تبليغاتX
ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه

ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه

ماهنامه پسین دهکویه مجله ای برای مردم لارستان

پسین دهکویه شماره 66

ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه –

سال ششم- شماره 66 – 10 شهریور 89

 

سرمقاله :

ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم

حتما يادتان هست در جريان انتخابات مجلس شوراي اسلامي در يك سخنراني تبليغاتي آقاي حسني نماينده مردم لارستان  قسم ياد كردند كه طي يك سال پس از نمايندگي شان در مجلس تحولي اساسي در دهكويه رخ دهد و دهكويه نيز تبديل به شهر گردد و حتي گفتند دهكويه بايد مركز بخش باشد .

فایل صوتی صدای آقای حسنی

مطلب دوم اين كه در خبرها داشتيم كه چند روستاي استان فارس به شهر ارتقا يافتند ولي با وجود 16 سال پيگيري نام دهكويه در بين آن ها نبود .

در اينجا از جناب آقاي حسني مي پرسيم در اين مدت سه سال كه از نمايندگي شان گذشته آيا فرصت كرده اند به قولي كه به مردم دهكويه داده اند فكر كنند . اميدواريم كه آقاي حسني در يك سال باقي مانده از نمايندگي شان بتوانند به وعده اي كه داده اند عمل نمايند.

مطلب سوم اين كه ، همانگونه كه مشاهده مي شود با وجود 16 سال پيگيري مسوولان هنوز تاسيس شهرداري دهكويه تحقق نيافته است. پيش نهاد مي گردد از اين پس براي پيگيري مسايل و مشكلات دهكويه علاوه بر تلاش هاي مسوولين كميته اي از افراد توانا كه وقت و فرصت كافي داشته و دلشان براي زادگاهشان دهكويه مي تپد تشكيل شده و مسايل و مشكلات را در شهرستان ، استان و حتي تا سطح وزارتخانه پيگيري نمايند تا زودتر به نتيجه برسيم .             مدير مسوول

دریافت صفحات نشریه به صورت عکس

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 66 خبری

برگزاري يادواره سرداران و شهداي بخش مركزي لارستان در دهكويه

بنا به گزارش هاي دريافتي يادواره سرداران و شهداي بخش مركزي لارستان در نيمه دوم آبانن ماه در دهكويه برگزار خواهد شد .

در جلسه اي مقدماتي كه براي برگزاري اين برنامه تشكيل شد ستادي نركب از : بخشدار مركزي رئيس ستاد ، بنياد شهيد لارستان ، سازمان تبليغات اسلامي ، حوزه مقاومت شهيد عفيفه ، آموزش و پرورش ، روساي شوراهاي اسلامي و دهياران روستاها تشكيل شد . تا مقدمات اين كار بزرگ فراهم گردد .

ديدار اعضاي شوراي اسلامي دهكويه با جناب آقاي حسني نماينده مردم لارستان

اعضاي شوراي اسلامي دهكويه جهت پيگيري مسايل و مشكلات دهكويه با آقاي حسني نماينده مردم لارستان در مجلس شوراي اسلامي ديدار نمودند .

در اين ديدار مساله تاسيس شهرداري را با ايشان در ميان گذاشتند كه ايشان عرض كردند مشكل اصلي جمعيت است . وقتي كه گفته شد با تصويب مجلس شوراي اسلامي روستاهاي با 3500 نفر جمعيت تبديل به شهر خواهند شد ، ايشان گفتند : اين قانون هنوز به تصويب نهايي نرسيده است . ايشان قول مساعد دادند كه اين موضوع را حتما تا حصول نتيجه پيگيري نمايند .

در مورد آسفالت ورودي دهكويه نيز با ايشان در ميان گذاشته شد . ايشان در همان جلسه با مدير كل راه و ترابري لارستان كه در جلسه حاضر بودند صخبت نموده و ايشان نيز قول دادند كه بعد از هفته دولت اين كار صورت گيرد .

مساله سومي كه با آقاي حسني مطرح شد ساخت سالن ورزشي دهكويه بود كه ايشان قول دادند اين مساله را پيگيري نمايند .

ديدار اعضاي شوراي اسلامي دهكويه با سرپرست فرمانداري ويژه لارستان

در این دیدار که در تاریخ 18 مرداد صورت گرفت برخی از مشکلات این مرکز دهستان بیان شد که جناب فرماندار قول همکاری دادند و قرار شد در ماه مبارک رمضان سفری به دهکویه برای حل مشکلات زادگاهمان داشته باشند و مشکلات بیان شده به شرح زیر می باشد :

1 ـ پیگیری شهر شدن دهکویه

2 ـ پیگیری مجتمع ورزشی

3 ـ پیگیری مشکل آب

4 ـ پیگیری آسفالت ورودی

همانگونه كه حتما در خبرها  شنيده ايد ، سرپرست فرمانداري لارستان پس از يك ماه عوض شدند و اگر ايشان قولي هم در مورد اين مسايل داده باشند ، هيچ فايده اي ندارد و بايد اعضاي شورا دوباره وقت گرفته و با فرماندار جديد ديدار نمايند و مسايل و مشكلات را مجددا با ايشان مطرح نمايند .

برپايي مراسم شبي با قرآن در دهكويه

مراسم شبي با قرآن با حضور قاري مطرح كشوري جناب آقاي قائمي در شب ميلاد امام حسن ـ عليه السلام ـ برگزار شد .

اين مراسم به همت كانون فرهگني حضرت وليعصر ـ عجل الله تعالي فرجه ـ در مسجد جامع حضرت  اباالفضل ـ عليه السلام ـ  با حضور جمع كثيري از علاقمندان به قرآن كريم برگزار گرديد .

در اين مراسم قارياني از دهكويه و كورده به قرائت آياتي از كلام الله مجيد پرداختند و پس از مولودي خواني برادر فيروزي  در ادامه جناب آقاي قائمي با صوت زيباي خود مجلس را به نور قرآن منور كردند . 

در پايان مراسم به قيد قرئه به تعدادي از شركت كنندگان در مراسم جوايزي اهدا گرديد  .

خبر هاي كوتاه :

ـ به گزارش شوراي اسلامي دهكويه تعدادي وسايل بازي جهت تاسيس پارك كودك خريداري شده كه به زودي در محل مجموعه ورزشي نصب خواهد شد .

ـ مبلغ 13 ميليون تومان جهت پارك جنگلي دهكويه دريافت شده كه هم اكنون عمليات ساخت آن با فنس كشي آغاز شده و پس از آن درختكاري پارك نيز آغاز خواهد شد .

ـ با پيگيري شوراي اسلامي آرد سهميه ماه مبارك رمضان با كسر سهميه نانوايي ها مستقيما به مردم داده شد . لازم به ذكر است ميزان آرد تحويلي 275 كيسه بوده كه با تقسيم بر سرانه جمعيت دهكويه به هر نفر 3 كيلو خواهد رسيد .

ـ برپايي جشن ميلاد امام حسن مجتبي ـ عليه السلام ـ در محل حسينيه توسط هيئت شيفتگان مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه

ـ برپايي جشن ميلاد امام حسن  ـ عليه السلام ـ با حضور بيش از دويست نفر از خواهران بسيجي همراه با اجراي سرود ، تواشيح ، سخنراني

ـ برگزاري محفل انس با قرآن توسط پايگاه مقاومت الزهرا خواهران همراه با اهداي جوايزبه قاريان

ـ برپايي جلسه پرسش و پاسخ اعتقادي هفته اي دو شب با حضور حاج آقا آزادي توسط كانون فرهنگي وليعصر ـ عجل الله تعالي فرجه

ـ برگزاري يك دوره مسابقه واليبال ويژه خواهران در سالن دبستان مدني با حضور 5 تيم  پرسپوليس پايگاه الزهرا ـ سلام الله عليه ـ  ، اميد ،  پايگاه الزهرا ـ سلام الله عليه ـ اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ كتابخانه باقرالعلوم ، ميراحمد ـ نيما و اطهر  پرسپوليس پايگاه الزهرا ـ سلام الله عليه ـ به ترتيب مقام هاي اول تا پنجم را كسب كردند . 

علی محمد امیری، با حکم وزیر کشور فرماندار ویژه ی لارستان شد

به گزارش پایگاه اینترنتی استانداری فارس ،علی محمد امیری ،فرماندار سابق داراب،به سمت فرمانداری ویژه ی لارستان منصوب شد .

-  در حكم مصطفي محمد نجار، وزير كشور، خطاب به اميري آمده است: در اجراي ماده 5 مصوبه شماره 602/12مورخ 30/7/1377 شوراي عالي اداري جنابعالي را به عنوان فرماندار ويژه شهرستان لارستان منصوب مي نمايم.

اميد است با اتكال به خداوند متعال و در چارچوب وظايف مصوب در راستاي تحقق اهداف و آرمانهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران موفق باشيد

جلسه ی معارفه ی فرماندار ویژه ی لارستان

سوم شهریور ماه استاندار فارس -روح الله احمد زاده -با حضور در شهر لار فرماندار ویژه ی لارستان -علی محمد امیری -را به مردم و مسئولان منطقه معرفی کرد. در حالیکه نگاه ها به جریانات جلسه ی تودیع و معارفه بود اصل ماجرا پیش ازشروع مراسم شکل گرفته بود.

پیش از شروع جلسه، رایزنی ها در مورد چگونگی اعلام الحاق مجدد اوز وبیرم به لارستان بین هیئت استانداری فارس و مقامات کشوری از یک سو و بزرگان لارستان و مقامات استانداری از سوی دیگر در جریان بود.

با توجه به سخنان مقامات کشوری استاندار فارس می توانست رسما در جلسه ی معارفه الحاق مجدد اوز و بیرم را اعلام کند اما اعتقاد هیئت استانداری بر این بود که  شیوه ی اعلام این خبر باید به گونه ای باشد که کمترین حساسیت را در منطقه ایجاد کند.

در همین حال یکی از بزرگان لارستان در تماس با سرپرست گروه رسانه ای صحبت نو عنوان کردند که در صورتی که استاندار مصلحت نمی داند امروز به طور رسمی قضیه را اعلام کند بهتر است شیوه ی اعلام این خبر را برعهده ی او بگذارید.

با شروع جلسه و پس از قرائت قرآن و سخنرانی سرپرست فرمانداری ویژه ی لارستان، استاندار با گرامی داشت هفته ی دولت سخنانی در خصوص وضعیت امروز جهان و کلیاتی در مورد شیوه برخورد دولت دهم با موضوعات عمده ی کشور مطرح کرد و پس از معرفی علی محمد امیری به عنوان فرماندار ویژه ی لارستان از او خواست که نسبت به بخش های اوز و بیرم و سایر بخش های لارستان نگاه عدالت محورانه داشته باشد.

در اواخر  جلسه فرماندار ویژه ی لارستان ضمن معرفی خود گفت: جناح بندی های معمول راست و چپ را به رسمیت نمی شناسد و می خواهد با همراهی مردم برای پیشرفت منطقه بکوشد. سخنی که اگر در مرحله حرف متوقف نشود نقطه عطف تصمیمات او خواهد بود.

در انتهای جلسه  یکی از نمایندگان  مردم از استاندار خواست که در مورد موضوع الحاق اوز و بیرم شفاف تر صحبت کند که با پادر میانی  همراهان استاندار و اعلام استاندار مبنی بر اینکه پس از جلسه  با او سخن خواهد گفت  جلسه خاتمه یافت. پس از اتمام جلسه استاندار فارس در گفتگوی کوتاهی موضوع الحاق اوز و بیرم را تمام شده خواند. انتظار می رود در روزهای آینده اصلاحیه مصوبه ی دولت در مورد ابقای اوز و بیرم درشهرستان لارستان رسما اعلام شود.

معرفي فرماندار گراش

روز 24 مرداد 89 فرماندار گراش با حضور معاون استاندار -ذوالفقار زمان-معرفی شد.

به گزارش صحبت نو، در جلسه ی معارفه معاون استاندار، مسعود خواست خدایی را به عنوان اولین  فرماندار گراش معرفی کرد. این مراسم در حالی برگزار می شود که با وجود اعلام موافقت کتبی ریاست جمهوری با الحاق مجدد اوز و بیرم به لارستان ،تا کنون وزارت کشور در این خصوص اعلام نظر رسمی نکرده است .

برگزاري ششمين همايش منطقه‌اي شهرداران فارس در لارستان

ششمين و آخرين همايش منطقه‌اي شهرداران جنوب استان فارس در لار برگزار شد.

مدير‌كل دفتري شهري استانداري فارس گفت: اين همايش با هدف ايجاد منابع پايدار درآمدي شهرداري‌ها، با شركت شهرداران و كارشناسان 17 شهرداري از شهرستان‌هاي جنوبي فارس شامل لارستان، لامرد،‌ مهر و خنج به ميراني شهرداري لار در تالار اجتماعات شهيد امامي فرمانداري لارستان برگزار شد.

غلامعباس شيردل ادامه داد: اين همايش و پنج همايش مشابه ديگر در سراسر استان فارس با انگيزه شناسايي و كشف منابع پايدار درآمدي براي شهرداري‌ها با توجه به ناچيز و ناكافي بودن درآمد شهرداري‌ها برپا شده است.

وي با مفيد ارزيابي كردن اين همايش‌ها ابراز داشت: از زمان برگزاري نخستين همايش در سه سال پيش كه در شهرستان اقليد برگزار شد، مجموع درآمد شهرداري‌ها از 190 ميليارد تومان به 580 ميليارد تومان افزايش يافته است و انتظار داريم كه اين روند با سرعت بيشتري همچنان ادامه يابد.

در اين همايش از جمله مواردي كه شهرداران جنوب استان فارس بر‌ آن تأكيد داشتند،‌ تأسيس بانكي متعلق به شهرداري‌ها،‌ پرداخت عوارض شهرداري‌ها از سوي دستگاه‌هاي دولتي و پرداخت سهم شهرداري‌ها در فرآيند تفكيك اراضي بود.

پيگيري ارتقاء دستگاه های اجرایی لارستان به معاونت اداره كل استان

جلسه ارتقاء دستگاه های اجرایی شهرستان لارستان به ریاست الیاس طاهری ، سرپرست فرمانداری ویژه لارستان و با حضور مسوولين این شهرستان برگزار شد.

 به گزارش صحبت نو، به نقل از روابط عمومي استانداري فارس، سرپرست فرمانداری ویژه لارستان در اين جلسه ضمن اشاره به مصوبه هيات دولت در ارتقاء جايگاه فرمانداري اين شهرستان به فرمانداري ويژه و معاونت استانداري ، با استناد به نامه  معاونت رياست جمهوري اظهار داشت: به منظور ارائه خدمات هر چه بیشتر و بهتر به مردم انقلابی لارستان ، ادارات مسکن و شهرسازی، جهادکشاورزی، آموزش و پرورش ، راه و ترابری ، امور اقتصادی و دارایی، کار و امور اجتماعی و اطلاعات به سطح معاونت اداره کل متبوعه خود ارتقاء خواهند يافت.

الياس طاهري افزود: مکاتبات و هماهنگی لازم با ادارات کل از طرف استانداري فارس صورت پذیرفته و لازم  است ادارات مستقر در شهرستان نیز با عنایت به مصوبه هیأت دولت و با هماهنگی فرمانداری پیگیری لازم جهت ارتقاء به سطح معاونت مدیرکل را معمول دارند.

وي خاطرنشان كرد:  امکان ارتقاء سطح سایر  دستگاه های اجرایی نيز  با نظر وزیر کشور و معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهوری وجود دارد كه درصورت لزوم پيگيري هاي لازم بعمل خواهد آمد.

