تبليغاتX
ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه

ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه

ماهنامه پسین دهکویه مجله ای برای مردم لارستان

ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

خواب و بیدار از وبلاگ دهکویه شهر آشنا : سلام آقای معزی طبق آخرین اخبار رسیده از وزارت کشور تغییر در تقسیمات کشوری استان فارس به شرح زیر می باشد (منبع خبر جنوب) :

1.شناخت روستای اسیر شهرستان مهر به عنوان شهر

2.شناخت دوزه مرکز بخش سیمکان از توابع شهرستان جهرم به عنوان شهر

3.ادغام روستاهای عباس آباد - دم قنات - ده بید و تیس آبادبا روستای ده پاگا مرکز بخش همایجان از توابع شهرستان سپیدان و تبدیل آن به عنوان شهر هما شهر ابلاغ شد


چرا ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم این فقط و فقط کم کاری شورا می رسونه ما طبق مصوبه ی دولت می تونیم شهر بشیم اما هنوز خبری ازش نیست

در صورتی که میبینید در قسمت 3 اشاره شده که چند تا روستا ادغام شده و شدن شهر جمعیت کافی نداشتن اونا یقینا باید مراحل بیشتری طی می کردن تا به شهر بشن نسبت به ما لطفا اطلاع رسانی کنید.

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 65 - سرمقاله

ماهنامه فرهنگي اجتماعي پسين دهكويه ـ

 سال ششم ـ شماره 65 ـ 10 مرداد 89

دریافت صفحات نشریه به صورت عکس

سرمقاله

لزوم راه اندازي اينترنت ADSL در دهكويه

قرن حاضر را عصر اطلاعات مي نامند و كشوري جامعه اي پيشرفته تر تلقي مي گردد كه در زمينه اطلاعات به درجات بالايي رسيده باشد . در اين عصر يكي از شاهراه هاي بزرگ اطلاعاتي اينتر نت است كه توانسته است مفهوم دهكده جاني را به عينه نشان دهد . پس مي توان گفت يكي از راه هاي پيشرفت هر جامعه دستيابي هر چه بيشتر اطلاعات درسترسي به شبكه اينترنت است . هر چه سرعت اينترنت بيشتر باشد سرعت دسترسي به اطلاعات نيز بيشتر خواهد بود .

در دهكويه متاسفانه بايد گفت از نظر دسترسي به اينترنت و سرعت آن در وضعيت بسيار ضعيفي قرار داريم و اكثر اوقات آن قدر سرعت آن كم است كه بايد عطايش را به لقايش بخشيد . تنها منبع ارتباطي اهالي مركز ديتا مخابرات است كه فقط داراي يك رايانه مي باشد و اگر افراد بخواهند از آن استفاده كننده بايد ساعت ها منتظر بمانند تا نوبتشان شود آن هم اگر قطع نگردد .

يكي از راه هاي بر طرف شدن اين مشكل راه اندازي اينتر نت پر سعت يعني ADSL است . طبق بررسي هاي به عمل آمده اگر مركز مخابرات دهكويه به خط فيبر نوري متصل شود مي توان به اين نوع اينترنت از لار دسترسي پيدا نمود .

با وجود اين كه خط فيبر نوري به دهكويه در محل فلكه رسيده ،  بدين وسيله از مسوولين محترم تقاضا داريك با پيگيري هاي لازم توسط شركت مخابرات خط فيبر نوري به مركز مخابرات متصل شده تا امكان استفاده از اين نوع اينترنت ميسر گردد .                           مدير مسوول

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 65- خبری

برپايي مراسم جشن در اعياد شعبانيه

از آغازين روزهاي اين ماه اهالي دهكويه به چراغاني كوچه ها و معابر به استقبال اعياد اين ماه رفتند . همچنين حجله هاي بسيار زيبايي در مناطق مختلف دهكويه برپا گرديد كه اكثريت برپا كنندگان آن جوانان و نوجوانان بودند كه اين گونه ارادت خود را به خاندان اهل بيت عصمت و طهارت نشان دادند

به مناسبت ميلاد گل هاي باغ محمدي (ص) حضرت امام حسين ، حضرت اباالفضل و امام سجاد ( عليهماالسلام) و همچنين نيمه شعبان سالروز ميلاد صاجب الامر و منجي عالم بشريت حضرت مهدي (عج) موعود ، مراسم هاي جشني در محل مدرسه راهنمايي صديقه طاهره (س) توسط هيئت شيفتگان مهدي (عج) برگزار گرديد كه شامل مولودي خواني ، اجراي نمايش هاي طنز ، مسابقه و ... بود كه مورد توجه مردم و عاشقان اهل بيت قرار گرفت .

صعود 4 نفر از كوهنوردان دهكويه به قله 4221 متري زرد كوه

4 نفر از اعاضاي گروه كوهنوردي وليعصر(عج) دهكويه به نام هاي محمود و مسعود رنجبري ، موسي اسماعيلي و عليرضا راستي كه به عنوان مهمان در گروه كوهنوردي شهيد شاكري لار حضور داشتند توانستند به قله 4421 متري زرد كوه در استان چهار محال بختياري صعود نمايند .

پس از بازگشت كوهنوردان طي مراسمي كه در محل تالار وحدت لار برگزار شد از اين افتخار آفرينان تقدير به عمل آمد .

اخبار امور بانوان

* افتتاحيه كلاس هاي طرحاوقات فراغت در مورخه 89/4/1 در محل حسينيه

* برگزاري كلاس آموزش رايانه ICDL درجه يك و 2 با مربي گري آقاي عبدالحسين صفري

* اجراي طرح صالحين با حضور17 نفر از خواهران در 3 گروه از خواهران و بحث پيرامون موضوعات تربيتي ، حجاب و چگونگي ارتباط با ديگران . با تشكر از مربيان  خانم ها آسيه راسخي ، محبوبه راسخي و معظم صفري .

