تكلف و بي منت شده بود « رنگ خدا » همين هم بود كه بچه ها از ديدن محمد رضا لذت مي بردند . همين كه راه  مي رفت ، ساكت بود و حرف مي زد . مي نشست چون « رنگ خدا » بود و لذت مي بردند از ديدنش و بودنش و از حضورش .

نه اين كه فكر كنيد فقط آنجا اينقدر خوب بوده . مادر كه جبهه محمد رضا را نديده بود ، مي گفت : در خانه خيلي خوشرو و مهربان بود . صفا را هم با خودش از جبهه مي آورد . چند روزي را كه در قم بود . دنبال كارها مي رفت . در مسجد هم بچه ها را دور خودش جمع مي كرد و هم صحبتشان مي شد . مادر شب هاي محمد رضا را هم ديده بود كه نماز شب مي خواند و زيارت عاشورا و ...

مادر قد و بالاي محمد رضا را مي ديد ، اخلاق خوش ، دل مهربان و بازوي پرتوان و صورت نوراني اش را . دلش پر مي زد براي دامادي محمد رضا . مي گفت : محمد رضا تو كه همه اش به جبهه مي روي . پس كي    مي خواهي دنبال كار بروي ! مي خواهيم برايت زن بگيريم . بالاخره تو بايد خانه و زندگي داشته باشي . تازه تو موهايت به دو طرف موج دارد ، بايد دو تا زن بگيري ، خانه و زندگي بايد داشته باشي . محمد رضا مي خنديد و مي گفت : زنم تفنگ است . خانه ام هم يك قبر سفيد و تميز و معتدل . اينجوري كم خرج تر است . ديگر تيرآهن و بند و بساط نمي خواهد .

دفعه آخر كه آمده بود مرخصي ، رفته بود نجاري شوهر خواهرش و يك كمد درست كرده بود . كليدش را هم داده بود به مادر كه : مامان اين كليد كمدم است ، اما تا شهيد نشدم بازش نكنيد . چشم غره مادر را كه ديده بود به شوخي قبل از حركتش هم رفته بود چند جعبه شيريني و عطر خريده بود و گفته بود مي خواهيم جشن بگيريم .

شب عمليات كربلاي 4 سال 65

محمد رضا لباس تميز پوشيده بود ، عطر هم زده بود . موهايش را هم مثل هميشه كج شانه كرده بود . وقتي سرش را بالا آورده بود . به نگاه مشتاق بچه ها خنديده بود . خوشگل شده بود . خوش تيپ  معطر و خواستني تر شده بود . نوراني ، با شرم گفته بود : اين عمليات آخر من است . من ديگر برنمي گردم . لباس پاسداري ام را هم نپوشيدم . چون نمي خواهم عراقي ها متوجه بشوند كه من پاسدار هستم .

بچه ها بايد از « رود خين »  مي گذشتند . عرض رود تقريبا 20 متر ، عمق چهار پنج متر . عراق هم نامردي را كم نگذاشته بود . تمام عرض رود را پر از سيم خاردار و مين خورشيدي كرده بود . مسير راه بچه ها را هم به عمق يك كيلومتر ميدان ميني عجيب و وحشتناك كار كرده بود . كار ، كار خود محمد رضا بود . رفت و در ميدان با سرعتي عجيب و دقتي بالا يك راه باز كرد . از رود خين هم او بود كه گردان را عبور داد . بچه ها در مقابل بهت عراقي ها خط را شكستند . درگيري سنگيني بين  دوطرف بود كه يك تركش بزرگ روزي محمد رضا شد . تركش شكم محمد رضا را پاره كرده بود و يك زخم بد قلق از تك و تا انداخته بودش . خون زيادي ازش مي رفت . كه يك پيغام دل همه را شكست  .......

پايگاه مقاومت شهيد صفري دهكويه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 69 - علمی

روش هاي جمع آوري و دفع بهداشتي زباله

ياسمن منفرد ـ رابط بهداشت

اصول جمع آوري و حمل زباله :

تقريبا 80% از هزينه هاي مربوط به زباله ها هزينه جمع آوري زباله مي باشد . از اين لحاظ هزينه هاي سنگيني بر شهرداري ها و سازمان هاي وابسته به جمع آوري و دفع زباله ها مي گردد . ميزان سرانه زباله در مناطق شهري ايران 658 گرم در روز و در مناطق روستايي بين 220 تا 340 گرم در روز براي هر نفر مي باشد . و به طور متوسط 240 كيلوگرم در سال براي هر نفر در نظر گرفته مي شود .