وزارت بهداشت: موافقت با دانشگاه علوم پزشكي

علوم پزشكي شيراز: موافقت با دانشكده پزشكي

قائم مقام معاون آموزشي وزارت بهداشت در گفتگوي با ايسنا خبر از موافقت اصولي با ارتقاي دانشكده پرستاري لارستان به دانشگاه علوم پزشكي لارستان داده است اين در حالي است كه رئيس علوم پزشكي شيراز پيش از اين خبر از تاسيس دانشكده پزشكي لارستان داده بود

به گزارش صحبت نو، دكتر سيد امير محسن ضيايي در گفت‌وگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به مصوبات 203 جلسه شوراي گسترش دانشگاه‌هاي علوم پزشكي وزارت بهداشت، گفت: موافقت اصولي با ارتقاي دانشكده پرستاري لارستان به دانشگاه علوم پزشكي لارستان و موافقت اصولي با ارتقاي دانشكده پيراپزشكي به دانشگاه علوم پزشكي، اظهاركرد: در اين نشست با تاسيس دانشكده پرستاري لامرد و داراب موافقت اصولي شد.

اين در حالي است كه در دكتر محمد هادي ايمانيه در خبري كه پيش از اين منتشر شده بود گفته است: براساس موافقت اين شورا هر دو دانشكده پرستاري لار و پيراپزشكي گراش نيز به دانشكده هاي علوم پزشكي ارتقا مي يابند

رئيس شبكه بهداشت و درمان لارستان  نيزخبر  از ارسال درخواست تجديد نظر براي ارتقاء دانشكده پرستاري لار  داده است. با توجه به موافقت اصولي دانشكده علوم پزشكي به جاي دانشگاه علوم پزشكي در لارستان ازطرف وزارتخانه دكتر علي عليزاده طي نامه اي به دكتر ضيائي مدير كل دفتر گسترش و ارزيابي آموزش پزشكي درخواست تجديد نظرجهت ارتقاء دانشكده پرستاري لار با 23 سال قدمت به دانشگاه علوم پزشكي لارستان را كرد .

روستاييان لارستان، تسهيلات مقاوم سازي  مسکن دريافت مي کنند

رييس بنيادمسکن انقلاب اسلامي شهرستان لارستان گفت: به همه روستاييان متقاضي مقاوم سازي مسکن روستايي در روستاهاي اين شهرستان تسهيلات 100 ميليون ريالي پرداخت مي شود.

ناصر زائري،چهارشنبه در جمع مردم روستاي کوره بخش اوز با عنوان اينکه اين تسهيلات با سود کم بهره و حداکثر چهار درصد است ، بيان داشت: ازهمه ساکنان روستاهاي شهرستان لارستان که داراي واحدهاي مسکوني خشت و گلي هستند درخواست مي کنيم براي بهسازي و مقاوم سازي منازل خود به اين بنياد مراجعه و از اين تسهيلات استفاده کنند.

وي گفت: بنياد مسکن انقلاب اسلامي اين شهرستان علاوه بر پرداخت تسهيلات با انجام نظارت بر چگونگي عمليات ساخت و ساز ، موجب استحکام و مقاومت اينگونه از واحدهاي مسکوني روستايي نيز مي شود.

زائري اضافه کرد: همه واحدهاي مسکوني روستايي که توسط بنياد مسکن انقلاب اسلامي مقاوم سازي شده اند مي توانند در مقابل زلزله هاي هفت ريشتري مقاومت کنند.

او ادامه داد: در جريان زلزله اخير شهر اشکنان که با شدت5/8ريشتر حادث شد ، به همه واحدهاي مسکوني خشت وگلي اين شهرآسيب کلي رسيدليکن آن دسته ازمنازل مسکوني که توسط بنياد مسکن مقاوم سازي شده بود حتي ترک هم برنداشت و اين امر مي تواند اعتماد روستاييان را براي بهسازي و مقاوم سازي منازل آنان افزايش دهد.

ارقام جديد خرما در لارستان معرفي شد

خبرگزاري فارس: كارشناس باغباني مديريت جهاد كشاورزي لارستان از ارقام جديد خرما در اين شهرستان خبر داد.

عباس احمدي امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در لارستان اظهار داشت: رقم جديد خرماي لارستان مجول نام دارد كه يكي از ارقام گران و با كيفيت خرما در دنيا است.

وي با بيان اينكه اين خرماي جديد از لحاظ اقتصادي به تأئيد كارشناسان باغباني رسيده است، افزود: خرماي رقم مجول جزو ارقام مناطق خشك و نيمه خشك بوده كه چندسالي است در يكي از باغات شهرستان لارستان چهل اصله از آن ‌كشت شده و طي دو سال اخير به مرحله برداشت رسيده است.

احمدي گفت: با بررسي و پژوهش به عمل آمده مشخص شد كه خرماي رقم مجول در لارستان مناسب اقليم و آب و هواي اين منطقه بوده و محصول آن بسيار با كيفيت است.

كارشناس باغباني جهاد كشاورزي لارستان با بيان اينكه ميوه خرماي جديد «مجول» در مرحله خارك داراي ظاهري درشت است، كه اندازه آن به پنج تا هفت سانتي‌متر مي‌رسد، بيان داشت: پس از تبديل خارك به رطب و خرما، حاوي گوشت ميوه فراوان و فوق‌العاده خوشمزه است.

وي همچنين در مورد وزن هر دانه اين محصول جديد اظهار داشت: در مرحله رطب، وزن هر دانه از ميوه آن بين 18 تا 25 گرم بوده كه بسيار زينت‌بخش سفره و جذب‌كننده و اشتهاآور براي انسان است.

عباس احمدي اضافه كرد: در سال دوم ثمردهي رقم جديد خرماي مجول هر اصله نخل اين خرما حدود 50 تا 70 كيلوگرم خرماي مرغوب و خوش‌طعم توليد كرده است.

برگزاري مسابقه فوتسال جام رمضان

همچون سال هاي گذشته يك دوره مسابقه فوتسال جام رمضان در دهكويه در حال برگزاري است . در اين دوره از مسابقات 5 تيم ساحل ، مسجد اباالفضل ـ عليه السلام ـ شهيد خواجو ـ دريا و آزادگان از دهكويه و دو تيم بريز الف و ب  حضور دارند .

اين مسابقات در يك گروه و به صورت دوره اي برگزار شد .كه در پايان مسابقات مرحله اول تيم هاي ساحل ، بريز الف ، حضرت اباالفضل  ـ عليه السلام ـ و آزادگان مقام هاي اول تا چهارم را كسب نموده و به مرحله بعدي صعود نمودند .

در مرحله بعدي اين مسابقات تيم اول با سوم و دوم با چهارم به صورت ضربدري با هم روبرو شده و برندگان به فينال راه خواهند يافت . انشاء الله نتيجه كامل اين دوره از مسابقات در شماره بعدي نشريه به اطلاع شما خواهد رسيد .

از نكات قابل تامل در اين دوره از مسابقات اين بود كه متاسفانه شاهد روزه خواري  برخي از بازيكنان بوديم . با وجود اينكه در يك مورد وقتي يكي از بازيكنان تيم ها با در حالي كه تيمشان بازي نئاشت اقدام به كشيدن سيگار در كنار زمين نمودند ، با كارت توسط داور جريمه شدند ، اما متاسفانه شاهد بوديم كه در روزهاي ديگر در چند متر  آن طرف تر بازكنان برخي از تيم ها در ملاء عام مشغول نوشيدن آب بودند . از شوراي ورزشي تقاضا داريم تمهيداتي بينديشند تا شاهد اين حرمت شكني ها نباشيم .

برنامه هاي گروه كوهنوردي واليعصر(عج) در ماه رمضان

به مناشيت ماه مبارك رمضان و به دليل اين كه در اين ماه امكان كوهپيمايي وجود ندارد ااين گروه اقدام به برگزاري برنامه پياده روي نمود كه در شب هاي يك شنبه و چهارشنبه هر هفته برگزار مي گردد كه مورد استقبال جمع كثيري از خواهران و برادران همشهري قرار گرفته و در هر برنامه بيش از 300 نفر در آن حضور دارند . در پايان هر برنامه از  شركت كنندگان پذيرايي به عمل آمده و به قيد قرعه جوايزي به شركت كنندگان اهدا مي شود .

يكي ديگر از برنامه هاي گروه در اين ماه كوه پيمايي شبانه با حضور اعضاي گروه بود . اين برنامه در محل تپه هاي جنوبي دهكويه معروف به قلات به مدت يك ساعت و نيم  انجام گرفت .

جناب آقاي حسن هوشمند از دهكويه به عنوان سرپرست جهاد كشاورزي لارستان معرفي شدند .

طي حكمي از سوي مهندس خرد رياست سازمان جهاد كشاورزي فارس آقاي مهندس حسن هوشمند از دهكويه به عنوان سرپرست جهاد كشاورزي لارستان منصوب شد . مراسم معارفه آقاي هوشمند روز    يك شنبه 89/5/24 با حضور مهندس قنبري قايم مقام سازمان در محل فرمانداري ويژه لارستان صورت پذيرفت . مهندس قنبري در اين مراسم ضمن قدرداني از زحمات آقاي حميدرضا اسدي به معرفي ويژگي ها و توانمندي هاي آقاي هوشمند پرداختند ، سپس اصل حكم را كه در پوشه اي بسيار زيبا جاسازي شده بود به سرپرست فرمانداري ويژه لارستان تحويل دادند . آقاي طاهري سرپرست فرمانداري ويژه لارستان نيز ضمن آرزوي توفيق براي ايشان ابلاغ را به رئيس جديد جهاد كشاورزي اعطا نمودند . در ساعت يازده صبح روز  يك شنبه 89/5/24 هنگامي كه آقاي هوشمند با در دست داشتن ابلاغ وارد مديريت جهاد كشاورزي لارستان شدند ، همكاران ضمن ابراز شادماني و عرض تبريك براي ايشان آرزوي موفقيت كردند و آقاي اسدي مدير سابق جهاد كشاورزي پس از روبوسي با آقاي هوشمند با همكاران حداحافظي كرده و مسووليت را به سرپرست جهاد كشاورزي سپردند .

استقبال از آثار محقق و نويسنده دهكويي افزايش يافت

انتشار دومين اثر آقاي حسن هوشمند سرپرست جهاد كشاورزي لارستان با عنوان « جايگاه كشاورزان در تاريخ ايران » به پيشنهاد ناشر و موافقت مولف ، اين كتاب به چاپ دوم رسيد و همزمان با گراميداشت هفته جهاد كشاورزي وارد بازار كتاب شد .

 « جايگاه كشاورزان در تاريخ ايران» كتابي است كه به معرفي وضعيت كشاورزان اين سرزمين كهن از دوره پيشداديان تا پايان دوره پهلوي مي پردازد . ارايه مطالب مستند و جذاب ، امانت داري و بي طرفي نويسنده در نقل وقايع تاريخي ، معرفي امپراطوري ها ، سلسله ها ، تمدن ها و حكومت هاي محلي در يك دوره 6 هزار ساله موجب گرديده است كه اين اثر به يك منبع موثق تبديل شود .

مهندس حسن هوشمند در اين كتاب ارزشمند با استناد به منابع تاريخي حفر قنات را به قوم اورارتو نسبت مي دهد و از هوشنگ موسس سلسله پيشدادي به عنوان بنيانگذار كشاورزي نام مي برد و كاوه آهنگر را به عنوان نخستين كشاورز تاريخ بشريت مي شناسد . همچنين از كشاورزان يزد به عنوان مبتكرين آبياري كوزه اي كه در دوره هاي بعد به آبياري قطره اي تغيير شكل داد ياد مي كند . نويسنده كتاب « جايگاه كشاورزان در تاريخ ايران » دليل انتشار چاپ دوم كتاب خود را استقبال خوانندگان بخصوص چند موسسه معتبر علمي و يك كتابخانه با شهرت جهاني مي داند.

اين نويسنده در حال حاضر مشغول تاليف كتاب دوجلدي « سيماي كشاورزي لارستان » است كه در آن به معرفي وضعيت اجتماعي ، تاريخي ، فرهنگي و كشاورزي لارستان در يك صد سال گذشته پرداخته است. جلد اول اين كتاب به زير چاپ رفته و بزودي منتشر خوهد شد .

پسين دهكويه براي اين محقق ارجمند دهكويه در سمت سرپرستي جهاد كشاورزي لارستان و در صحنه علم و تحقيق آرزوي سربلندي مي نمايد . 

پسين دهكويه در 8 سال گذشته

تمام مطلب اين بخش از شماره ششم داخلي ماهنامه پسين دهكويه در شهريور 81 انتخاب شده اند .

ـ گردهمايي بسيجيان و گردان عاشورا

ـ انتخاب خانم سارا رنجبري از دهكويه به عنوان معلم نمونه بخش اوز

ـ كسب مقام دوم تيم نوجوانان پاس دهكويه در مسابقه چهارجانبه لار

ـ كسب مقام سوم مسابقات احكام دانش آموزان بندرعباس توسط خانم ها حميد و سپيده محمدي از دهكويه

ـ مقاله اي با عنوان « فارسي زده نشويم »

ـ معرفي بازي هاي محلي دهكويه در قالب شعر

مطلبي طنز از اين شماره :

روزنامه هاي عراق : « بزودي ديوان شعر صدام منتشر مي شود»

ماهنامه پسين دهكويه نيز پس از شنيدن اين خبر با صدام تماس گرفته تا قبل از انتشار اشعارش شعري را جهت درج در نشريه در اختيار ما قرار دهد . ايشان نيز لطف كرده و اين شعر را اختصاصا براي پسين دهكويه ارسال كردند كه تقديم شما مي گردد .

اَلمَنَم صدام حسين اِبنِ يزيد

شمر را اَلكرده ام وَجهَش سفيد

او يَكُشتونَ فقط واحِد نفر

اَلفَ از ناسَ اَناَ كردم شهيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 66 موعود

دلايل زنده بودن امام زمان (عج)

سوال :

دليل شيعه بر اينكه امام دوازدهم آن‌ها هنوز زنده است چيست؟ در حاليكه در همان سردابي كه مدعي‌اند غيبت صغري از آن‌جا شروع شده است از دنيا رفته است.

جواب اجمالي:

در پاسخ اين سؤال بيان مي‌شود كه: اصل مهدويت و انتظار مصلح جهاني مورد اتفاق تمام ملل و اديان و مذاهب مي‌باشد و هر ديني منتظر منجي مي‌باشد و دربارة حيات امام زمان ـ عجل‌الله تعالي‌فرجه الشريف ـ اين امر غير ممكن نمي‌باشد ، زيرا در قرآن صريحاً افرادي از اولياءالله ذكر شده‌اند كه داراي عمري طولاني بوده‌اند و اهل سنت هرگز در صحت اين روايات شك نمي‌كنند به علاوه روايات زيادي نيز دلالت بر وجود امام عصر ـ عجل الله تعلي فرجه الشريف ـ دارد.

جواب تفصيلي:

يكي از مسائلي كه جزئيات آن مورد اختلاف شيعه و اهل سنت است مسئله مهدويت مي‌باشد. اين مسئله داراي ابعاد مختلفي مي‌باشد. مسائل مورد بحث در مهدويت عبادتند از:    1) اصل مهدويت و انتظار ظهور امام زمان ـ عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف ـ  2) امامت امام زمان(عج) درسن پنج سالگي و طـول عـمر امام زمان 3) فلـسفة عقيده شيـعه به وجـود امـام زمان(عج).