* برگزاري يك دوره كلاس آموزش قرآن ويژه بزرگسالان هفته اي سه روز با شركت 10 نفر از خواهران  با مربي گري خانم فاطمه نوروزيان

* برگزاري يك دوره آموزش آشپزي :

در قالب برنامه هاي اوقات فراغت يك دوره آموزشي تهيه ساندويچ ، شاورما و شيريني رشته اي با حضور مربايني از اداره ترويج جهاد كشاورزي لارستان در محل حسينيه برگزار گرديد . در اين برنامه 30 نفر از خواهران بسيجي شركت داشتند .

* برگزاري آزمون آشنايي با بسيج با حضور 40 نفر از خواهران در قالب طرح اوقات فراغت .

* كلاس بدنسازي هفته اي 3 روز در محل بازار ويژه خواهران عصرها از ساعت 5/5 رسمي روزهاي شنبه ، دوشنبه و چهارشنبه

* ثبت نام دوره آموزشي طراحي و نقاشي رنگ و روغن در تعاوني زنان وحدت . هزينه ثبت نام 6 هزار تومان

* ثبت نام آموزش مجسمه سازي و خطاطي در پايگاه بسيج خواهران

* تشكر و قدر داني :

* تشكر از برادر جمالي مدير محترم دبستان مدني به خاطر در اختيار قرار دادن سالن به كميته ورزش خواهران .

* تشكر از برادر احمدي دهيار محترم به دليل كمك 1/300/000ريالي به كميته ورزشي خواهران .

* تشكر از حوزه سردار شهيد عفيفه و فرماندهي آن جناب آقاي طالبي به دليل كمك 400/000 ريالي جهت توپ ، تور ، پرده و ...

* تشكر از اعضاي كميته ورزشي خواهران صديقه نوروزيان ، حوريه فروزان ، راضيه ماهرو و فرشته خجسته نژاد در برگزاري برنامه هاي ورزشي در سالن

باتاسیس دانشگاه علوم پزشکی لارستان موافقت نشد

طرح ار تقای دانشکده ی پرستاری لارستان به دانشگاه علوم پزشکی که در اردیبهشت88 مورد موافقت کلی  قرار گرفته بود به تصویب نرسید .

در مورد موضوع تاسیس دانشگاه علوم پزشکی لارستان ، همانطور که می دانید این طرح تحت عنوان ارتقای دانشکده ی پرستاری لارستان در اردیبهشت 88 مورد موافقت کلی قرار گرفته بود .رئیس شبکه بهداشت و درمان لارستان هم به عنوان مسئول راه اندازی دانشگاه علوم پزشکی لارستان حکم گرفت اما علی اصغر حسنی با این توجیه که امکانات بیمارستانی و بهداشتی در گراش بیشتر از لار است سعی داشت اصل طرح را تغییر دهد .یعنی اصلا بحث اینکه امکانات کجا بیشتر است مطرح نبود و قرار نبود بحث رقابت مطرح باشد . مسئله کاملا مشخص بود. ارتقای دانشکده ی پرستاری لارستان به دانشگاه علوم پزشکی . با توجه به اینکه حسنی عضو کمیسیون بهداشت و درمان و آموزش پزشکی مجلس است و قطعا در به نتیجه نرسیدن تاسیس دانشگاه علوم پزشکی لارستان نقش داشته باید صریحا به مردم لارستان در خصوص این ناکامی توضیح دهد و مشخص نماید نقش او دقیقا در این مورد چیست ؟آیا او خود را نماینده ی بخشی از لارستان می داند یا برای توسعه ی همه ی مناطق لارستان بزرگ تلاش می کند ؟

كاظم رحيمي نژاد از لار

آقاي الياس طاهري

سرپرست فرمانداري ويژه لارستان شد

 

دکتر روح الله احمدزاده استاندار فارس ،باصدور حکمي الياس طاهري را به عنوان سرپرست فرمانداري ويژه لارستان منصوب کرد.

به گزارش دريافتي ايرنا ، درحکم استاندار فارس خطاب به الياس طاهري آمده است: نظر به مراتب تعهد و سوابق ارزشمند جنابعالي به موجب اين حکم شما را به عنوان سرپرست فرمانداري ويژه شهرستان لارستان منصوب مي نمايم. انشاالله در ظل تمحيدات الهي در راستاي تحقق اهداف نظام مقدس جمهوري اسلامي تحت رهبري داهيانه مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) موفق باشيد.

پيش از اين منصور محتاجي فرماندار شهرستان لارستان بود که طي جلسه اي با حضور مسئولين استاني، اعضاي شوراي تأمين شهرستان و کارکنان فرمانداري از خدمات وي تقدير شد.

بر اساس مصوبه هيأت دولت و ابلاغ وزارت کشور، فرمانداري لارستان به جايگاه فرمانداري ويژه و معاونت استاندار ارتقا يافته و از اين پس همه مکاتبات نيز با عنوان فرمانداري ويژه صورت خواهد گرفت.

سرپرست فرمانداري لارستان كيست؟

الیاس طاهری که روز -چهارم مرداد ماه - به سمت سرپرستی فرمانداری لارستان منصوب شد دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی است.  -  وی که اهل اقلید است تا کنون مسئولیت های زیر را پشت سر گذاشته است. وی از سال 1370 تا 73 رئیس آموزش و پرورش حاجی آباد(زرین دشت )بوده است.