مواد زباله اي بايد پس از توليد در يك محل مناسب با توجه به شرايط بهداشتي و رعايت نكات بهداشتي مراحل عملياتي در سريع ترين زمان ممكن جمع آوري ، حمل و نقل و دفع گردند كه بهترين روش جمع آوري مستقيم از در منازل و انتقال به محل دفن مي باشند .

در مراحل نگه داري و جمع آوري نقش آموزش و همكاري متقابل بين توليد كنندگان زباله و پرسنل خدمات شهري در افزايش راندمان عمليات بسيار موثر است .

توليد كنندگان زباله بايد آگاهي كافي از اين كه زباله ها را در ظروف مناسب از لحاظ جنس و ظرفيت و زمان تحويل به كارگران حدمات شهرداري داشته باشند .

در هنگام نگه داري زباله ها در منازل و محل توليد از ظروف پلاستيكي در دار يا فلزي ضد زنگ با مقطع دايره اي و نيز استفاده از كيسه پلاستيكي زباله براي حفظ محيط زيست استفاده شود . بهترين روش جمع آوري زباله ها به طور روزانه است كه در كنترل و جلوگيري از رشد و پرورش مگس موثر مي باشد . و بهترين زمان جمع آوري در ساعاتي از شبانه روز كه شهر خلوت بوده و ترافيكي وجود ندارد صورت گيرد .

انواع روش هاي انتقال زباله :

1 ـ استفاده از كاميون زباله كش اتوماتيك

2 ـ استفاده از كاميون هاي معمولي زباله كش

3 ـ استفاده از وانت

4 ـ استفاده از كانتينر

5 ـ استفاده از گاري

6 ـ استفاده از قطار و كشتي

تقسيم بندي زباله ها بر اساس مبدأ توليد :

1 ـ زباله خانگي

2 ـ زباله بيمارستاني

3 ـ زباله هاي راديو اكتيو

4 ـ زباله هاي شيميايي

5 ـ زباله هاي بيولوژيكي

6 ـ مواد زايد قابل اشتعال

انواع روش هاي دفع زباله :

1 ـ دفن بهداشتي زباله ها

2 ـ سوزاندن زباله ها

3 ـ كمپوست كردن يعني تهيه كود از زباله

4 ـ تلنبار كردن

5 ـ دفع در رودخانه و دريا

دفن بهداشتي زباله ها :

روش خاصي است كه بر اساس آن  زباله ها را طوري در درون خاك مدفون مي كنند كه لايه بندي و پوشش دادن آن ها هيچ زياني به محيط زيست ، موجودات ديگر و انسان نرساند . در روش هاي دفن بهداشتي مشكلات زيست محيطي از قبيل بو ، دود و آلودگي خاك و آب هاي سطحي و زير زميني وجود ندارد . براي اجراي دفن بهداشتي بر اساس قوانين و دستورالعمل هاي حفاظت محيط زيست ، با مراحل زير صورت مي گيرد :

1 ـ انتخاب محل دفن

2 ـ آماده سازي محل دفن

3 ـ جلوگيري از كنترل آب هاي زير زميني و سطحي در منطقه دفن

 

 

مزاياي روش دفن بهداشتي :

1 ـ اقتصادي ترين روش مي باشد ، البته در صورتي كه زمين به مقدار كافي و مناسب باشد .

2 ـ سرمايه گذاري اوليه آن در مقايسه با ساير موارد دفع بهداشتي زباله كمتر است  .

3 ـ براي دفن نهايي زباله نياز به مراحل و مكمل بعدي ندارد .

4 ـ نياز به جداسازي مواد ندارد .

5 ـ از زمين دفن براي ايجاد فضاي سبز ، پارك و ... پس از انجام تخليه و پر شدن ظرفيت محل مي توان استفاده كرد .

معايب روش دفن بهداشتي :

1 ـ براي جوامع پر تراكم زمين مورد نظر در فاصله مناسب در دسترس نيست .