مسئله اول نه تنها مورد اتفاق شيعه و اهل سنت مي‌باشد بلكه تمام ملل و فرق و اديان منتظر ظهور مصلحي كل مي‌باشند تا در آخر الزمان بر اين عالم حكومت كند و بشريت را از ظلم رهايي بخشد. در زبور داود در اين باره مي‌خوانيم كه: « ... اما منتظران خداوند وارث زمين خواهند بود هان بعد از اندكي شرير نخواهد بود...اما صالحان را خداوند تاييد مي‌كند... زيرا آنانكه از وي بركت يابند وارث زمين گردند.... و اما نسل شرير منقطع خواهد شد، صالحان وارث زمين خواهند بود و ... [1]».

در اين باب زبور داود از ظلم و ستم و شر، سخن به ميان آورده است و بيان شده كه شر و ستم از بين خواهد رفت و صالحان وارث زمين خواهند شد. قرآن مجيد نيز از اين واقعه از زبور خبر داده و فرموده است: «ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون»[2] . (ما در زبور نوشتيم كه بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد.)

در اناجيل اربعه نيز آمدن « پسر انسان» خبر داده شده است و به مردم دستور انتظار داده شده است[3].

دراسلام نيز بر اساس آيات و روايات نبوي مردم بايد به انتظار روزي باشند كه شخصي از اهل بيت پيامبر(ص) و از فرزندان فاطمه ظهور كند و بساط ظلم و ستم را برچيند و جهان را پر از عدل و داد نمايد.

اين عقيده در اسلام امري مسلم و غير قابل انكار مي‌باشد. تا جايي كه محي الدين عربي حنفي در فتوحات مكيه جلد 3 باب 366 تحت عنوان «وزراء المهدي ـ عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف ـ » بحث مفصلي را مطرح كرده و حتي شمائل حضرت را توضيح داده و به نام مبارك او اشاره مي‌كند.

ابن حجر در كتاب «الصواعق المحرمة» در شرح حال ائمه دوازده گانه به تفصيل سخن گفته و بابي به نام «الايات التي وردت في ذريه فاطمة ـ عليها سلام ـ » و «الايات التي وردت في فضائل اهل البيت» منعقد كرده است و در رابطه با حضرت مهدي ـ عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف ـ آيات زيادي را مطرح كرده است.

در سنن ابن داود كه يكي از كتب صحاح اهل سنت است بابي در اين رابطه به نام «كتاب المهدي» موجود است. در ساير كتب و صحاح اهل سنت روايات زيادي در اين باره  ذكر شده است. در اين‌جا تنها به نقل سه روايت اكتفا مي‌كنيم و اهل تحقيق را به كتب مفصله ارجاع مي‌دهيم:

1ـ در روايات نبوي در بسياري از كتب اهل سنت آمده است كه: «لاتقوم الساعة حتي يلي رجل من اهل بيتي يواطؤ اسمه اسمي»[4]. (قيامت بر پا نمي‌شود مگر اين‌كه مردي از اهل بيت من كه نام او همانند نام من است (محمد است) زمام امور را در دست گيرد).

2ـ جابر بن سمره نقل مي‌كند كه : « قال النبي ـ صلي‌الله‌ عليه و آله ـ : يكون اثنا عشر اميراً كلهم من قريش»[5]. (بعد از من دوازده امير كه همگي از قريش مي‌باشند خواهند آمد).

3ـ رسول خدا ـ صلي‌الله‌ عليه و آله ـ فرمود كه: «المهدي من ولد فاطمه»[6].

اما مسئله دوم و سوم مورد اختلاف شيعه و اهل سنت قرار گرفته شده است. از اين دو مسئله، مسئله دوم بيشتر مورد نزاع و بحث قرار گرفته است. مسئلة دوم خود به دو بخش تقسيم مي‌شود.

الف: امامت حضرت مهدي(عج) در سن پنج سالگي ب: طول عمر آن حضرت.

چون شبهه در رابطه با طول عمر آن‌حضرت مي‌باشد در اين جا به طور اختصار به اين قسمت پرداخته مي‌شود.

در رابطه با اين مسئله ما از طريق قرآن و حقايق ديني سخن مي‌گوئيم، گر چه بر اهل فن پوشيده نمي‌باشد اگر چه اين مطلب كه امام زمان(عج) در سرداب از دنيا رفته است نياز به دليل و برهان است ولي از آن جا كه فرض بر اين است كه طرف سخن و صاحب شبهه كساني هستند كه قرآن را پذيرفته و به حقانيت آن معتقدند، مي‌گوئيم نبايد براي شما عمر طولاني يك ولي از اولياء خدا ماية تعجب باشد، زيرا قرآن كريم دربارة افراد گوناگون عمرهاي طولاني ذكر كرده است. در رابطه با حضرت نوح ـ عليه السلام ـ مي‌خوانيم كه او تنها قبل از طوفان 950 سال در بين قومش بوده و پس از طوفان هم مدتي زنده بوده است. «فلبث فيهم الف سنة الا خمسين عاماً[7]» تا جايي كه در تاريخ عمر حضرت نوح ـ عليه السلام ـ را 2500 سال هم گفته‌اند.

هم‌چنين در رابطه با حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ وفتي يهوديان گفتند كه ما او را به دار آويخته‌ايم، قرآن كريم نظر آن‌ها را رد مي‌كند و مي‌فرمايد: «خداوند عيسي را به آسمان برده است» «و ما قتلوه يقيناً بل رفعه الله اليه[8]» (او يقيناً كشته نشده بلكه خدا او را به سوي خود بالا برده است). بنا براين طبق آيات فوق و روايات زيادي كه در اين باره از پيامبر اسلام ـ صلي‌الله‌ عليه و آله ـ وارد شده است حضرت نوح ـ عليه السلام ـ عمري طولاني داشته و حضرت مسيح  ـ عليه السلام ـ نيز در حدود دو هزار سال است كه زنده است. پس چگونه نسبت به عمر امام زمان(عج) اين همه خدشه وارد مي‌شود و آن را بعيد فرض مي‌كنند؟ به علاوه در تاريخ معمّرين بسياري را نام برده‌اند كه هر يك با اين‌كه بعضي ولي خدا نبوده‌اند عمرهاي طولاني داشته‌اند. بالا تر از همه اين‌ها، ما كه خدا را قادر مطلق مي‌دانيم چه بعدي دارد كه روي مصالحي خداوند ولي خود را در مدتي طولاني حفظ نمايد و او را دور از دسترس ديگران و غايب از ديد مردم نگه بدارد و از اين طريق بندگان خود را آزمايش نمايد.

به هر حال مهم اين است كه از نظر قرآن كريم عمر طولاني براي يك انسان ممكن است و تعجب اين است كه كساني كه به آيات فوق عقيده دارند به طول عمر امام عصر(عج) به شدت اعتراض مي‌كنند و آن را منكر مي‌دانند در حالي كه وقتي چيزي ممكن شد، فرقي بين مصاديق آن نمي‌باشد.

عيسي مسيح ـ عليه السلام ـ زنده بماند يا مهدي موعود(عج) هر دو براي خدا ممكن است و مانعي ندارد.

-----------------------

[1] . كتاب مقدس، كتاب مزامير داود، مزمور 37، آيه 9 به بعد.

[2] . سورة مباركه انبياء، آيه 105.

[3] . رجوع شود به: انجيل متي باب 24، آيات 40 و 45 ـ انجيل مقدس، باب 13، آيه 27 ـ انجيل لوقا، باب 13، آيات 37 تا 41 ـ انجيل يوحنا، باب 14 ـ آيه 30.

[4] . مسند احمد حنبل، ج1، ص 376، و سنن ابي داود، ج4، ص 106 و صحيح ترمذي، ج4، ص 505 و ... .  [5] . صحيخ نجاري، الجزء الرابع في كتاب الاحكام، ص 175، ط مصر، سنه 1355، و صحيح مسلم، كتاب الامارة، باب الناس تبع لقريش و الخلافه لقريش، ص 191، ج 2، چاپ مصر، سال 1348، صحيح ترمذي، ج 2، ص 45 و...

[6] . در بيشتر كتب اهل سنت از قبيل سنن ابي داود ج 4 و مستدرك حاكم جلد 4 در جاهاي مختلف ذكر شده است.ژ

[7] . عنكبوت آيه 14.   [8] . نساء آيه 158.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 66 اجتماعی

پاسخ شوراي اسلامي به نامه سرگشاده

با سلام و ادب به اهالي محترم دهكويه بخصوص جوانان پر شور و با تعصب و دلسوز دهكويه . ضمن تشكر و قدر داني از آن ها به خاطر توجه به مسايل و نگراني از وجود مشكلات عديده دهكويه ، توقع داريم مشكلاتي را كه دوستان آقايان صبوري و فروزان و جمعي از جوانان عنوان كرده اند و همه آن را مي بينيم ، راه حلي عملي نيز براي آن ها ارائه نمود ه تا با كمك يكديگر و با حضور در كنار هم بتوانيم به حل آن ها بپردازيم . خواهشمند است اول عينك بدبيني از چشمان خود برداشته و با ديد انصاف نگاه كرده و اين همه الفاضي مانند : كار نكرده اند ، چرا بي توجهند ، چرا به فكر نيستند و ... به كار نبرند . به همان ترتيبي كه نوشته اند در حد توان پاسخ داده تا حقايق روشن گردد:

1 ـ نوشته اند چرا از جوانان نظر خواهي نمي كنند ؟ اتفاقا بيشترين نظرخواهي از جوانان است و ما هميشه در كنار مردم هستيم ، گوياي اين ادعا جوانان پر شور و تحصيل كرده كانون فرهنگي حضرت وليعصر ـ عجل الله تعالي فرجه ـ و جوانان مومن و دلسوز هيأت شيفتگان المهدي ـ عجل الله تعالي فرجه ـ و ديگر جوانان هستند كه مي توانند به آن ها مراجعه نموده تا شبهه را از ذهن خود دور كنند .

2 ـ اتفاقا هرگز بر اجراي كارها بر اساس افكار خود اصرار نداريم و هميشه خواستار نظرات و راهنمايي ديگران بخصوص جوانان تحصيلكرده هستيم و بر اين امر واقفيم كه رشد تكنولوژي و ارتباطات نو به حدي است كه همراهي با آن اجتناب ناپذير مي باشد و مديريت علمي جديد مي طلبد .

3 ـ ايجاد رفاه با وجود بودجه و اعتبار ميسر است ، مردم چقدر و به چه ميزان كمك مالي و خودياري در اختيار شورا و دهياري قرار داده اند ؟ آيا ايجاد پارك و فضاي سبز در روستاي همجوار، بودجه اش از آسمان آمده يا خودياري مردمي بوده است ؟ آيا خبر داريد كه در همان روستا مبالغ هنگفتي توسط مردم و خيرين سپرده گذاري شده و شورا از سود آن جهت عمرا روستا استفاده مي كنند ؟

4 ـ آيا خبر داريد براي آسفالت از سه راهي اتصال خيابان اصلي به طرف كارگاه بلوك زني تا پشت پاسگاه كه اعتبارات دولتي به اتمام رسيده ، شورا و دهياري مي بايست مبلغ 20/500/000 تومان پرداخت نمايند تا كار تمام شود، چه خون دلي خورده و چه مشقاتي تحمل كرديم تا آن را تامين كنيم ؟ !

5 ـ آيا همان پارك جنگلي كه جز يك تابلو چيز ديگري ندارد ، خبر داريد كه براي حفر چاه و يافتن آب ، تاكنون قريب بيست و پنج ميليون تومان هزينه شده است ؟

6 ـ  آيا مطلعيد براي تهيه و انتقال وسايل بدنسازي مستقر در پارك شادروان حاج عباس به علاوه درخت 14 معصوم هفت ميليون 7/000/000 تومان و با خون جگر هزينه گرديده است .

7 ـ نمي دانم در جريان امر هستيد يا نه كه در مقايسه با روستاهاي ديگر بيشترين حجم مكاتبات به ادارات لارستان ، ادارات مركز استان و به نماينده مردم در مجلس شوراي اسلامي ، توسط دهياري و شوراي اسلامي دهكويه بوده است . بيشترين مراجعات به ادارات شهرستان و استان نيز توسط اين دهياري و شورا صورت گرفته . مقام اول و شوراي نمونه در بين روستاهاي استان فارس در سال 88 خود به خود به دست نيامده و گوياي اين مطلب است .

8 ـ آيا دوستان خبر دارند كه براي حفر چاه شرب در دامنه كوه كورده چقدر پيگيري و مراجعه صورت گرفته و چه حجمي از نامه ها ارسال و پاسخ داده شده تا مبلغ 187/000/000 يك صدو هشتادو هفت ميليون تومان اعتبار دولتي اختصاص و توسط اداره مربوطه جذب و هزينه گرديده است ؟

9 ـ آسفالت خيابان ساحلي پس از فاز اول طي دو فاز 50/000/000 پنجاه ميليون تومان و فاز سوم 90/000/000 نود ميليون تومان اعتبار دولتي به علاوه 20/500/000 بيست ميليون و پانصد هزار تومان خودياري به انجام رسيده . آيا اين اعتبارات خود به خود به دهكويه تخصيص يافته است ؟

10 ـ براي تخصيص سالن ورزشي به نظر شما خوب است چقدر مكاتبه ( بيش از 15 نامه ) صورت گرفته و چه ميزان مراجعه به استان ( 7 سفر حداقل دو روزه ) شده باشد ؟

11 ـ آيا فرماندار سابق لارستان خود به خود به دهكويه توجه داشته اند يا اين كه مي بايست با رايزني ها و ملاقات متعدد نظر ايشان جلب شده باشد ؟

12 ـ يكي از دغدغه هاي دهياري و شوراي اسلامي نيز حضور بيش از حد افراد غير بومي و تصرف اماكن و فضاهاي موجود و منازل روستا توسط آن هاست . آيا اين امر فقط طي 3 الي 4 سال اخير اتفاق افتاده يا ريشه در 40 سال قبل دارد ؟ وقتي بعضي از اهالي براي افراد غير بومي احترام و ارزش بيش از افراد بومي قائلند و هر برخوردي توسط شورا با واكنش اين افراد روبروست ، چگونه انتظار حل اين معضل مي رود ؟ براي حل اين معضل نياز به عزم عمومي است و مردم بايد كمك كنند . چرا كه طبق قانون و به روند معمولي هر ايراني هر نقطه از ايران را مي تواند به عنوان محل سكونت انتخاب كند . افراد سودجو و فرصت طلب براي دريافت سود بيشتر حاضرند منازل و زمين هاي خود را به هر كس فروخته و يا اجاره دهند . مي دانيم كه با رفتن افراد با سواد و با فرهنگ و متمول ، افرادي ضعيف و بيشتر مشكل دار ، هم مالي و هم فرهنگي جايگزين شده اند . عقلا و دلسوزان راه حل عملي و منطقي ارائه كنند . 

13 ـ نصب عابر بانك براساس اعتبار بانك مستقر در محل مي باشد . وقتي اهالي ، پول هاي خود را طي چند سال گذشته از بانك هاي دهكويه كشيده و به ديگر بانك ها بخصوص بانك هاي روستاي همجوار برده اند و درجه و رتبه بانك نيز تقليل يافته ، چگونه مي توان انتظار اين توقع را داشت ؟ كما اينكه دهياري و شوراي اسلامي مصرانه موضوع را پيگيري كرده اند .