از سال 73 تا 77ریاست آموزش و پرورش نیریز را به عهده داشته .از سال 77تا 78 در سمت ریاست دانشگاه آزاد اسلامی داراب مشغول به کار بوده است.

از سال 78 تا 79 مقام ریاست دانشگاه آزاد اسلامی جهرم را به عهده داشته .از سال 79 تا 84 رئیس دانشگاه آزاد اسلامی اقلید بوده است
سپس به وزارت کشور منتقل شده و از سال 84 تا 86 فرماندار سپیدان بوده است. از سال 87 تا 89 (دو ماه پیش ) فرماندار بوانات بوده و پس یک دوره  کوتاه که در استانداری فارس در سمت کارشناس سیاسی
 به کار اشتغال داشته  به عنوان سرپرست فرمانداری لارستان منصوب شده است.

درجلسه ی تودیع و معارفه فرمانداری لارستان چه گذشت؟

صحبت نو : در پي انتصاب آقاي  الیاس طاهری به عنوان سرپرست فرمانداری لارستان در جلسه ی معارفه ی وی، مهدی یار -معاون امنیتی و انتظامی استانداری فارس- گفت :استاندار فارس نظر صریح خود را طی نامه ای در خصوص تابعیت دو بخش اوز و بیرم در مجموعه ی فرمانداری لارستان به وزارت کشور اعلام کرده است .

گفته می شود افتتاح فرمانداری ویژه ی لارستان و فرماندار ی گراش همزمان با اعلام الحاق مجدد اوز و بیرم به لارستان خواهد بود.

تعويق اجراي طرح جديد تقسيمات كشوري در لارستان

با پيگيري امام جمعه لار، نماينده رهبري در لارستان، امام جمعه موقت و جمع كثيري از مردم منطقه ، اجراي طرح جديد تقسيمات كشوري به تعويق افتاد.  -  طبق اطلاع خبرنگار صحبت نو، بر طبق پيگيري مردم لارستان اجراي طرح جديد تقسيمات كشوري كه در بهمن ماه گذشته اعلام شده بود تا الحاق مجدد بخش هاي اوز و بيرم به لارستان به تعويق افتاد.

به‌زودي  متن بيانيه مشترك روحانيت لارستان در اين خصوص منتشرخواهد شد.

41 ميليارد ريال از محل دو در صد نفت وگاز به لارستان اختصاص يافت

فرماندار لارستان گفت: 41 ميليارد ريال اعتبار تملک دارايي سرمايه اي از محل دو درصد نفت و گاز در سال 89 به لارستان اختصاص يافت.

منصور محتاجي فرماندار سابق لارستان در گفت و گو با ايرنا اظهار داشت : سهم اعتبارات شهرستان لارستان از محل دو درصد نفت و گاز 9/6 درصد کل اعتبارات استان فارس است.

وي ادامه داد: ميزان سهميه اعتبارات لارستان نسبت به سال گذشته 30 درصد افزايش داشته است.

وي اضافه کرد: اين اعتبار از دو بخش سهميه مناطق محروم و استحصال نفت و گاز تامين مي شود.

وي بيان کرد: بدليل اينکه از مخازن نفت و گاز لارستان برداشت نشده تنها از محل مناطق محروم اين اعتبارات تامين شده است.

محتاجي گفت:با توجه به سرفصل اعتبارات دور سوم سفر رياست جمهوري که ويژه طرحهاي فرهنگي است ، با پيگيري دستگاه هاي اجرايي و نماينده مردم در مجلس شوراي اسلامي اين اعتبارات جذب مي شود.

بزرگ ترين کتابخانه عمومي لارستان درحال ساخت است

بزرگ ترين کتابخانه عمومي لارستان به مساحت سه هزار مترمربع در مرکز اين شهرستان در حال ساخت است.

منصورمحتاجي در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: زيربناي اين کتابخانه دوهزارو 500 مترمربع است و با17 ميليارد ريال از محل اعتبارات اداره کل مسکن و شهرسازي استان فارس ساخته مي شود.

وي ادامه داد: پيشرفت فيزيکي اين کتابخانه اينک 40 درصد است که اين پيشرفت کار رضايت بخش است.

اينک شهرهاي لار، گراش، اوز و خنج داراي کتابخانه هاي زيبا و استاندارد هستند.

خريد محصولات کشاورزي در لارستان پايان يافت

رييس اداره تعاون روستايي لارستان اعلام کرد:‌خريد محصولات کشاورزي اين شهرستان که از بيستم فروردين امسال آغاز شده بود، دهم تيرماه جاري پايان يافت.

مهندس محمدباقر صداقت، در گفت و گو با ايرنا افزود: از اين کشاورزان 88 هزارتن گندم به ارزش 300 ميليارد ريال، پنج هزار تن جو به  

مبلغ 12ميليارد و 500 ميليون ريال و 230 تن کلزا به ارزش يک ميليارد و 400 ميليون ريال خريداري شد.

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 11:55 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 65- اجتماعی

پاسخ كارگاه تيرچه بلوك دهكويه به مطلب 90

مدير مسوول محترم ماهنامه پسين دهكويه

با سلام ، توفيق جنابعالي در اشاعه فرهنگ غني اسلام و شناساندن بيشتر دهكويه را از خداوند قادر مسئلت داريم . در ماهنامه شماره 64 ، 10 تير 89 مواردي درج شده كه ابتدا تقدير و تشكر مي گردد .

نسبت به وجود دو كارگاه تيرچه بلوك در دهكويه كه اظهار نموده ايد هنوز متاسفانه افرادي كالاي خود را از خارج تامين مي كنند و دلايل آن را بدقولي از طرف كارگاه هاي داخل عنوان نموده بوديد . شايد در بعضي مواقع صدق كند ، ولي موارد متعددي وجود دارد . بهتر بود علت را جويا   مي شديد .