2 ـ گاهي اوقات بر اثر بي توجهي مسوولين مربوطه زباله ها به صورت تلنبار تبديل مي شود .

3 ـ به دليل ايجاد نشت از محل دفن ساختمان سازي مقدور نمي باشد و به صرفه نيست .

4 ـ در اثر توليد گاز متان و نشت شيرابه و توليد گاز co2 ايجاد خطر انفجار و بالا رفتن سختي آب هاي زير زميني و آلوده شدن آن ها مي گردد .

سوزاندن زباله :

سوزاندن و تبديل مواد زايد جامعه  ( زباله ) به خاكستر و گاز باعث كاهش حجم زياد زباله گرديده به طوري كه اگر به صورت اساسي و با زباله سوزهاي مدرن كار سوزاندن زباله صورت گيرد ، مي تواند 80 تا 90 درصد از حجم زباله را كاهش دهد .

اين روش يك روش اساسي در دفع زباله هاي بيمارستاني و برخي مواد زايد  خطرناك مطرح مي باشد . هنگامي مي توان نتيجه خوبي از سوزاندن زباله ها گرفت كه در هنگام سوختن زباله :

1 ـ كار با احتراق كامل صورت گيرد.

2 ـ هيچ گونه آلودگي در محيط اعم از اتمسفر خاك آب و غيره به وجود نياورد .

3 ـ از دستگاه هاي مخصوص زباله سوز استفاده كنيم .

دستگاه زباله سوز ويژه مراكز درماني و بيمارستاني :

بر طبق قوانين جاري كشور سوزاندن زباله ها با دستگاه زباله سوز براي هر بيمارستان ضروري مي باشد كه مديريت بيمارستان ملزم به انجام آن است . دفع سريع زباله هاي بيمارستاني و مراكز درماني به علت جرم هاي ميكروبي و عامل بيماري زايي و مواد زايد آزمايشگاهي ، زوايد شيميايي و دارويي و فضولات سمي داراي اهميت بهداشتي خاص است .

براي حذف پس مانده ناشي از سوختن مواد زايد بايد در محل مناسبي دفن بهداشتي صورت گيرد . براي جلوگيري از خروج گازهاي سمي و خطرناك ، ذرات گرد و غبار ، با استفاده از تجهيزات ويژه ، تصفيه گازهاي متصاعد شده را انجام مي دهند .

محاسن :

1 ـ محو سريع زباله در اماكن توليد آن

2 ـ نياز به زمين كمتري در مقايسه با روش دفن بهداشتي دارند .

3 ـ مواد خاكستر به جا مانده از نظر بيولوژيكي مخاطره انگيز نبوده و قابل دفن هستند .

4 ـ وضعيت آب و هوا و تغييرات جوي اثر مهمي در فرايند ندارد .

معايب :

1 ـ سرمايه گذاري اوليه بالا

2 ـ موضوع آلودگي هوا در صورت رعايت نكردن اصول زباله سوزي

3 ـ از خود خاكستر و مواد پسمانده به جاي مي گذارد كه نياز به دفن دارد.

4 ـ احتياج به پرسنل كار آزموده و مجرب دارد .

5 ـ هزينه نگهداري و تعميرات   دستگاه ها بالاست .

6 ـ براي دفن نهايي مواد زايد خطرناك از جمله مواد راديو اكتيو و مواد قابل انفجار روش مناسبي نيست.

ماست خشك و روش تهيه آن

ماست یک غذای غنی از پروتئین بوده که در اثر تخمیر تولید می گردد.این محصول به دلیل عطر و بوی تولید شده توسط استالدئید و همچنین بافتش،بسیار توسط مصرف کننده مطلوب می باشد.عمر نگهداری ماست کوتاه  بوده بیان دیگر 1 روز در دمای 30 - 25 درجه و 5 روز در دمای 7 (بدون تمهیدات تجارتی) می باشد. ماست در تمام مدت توزیع در دمای  4 -2 در جه نگهداری شده که نتنها از فساد قارچی و مخمری جلوگیری می شود بلکه از فعالیت بیشتر باکتری ها استارتر ممانعت می کند. به هر حال ،این کار باعث گران تر شدن محصول می گردد.عمر نگداری ماست را   می توان با خارج کردن آب آن افزایش داد.هدف اصلی از خشک کردن توسط روش های،انجمادی،اسپری،مایکرویو بالا بردن کیفیت پودر بدون نیاز به یخچال می باشد. ماست خشک شده دارای قمیت کمتری برای بسته بندی و نگهداری داشته زیرا جرم و حجم آن کاهش یافته و نیازی به خنک کردن و سردسازی نیست.حفظ تعادل و پایداری برای ویژگیۀ اولیۀ ماستی که آب ان گرفته شده،خوش آیند است . ماست