14 ـ هرگز ادعا نداشته ايم كه ما از همه توانايي بيشتر داريم و هميشه دست كمك به طرف اهالي فهيم و دلسوز دراز نموده تا از نظر فكري و هم عملي و هم ارائه طريق ما را ياري نمايند . شاهد ادعاي ما تشكيل جلسات متعدد شورا با صاحب نظران و دانش آموختگان در سه سال گذشته مي باشد و در جلسات عمومي متاسفانه از سوي مدعيان استقبال كمي صورت مي گيرد . چرا مدعيان هنگام عمل به انجام وظايف و هم زمان ثبت نام براي عضويت در شورا پا پيش نمي گذارند ؟

خدا را شاكريم كه به ما توفيق احساس مسووليت و خدمتگزاري به زادگاه خود عطا فرموده و در حد توان و مقدورات از سطح ادعا گذشته و جهت رفع مشكلات تلاش مي نماييم .

15 ـ آيا به قول خودتان به جاي تمسخر از عملكرد شورا و تخطئه آن و تهمت و غيبت و بدزباني و انجام گناه و معصيت و اشاعه اين فرهنگ زشت توسط برخي افراد كه نسبت به شورا و دهياري و پايگاه مقاومت و جوانان مومن ، دلسوز ، فرهيخته و ولايي كانون فرهنگي حضرت وليعصر ـ عجل الله تعالي فرجه ـ صورت مي گيرد ، نمي شود با متانت و صبر و حوصله و دوستانه و با گوشزد كردن مشكلات و تشكيل جلسات البته همراه با راه حل عملي به آن ها پرداخت ؟ از شما عزيزان توقع همراهي ، همفكري و همكاري داريم و مي خواهيم با كسب اطلاع از اعضاي شورا و دهيار ، به اينگونه ذهنيت هاي خود پاسخ دهيد.

16 ـ در مورد ورودي بيشترين مكاتبات و مراجعات و تلاش هاي صورت گرفته چه در شهرستان و چه در سطح استان ، نامه به رياست جمهوري و حتي مكاتبه با مقام معظم رهبري مربوط به همين ورودي است ، اما متاسفانه داراي مشكل قانوني است كه مي بايست توسط اداره راه اين معضل رفع گردد .

17 ـ پاسخ به يك مورد از متن صفحه 4 ماهنامه پسين در خصوص شهرداري ، مشكل عدم تاسيس شهرداي مساله جمعيت است كه مطابق آمار سال 85 زير 4هزار نفر ثبت گرديده و اين قانون همچنان باقي است و تاسيس شهرداري با حداقل جمعيت 3500 نفر هنوز به صورت قانون در نيامده است . در جلسه حضوري با نماينده مردم كه اخيرا صورت گرفته قول مساعدت و پيگيري را داده اند تا كي عملي شود ، بستگي به عملي شدن اين قول دارد ؟

و نكته آخر اين كه نوشتن اين مطالب به منزله اين نيست كه خود را از خطا و اشتباه مصون و منزه بدانيم و بيش از هر زمان ديگر نياز مبرم به مساعدت و راهنمايي داريم .

شوراي اسلامي دهكويه

جواب به نامه سرگشاده توسط يكي از همشهريان

ضمن عرض سلام و ادب خدمت تمامی خوانندگان محترم ماهنامه ی پسین بخصوص جوانان پرشوری که در راه اعتلای نام دهکویه در تلاش و تکاپو هستند و خواهان اصلاح و پیشرفت جامعه و سوق آن به یک جامعه ی آرمانی با کمترین مشکلات موجود می باشند. بنده به عنوان یک شهروند که در بطن جامعه قرار دارم و از دور نظاره گر عملکرد شورا و دهیاری هستم، برخود لازم دانستم که در جواب به جوانان و همشهریان عزیز مطالبی را عنوان کنم،

در طلیعه ی کلام، ذکر این نکته را واجب و ضروری می دانم که مطمئناً جوانان عزیزی چون آقایان صبوری و فروزان خیرخواه روستا هستند و آنان نیز مانند بسیاری افراد دیگر دوست دارند جامعه ای متمدن و با فرهنگ داشته باشیم و از باب دلسوزی این مطالب را عنوان نموده اند. پس، این اقدام آن ها فی نفسه مشکلی ندارد، اما وقتی به محتوای مطالب  نظری می افکنیم می بینیم که ذکر چندین نکته لازم و ضروری است تا با دید منطقی و معقول به قضایا نگاه کنیم و اذهان عمومی را از مسیر اصلی خود منحرف نکنیم:

1- مواظب باشیم انتقاد ما انتقاد سازنده ای باشد نه مخرب. به نظر شما انتقادی که در نتیجه ی عدم آگاهی از بسیاری از مطالب و مشکلات باشد و فقط به مشوش نمودن افکار عمومی بینجامد، این انتقاد را انتقاد سازنده ای می نامند یا مخرب؟ البته قدرت تخریب این انتقاد در صورت جواب دادن مسوولین به آن کم خواهد شد، اما بنده معتقدم قبل از آن که ما همه ی دستاوردها و زحمات را زیر سوال ببریم، در گام اول می توانیم با مسوول محترم شورای اسلامی جناب آقای رنجبری صحبتی داشته باشیم و از ایشان بخواهیم که علت این مشکلات چیست؟ آیا برای حل آن اقدامی شده است؟ محدوده ی عملکرد شورا در مورد مشکل به چه میزان است؟ و ... سپس اگر دیدیم ایشان در مورد حل قضیه حاضر نیستند گامی بردارند، دست به قلم ببریم. دست به قلم بردن در مرحله ی اول زمانی اتفاق می افتد که به مسوول دسترسی نداریم. بنده از نزدیک با آقایان رنجبری، احمدی و خانم اصیل صحبت های زیادی کرده ام و از تمامی این ملاقات ها حتی یک بار هم ندیده ام که این افراد دلسوز روستا نباشند و نسبت به قضایا بی اعتنا باشند. حتی اگر نمی توانند از لحاظ مالی اقدامی انجام دهند، از لحاظ مدیریتی و کلامی تمامی هم و غم خود را به کار می برند تا مشکل حل شود. آیا صحبت کردن با این عزیزان جهت آگاهی از اوضاع کار سختی است؟ به شما قول می دهم افرادی چون آقای رنجبری و خانم اصیل  با کمال میل پاي صحبت شما نشسته و افرادی نیستند که از سر لجاجت بنای ناسازگاری را در پیش گیرند. از طرفی دیگر می دانیم که ذکر این مطالب در جراید باعث می شود که همه ی افراد این مطالب را بخوانند و نسبت به شورا و اقدامات آن بدبین شوند، چون از مسائل ناآگاهند و این بدبینی باعث می شود که راه نگرش حقیقت جویی بر انسان بسته شود  و افراد نتوانند با دید منطقی به قضایا و مشکلات نگاه کنند. احساس مي كنم بسیاری مطالب عنوان شده در ماهنامه به خاطر ناآگاهی از مسائل بود و با دیدی غیر منطقی تمامی مشکلات موجود به دوش شورا انداخته شده بود.

2- مشکل دومی که باید در بین برخی از همشهریان عزیز ذکر گردد، ناآگاهی بسیاری از ما از محدوده ی عملکرد شورا و دهیاری است. احساس می کنم هنوز بسیاری از افراد جامعه نمی دانند که شورا چه وظایفی را بر عهده دارد و چه اختیاراتی دارد. شورای اسلامی حتی یک ریال بودجه ی مصوبه ندارد و این بودجه یا باید از دهیاری تأمین شود یا خودیاری مردمی. دهیاری هم آن چنان بودجه ای ندارد و بودجه ی دهیاری نیز بیشتر از محل دریافت عوارض ساخت و ساز و امثال آن تأمین می شود. شورای اسلامی نقش پیگیری امور را به عهده دارد.شورا موظف است تمامی مشکلات را به گوش مسوولین برساند و از آنان تقاضای رفع مشکل نماید. حال در این جا شاید مسولین مربوطه قادر به رفع 90 درصد مشکلات شاید هم 10 درصد باشند ولی این بودجه را مستقیماً در اختیار شورا قرار نمی دهند. از طرفی دیگر آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که سطح مشارکت مردمی در روستای خودمان نسبت به برخی روستاهای دیگر چقدر است؟ جواب اینست که سطح کمک های مردمی به مراتب بیشتر از بسیاری روستاهای دیگر است، اما بسیاری از افراد نمی دانند این هزینه های خیریه را در چه اموری مصرف کنند. کمک مردم زیاد ولی اصطلاحاً برکت و پیشرفت امورکم. علت به نظر شما چیست؟ یکی از دلایل آن اینست که در روستای ما هر کسی می خواهد ساز خودش را بنوازد. به عنوان مثال وقتی می گویند پخت در روز عاشورا به اندازه ی 5 میلیون کافیست، می بینیم طوری پخت شده که به طور متوسط به هر نفر 3 تا 5 پرس غذا می رسد. اگر پول باقی مانده صرف پیشرفت امور روستا می شد آیا امام حسین(علیه السلام)، راضی تر نبود؟(چون هر انسان با منطقی از اسراف خوشش ن  می آید) آیا جامعه ی ما آبادتر نبود؟ پس چرا ما با دید سطحی به قضایا نگاه می کنیم و وقتی می خواهیم کار خیر کنیم افق دید خود را افزایش نمی دهیم. به نظر شما چند بنای خیریه در روستا درست شده که مهم تر از آن بنا، امور بسیار مهم تری بوده و هست ولی به آن پرداخته نشده؟(جواب این سوال را به عهده ی خودتان وا می گذارم.) پس اگر می خواهیم دهکویه ای آباد داشته باشیم باید خودمان آستین ها را بالا بزنیم و با تفکر منطقی و صحیح بدانیم صرف هزینه در کدام یک از امور مهم تر است. نباید منتظر امداد های غیبی و آسمانی باشیم. ابتدا باید خودمان  نهایت سعی و تلاش خود را بکنیم، سپس نتیجه ی کار را به خدا بسپاریم. وقتی که همیاری مردمی بدین شکل صورت مي گیرد و نیازهای روستا نیز از طرف مسوولین به صورت کامل پاسخ داده نمی شود، پس ما باید چه انتظاری از شورایی داشته باشیم که یک ریال بودجه ی اعتباری ندارد؟ برخی افراد می گویند این همه زمین فروخته شد پس پولش کجا رفت؟ جواب اینست که بنا به گفته ی مسوول شورا اولاً زمین قابل توجهی به فروش نرسیده و ثانیاً هزینه ی زمین های فروخته شده صرف اموری از قبیل آسفالت پل مقابل کارگاه شاکری شده است. یه سری کارها را نیز می توانیم ببینیم از قبیل تزئین فلکه، خرید وسایل برای بدنسازی و پارک کودک، حفر چاه پارک جنگلی و ... بقیه را نیز باید بیاییم و بپرسیم و اگر دیدیم واقعاً این هزینه ها صرف نشده آن وقت دست به قلم ببریم. بنابر این، محدوده ی کار شورا پیگیری و نظارت است و هزینه ها باید توسط مسوولین به تصویب برسد و خود مردم با تفکر منطقی، هزینه ها را به سمت عمران و آبادانی روستا بکشانند و در قبال آن، از شورا بخواهند که به آن ها جواب دهد که هزینه در چه راهی مصرف شده است.

3- مشکل سومی که باید بدان پرداخته شود آنست که بسیاری از ماها همه ی کارها را به شورا واگذار کرده ایم و خودمان نظاره گر و منتقد هستیم و بعضی اوقات آنان را از فعالیت نیز دلسرد می کنیم. اعضای 5 نفره ی شورا مانند 5 انگشت یک دست هستند که باید دستی دیگر به کمک آن ها بیاید تا این دو دست با هم صدا داشته باشد و افتخار بیافریند. ما نباید تنها آنان را مسوول بدانیم. به مصداق حدیث "کلکم راع و کلکم مسوول عن رعیته" همه ی ما مسوولیم. وقتی که بنده می بینم حیوانات برگ درختان را خورده و مانع رشد آن ها می شوند مسوولم که به عنوان همشهری مانع این کار شوم. وقتی می بینم روستا از لحاظ فرهنگی در حال افت یا یکنواختی شده باید برای رفع این مشکل چاره ای بیندیشم.چرا همه ی ما نشسته ایم و منتظریم مسوولین کاری بکنند؟ برویم و بازوی توانمند آن ها باشیم تا آن ها دلگرم شده و فعالیت کنند نه این که درصدد تخریب آن ها برآییم. بنده معتقدم که عده ای از همشهریان ما نسبت به مسوولیت خودشان در قبال شهر و افراد جامعه بی تفاوت هستند، عده ای نیز درصدد تخریب هستند و عده ی کمی دلسوزند، منظورم از دلسوز،آن دلسوزیي است که در عمل باشد نه با حرف زدن. چون حرف زیاد زده می شود ولی غافل از آنیم که "به عمل کار برآید به سخندانی نیست " احساس می کنم این روستا جوان های توانمندی دارد که اگر بخواهند روستا را به پیشرفت برسانند، حتی اگر شورایی نباشد هم می توانند به بسیاری از اهداف برسند اما دریغا که اکثر مردم اهل حرفند نه عمل. دلشان می خواهد پیشرفت کنیم اما حاضر نیستند برای پیشرفت، از جان و مال و فکر و ذهن خود مایه بگذارند و این، مشکل ماست. وقتی که خود مردم نخواهند پیشرفت کنند، مسوول تا چه حد می تواند جامعه را به پیشرفت برساند؟ بنابراین بیاییم  اول خودمان در عمل نشان دهیم دلسوزیم و به حرفهایمان جامه ی عمل بپوشانیم و با شورا و دهیاری دست در دست هم داده و به آن چه می خواهیم برسیم و سطح تفکر خود را از به فکر خود بودن برسانیم به حدی که تمام هم و غم مان جامعه و افراد جامعه باشند نه خودمان و زندگی مان، چون اگر به فکر جامعه و افراد آن بودیم، موانع شخصی خودمان را نیز خداوند برطرف خواهد کرد.

4- مشکل چهارم آنست که ما حد و مرزی بین خود و اعضای شورا قائل شده ایم و آنان را از خودمان جدا کرده ایم. سوال اینجاست که مگر شورا افرادی جز اهالی دهکویه هستند؟ مگر از جایی دیگر آمده اند؟ مگر خودمان نبودیم که با دستان خود رأی را در صندوق انداخته و این افراد را انتخاب کرده ایم؟ پس این افراد از جنس مردم و در بطن جامعه هستند و آنان نیز مانند شما دلشان می خواهد جامعه عاری از هر گونه مشکل باشد، چون خود و خانواده خودشان هم در رفاه و آسایش قرا می گیرند. ولی مشکل اینجاست که اختیارات آنان محدود است. احساس می کنم که بعضی از افراد، شورا را نهادی با بودجه ی میلیاردی در نظر می گیرند که حقوق میلیوني دارند و بودجه ی تخصیص یافته به روستا را نیز تصاحب می کنند. اعضای شورای اسلامی بدون هیچ گونه حقوق و دستمزدی در حال فعالیت اند و این افراد را خودمان انتخاب کردیم، پس چرا از انتخاب خودمان حمایت نکنیم؟ عدم حمایت از انتخاب خودمان توهین به خودمان است یعنی این که به طور غیر

مستقیم می گوییم ما بلد انتخاب کردن نیستیم. بنده از افرادی که در روستای خودمان بوده اند و مدتی را اینجا زندگی کرده اند شنیده ام که می گویند" یک مزیت روستای شما داشتن شورای خوب است شما هنوز شورای مکان های دیگر را ندیده اید وگرنه می دانستید شورای بد یعنی چه چون ما هنوز اعضای شورایمان را نمی شناسیم". اگر شورای خودمان این قدر که بعضی ها فکر می کنند بی کفایت بود، به عنوان شورای نمونه ی استان شناخته نمی شد. سطح مکاتبات و پیگیری های این شورا، که وظیفه ی اصلی اش می باشد، در سطح استان حرف اول را می زند. پس چه شده است که ما همه ی نقاط مثبت آنان را نادیده گرفته و می گوییم چرا این افراد دارای افکار دمده هستند و کار آنچنانی انجام نمی دهند؟  بنابراین ما به لحاظ وجدانی موظیم آنان را حمایت کنیم تا به فعالیت ها دلگرم شده و مشکلات را با همکاری همدیگر یکی پس از دیگری با توکل بر خدا رفع نماییم.