1 ـ در داخل دهكويه برخي افراد وقتي مصالح نياز دارند كه بايد يك شبه تامين شود ، ولي وقتي براي پول مي روي مي گويند مگر فرار مي كنيم.

2 ـ بعضي افراد خود بد هستند ، حاضرند همين جنس با كيفيت كمتر و با قيمت بالاتر و به صورت نقد از جاي ديگر تامين كنند ، ولي حاضر نيستند از همشهريان خود خريد كنند .

3 ـ به عنوان مثال سري به بانك هاي موجود در كورده بزنيد ، ببينيد چند نفر از اهالي دهكويه در آنجا سرمايه گذاري كرده اند ، در صورتي كه هيچ شخص غير بومي در بانك هاي دهكويه حسابي ندارد .

4 ـ متاسفانه كارشناسان ( ناظر فني ) ساخت و ساز از كورده مي باشند و علاوه بر اين كه آن ها ناظر هستند ، خود پيمانكار و مصالح فروش نيز هستند و اعلام نظر مي كنند كه مصالح فلان كارگاه را تاييد مي كنم يا نه .

 با تشكر ـ كارگاه تيرچه بلوك ساحل دهكويه ـ  بستگان ـ زارعي

پسين در 8 سال گذشته

تمام اين بخش از شماره 5 داخلي مرداد 81 انتخاب شده است .

ـ برگزاري همايش شوراهاي اسلامي دهستان دهكويه

ـ در سال زراعي 81-80 كشاورزان دهكويه 2600 تن گندم توليد نمودند .

ـ راهيابي آقاي منصور عطايي به مرحله كشوري المپياد رايانه

ـ مشاهير دهكويه ـ ملا عباسعلي از اساتيد خط دهكويه

ـ مطلب تاريخي دهكويه در پيش از اسلام

ـ ازدواج از ديدگاه جوانان دهكويه و فرهنگ ازدواج در دهكويه

مطلبي در مورد وحدت از اين شماره :

وحدت رمز موفقيت

جامعه اي كه افراد آن از نظر مادي ومعنوي در موقعيت خوبي قرار دارندبراي رسيدن به هدف هاي متعالي كمتر دچارمشكل مي شوندوبه راحتي مي توانند از پس مشكلات برآيند و به قله موفقيت صعود كنند.البته اين موفقيت در صورتي  مي تواند امكان پذيرباشدكه افراد جامعه، وحدت، اين واژه زيبا و پر محتواكه كليد ورمز موفقيت و بهروزي است شعار خود قرار داده و با اتحاد و همبستگي در يك مسير واحد طي طريق كنند.دراينجا اشاره مي كنيم به دهكويه خودمان كه خوشبختانه درصدبيشتر افرادآن از نظر اقتصادي در موقعيت خوبي قرار دارندكه مي توانند در كنار اعضاي محترم شورا كمبودهارا برطرف سازند.متاسفانه همه ما چشممان به مسئولين است كه براي روستايمان كاري انجام دهند وخود قدمي برنمي داريم.ما كه مي دانيم از طرف دولت به روستاها بودجه اي تعلق نمي گيردچرا بايد بنشينيم و به مسئولين چشم بدوزيم تامشكلات را برطرف سازند.

بياييد ابتدا از تكروي وخودبيني كناره گرفته و به اطراف بنگريم و مشكلات ومعضلات جامعه رابجوييم نه اينكه فقط به فكر مشكلات شخصي خو دبوده و مال اندوزي كنيم .بياييد با وحدت ويكپارچگي در كنارمسئولين دلسوز در رفع مشكلات بكوشيم تاآينده اي روشن ودرخشان در انتظارجامعه ما باشد.

                        ( الف فروزان )

همه اهالي دهكويه بخوانند

همانگونه كه خوانندگان محترم مستحضرند در شماره 63 نشريه گفته شد كه ماهنامه آيت كورده طي  مقاله اي مشاركت اهالي دهكويه در قيام مردم لارستان به رهبري آيت الله سيد عبدالحسين لاري منكر شده بود ، كه پاسخي به آن داده شد و در نشريه نيز چاپ گرديد . همين پاسخ براي ماهنامه آيت ارسال شد . اين نشريه فقط حدود يك چهارم از پاسخ ارسالي را چاپ نمود و دوباره به آن پاسخي داد . به دليل اين كه در عنوان پاسخ ذكر شده « همه اهالي دهكويه بخوانند » و چون نشريه آيت در دهكويه توزيع نمي گردد ، اين مطلب تقديم شما مي گردد ، اما  از خوانندگان محترم تقاضا داريم قبل از خواندن اين مطلب نگاهي به اصل مطلب و پاسخ آن در شماره 63 بيندازند :

پاسخ نشريه آيت :

مجددا معروض مي دارد كه غرض اصلي بنده از بين رفتن ابهامات در همراهي مردم دهكويه با سيد و مبارزات ايشان در جريان مشروطه خواهي بود ، ام جواب خارج از انتظار ماهنامه پسين دهكويه مرا بر آن داشت تا نكاتي چند را خاطر نشان سازم :