ارزش درمانی

 مصرف زیاد ماست باعث کاهش کلسترول خون در افراد می گردد.این کار به دلیل تولید یا افزایش فاکتورهای توسط باکتری های استارتر در حین تخمیر می باشد.اظهار عقیده شده است که هیدروکسیل متیل گلوتارات به صورت آشکاری از تولید کلسترول جلوگیری کرده و در نتیجه کلسترول خون کاهش می یابد.اثرات ضد سرطانی و ضد ایجاد تومور توسط زنجیره ای از لاکتیک اسید باکتریها ایجاد می گردد.فعالیت ضد توموری در قسمت دلمه شیر باقی می ماند زیرا این قسمت با دیواره سولی باکتری های استارتر در تماس بوده و در نتیجه،حتی بعد از گرمادهی فعالیت خود را حفظ می کند.

تولید پودر ماست

هدف اصلی از خشک کردن ماست نگهداری و افزایش عمر آن بوده و دیگر نیازی به سردخانه گذاری نیست.قبل از خشک کردن بهتر ماست را از طریق افزایش میزان ماده خشک غلیظ تر کنیم،که این تغلیظ توسط حذف آب پنیر یا بخار کردن آب ماست انجام می گیرد.خارج کردن آب پنیر توسط فشار و صاف کردن،پرس کردن و یا تسط ساتریفوژ و ultrafiltration انجام می گیرد ولی با این کار بعضی از مواد مغذی کاهش می یابند.تغلیظ از طریق بخار کردن و در شرایط خلاء از نقطه نظر حفاظت تغذیه ای مفید می باشد ولی بعضی از مواد فرار آن از دست می رود.محصول غلیظ شده ای که بدست می آید با نام ماست فشرده شناخته شده و ممکن است برای بالا بردن کیفت پودر ماست آن را خشک کنند .

روش cloth bag

این روش به صورت سنتی در بسیاری از کشورها برای تغلیظ و تولید ماست چکیده و خارج کردن آب پنیر به کار می رود.Negriz و Seckin ازبا این روش ماست چکیده درست کردند.حدود 12 ساعت طول کشید که حدود65% از آب پنیر در 15 درجه سانتیگراد خارج گردد.کیسه به صورت عمودی در یک اتاق سرد کننده بر روی یکدیگر قرار گرفته بودند.فشار حدود 18-12 ساعت برای سهولت خارج کردن آب پنیر به کار گرفته شد و هرچه فشار بیشتر باشد زمان اعمال فشار کمتر خواهد بود.تولید ماست با این روش سنتی دارای سرعت کم،غیر بهداشتی،طاقت فرسا،کم بازده و به تعداد زیادی کارگر نیاز است.سانتریفوژ کردن یا Ultrafiltration محصول بهتری می دهد.

جداسازی مکانیکی

Hessabi وسیله را برای تولید ماست چکیده اختراع کرد.این وسیله از یک بشقاب فشاری قابل تنظیم عمودی،شبکه فشار و یک محفظه الک مانند برای خارج کردن آب پنیر می باشد.بازده و سلامت مواد جامد بستگی به PH و نوع شیری که از آن ماست تهیه می کنیم دارد.بازده و سلامتی مواد جامد در PH پایین تر،بالاتر می باشد(4.1-4.3).بازده و سلامتی مواد جامد در شیر بز بالاتر از شیر است.

خشک کردن ماست

به طور کلی، ماست به وسیله انجماد یا اسپری کردن خشک می شود.روش انجمادی گرانتر از اسپری بوده اما  روش انجمادی دارای تعداد بهتری استارتر و مزه و طعم مطلوب تری نسبت به اسپری است.روش ها اخیر استفاده از مایکروویو تحت خلاء می باشد،که محصول تحت تابش امواج الکترومغناطیستی با فرکانس بالا قرار  می گیرد.با این متد می توان از هدر رفتن انرژی جلوگیری کرده و کارایی و نگهداری را افزایش داد.تعداد میکروب های زنده باقی مانده در پودر ماست شاخص خوبی برای ارزیابی آسیب دمایی در طول خشک کردن و نیز افزایش و بهینه ساختن شرایط پردازش می باشد.