5- مشکل پنجم بنده و امثال بنده (چون خودم هم جزیی از این اهالی عزیز هستم) آنست که از قوانین و مقررات کشوری اطلاع چندانی نداریم و تنها سلاح ما گوش دادن به شایعات و تهمت های موجود است. مثلاً بسیاری از مردم این صحبت را زمزمه می کنند که دهکویه قابلیت تبدیل شدن به شهر را دارد ولی شورا مانع آن شده است. طبق قوانین و مقررات موجود در نظام کشوری روستای کمتر از جمعیت 3500 نفر نمی تواند به شهر تبدیل شود. این، قانون صریح نظام است و هنوز اجازه ی شهر شدن روستاهای پایین 3500 نفر داده نشده است. وقتی هنوز از مقامات رده بالا این اجازه داده نشده چگونه یک شورا می تواند با اختیارات محدود خود روستا را به شهر تبدیل کند؟ بنده نمی گویم که در این زمینه کوتاهی شده یا نه، چون از همه ی قضایا مطلع نیستیم و به عنون عضوی از شورا نیستیم اما از این قانون مطلع هستم. یا اینکه سوال شده چرا در روستا عابر بانک نداریم، وجود دستگاه عابر بانک مستلزم وجود و شرایط و امتیازاتی است که در صورت وصول این امتیازات، دستگاه عابر بانک به بانک داده می شود. یکی از دلایل کمبود امتیازات بانک، سیل عظیم پول های همشهریان به بانک های روستا ها و شهر های اطراف است. بنده در مورد علت آن هیچ بحثی ندارم اما این را        می دانم که با مهاجرت پول های مردم به اطراف، بانک روستای خودمان دارای شرایط کامل جهت دریافت عابر بانک نیست.

6- مشکل ششم قابل ذکر آن است که برخی از افت و پسرفت های موجود به فرهنگ غلط جامعه ی ما بر می گردد و نباید شورا را مقصر بدانیم. بر فرض مثال، عملیات درختکاری و ایجاد فضای سبز در خیابان ساحلی سال گذشته با تلاش و فعالیت جوانان کانون حضرت ولی عصر(عجل ا... تعالی فرجه الشریف) و با همکاری شورا و دهیاری انجام پذیرفت، اما در طول این یک سال، این افراد با مشکلات عدیده ای جهت نگهداری درختان مواجه شده اند. بعضا دیده شده است که برخی نوجوانان و نونهالانی که از آنجا عبور می کنند، حصار های دور درختان را از جا کنده و بیرون می اندازند. به نظر شما مسوول این بی فرهنگی کیست؟ آیا اعضای شورا و دهیار می توانند ساعت سه شب آنجا کشیک دهند؟ طبیعتا این کار شدنی نیست، ولی هنوز فرهنگ درختکاری در جامعه ی ما رواج نیافته است و یا درختان را از ریشه بیرون می آورند یا حصار ها را بیرون می اندازند.   پس همه چیز را به گردن شورا نیندازیم. سعی کنیم فرهنگ روستا را پیشرفت دهیم.

و اما بپردازیم به برخی مطالب مندرج در ماهنامه (شماره ی قبلی):

الف- شما فرموده اید که ماهنامه ی پسین را رفیق خویش قرار داده اید. سوال بنده این است، آیا واقعا این قدر با مسوول شورا و دهیاری بیگانه اید؟ آیا این افراد رفیق شما و دلسوز روستا نیستند؟ آیا از تعداد مراجعات هفتگی و روزانه ی آقایان رنجبری و احمدی به شهرستان و استان جهت پیگیری امور خبر دارید که به راحتی بدین طریق حاضرید در مورد آنان قضاوت کنید؟ آیا شما که از زاویه ای دور جریانات را مشاهده می کنید، از نزدیک در جریان مشکلات موجود جهت رسیدن به تحقق اهداف هستید؟ به نظر بنده مشکلات و انتقادات بر شورا وارد است و این مجموعه نیز مانند مجموعه های دیگر عاری از خطا و نقص نیست، اما نمی توان به این صورتی که شما مطالب را عنوان کرده اید آن ها را زیر سوال برد. به نظر بنده از ماهنامه ی پسین رفیق تر برای شما همان آقایان رنجبری و احمدی بودند.  مگر چه می شود که با عده ای از جوانان ائتلافی را تشکیل دهیم و به عنوان یاوران شورا قسمتی از وظایف شورا را به عهده بگیریم و عاشقانه جهت پیشرفت روستا فعالیت کنیم.

ب- شما فرموده اید دهکویه روزگاری حرفی برای گفتن داشت اما الان پسرفت کرده است. همه ی ما این پسرفت را قبول داریم، اما سوال من اینجاست، آیا تمام تقصیر ها را باید به دوش شورا انداخت؟ بارها و بارها از بسیاری از افراد شنیده ام که می گویند: "حیف آدم که برای دهکویه کار کند." وقتی این طرز تفکر در بین افراد جامعه ی ما رواج دارد و کسی حاضر نیست از خود مایه بگذارد و اکثر افراد به زندگی خود چسبیده اند، چگونه می توانیم با این طرز تفکر بگوییم تمام تقصیر ها بر گردن شوراست؟ شورا در این قضیه بی تقصیر نیست اما قبول داشته باشیم که افراد جامعه ی ما هم دچار سستی اند و این گونه صحبت ها را لق لقه ی زبا نشان کرده اند.  مثلا در مورد امور علمی روستا مثال بزنم. بسیاری از افراد جامعه ی ما می دانند که برخی از معلمانی که در روستا جهت تدریس می آیند، صلاحیت تدریس به دانش آموزان ما را ندارند. آیا اتفاق افتاده است که والدین ما به فکر بیفتند و بگویند به خاطر پیشرفت علم فرزندانمان چند نفر با هم جمع شویم و به اداره رفته و به عنوان نماینده ی والدین مشکلات علمی روستا را مطرح کنیم و آن را پیگیری کنیم و بر روی قضیه اصرار کنیم؟  بسیاری از افراد جامعه مان در عمل ثابت کرده اند که خواهان پیشرفت نیستند اما در حرف زدن، متاسفانه کم نمی آورند.

ج- شما فرموده اید چرا اعضای شورا از نظرات جوانان استفاده نمی کنند. به نظر بنده این انتقاد، انتقادی از سر نا آگاهی است. مراجعات مکرری که بنده به عنوان یک جوان خدمت شورا و دهیار داشتم این حرف شما را تکذیب می کرد. اتفاقا با آغوش باز این عزیزان از نظرات جوانان استفاده می کنند ،  گویای این مدعای بنده حضور پر شور اعضای کانون حضرت ولی عصر (عجل ا... تعالی فرجه الشریف) و تشکیلاتی از این قبیل در امور روستاست که نه تنها مسوولین به آنها میدان داده و سعی می کنند از آنان حمایت کنند، بلکه از لحاظ مالی نیز با آنان همکاری می کنند. در ویژه نامه ی منتشر شده از طرف کانون در خرداد 89 نوشته شده بود که بیش از 2  میلیون تومان از طرف دهیاری و شورا به آنان کمک شده بود تا در پیشرفت امور روستا فعال باشند و فعالیت های آنان مدام زیر نظر خود مسوولین صورت می گیرد. آیا این حمایت نیست؟ به نظر بنده بهتر است این ادعا را تجربه کرده و با همکاری جوانان بیاییم و دست در دست یکدیگر، جامعه را آباد کنیم و نگوییم که مسوولین از نظرات جوانان استفاده نمی کنند.

د- شما فرموده اید چرا مسوولین در مسیر موج تفکر، عقاید و خواسته های جوانان حرکت نمی کنند؟ اولا این موج تفکر و عقاید چه عقایدی هستند؟ ثانیا جوانان خواسته های بسیار زیادی دارند. کمترین خواست یک جوان این است که روستا باید یک استخر سرپوشیده، یک زمین چمن، یک سینما و ... داشته باشد اما شورا وظیفه اش آن است که این خواسته ها را به گوش مسوولین برساند و آنان هستند که باید تصمیم بگیرند آیا این امتیازات را به روستای دهکویه اختصاص دهند یا نه، بنده قبول دارم که شورا باید مصرانه بر این امور تاکید ورزد و تمامی امور را پیگیری کند، اما حرف شما چیزی فراتر از واقعیت است،

هـ- در چند شماره ی قبل ماهنامه ی پسین عنوان شده بود که " اعضای شورا در مسجد اباالفضل حضور پیدا نمی کنند." اولا این امر مسئله ی شخصی است، شاید این افراد بخواهند در منزل نماز خودشان را بخوانند، فکر نکنم این مسئله ربطی به اداره و پیشرفت روستا داشته باشد. ثانیا  اکثریت اعضا حضورشان در مسجد مشاهده می شود .

و- شما مستحضر هستید که این ماهنامه در مکان های بسیاری توزیع می شود و از طریق آن بهتر است عظمت و خوبیهای روستا را به رخ دیگران بکشیم، طوری که دیگران بدانند که ما توانمندی های زیادی نیز داریم، نه آن که مشکلات را طوری جلوه دهیم که دیگران احساس کنند دهکویه پر از مشکلات است. به عبارت دیگر به نظر می رسد بهتر باشد مشکلات موجود را در خود روستا مطرح کرده و با کمک همدیگر آن را حل کنیم و تا جایی که می توانیم مانع آن شویم که دیگران برداشت منفی از روستایمان داشته باشند.   خدا را شکر دهکویه توانمندی های بسیار زیاد و استعداد های نهفته ی فراوانی دارد که نباید از آن ها چشم پوشی کنیم.

ز- شما پس از این همه انتقادها، که به دلایل ذکر شده در بالا منصفانه به نظر نمی رسد، گفته اید که از مسوولین هیچ توقعی نسبت به پاسخ کتبی ندارید. مگر می شود پس از اینهمه انتقاد که ذهن مردم را به سمت بدبینی سوق داده انتظار داريد آنان ساکت بنشینند و پاسخ ندهند؟ اگر شورای محترم در این شماره پاسخ ندهد، این نشانگر آن است که تهمت های وارده را پذیرفته است. بنابراین از شورا تقاضا دارم در صورت عدم پاسخ به شبهات وارده در این شماره حتماً در شماره ی بعدی روشنگری نمایند و هر شبهه ای را بی پاسخ نگذارند.

در پایان ذکر این نکته را نیز لازم می دانیم که بنده نیز مانند شما منتقد هستم، چون معتقدم که انتقاد بر عملکرد، امری ضروری است و هیچ کس منزه از این اشتباه نیست، اما حرف بنده آن است که در نحوه ی انتقاد باید دقت شود و انتقاد به گونه ای صورت گیرد که نتیجه ی مثبتی به ارمغان آورد. امیدوارم همه ی ما در کنار شورا و دهیاری دست به دست همدیگر داده و باری از دوش جامعه و مسوولین برداریم و احساس کنیم که همه ی ما یاوران شورا هستیم و باید به آبادانی روستا بیندیشیم. هدف نهایی ما سربلندی نام دهکویه است و در این راه باید همه ی ما سختی های زیادی زا متحمل شویم و کسب افتخار و سربلندی میسر نخواهد شد مگر با تلاش، کوشش، همفکری و همیاری.

يك همشهري

مـهـاجـرت سـكه دو رو

امير منفرد

( بخش اول )

آنچه خواهيد خواند گوشه هايي از موقعيت ها و ناكامي هايي است كه در رابطه با مهاجرت به وجود مي آيد . آمال و آرزوهايي كه  يك جوان با مهاجرت به آن دل مي بندد كه شايد هرگز بدان نرسد. خواندن خاطرات و تجربه هاي افراد در رابطه با مهاجرت و آرزوهاي آنان درس عبرتي است براي آنان كه نسنحيده راهي را مي پيمايند كه تجربه گراني را مي طلبد .

قبل از بيان خاطرات بهتر است كمي بيشتر از مهاجرت و علل آن مورد بررسي قرار گيرد .

همانگونه كه مي دانيم  امروزه مهاجرت به صورت دائم يا موقت در دهه هاي اخير به پديده اي عالمگير مبدل شده كه گروه ها و قشرهاي مختلف مانند انديشمندان ، متخصصان ، صاحبان سرمايه و كارگران را شامل مي شود. معمولا اين مهاجرت ها بنا به انگيزه هاي متفاوت اقتصادي ، سياسي ، و فرهنگي صورت مي گيرد .

 بنا به دلايلي كه ذكر خواهد شد عمده مهاجرت نيروهاي متخصص و تحصيل كرده كشورهاي در حال توسعه به كشورهاي صنعتي ، در دهه 1960 و 70 ميلادي چنان حاد شده بود كه از آن به عنوان پديده فرار مغزها   ( barain drain‌) ياد مي كردند .

در آن سال ها بسياري از نيروهاي جوان و مستعد كه به قصد ادامه تحصيل به كشورهاي صنعتي روي مي آوردند پس از اتمام تحصيل در كشورهاي محل تحصيل رحل اقامت افكنده و براي هميشه وطن خود را ترك  مي كردند . در نتيجه ، كشورهاي در حال توسعه هم از لحاظ مالي متحمل زيان هاي سنگيني مي شدند و هم اين كه با كمبود شديد نيروي متخصص روبرو مي گرديدند .

هر چند كشورهاي در حال توسعه از آن زمان به بعد كوشيدند با استفاده از راه كارهاي مختلف از ميزان مهاجرت ها بكاهند و يا مهاجران را بازگردانند ، با اين حال روند مهاجرت به ويژه در ميان دانشگاهيان همچنان ادامه دارد  و به عنوان مسأله اي ناخواسته ، كشورهاي در حال توسعه را با مشكل مواجه ساخته است . به عنوان مثال : در سال 1980 ميلادي از ميان دانشجوياني كه براي تحصيل به خارج رفته اند حدود 900 هزار نفر جلاي وطن كرده اند . اين رقم در اواخر دهه 90 بر اساس آمار يونسكو به 1/5 ميليون نفر افزايش يافته است .

مشكل مهاجرت نيروهاي متخصص در كشور ما نيز مانند ساير كشورهاي در حال  توسعه وجود دارد .

از سال 1369 تا سال 1377 تعداد 151 عضو هيأت علمي دانشگاه هاي دولتي كشور به قصد ماموريت تحصيل و عناوين ديگر كشور را ترك كرده و برنگشته اند.

مهاجرت ايرانيان به ديگر كشورها از جمله آمريكا و كانادا بر اساس آنار منتشر شده از سوي سازمان ملل متحد سال 1993 حدود 240 هزار نفر بوده اند . البته اين آمار اعضاي هيأت علمي و استادان دانشگاه هاست و افراد عادي را شامل نمي شود .