1 ـ نكته اول : پرسيده اند كه آيا بنده مقاله را خوانده ام يا خير و بدون آن كه منتظر جواب من لاشند با اطمينان گفته اند كه پاسخ خير است ( فراموش نكنيم قضاوت فقط براي خداست و آن كه خدا تعيين كند ) و با استناد به اين كه بنده نام مقاله را اشتباه نوشته ام ، جواب خير را با اين برهان ! موكد كرده اند . در جواب بايد بگويم بنده مقاله را تمام و كمال مطالعه نموده ام و اگر دوستان توجه كنند روي جلد نشريه آيت هم فقط نوشته شده است « نقدي بر مبارزات دهكويه در همراهي سيد » اما در صفحه مربوط به مقاله مذكور ، كلمه   « مقاله » هم سهوا به ابتداي جمله اضافه شده است در ثاني اگر بنده اين مطلب را مطالعه نكرده ام چگونه بلر آن نقد نوشته ام ؟! براي تاكيد عنوان مي دارم كه بنده حتي مقاله اي در مورد دهكويه كه در ويژه نامه همايش زبان شناسي لارستان چاپ شده بود را نيز مطالعه نموده ام كه در آن مقاله نيز به سابقه مبارزاتي مردم دهكويه اشاره شده بود .

2 ـ شايد بسياري از ما خيلي از چيزها را نديد باشيم ، اما نديدن دليل بر نبودن نيست . بنده فقط ادعا كردم غرض شفاف سازي است و دوستان ظاهرا در نوشتن انتقاد يا بهتر بگويم انتقاد كوبنده نسبت به اينجانب آنقدر بي تاب بوده اند كه بند 4 را فراموش كرده اند . غرض از شماره گذاري اين است كه هر شماره مكمل شماره قبل خود است و بدون يك شماره ، شماره ديگر ابتر است . ( ر . ك  مواد قانوني قوانين مختلف ) بنده در بند 4 گفته ام كه ذكر منبع با مراجعه به علماي تاريخ شناس دهكويه ميسر خواهد بود و اصلا غرضم از اشاره به پايان نامه كذايي و كتاب دلاوران لارستان اين نبوده است كه چون در اين دو منبع نامي از دهكويه نيست پس هيچ منبع ديگري هم نخواهد بود . بهتر است مطلب بنده را تحريف نفرماييد .

3 ـ در مورد بند ديگر مقاله گفته اند كه عدم ذكر منبع به دليل كمبود جا بوده كه اين توجيه مقبولي نيست و قوانين حقوق مالكيت معنوي ما را موظف مي دارد هر مطلبي را كه نقل مي كنيم ، منبع آن را نيز ذكر نماييم . ( ر . ك مجموعه قوانين مالكيت معنوي ، حميد فاتح نيا ، انتشارات جنگل ، 1386 )

4 ـ در پايان ضمن تشكر از شفاف سازي ماهنامه پسين دهكويه و نويسنده محترم آن ، يادآوري مي كنم كه اگر مطلبي عليه كسي يا چيزي نوشته شود ، فردي كه مطلب عليه او نوشته شده است حق دارد به اندازه همان مطلب براي نشريه جوابيه ارسال نمايد و نشريه مذكور موظف است جواب را در شماره بعد يا حداكثر دو شماره بعد چاپ كند .

در پايان :

غرض نقشي است كر ما باز ماند

كه گيتي را نمي بينم صفايي

مگر صاحبدلي روزي ز رحمت

كند در حق درويشان دعايي

قهرماني

پاسخ :

در اينجا به دليل جلوگيري از به درازا كشيدن كلام فقط به بخشي ازاين نوشته پاسخ داده مي شود :

نويسنده محترم گفته اند در اصل عنوان مقاله «  نقدي بر مبارزات دهكويه در همراهي سيد » بوده كه اشتباها در هنگام تايپ مطالب كلمه مقاله به جمله افزوده شده .

در پاسخ بايد گفت : اگر اين مساله را بپذيريم يك مشل پيش مي آيد كه كل مقاله زير سوال خوهد رفت . براي روشن شدن موضوع ابتدا مي پرسيم « نقد را چه موقع مي نويسند ؟ در پاسخ بايد گفت : هنگامي كه موضوعي اتفاق افتاده باشد ، مثلا شعري سروده شده ، فيلمي ساخته شده و يا عملكرد گروهي مورد نقد قرار مي گيرد . يعني اگر بخواهيم فيلمي را نقد كنيم بايد ابتدا ساخته شدن آن را بپذيريم .

بر اساس مقدمه فوق مي گوييم : نويسنده محترم مقاله به عنوان مقدمه هر نقدي بايد نقش اهالي دهكويه در آن واقعه تاريخي پذيرفته اند ، اما در ادامه آن را منكر شده اند .

به عنوان نكته دوم بايد گفت : اگر واقعا اهالي دهكويه در اين واقعه تاريخي نقشي نداشته اند ، چگونه مي توان واقعه اي را كه اتفاق نيفتاده نقد نمود ؟

در بند دوم نيزگفته اند : منظورشان اين نبوده به جز در دو منبع ذكر شده در منابع ديگر نامي از دهكويه نيست . در پاسخ از خوانندگان محترم تقاضا داريم بند 1 و 2 مطلب فوق را دوباره مطالعه نمايند و خود به قضاوت بپردازند و همچنين معروض مي داريم كه نقل قولشان از شهيد آويني عكس ادعايشان را اثبات مي كند . 

90 پسين

اين ماه هم با 90 خدمت شما هستيم .