خشک کردن انجمادی ماست

ماست خشک شده انجمادی دارای بهترین طعم بوده و در مقایسه با بقیۀ ماست هایی که با روش های دیگر درست شده اند،این نوع ماست قابل اعتماد تراست.این روش در مقایسه با بقیه روش ها باعث می شود تا قابلیت دوام باکتری های L. bulgaricus and S. thermophilus افزایش یابد ولی محصول بدست آمده گران تر می باشد.این محصول از شیر به همراه 15% چربی در شرایط خشک  و افزودن 5.% شکر تولید می شود.قبل از خشک کردن، ماست به وسیله کلسیم به نسبت 5/1 غنی می گردد.این محصول برای خلبانان،گارگران زیر دریایی،مسافران مستقل،زمین شناسان و جنگلبانان مفید است.Kim  و bhowmik روش خشک کردن ماست به روش انجمادی را در دمای-55 درجه سانتیگراد و 50umHg و در مدت 50 ساعت شرح داده در حالی که AB (L. acidophilus and Bifidobacterium spp.) و  ABT (L. acidophilus, Bifidobacterium spp. and S. thermophilus) ماست به مدت 48 ساعت در دمای 40 درجه سانتیگراد به روش انجمادی خشک شدند.پودر سریع ماست توسط خشک کردن انجمادی ماست تازه بدست آمده که حاوی مواد افزودنی معمول بوده و سرد کردن در دمای -23تا-28 در جه سانتیگراد،خشک کردن در دمای -23 تا -25 درجه سانتیگراد،300-400mmHg و در دمای 35-30 ،200-300mmHg انجام شده و خشک کردن سرد در طی 18 ساعت صورت گرفته و محصول نهایی حاوی 2-3% رطوبت می باشد.

خشک کردن توسط مایکروویو

مایکرویو در شرایط خلاء و دمای پایین بهترین گزینه در مقایسه با بقیه روش ها مانند خشک کردن انجمادی و خشک کردن به صورت پودر برای شرایطی مانند زنده ماند باکتری ها و قیمت می باشد.

kim وBhowmik خشک کردن ماست (15%TS) توسط ماکروویو و ماست از قبل تغلیظ شده(30% ماده جامد) در درجه حرارت 35 در دستگاه خشک کننده مایکروویو در 2450MHZ بر روی ماستی به ضخامت 3mm  شرح دادند.استفاده از شیب منحنی خشک کردن برای تخمین زدن ضریب پخش رطوبت  کارامد به نظر رسید.زمام کاهش دهدهی(D-values) L.bulgaricusو S.thermophilus (1:1 (  دارای خطی منفی در درجه حرارت بین 35 45 و 50 80 است.میزات زنده ماندن استارتر بیشتر بستگی به درجه حرارت دارد تا فعالیت آبی در دمایی بالاتر از 45 درجه سانتیگراد.

دیگر روش های خشک کردن

در خشک کردن توسط نفوذ هوا در جه حرارت dahi به ندرت از درجه حرارت محیط به 15-14 درجه کاهش یافته و در درجه خشک کردن ثابت،ثابت باقی مانده  و سپس در طول افزایش به درجه حرارت 20 می رسد.جران هوای .008  و شیشه منتشر کننده خاکستر 30-20um برای خشک کردن ماست مناسب می باشند.قابلیت دوباره ساختن  ماستی که با هوا خشک شده بهتر از ماستی است که به روش انجمادی خشک گردیده است.jameed خشک شده توسط نور خورشید دارای 27%رطوبت بوده و دارای رنگ سفیدی     می باشد.chethi (محصول بدست آمده از شیر گوسفند)بعد از گرفتن آب پنیر و بدست آمدن رطوبت مناسب و تبدیل به شکل مطلوب و سپس خشک کردن به وسیله کوره الکتریکی و رساندن رطوبت به 34/1-24/4 بدست می آید .

منبع : www.findustry.persianblog.ir/post/16

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  |