آن چه كه به آن پرداختيم مهاجرت هاي برون مرزي بود كه به اختصار توضيحاتي داده شد . عمده مطالب و علل و عوامل به وجود آمده ، خسارات ناشي از مهاجرت و پيامدهاي ناگوار آن براي كشور در قسمت بعد به آن خواهيم پرداخت . چيزي كه مي خواهيم به آن بپردازيم در مقياس كوچكتر آن يعني مهاجرت درون كشوري است كه پيامدها و عواقب خطرناك در پي ندارد . اما مهاجرت هاي بي رويه اي كه در دهه هاي اخير به سمت شهرهاي بزرگ شدت گرفته است ، قابل تامل است .

در طول دهه هاي اخير جمع كثيري از خانوارها ، به ويژه در كشورهاي در حال رشد از مناطق روستايي به شهر و يا از   شهرستان هاي كوچك به شهرهاي بزرگ روي آورده اند كه فشار بيكاري و فقر ، جاذبه هاي كاذب شهرهاي بزرگ و زندگي بهتر در آن شهرها دليل اصلي اين مهاجرت هاست .

مهاجرت گاهي اوقات به دنبال خود سرگرداني ها و عواقب وخيمي را به دنبال دارد . هنگامي كه خانواده اي به مهاجرت اقدام مي كند يا وادار به اينكار مي شوند و به مكاني ناشناس و جديد يا محيط اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي متفاوت كوچ مي نمايد ، با انبوهي از نيازها و يادگير هاي جديد روبرو مي شود .

روستائياني كه به شهرهاي بزرگ و پر جمعيت روي مي آورند نمونه اي از اين دسته اند كه ناچارند براي ادامه زندگي خود در شرايطي كاملا متفاوت به تلاش بپردازند . لذا بايد در اين تضاد به مبارزه بپردازند و آنچه مهم است سواد از جنبه هاي بسيار ضروري زندگي است . مهاجران روستايي بي سواد قادر نيستند به سادگي امور محوله خويش را به خوبي انجام دهند و زود خود را با نيازهاي پيچيده تري روبرو مي بينند كه از جمله برقراري ارتباط با فرهنگ جديد از مهم ترين امورات است .

غوطه ور شدن در فرهنگ جديد و بعضا متضاد با گذشته فرد، معمولا تجربه اي تلخ را براي مهاجرين به ارمغان مي آورد و درصد كمي از مهاجرين به شهرها را افرادي كه از دهك هاي بالاي درآمدي برخوردارند تشكيل مي دهند و اكثريت آنان از راه كار در بخش غير رسمي زندگي خود را مي گذرانند .نداشتن هدف روشن اين عده حداكثري براي مهاجرت آنان را به انجام مشاغل كاذب سوق مي دهد كه اين عمل فرصت هاي يك زندگي مناسب را از آنان سلب    مي نمايد .

انشاء الله در شماره بعد به بررسي علل ناكامي آمال و آرزوهاي مهاجرين و روي آوردن مجدد به زادگاهشان به آن خواهيم پرداخت.

ايمان بياوريم به يكدلي و وحدت

(آرش زارعي)

مصيبت بار است اگر دست به دامان گروهي شويم كه اگر ركود فكري ندارند ، نمي دانم چه چيزي دارند كه ديگر دلشان براي دهكويه نمي تپد . فرار مغزها ، توانمندها و داراها ـ فرار كه نه مهاجرت ـ نه تنها در دهكويه خودمان كه در جامعه ايران بيش از هر جامعه ديگر است . اگر آن هايي كه مي دانند و مي توانند در دهكويه مي ماندند ،  دهكويه چه   مي شد ؟  مي خواهيد يكي يكي يكي يكي برشمارم تا به ياد بياوريم كِه ها داريم و كجايند ؟ بي شك جا دادن اين افراد در دهكويه اي كه نه موقعيت مكاني ، نه اقتصادي و نه فرهنگي مناسب دارد و نه وحدت و يك دلي ، كاري ناشدني است . و آيا آن هايي كه هستند به قدر توان و دانايي خود حضور دارند؟ بعضي وقت ها وقتي كه از قديم مي گويند : يادش بخير و وقتي به حال مي نگرم مي گويند : وا اَسفا !! به اين انديشه مي روم كه : نكند  دهكويه همان قطعه اي از بهشت است كه از آن جدا شده ؟

توبه كنيم از سستي و تفرقه و ايمان بياوريم به يكدلي و وحدت .

سال هاي سال است كه مي گوييم و مي گوييم روستاها و شهرهاي اطرافمان قلان كردند و فلان دارند و فلان خواهند كرد . سال هاي سال ديگر هم بگوييد ، چه خيري براي دهكويه دارد ؟ تا زماني كه در كنار هميم ، اما نه براي هم ، تا زماني كه دل هايي كه در سينه داريم تنها براي خودمان مي تپد ، چشمانمان فقط و فقط خودمان را مي نگرند ، صدايمان و گفتارمان تنها براي خودمان است ، پاهايمان گامي براي ديگري بر  نمي دارند ، دستانمان دستي به مهر بر كسي نمي كشند ، گوش هايمان شنواي حقايق و زيبايي ها نيستند ، از چه بناليم ؟ از ماست كه بر ماست . وقتي كه دلي براي دلي نتپد ، دستي بسان عشق مادري و مهر پدري دستمان را نفشرد ، گامي براي رهايي از رخوت و سستي برنداريم ، وقتي ...  وقتي ... وقتي ... چه بگويم كه چيزهاي خوب را بسيار نداريم . و شنيده ايد كه مي گويند : شهر ما خانه ما ؟ و ديده ايد ؟ حتما    ديده ايد . در خانه خود نشسته ايم . دختر در گوشه اي و پسر كنجي ديگر ، مادردر حال تميز كردن سبزي و پدر مقتدر و بزرگ در وسط ، در بالا ، در هر جا كه خودش اراده كند اسباب دل مشغولي اش را به دور خود گرد آورده و مشغول است و همه مشغول .

ناگهان چيزي مي شنوي كه كسي مي آيد . غوغايي مي شود ، سكوت مي شكند ، بپا مي خيزيد ، به هيجان آمده ايد . دخترك كه تازه عروسك لجوجش خوابيده است او را برمي خيزاند ، پسرك از سنگ و چوب و كتاب و كاغذ را به چنگ مي كشد ، پدر از هر جا كه خود اراده كرده و كرسي رياست نهاده برمي خيزد ، و در اين بين مادر ، مادر هيجان زده تر ،   آشفته تر و عجول تر . هر كس كاري مي كند . كسي كتابي به كتابخانه اي مي نهد و ديگري عروسكي به طاقچه . سبزي ها جمع مي شوند ، كرسي برداشته مي شود كه كسي مي آيد. چه محشري به پا شده است . همه اراده ي انجام كاري كرده اند . همه تن ، چشم و دل و گوش شده اند . همه نگرانند ، همه منظم شده اند . همه با هم شده اند براي مرتب كردن يك اتاق .

خداوندا ! مگر چه شده ؟ كه   مي آيد ، مگر چه كسي از كدامين سرزمين مقدس مي آيد كه ما چنين پرشور شده ايم براي استقبالش ؟ مگر كدامين برتر از مايي ست كه براي زيبا بودن مكان آمدنش چنين به تكاپو افتاده ايم و هر كسي كار خويش را رها كرده و گم شده است در ميهمان ؟ او كيست كه آمدنش ما را دلنگران كرده و شعفمان را نيز برانگيخته است ؟ مگر او كيست كه ما اين گونه بي تابي مي كنيم ؟ لحظه اي مي گذرد او مي آيد . او همانند خود ماست . از ماست . نه پري دارد كه به پرواز آيد ، نه عصا در دست كه شكافد دريا را . او عمو ، دايي ، برادر ، خاله ، عمه ، خواهر يا كه دوستي آشنا يا رفيق يا رهگذر . چه فرق مي كند كه چه كسي مي آيد ؟ مهم اين است كه خانه را آب و جارو زده ايم . عطر خوشبو زده ايم .

در زير اين سقف آسمانِ صاف و ساده ي پر نقش ، ما فرزندان يك خانه ايم .با خويشتني مشابه . زبانمان يكي ، مذهبمان يكي ، دردمان يكي و مهمانمان هم يكي . مهمان ما همه  مردماني اند كه مي آيند و مي روند ، همه ي مردماني كه مي دانند و مي توانند بگويند آنچه را در اتاق خانه ما در دهكويه رخ داده است . همه مردماني كه مي نگرند ، همه مردماني كه مي شنوند . همه مردماني كه زشتي و خوبي را ، بدي را و زيبايي را خوب مي دانند . همه مردماني كه در زير سقف آسمان دهكويه هستيم و خواهيم بود . و من و نو و همه ما مهمان هميم . آيا سزاست كه براي ديگري به پا نخيزيم ؟ ؟

براي ما چه فرقي دارد كه چه كسي مي آيد . مهم اين است كه از آمدنش آب و جارو زده ايم .

همه جا همه چيز مرتب شده است . گويي قديسان و فرشتگان خدا به ياري ما آمده اند و ما هم با حرارتي ، شوري و شعفي آنچه را صحيح و بجاست انجام مي دهيم . و در اين بين با هميم و براي هم . و از هم مي پرسيم و به هم راهي نشان مي دهيم . همه يك هدف واحد داريم . همه با هم . آيا همه براي هم زيبا نيست ؟ آيا دهكويه خانه ما نيست ؟ چه زيباست با هم بودن . چه زيباست آستين اراده بالا زدن و به ياري همشهريان خويش رفتن . زيباست كمر همت بستن و رها شدن از سستي و رخوت براي به اوج نشاندن   دوباره ي دهكويه .

چه بگويم كه سخن ها بسيار است  و كارها بسيار و انجام نداده ها بسيار بسيار بسيار . وقتي پاي صحبت مردمان دريا مي نشيني كه از هجرت و مسافرت به ديار گل هاي نرگس و سرزمين شعر و سخن مي گويند ، گذري و نظري هم به دهكويه انداخته اند ، اينجاست كه سرت گيج مي رود ، گردن هاي كلفتي كه ادعاهاي تو خالي آن را پر كرده بود ، خم مي شوند و و تاب تحمل سري پر از باد را ندارند . خدا خدا مي كني كه كسي بيايد ، حادثه اي رخ دهد كه سفرنامه او را نشنوي . خدا خدا مي كني كه ادعاها و حكايت ها و داستان ها كه از دهكويه و مردمان آن گفته اي برملا نشود .

خدا خدا مي كني گامي به دهكويه نگذاشته باشد تا شاهد آن همه ناهنجاري ها و كارشكني ها و گسست ها و بي خيالي ها نباشد . كسي آبي به كوچه ها بسته ، كسي راه  كوچه اي بسته ، درختي كه به چوب ماند و چوبي كه بر درخت خورده ، گودالي عميق در وسط و تلي از خاك در گوشه اي . لذت آسفالت در سياهي آن است . كدامين نقطه از دهكويه را مي توان ديد كه سياه است و از ديدن آن لذت برد ؟ گويي اين كه سياه ماتم است همه جا مصداق دارد . ماجرا براي آن هايي كه آن طرف به ديار دريا مي آيند هم همين است . خدا خدا مي كني كه گشت و گذاري  به دهكويه نداشته باشند . اين نه داستان است و خيال كه شاهد بر آن بوده ايم و بسي رنج برديم در اين گفتگو . 

برخيزيم . برخيزيم و ايمان بياوريم به وحدت و يكدلي .

ماها افكارمان از روي ريا و كردارمان رياست . ديگر از پندار نيك ، گفتار نيك و كردار نيك اثري و خبري نيست . نگوييد دروغ است كه اثبات آن را بارها و بارها ديده ايم و اسفبارتر اين كه به دفعات باز شاهد آن خواهيم بود، اگر برنخيزيم . شاهد من رمضان است . شاهد من علي ـ عليه السلام ـ است . شاهد من درد علي  ـ عليه السلام ـ است . شاهد من محرم است . شاهد من حسين  ـ عليه السلام ـ است . شاهد من ، شاهد همه رياكاري ها و تفرقه ها و تزويرهاست . شاهد من تاسوعا و عاشوراست . اگر محرم اسلام را زنده نگه داشته است ، مردمان نا مَحرمي هستند كه تزويرها و دروغ ها را اشاعه   مي دهند و به آن رنگ و جلايي بخشيده اند هر چند نا صواب .

نگوييد دروغ است كه دروغ در زنجيرها و دست هاي ماست . بزن محكم بزن كه به محله ي بالايي ها رسيديم . زنجيرها را محكم بزنيد   تا آن گونه كه قلبتان از سينه برون آيد ودر پيشگاهتان و در جلو ديدگانتان بر روي خاك گرم روزهاي دروغين ما پرپر شوند .

بزنيد تا مي توانيد دست ها را به سوي خدا دراز كنيد به دروغ و بر شانه ها محكم بكوبيد به ريا . بزنيد كه نزديكند . بزنيد تا بعد كه گذشتند آبي خنك بنوشيم و شربتي گوارا فارغ از هر كربلا . و گروهي ديگر ، نرم نرمك قدم بر مي دارند . دو دو و سه سه پچ پچ كنان . نه حسين  ـ عليه السلام ـ آنجا هست نه علمدار حسين  ـ عليه السلام ـ . مي رسند آنجا كه ميدان دروغ است . گويي دو قبيله ناهمگون به طلاقيِ يكديگر  رسيده اند به تلافي . بكوب    دست ها را . محكم بكوب يك دست صدا ندارد . محكم بكوب تا با هر كوبش قلبت به هيجان در آيد و قلبت حيران است و سرگردان . خدايا براي حسين علي  ـ عليه السلام ـ چنين مي كوبند ، براي حسين فاطمه ـ سلام الله عليه ـ چنين از من مي گذرند يا براي حسين  ـ عليه السلام ـ. بكوب طبل را  و دستانت را بالا  مي بري با خشم . با دروغ با ريا . با هر آنچه زيبا نيست و بر سينه فرود مي آوري . بكوب كه به محله پاييني ها رسيديم . آنچنان كوبيده اي كه قلبت از پشت به زمين افتاده و زير پاهاي هم قطارانت لگد كوب مي شود ، اما تو فارغ از اين درد ، به وجودت ، به هستي ات و به ارزشت پشت مي كني و مي كوبي و ادامه مي دهي . دروغ ؟ ! اين حقايقي است تلخ در دهكويه خودمان . ديگر بس است . دل علي  ـ عليه السلام ـ و حسين  ـ عليه السلام ـ سال هاست كه از دست ما شيعيان كه نه ، مردمان دروغين ، سال هاست كه به درد آمده است . و باز رمضان و محرم و باز مردمان ِ ... خدا كند كه من دروغ گفته باشم .

آدمي در عالم خاكي نمي آيد به دست

عالمي ديگر ببايد و ز نو عالمي

وقتي به آيينت چنين توهين مي كني ، وقتي مذهبت را چنين به سخره مي كشي ، وقتي چنين ناصواب به خودت آزار مي رساني ، چه توقعي است كه دلت براي ديگري بتپد . وقتي در پيشگاه خدا چنين رياكارانه قدم بر مي داريم چه توقعي است كه براي ديگران به ريا سخن نگوييم و به دروغ عملي را انجام ندهيم . حال هر چه مي توانيم داد بزنيم كه فلان روستا فلان كرد و فلان شهر فلان دارد . تا خود نخواهيم كدام مسوول مي تواند بدون ياري جستن از نظرات و توانايي هاي ديگر همشهريانش گامي بردارد . درست است ، حقيقت است و كاملا روشن كه مسوولين شهري و شهرستاني ما آنچه در خور دهكويه است انجام نداده اند و درست است كه از خيلي جهت نه پيشرفت كه پسرفتي چشم آزار داريم ، اما به آنچه در توان و دانايي و دارايي خود داريم پشت مسوولين خود بوديم ؟ بوديم ، اما به خنجر.