·   در اواسط سال گذشته شاهد بوديم كه توسط شوراي محترم با هزينه اي بالغ بر 700 هزار تومان درختاني خريداري شده و در بولوار كاشته شد ، اما متاسفانه شاهد آن بوديم كه تعدادي از اين درختان شبانه از داخل بولوار دزديده شد و متاسفانه بقيه درختان باقي مانده نيز به خوراك بزهاي يكي از همشهريان تبديل شد . متاسفانه خود شاهد بودم كه فرد مورد نظر در ساعات نيمه شب بزهاي خود را به بولوار مي آورد و از درختان بولوار تغذيه مي نمودند . پس از اين كه كليه درختان از بين رفتند شوراي اسلامي مجدا تصميم به كاشت درخت در بولوار گرفت و اين كار در حدود يك ماه گذشته صورت پذيرفت . اما متاسفانه باز هم شاهد دزديده شدن برخي از اين درختان بوديم تا شايد در منزلشان آن را بكارند  . به اين درخت دزدان محترم مي گوييم اگر به فكر سرسبزي خانه هاي خود هستيد چرا بايد هزينه آن از جيببيت المال تامين شود . مگر خريد يك درخت چقدر هزينه دارد كه براي تامين آن به سرقت اموال عمومي مي پردازيد .

·   متاسفانه شاهديم با وجود تذكرهاي فراوان ، برخي از اهالي هنوز آب هاي فاضلاب منزل خود را به كوچه ها مي بندند و عامل بسياري از بيماري ها مي گردند . اميدواريم كه اين خانواده ها اين مساله را رعايت نموده و از مسوولان نيز تقاضا داريم كه با افراد متخلف به صورت قاطع برخورد نمايند.

·   بحث بعدي ما در مورد ماشين هاي دوره گردي است كه اكثر اوقات در كنار مسجد ابوالفضل(ع) به فروش مواد غذايي و اجناس ديگر مشغولند . هر چند اجناسي كه مي فروشند كمي ارزانتر از مغازه ها و به نفع مشتريان است اما اين موضوع بر اقتصاد داخلي تاثير سويي داشته و كار مغازه داران را كساد مي نمايد . چندي پيش شاهد درگيري مغازه داران با اين افراد بوديم . اميدواريم كه مسوولين براي حل اين مساله  فكري بكنند .

90 در 6 ماه گذشته

در ادامه نود اين ماه مروري خواهيم داشت بر اين بخش در 6 ماه گذشته .

در بهمن ماه گذشته گفتيم كه خيابان اصلي واقعا كثيف است و از نظر بهداشتي سطح مطلوبي ندارد ، كه مسولين گفتند كارگر گرفتيم كه هر 2 ماه يك بار خيابان را تميز كند . آيا اين مدت براي تميزي خيابان كافي است ؟

در اسفند ماه عنوان شد كه بعضي از خانواده ها با نگه داري حيوانات اهلي در خانه ها موجب همسايه آزاري مي شوند كه خوشبختانه برخي از خانواده ها اين مساله را رعايت كردند.

مساله بعدي پارچه نويسي ها بود كه به حمداله عده اي آن را رعايت نموده ولي هنوز برخي به اين موضوع توجه ننموده و به اين فرهنگ غلط ادامه مي دهند .

موضوع بعدي تخريب ديوار خيابان ساحلي بود كه الحمدالله اين مشكل با تلاش مسوولين حل گرديد .

در فروردين ماه در مورد چاه هاي سرباز اطراف دهكويه تذكر داديم . با وجود اين كه يكي از اين چاه ها يك قرباني هم گرفت باز براي رفع اين مشكل اقدامي نشد .

مشكل بعد سگ هاي ولگرد بودند كه هنوز اين مساله حل نشده است .

بحث بعدي در مورد مراسم هاي عروسي است كه تا دير وقت مزاحم مردم مي گردند كه الحمدلله اين موضوع كمي اصلاح گرديد .

مساله بعدي در مورد گشت هاي شبانه پايگاه بسيج بود كه گفته شد با لباس شخصي به اين كار اقدام نكنند ، ولي متاسفانه كل گشت ها متوقف گرديد .

سخنی با مسوولین دهکویه و شهرستان

همانطور که مستحضر هستید در ماهنامه ی پسین دهکویه در شماره ی 64 از شما به خاطر عملکردتان انتقاد شد امیدوارم که این را به فال نیک گرفته و برای برطرف نمودن هر چه بیشتر مشکلات زادگاهمان دهکویه و با همکاری فرماندار محترم لارستان که ایشان نسبت به دهکویه همیشه نظر مثبت داشته و امیدوارم که ایشان به نظرات خود نسبت به دهکویه   جامه ی عمل بپوشانند و مشکلات زادگاهمان برطرف شود و باز هم قدمی دیگر برای پیشرفت و آبادانی لارستان کهن بردارند چرا که جمله ی معروفی است و می گوید قوی ترین زنجیرها از ضعیف ترین حلقه پاره خواهد شد در نتیجه لارستان کهن پیشرفت نخواهد کرد مگر اینکه تمام مشکلات بخش های لارستان کهن برطرف شود.

امیدوارم که با پیگیری های مستمر مسوولین دهکویه و همکاری با فرماندار و استاندار و نماینده ی محترم لارستان مشکلات زادگاهمان دهکویه که برخی از آن در ذیل به آن اشاره شده است برطرف گردد(لازم به ذکر است که جمعیت دهکویه بالای 4000 نفر می باشد)

1 ـ ارتقای دهکویه از دهستان به بخش

2 ـ پیگیری مشکلات ورزشی دهکویه

3 ـ پیگیری شبکه آب و فاظلاب دهکویه (که همیشه سیل در روستا به علت شکستگی خطوط لوله شاهد آن هستیم)

4 ـ نداشتن کتابخانه

5 ـ عدم آسفالت ورودی دهکویه

6 ـ نداشتن آسفالت خیابان های فرعي دهکویه

7 ـ نداشتن گاز با توجه به نزدیک بودن با لار (فاصله تا لار 28 کیلومتر)

8 ـ نداشتن آب شیرین با توجه به حفر چاه در چند ماه قبل

9 ـ پیگیری پارک ملت دهکویه که الان بعد از گذشت چند سال فقط همان یک تابلو اول پارک هویت پارک بودن را مشخص می نماید و گرنه فرقی با بیابان ندارد.