به مقام دفاع از مسوولين  نيامده ام كه خود مي دانيد چه عقب افتادگي ها و پسرفت ها كه به خاطر انديشه هاي غلط و سهل انگاري هاي مسوولين ، گريبانگير شهرمان نشده است . خود مي دانيد بايد كجا مي بوديم و اكنون كجاييم . پس چه بايد كرد؟ به كدامين حيله و ترفند ، به كدامين نقشه و نيرنگ ، به چه زوري به چه بازويي ، به چه عملي ، به چه دانشي مي توان دهكويه و مردمانش را دوباره به اوج رساند ؟  چگونه مي توان دهكويه اي در خور ادعايمان ساخت ؟ چگونه مي توان دهكويه اي ساخت كه فرزندانمان از اين كردار نيكمان سرافراز و پر غرور باشند ؟ ؟ ...؟

براي يك بار هم كه شده به خود بياييم . با هم ، در كنار هم و براي هم باشيم و پندار نيك و گفتار نيك و كردار نيك را برافرازيم .

به اميد روزهاي دهكويه اي سرافراز و يكدل .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 66 هنری

احمد پژمان موسيقي داني بزرگ از خطه هنر پرور لارستان

احمد پژمان بدون شک بزرگترین آهنگساز ایران است که استاد افرادی مثل حسین علیزاده, درویشی, فردین خلعتبری, ارسلان کامکار, مشکاتیان و ... بوده  .احمد پژمان را باید به طور کلی یک آهنگساز رمانتیک مدرن یا نئورمانتیک به‌شمار آورد. رمانتیزم در آفریده‌های او درمراحل سه‌گانه‌ی تکاملی خود شکل‌های گوناگون به‌خود گرفته از ملودی‌های ساده به ترکیبات پیچیده رسیده است.

احمد پژمان در سال 1314 در شهر لار متولد شد. اشتياق وافر به موسيقي وي را با اساتيدي چون حشمت سنجري و حسين ناصحي پيوند داد.  وي ويولون را نزد حشمت سنجري و تئوري موسيقي را نزد حسين ناصحي آموخت. پژمان قبل از پايان تحصيلات متوسطه در تهران نواختن ويولون را به خوبي فرا گرفته بود و زماني كه حشمت سنجري و هايمو تويبر رهبري اركستر سمفونيك تهران را عهده دار بودند به عضويت اين اركستر درآمد. پژمان پيش از تحصيل موسيقي، رشته زبان و ادبيات انگليسي را در دانشسراي عالي گذراند.

 وي در سال 1343 (1964) پس از اتمام تحصيلات دانشگاهي در ايران با اخذ بورسيه راهي اتريش و آكادمي‌ موسيقي وين گرديد تا در آنجا در رشته آهنگسازي به تحصيل بپردازد.

 اساتيد او در اين دوران، توماس كريستين داويد، آلفرد اوهل و هانس يلينك بودند.

برخي از آثار پژمان همچون  « راپسودي » را که درواقع نخستین کار سمفونیک اوست، در سال ۱۳۴۵ هنگام تحصیل در وین آفریده در اين دوره آن چنان مورد توجه قرار گرفت كه توسط اركستر سمفونيك راديو و تلويزيون دولتي وين اجرا گرديد. پژمان پس از پايان تحصيلات به ايران بازگشت و به عنوان آهنگساز تالار رودكي به كار عملي، و سپس به تدريس موسيقي در دانشگاه تهران پرداخت. وي در اين ايام اپراي جشن دهقان را ساخت و مدتي بعد اپراي دلاور سهند را بر اساس زندگي بابك خرمدين و اپراي سمندر را هم ساخت كه هر سه آنها در قبل از انقلاب در تالار وحدت به روي صحنه رفتند.  پژمان در سال 1976 براي ادامه تحصيلات راهي دانشگاه كلمبيا (نيويورك) شد.

 از اساتيد وي تا پايان دوره دكتراي آهنگسازي مي‌توان به ولاديمير اوساچوسكي ، بولانت آرل و جك بيزن اشاره كرد. از آثار پژمان در اين دوره‌ها مي‌توان به كنسرتو براي نه ساز (1965) ، راپسودي براي اركستر (1966) ، اپراي جشن دهقان (1967) و اپراي دلاور سهند (1968) اشاره كرد.

اين آهنگساز نامي در زمينه موسيقي فيلم هم دستي چيره دارد و از معروفترين كارهاي وي مي‌توان به موسيقي سريال دليران تنگستان، سمك عيار و فيلم‌هايي چون شازده احتجاب، سايه‌هاي بلند باد، بوي كافور عطرياس، خانه‌اي روي آب و يك بوس كوچولو(بهمن فرمان آرا) ، هنرپيشه (محسن مخملباف)باران و بيد مجنون ( مجيد مجيدي) و... نام برد.

 وي براي موسيقي فيلم‌هاي بيد مجنون، خانه‌اي روي‌آب ، باران، بوي كافور عطر ياس، برنده سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر شد.

وي از سال 1370 تا كنون به طور پراكنده به تدريس هارموني،‌كنترپوآن و آهنگسازي در دانشگاه هنر تهران سرگرم است.

آثار احمد پژمان كه تاكنون در ايران منتشر شده اند عبارتند از حماسه ، هفت خان ، تكسوار عشق ، همه شهر ايران ، خاطرات فردا ، سراب.

پژمان به تازگي اثري با كر و اركستر مسكو ضبط كرده است احمد پژمان در مقدمه داخل جلد این آلبوم آورده است: من در سرزمین ابر مردان کلام های آهنین به دنیا آمده ام؛ در سرزمین مولانا که آتش همیشه افروخته بیشه اندیشه است. سرزمین ابر مردی که کلام رندانه اش گاهی به کلام اولین و آخرین شانه می زند دمی که جنگ افروزان هفتاد و دو ملت، همه را عذر می نهد و می گوید چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند. همیشه بر این آرزو بوده ام که با اثری به زبان  موسیقی ، همه احساس درونیم را به ایشان بیان دارم و ادای احترامی کنم بدین بزرگان، به ابر مردان بزرگ شعر پارسی.

در ادامه این مقدمه  پژمان  می نویسد: این مجموعه را(که  می توان اورتوریو نامیدش) با همه تاثیری که در من داشته تصنیف   کرده ام و همواره براین باور بوده ام که اثرم توان همدوشی با کلام عظیم ایشان را ندارد. همه تلاشم بر این بود که سندی باشد نشان عشق و ارادتم به این بزرگان و تعارفی در کار نیست که برگ سبزی است تحفه درویش. و در آخر اثرم را به سرزمینم تقدیم  می کنم که گهواره و موطن بزرگانی چنین بوده است و نيز قرار است آلبومي با عنوان«كنگان»كه تنها اثر وي در ژانر موسيقي نيو ايج است را از سوي شركت ترانه رنگارنگ به بازار موسيقي عرضه كند.

جديدترين اثر احمد پژمان باعنوان «ناگهان رستخيز» كه چندي پيش توسط حوزه هنري منتشر شده است، اين اثر موسيقايي شامل 45 دقيقه موسيقي است كه چهار قطعه باكلام و يك قطعه بي‌كلام در آن گنجانده شده است. آلبوم موسيقي و ناگهان رستخيز درباره عرفان اسلامي است كه براي اولين بار از اشعار خواجه عبدالله‌انصاري در آن استفاده شده است.

ساخت قطعه‌ای برای مراسم‌ ملی و حضرت رسول(ص)

موسیقی ما - رضا مهدوي(رئيس مركز موسيقي حوزه هنري) از نوشتن قطعه‌اي باعنوان مراسم بزرگ ملي توسط احمد پژمان خبر داد و به خبرنگار ايلنا گفت: اين قطعه در حد يك سرود ملي است كه براي مراسم بزرگ ملي درنظر گرفته شده است.

مهدوي درباره انتخاب احمد پژمان براي نوشتن اين قطعه گفت: پژمان جزو هنرمندان چندوجهي اين مرز و بوم است كه به موسيقي دستگاهي، موسيقي الكترونيك، پاپ، كلاسيك و فرم ملي و بين‌المللي آشناست و به يقين نوشتن يك قطعه را با وسواس بيشتري دنبال مي‌كند.

وي همچنين از پيشنهاد ساخت يك قطعه موسيقايي براي پيامبر(ص) توسط پژمان خبر داد و گفت: باتوجه به اينكه جاي خالي قطعه‌اي در حد «محمد والا» با صداي فرهاد مهراد در آثار موسيقايي ما حس مي‌شود، به آقاي پژمان پيشنهاد داده‌ايم كه يك قطعه در سطح كيفي قطعه مهراد و موسيثقي فيلم محمد رسول‌الله براي ما بنويسيد.

منابع :

www.zamaaneh.com/friday/2009/08/print_post_299.htm

www.hamshahri.org/news-1633.aspx

www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-2-pid-228.html

www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-2258.html

www.magiran.com target=_blank>=http

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 66 علمی

راه هاي پيشگيري از اعتياد جوانان و نوجوانان

مراحل اعتياد :

1 ـ مرحله آشنايي : اين مرحله با تشويق ديگران مخصوصا دوستان ناباب يا از روي غرور و كنجكاوي خود فرد شروع مي شود .

2 ـ محله شك و ترديد : در اين مرحله فرد به مبارزه با اميال خود مي پردازد .

3 ـ مرحله اعتياد واقعي : در صورت ادامه مصرف در مرحله شك و ترديد فرد به مرحله اعتياد واقعي مي رسد . در اين مرحله پديده ي « تحمل » باعث مي شود كه فرد به مرور زمان بر ميزان مصرف خود بيفزايد تا به نئشگي قبلي برسد .

توصيه پيشگيرانه ( دوستانه ) به جوانان و نوجوانان :

1 ـ خطرات و عوارض مصرف مواد اعتياد آور را خوب بشناس .

2 ـ به هر كس كه به تو مواد تعارف كرد محكم و قاطعانه بگو « نه » . اين كه ما مي تونيم به دوست خومون « نه » بگبم خودش يك هنره . افراد خوش فكر هر تعارفي كه مخالف سلامتيشون باش به راحتي رد مي كنن .

3 ـ جواب هايي از قبل براي اصرار زياد اطرافيانت آماده كن . پيشاپيش به اين جمله ها فكر كن : « خيلي كيف داره » ، « شنگول مي شي » ، « سر حال مي شي » و اگر كمي ترديد كني مي گن : « بچه ننه اي » ، « ترسويي » ، « اول تجربه كن بعد بگو بده » ، « هنوز مرد نشدي » ،   « پس چرا فلاني كشيد و معتاد نشد» ؟ و ...

4 ـ مواد مخدر را  حتي يك بار امتحان نكن . هيچ كس در دنيا نمي تونه به تو اطمينان بده كه يك بار مصرف كردن معتاد نمي كنه . اصلا مگر معتادي وجود داره كه به خاطر معتاد شدن مصرف مواد را شروع كرده باشه ؟ پس اين همه معتاد از كجا اومدن ؟

5 ـ يادت باشه كه كشيدن سيگار مقدمه ايه براي اسارت در چنگال اعتياد به مواد مخدر .

6 ـ از رفت و آمد در مكان هاي آلوده و دوستي با افراد مشكوك پرهيز كن .

7 ـ از دوستي با افرادي كه اختلاف سني اونا با تو زياده خودداري كن .

8 ـ مواد اعتياد آور سم كشنده ايه كه اثراتش به تدريج ظاهر مي شه . اطمينان كن به صحبت هاي پدر و مادرت كه خيرخواه ترين دوستان تو هستن . ارتباطت را با اونا محكم كن .

9 ـ اعتقادات و پايبندي مذهبي خودتو تقويت كن .

10 ـ با مطالعه ، ورزش و تفريحات سالم براي اوقات فراغت خودت برنامه ريزي كن .

11 ـ اوني كه مواد مخدر رو به جونا معرفي مي كنه ، چهره اش با ديگران فرقي نداره . پس دوستان و نزديكان خودتو خوب بشناس .

12 ـ بعضي ها فكر مي كنن با بقيه فرق دارن و هر وقت اراده كنن مي تونن مصرف مواد رو كنار بذارن . در حالي كه اين طرز فكر منجر به اعتياد مي شه .

13 ـ به هنگام سختي و ناراحتي با پدر و مادر و يك بزرگ تر مطمئن قابل اعتماد مشورت كن .

14 ـ اگه نمي توني حرفتو به اونا بزني مشاورين نيروي انتظامي با جان و دل ، حرفاي تورو مي شنون و كمكت مي كنن .

15 ـ بيشترين تاثير مخرب اعتياد بر اركان خانواده وارد مي آد . همونطوري كه موثر ترين عامل پيشگيري از اعتياد نيز خانواده است.

توصيه هاي پيشگيرانه به والدين :

1 ـ درباره مواد اعتياد آور ( علل و عوامل موثر در مصرف مواد ، خطرات ، عوارض و علايم آن ) اطلاعات كافي كسب كنيد .

2 ـ مهارت هاي تربيتي خود را افزايش دهيد .

3 ـ الگوي مناسبي براي فرزندان خود باشيد و هرگز برخلاف گفته خود عمل ننماييد .

4 ـ فضايي ايجاد كنيد كه فرزندانتان در آن احساس آرامش كنند .

5 ـ به صحبت هاي فرزندانتان خوب گوش كنيد . با لبخند ، تكان دادن سر و استفاده از جملات مثبت نظير « چقدر جالب » ، « من اين را نمي دانستم » و ...  آن ها را به گفتن بيشتر تشويق كنيد .

6 ـ شرايطي ايجاد كنيد كه شما را محرم اسرار خود بدانند .

7 ـ از فرزندانتان انتظار نداشته باشيد آرزوهاي برآورده نشده شما را تحقق بخشند .

8 ـ از قبل خود را براي پاسخگويي به سوالات كنجكاوانه فرزندانتان آماده نماييد.

9 ـ ممكن است روزي از شما بپرسند كه آيا تاكنون مواد مصرف كرده ايد ؟ اين فرصت خوبي است كه علت عدم مصرف خود را به زبان سال هاي جواني به آن ها منتقل كنيد . يا اگر قبلا مصرف كرده ايد علت گرايش خود را به مواد مخدر و سپس كنار گذاشتن آن را به ايشان بگوييد و اين كه حالا چرا مي خواهيد ايشان اشتباه شما را تكرار نكنند . به ياد داشته باشيد كه نبايد مسايل راه بيش از اندازه تشريح كنيد مبادا كنجكاوي آن ها برانگيخته شود .

10 ـ با تقويت قدرت اعتماد به نفس ، تصميم گيري و از بين بردن افسردگي و كم رويي فرزندان ، آنان را در برابر شرايط آسيب زار مقاوم سازيد .

11 ـ راه مقاومت و پايداري در برابر فشار همسالان را در خصوص مصرف مواد مخدر به فرزندانتان بياموزيد تا از « نه » گفتن به آن ها نهراسند .