10 ـ نیمه کار ماندن کانون قرآن دهکویه

این مشکلات بخشی از مشکلات این روستا می باشد و متاسفانه به دلیل عدم بودجه كافي این مشکلات همچنان به قوت خود باقی است لذا از مسوولین نامبرده خواهشمند است که اقدامات و پیگیری های لازم را برای رفع مشکلات دهكويه که قدمت دیرینه ای دارد انجام شود.

همچنین از جناب استاندار محترم فارس خواهشمند است که نسبت به رفع مشکلات نامبرده علي الخصوص ورزشگاه دهکویه در پیرو نامه ی مسولین دهکویه و فرماندار محترم لارستان نظر مساعد خود را اعلام نمایند.

اهالی محترم دهکویه بی صبرانه منتظر برطرف شدن مشکلات نامبرده می باشند و پیشاپیش از زحمات شما مسوولین محترم تشکر و قدرانی می نمایند.

لازم به ذکر است که پیگیری ها ی انجام شده توسط مسولین جهت رفع مشکلات نامبرده شده برای آگاهی مردم در شماره های بعدی صحبت نو لارستان و ماهنامه ی پسین دهکویه و همچنین وبلاگ شهر آشنا دهکویه درج خواهد شد  و از مسوولین خواهشمند است پیگیری های انجام شده را به ایمیل من

jadeye_ashk@yahoo.com

ارسال نموده تا در منابع ذکر شده و برای آگاهی مردم درج شود.

با تشکر نویسنده ی وبلاگ شهر آشنا دهکویه

در آخر نیز از تمامی مسوولین و مردم می خواهم که برای پیشرفت هرچه بهتر و سریعتر تعامل داشته باشند.به قول شاعر :

دست در دست هم دهیم به مهر        میهن خویش را کنیم آباد

در جای دیگر شاعر می گوید :

من اگر بنشینم  

تو اگر بنشینی  

چه کسی برخیزد

من اگر برخیزم  

تو اگر بر خیزی                    

همه برمی خیزند . . . 

ضرب المثلی است معروف كه : می گه هر وقت ماهی رو از آب بگیری تازه است اما فراموش نکنیم که تلاش ما همانند نوش دارو بعد از مرگ سهراب نباشه.

آری دوستان و مسوولین بدانید اگر از شما انتقادی شد یا خواهد شد این فقط جهت آبادانی و پیشرفت بهتر خواهد بود نه از باب تخریب.

شما هم می توانید انتقادات و پیشنهادات سازنده ی خود را در نشريه  و  یا به آدرس الکترونیکی (وبلاگ شهر آشنا دهکویه)

www.dahkooye.blogfa.com  

بفرستید.

نامه سرگشاده جمعي از جوانان به مسوولين

سلام

مدتي است كه ما اهالي دهكويه بخصوص جوانان سوالات و پيشنهادات زيادي در ذهنمان نقش بسته و دائما با خود اين سوالات و پيشنهادات را در ذهن خويش مرور مي كنيم تا مرحمي باشد بر زخم هاي روستاي عزيزمان روستايي كه روياي شهر شدن را در ذهن خود مي پروراند و مي دانيم كه اين كار نياز به همت ، تلاش و دلسوزي فراوان دارد .

با خود گفتيم كه اين سوالات و مشكلات را چگونه به گوش مسوولين محترم  برسانيم ؟ تا اين كه ماهنامه پسين را رفيق خويش قرار داده تا زبان گوياي اهالي روستا بخصوص جوانان پر شورش باشد . از طريق اين نشريه مردمي و حقيقت گوياي روستايمان حرفهاي دل تمامي اهالي روستا به گوش مسوولان محترم برسانيم .

روستايي كه روزگاري سرآمد همه روستاهاي منطقه بود ولي حالا چه ...؟ روستايي كه به چند چيز خود مي باليد : به پاكي ، به فرهنگ ، به ورزش خويش، به تحصيلات جوانان و به تعصبات مردمانش .

روستاي عزيزمان متاسفانه سرعت آباد شدن و پيشرفتش كم شده و گاهي فكر مي كنيم روز به روز به عقب بر مي گرديم .چرا اعضاي شورا به اصطلاح بزرگان روستايمان از جوانان سرشار از استعداد نظرخواهي نمي كنند ؟ چرا مسوولان با عقايد گذشته خويش سعي بر مديريت روستايمان دارند ؟ چرا مسوولان با فكرهاي امروزي و نوين جوانان آشنايي ندارند ؟ چرا در مسير موج تفكر ، عقايد و خواسته هاي جوانان حركت نمي كنند ؟ آيا تا به حال اعضاي شورا از خود پرسيده اند كه چقدر مورد قبول جوانان امروزي دهكويه هستند ؟ كساني كه تا ديروز چشم اميد مردمان ديروز بوده اند ولي امروز مورد انتقاد نسل جديد خلاق و با استعداد امروزي هستند ؟ نسلي كه چيزي جز رفاه از مسوولين نمي خواهند ، آن هم حداقل آن ... نسلي كه حتي از كمترين تفريحات سالم برخوردار نيست . نسلي كه حسرت داشتن يك سالن ورزشي چندين سال است با خود دارد .