12 ـ وقت بيشتري را با فرزندانتان صرف كنيد . زمان مناسبي را به گفتگو اختصاص دهيد . چرا كه فرزند شما ارزش نصايحتان را با ارزش زماني كه به آن ها اختصاص دهيد مي سنجد .  با آنان به رستوران ، پارك ، كوه ، سينما و ... برويد . به اتفاق آنان به موسيقي گوش دهيد و از همه مهم تر به آنان ابراز عشق كنيد و بگويد كه دوستشان داريد . سعي كنيد حتي آهنگ صدايتان دوستانه باشد .

13 ـ  فرزندان خود را قبل از رسيدن به سنين بحراني نسبت به مضرات و عواقب مصرف مواد مخدر آگاه سازيد . مواضع خود را در برابر سيگار و مواد مخدر مشخص نموده و صريحا آن را به زبان بياوريد .

14 ـ عقايد خود را به زور به آنان تحميل نكنيد . راهنمايي هاي خود را از طريق مربيانشان به آن ها منتقل  كنيد . جوانان ارزش ها و باورهاي خود را دارند . طبيعتا اگر والدين بهترين نصايح را هم بگويند ممكن است آن ها نپذيرند . شنيدن نصايح شما از زبان مربيان و دبيرانشان تاثير بيشتري بر آنان مي گذارد .

15 ـ نظم و قانون مناسب و سازنده مشخصي در خانواده برقرار سازيد و براي سرپيچي از آن تنبيهات مناسبي در نظر بگيريد و قاطعانه آن را به مرحله اجرا درآوريد .

16 ـ سعي كنيد در ساعات غذا خوردن همه اعضاي خانواده را دور هم جمع كنيد .

17 ـ فرزندان خود را قبل از رسيدن به سنين بحراني نسبت به مضرات و عواقب مصرف مواد مخدر آگاه سازيد .

18 ـ از چگونگي دوست يابي و معاشرت فرزندان خود با ديگران آگاه باشيد . با والدين دوستانشان ارتباط برقرار كنيد . در صورتي كه به منزل دوستشان رفتند حتما از حضور والدين ايشان در منزل مطمئن شويد و به حضور ساير اعضاي خانواده اكتفا نكنيد .

19 ـ به نحوه خرج كردن پول توسط فرزندانتان اهميت دهيد .

20 ـ براي اوقات فراغت آنان برنامه ريزي كنيد . همواره آنان را به مطالعه  ورزش و تفريحات سالم ترغيب نماييد و زمينه اين امور را برايشان فراهم كنيد .

21 ـ بين فرزندانتان تبعيض قايل نشويد.

22 ـ تفكر انتقادي را كه از ويژگي هاي دوره بلوغ و نوجواني است در فرزندان خود سركوب نكنيد .

23 ـ آنان را به رعايت اصول مذهبي و انجام فرايض ديني تشويق كنيد .

24 ـ در انجام فعاليت منطقي به فرزندان خود استقلال و آزادي بدهيد.

25 ـ اگر مي خواهيد مانع از پويايي و رشد جسم و روان فرزندانتان نشويد ، از انتقاد غير سازنده ، تمسخر وشرمنده كردن آنان مخصوصا در برابر ديگران جدا بپرهيزيد .

26 ـ فرزندانتان را به خاطر رفتارهاي مثبت تشويق كنيد .

27 ـ در موقعيت هاي بحراني ، فشارها و تنش هاي رواني ، راهنما و همراه فرزندان خود باشيد .

28 ـ هرگز فضاي خانه را متشنج ننموده و از مشاجره و بحث هاي بيهوده بپرهيزيد .

29 ـ مسووليت و تكليفي به فرزندان خود بدهيد كه با توان آنان متناسب باشد .

30 ـ در روابط خود با فرزندان هميشه صادق و مهربان باشيد .

31 ـ از تنها گذاشتن فرزندان خود به ويژه هنگامي كه به مسافرت يا ميهماني  مي رويد جدا خودداري كنيد .

32 ـ به حس ششم خود توجه كنيد . هرگاه در درون خود احساس كرديد كه مشكل خاصي وجود دارد حتما آن را جدي بگيريد .

33 ـ در صورت شك و ترديد ، وسايل شخصي و لباس هاي فرزندانتان را مخفيانه بازرسي كنيد .

34 ـ ترحم به معتادان محله تان را خيانت به فرزندانتان بدانيد .

35 ـ هميشه در نظر داشته باشيد كه خانواده ها در زمينه پيشگيري از اعتياد ، نقش بسيار موثر تري در مقايسه با نيروي انتظامي و ساير سازمان هاي مسوول بر عهده دارند .

36 ـ رعايت نكات مذكور منحصر به والدين نبوده ، بلكه ساير اعضاي خانواده به ويژه برادران و خواهران بزرگ تر را نيز در بر مي گيرد و چه بسا تاثير پذيري جوانان و نوجوانان از آن ها در بسياري از موارد بيش از پدر و مادر مي باشد .

ابراري ـ مركز بهداشتي درماني دهكويه

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 11:19 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 66 پزشکی

بهداشت تغذيه رمضان

ماه مبارك رمضان در همراهي با روزهاي گرم و بلند تابستان شرايط ويژه اي را طلب مي نمايد . رعايت برخي نكات تحت عنوان « بهداشت رمضان » ضمن آن كه ضامن سلامتي روزه داران عزيز مي باشد ، تحمل شرايط نسبتا دشوار روزه داري در اين فصل از سال را نيز آسان تر مي نمايد .

ماه رمضان فرصتي براي يك سال

ماه رمضان فرصتي براي نزديك شدن به پروردگار و تذهيب نفس است و حيف است كه اين فرصت عظيم را از دست بدهيم . بهانه هاي شيطاني براي دوري از رمضان زياد است : درس ، مشق ، كار ، تابستون ، تفريح و ...

هرچند روزه داري فرصت مناسبي براي سلامتي جسم از چاقي و فشار خون ، مرض قند و غيره است ، ولي آخر ماه رمضان تعدادي از آدم ها با كم خوري و پر خوري و يا بد خوري سلامتي خود را از دست مي دهند . چاق و لاغر از اين طرف و آن طرف بام مي افتند .

من بي سحري روزه مي گيرم

حتما سحري بخوريم ، روزه داري بي سحري باعث سوختن ناقص چربي ها مي شود كه علاوه بر ضعف و سردرد و سرگيجه ، باعث تحليل عضلات و مشكلات گوارشي و توليد سنگ كليه مي شود .

افطار عذاب معده

خيلي ها با شنيدن صداي اذان مغرب مي افتند به جان سفره و به تلافي اين چند ساعت گرسنگي ، دلي از عزا در مي آورند و عذاب معده را زياد مي كنند كه نتيجه آن سفره چند متري پاشيده همراه با معده بادكرده و با سر و صدا خواهد بود .

سحري سالم

ـ خوردن آب زياد در حين وعده سحري و يا بعد از آن باعث سوء هاضمه و نفخ شكم مي شود . بهتر است نيم ساعت قبل از وعده سحري آب مورد نياز را ميل كنيم .

ـ خوردن سبزي ها و يا غذاهاي داراي فيبر مانند : كرفس و اسفناج و يا حبوبات مي توانند به تدريح آب را در حين روزه رها نمايند و باعث رفع عطش شوند .

ـ خوردن غذاهاي داراي نشاسته زياد مانند كوكو سيب زميني ، ماكاروني و غذاهايي از اين دست ، براي هظم احتياج به آب فراواني دارند كه در طول روزه داري باعث عطش خواهند شد .

ـ غذاهاي شيرين و شكردار جدا از اثرات سوء بلند مدت ، خيلي زود هضم   مي شوند و تواني براي روزه دار در بعد از ظهر باقي نمي گذارند . ضمنا باعث عطش هم مي شوند .

ـ چاي پر رنگ و زياد در سحري ضمن سيري زودرس باعث هدر روي مقدار زياد آب با ارزش در حين ورزه خواهد شد . شايد خوردن يك ليوان چاي كم رنگ نيم ساعت قبل از سحري بد نباشد .

ـ خوردن غذاهاي سرخ شده و چرب جدا از اثرات سوء بلند مدت ، باعث سوء هاضمه و نيز تشنگي در طول روز مي شود .

ـ خوردن سالاد بدون سس ،سبزي خوردن و غذاهاي سبزي دار و داراي پروتئين ، حبوبات و ماست در وعده سحري همراه با خرما و كشمش و نيز پرهيز از خوردن غذاهاي شيرين و يا چرب و سرخ شده ، نويد بخش روزه اي سالم و آسان خواهد بود .

افطاري سالم

ـ خوردن شير گرم ، آب جوش و يا چاي كم رنگ همراه با خرما و كشمش براي باز كردن افطار مناسب است و پس از آن آش ، سوپ ، حليم و يا فرني ، جدا از رفع عطش و تامين انرژي از دست رفته ، مي توانند معده را كه در حالت استراحت روزه داري بوده است به تدريج آماده فعاليت نموده و براي صرف شام آماده سازد .

ـ بهتر است شام را به فاصله نيم تا يك ساعت پس از افطار ميل نمود . خوردن سبزيجات و لبنيات مانند ماست فراموش نشود .

ـ بهترين زمان مصرف ميوه ها از نيم تا يك ساعت پس از صرف شام مي باشد و در فاصله بين شام تا سحري ، با تامين آب از دست رفته بدن خود را براي روزه فردا آماده نماييم .

روزه آسان تر

براي روزه داري در روزهاي گرم و بلند تابستان ، ضمن تغذيه مناسب به ويژه در وعده سحري ، نيازمند رعايت نكاتي در طول روز است . تا حد امكان برنامه هاي كاري را طوري ترتيب دهيم كه از فعاليت زياد و حضور در فضاي گرم و آفتابي به ويژه در نيمه هاي روز پرهيز نماييم .

چه كساني نبايد روزه بگيرند؟

روزه براي بيماران زير مناسب نيست :

ـ كساني كه سوء هاضمه شديد و فعال بخصوص زخم معده و دوازدهه    ( اثني عشر) دارند .

ـ كساني كه كليه سنگ ساز دارند.

ـ كسي كه بيماري ديابت كنترل نشده دارد .

ـ بيماران داراي آب سياه چشم با فشار نرمال

ـ بيماراني كه احتياج به درمان دارويي دقيق و سر ساعت دارند و امكان جابجايي زمان مصرف دارو ( با نظر پزشك معالج ) وجود ندارد .

ـ هنگامي كه روزه داري باعث به وجود آمدن بيماري يا تشديد بيماري مي گردد با نظر پزشك متخصص .

ياسمن منفرد ـ رابط بهداشت دهكويه

ساخت داروی چشم با استفاده از داستان حضرت یوسف!

سرویس فرهنگی جهان نيوز: دانشمند مسلمان مصری دکتر عبد الباسط محمد توانست با ساختن قطره ی چشم برای درمان آب مروارید با الهام گرفتن از سوره یوسف به دو مجوز اختراع بین المللی یکی از آمریکا و دیگری از اروپا دست یابد.

دانشمند مسلمان مصری دکتر عبد الباسط محمد سید پژوهشگر مرکز ملی تحقیقات وابسته به وزارت پژوهش علمی و فناوری مصر یک روز صبح هنگامی که در حال تلاوت سوره ی یوسف علیه السلام بود آن قصه ی عجیب وی را به تأمل واداشت و شروع به تدبر در آیات قرآن کریم کرد که داستان توطئه ی برادران یوسف علیه السلام و سرنوشت پدر آن حضرت را بیان میکرد و اینکه چگونه چشمان حضرت یعقوب کور شد و دچار آب مروارید گردید و سپس چگونه خداوند متعال به واسطه ی پیراهن یوسف (ع) آن حضرت را شفا داد .

دکتر عبدالباسط با خود می اندیشید که پیراهن یوسف علیه السلام چه می تواند داشته باشد که باعث شفای چشمان پدرش شد ؟ وی ایمان داشت که داستان یوسف معجزه ایست که خداوند متعال به وسیله ی یکی از پیامبران خود آن را به اجرا گذاشته است. ولی دکتر معتقد بود که در کنار محتوای روحی داستان ، محتوای مادی دیگری نیز دارد که از طریق تحقیق و مطالعه می توان به آن دست یافت تا دلیلی باشد بر راستگویی قرآن کریم وی همچنان در حال تحقیق و جستجو بود تا اینکه با یاری خداوند به رابطه ی بین غم و غصه و دچار شدن به آب مروارید پی برد. چرا که غم و غصه باعث افزایش هرمون ادرینالین می شود که این ماده، ماده ای ضد هرمون انسولین به شمار می رود.

بنابراین اندوه و یا شادی شدید باعث افزایش مستمر هرمون ادرینالین می شود که به نوبه ی خود باعث افزایش قندخون می گردد که این یکی از دلایل تار و کدر شدن دید چشم می باشد. و این بر هم زمان بودن گریه و اندوه می باشد که نخستین بارقه ی امید در سوره ی یوسف برای وی زده می شود آنجا که خداوند در مورد حضرت یعقوب علیه السلام می فرماید : « وتولى عنهم وقال يا أسفي على يوسف وابيضّت عيناه من الحزن فهو كظيم » (يوسف 84) حضرت یوسف علیه السلام با وحی پروردگار از برادرانش خواست که پیراهنش را برای پدرش ببرند « اذهبوا بقميصي هذا فألقوه على وجه أبي يأت بصيرا وأتوني بأهلكم أجمعين» (يوسف 93)خداوند متعال می فرماید : « ولما فصلت العير قال أبوهم إني لأجد ريح يوسف لولا أن تفندون، قالوا تالله إنك لفي ضلالك القديم، فلما أن جاء البشير ألقاه على وجهه فارتد بصيرا قال ألم أقل لكم إني أعلم من الله ما لا تعلمون» (يوسف 96) آغاز پژوهش از اینجا بود که چه چیزی در حضرت یوسف علیه السلام بود که باعث شفا شده است ؟

بعد از فکر و تأمل دکتر عبد الباسط به جوابی جز عرق (بدن) نرسید؛ بنابراین شروع به جستجو در مورد عناصر عرق کرد و لنزهای خارج شده از چشم را در عرق فرو می برد که باعث شفافیت تدریجی این لنزهای کدر شده می گردید.

و سؤال دوم این بود که : آیا تمام عناصر و اجزای عرق فعال و تأثیر گذار می باشند؟

بدین وسیله و با یکی از این عناصر در نهایت دکتر عبدالباسط توانست ترکیبی از "پولین جوالدین" بسازد و آن را روی 250 داوطلب آزمایش کندکه در بیش از 90% از موارد آب مروارید و سفیدی چشم از بین رفت و این افراد بینایی خود را باز یافتند. و از طریق آزمایش ثابت شد که استفاده از این قطره 2 بار در روز به مدت 2 هفته باعث از بین رفتن آب مروارید چشم و بهبود بینایی می گردد.

دکتر عبد الباسط می گوید که با شرکتی که قرار است این دارو را تولید و توزیع کند شرط کرده است که هنگام ارائه ی آن به مردم به این مسأله اشاره کند که آن یک داروی قرآنی است تا مردم به راستگویی این کتاب بزرگ و تأثیر آن در خوشبختی دنیوی و أخروی مردم پی ببرند.

دکتر عبدالباسط اضافه می کند که : با استفاده از تجربیات علمی خود عظمت و بزرگی قرآن را احساس می کنم و آنگونه است که خداوند فرموده : « وننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمؤمنين »

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

ویژه نامه اوج شماره 1

اولین ویژه نامه اوج همراه با شماره ۶۶ منتشر خواهد شد

دریافت صفحات ویژه نامه به صورت عکس

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  |