چرا در روستاي عزيزمان يك فضاي سبز تفريحي نيست ؟ چرا خيابان ها از لحاظ بهداشتي و تميزي داراي كمترين ميزان  است . اگر مسوولين به فكر آسفالت كردن كوچه ها و خيابان ها نيستند . حداقل به فكر گودال هاي عميق پر از آب و كوچه هاي درياچه مانند باشند . اگر مسوولين اين مشكلات را حل نكنند تا چند سال آينده دهكويه به « ونيز » ايران تبديل خواهد شد و مردم بايستي به فكر مسافر كشي با قايق باشند .

آيا شما دلتان براي كوچه هاي آسفالت تنگ نشده است ؟ ما كه دلمان خيلي تنگ شده ، خيلي وقت است كه كوچه هاي روستايمان رنگ آسفالت را به خود نديده . شايد بيشتر از 15 يا 20 سال باشد ! آيا وضعيت تمام شهر ها به همين صورت است ؟ همين مقدار آسفالتي هم كه برايمان مانده به تازگي شاهد از بين رفتنشان هستيم . آسفالت هايي كه چندين سال است كه موزه را صدا مي زنند مثل پيكان ! متاسفانه به جاي حل مشكل و يك دست شدن كوچه ها آسفالت با كوچه هاي خاكي در بعضي از مناطق آمده اند تلي از خاك را بر روي آسفالت هاي قديمي ريخته اند . با اين كار به جاي حل مشكل صورت مساله پاك شده است .

شوراي محترم !  چرا به فكر ورودي روستايمان نيستيد ؟ مگر ورودي هر شهر نشان دهنده فرهنگ ، تمدن و آبادي آن شهر نيست ؟ مگر نه اين كه يك شهر را با ورودي آن مي شناسند؟ چرا بايد هميشه مردم روستايمان انتظار را با خود يدك بكشند ؟ 

آيا نيازهاي يك روستا با نصب تابلو حل مي گردد و ديگر مردم نيازي ندارند ؟ مثلا ورزشگاه شهداي دهكويه ( يا همان پارك خودمان ) آيا نصب يك تابلو كافي است ؟ پارك روستايمان بيشتر شباهت به كوير لوت دارد تا يك پارك آيا مي توان پارك روستايمان را با پارك روستاي همجوار كه به تازگي افتتاح شده مقايسه كرد ؟ آيا براي روستايمان زشت نيست كه مردم براي تفريح به روستاي همجوار بروند ؟ مگر گورده روستايي نبود كه تا چند سال قبل آب آشاميدني خود را از دهكويه تامين   مي كردند ! و براي مداواي بيمارانشان به درمانگاه دهكويه مراجعه             مي كردند؟

چرا در پارك خودمان فضاي سبز وجود ندارد ؟ چرا حتي روشنايي نيست ؟ مگر اين ها چقدر هزينه دارد؟ آيا يك پارك با كشيدن حصار و ريختن چند كاميون خاك مي شود پارك ؟ مطمئنا خير .

مگر نه اين كه محل ورزش بايد تميز باشد و يا حداقل آب داشته باشد، چرا اين وسايل بدنسازي كه در پارك نصب گرديده فارغ از هر گونه بهداشت مي باشد ؟ چرا در محلي كه ورزشكاران بخصوص بانوان محترمي كه مجبورند شب ها از اين مكان استفاده نمايند و تنها دلخوشي آنان همين چند دستگاهي است كه در پارك نصب شده است ، امكانات رفاهي ، ورزشي و غيره وجود ندارد ؟ چرا بانوان سالن مختص به خود ندارند؟ چرا بانوان هميشه بايد از كمترين امكانات برخوردار باشند ؟ لا اقل آب آشاميدني براي اين عزيزان فراهم كنيد يا چند لامپ جهت روشنايي نصب نماييد . آيا آن ها لايق كمترين امكانات هم نيستند ؟

باز هم مقايسه اي با روستاي همجوار مثلا چرا در دهكويه نبايد دستگاه عابر بانك نصب شده باشد ؟ ولي روستاي همجوار با جمعيت كمتر از آن برخوردار است . چرا آن ها كه تا ديروز آبشان را ما تامين مي كرديم بايد داراي شبكه آب تصفيه شده باشند و ما هنوز اندر خم يك كوچه باشيم ؟

  آيا تا به حال با خود فكر كرده ايد كه بهترين مناطق روستاي عزيزمان را افراد غير بومي تصرف كرده و خانه هايي براي خود ساخته اند . چرا مسوولين به فكر چاره اي نيستند ؟ چرا زمين ها را به افراد غير بومي مي فروشند و مسوولين محترم هيچ گونه اعتراضي ندارند ؟ اگر وضع به همين منوال پيش رود تا چند سال ديگر نه دهكويي وجود دارد و نه زبان شيرينش !

چرا برخي از مسوولين به جاي پاسخ دادن به سوالات بي شمار جوانان آن ها را به باد تمسخر گرفته  و به آن ها و انديشه هايشان مي خندند ؟ اگر نمي توانيد كاري از پيش ببريد بگذاريد جا براي حوانان باز شود تا جوانان خوش فكر ، شهرمان را آباد سازند .

در پايان از مسوولين هيچ توقعي نسبت به پاسخ دادن كتبي به اين سوالات در شماره بعدي نشريه نداريم و خواهشمنديم اگر جوابي نيز باشد در عمل باشد نه در حرف .

                                با تشكر

                        فروزان ـ صبوري

                         وجمعي از جوانان

شبكه فارسي 1 تهديدي براي خانواده ها

به اين عناوين دقت كنيد :

صاحب حداقل 60 شبکه تلویزیونی به 13 زبان مختلف از جمله موسسه تلویزیونی فاکس Fox ) و شبکه معروف فاکس نیوز(، مجموعه شبکه‌های اسکای(sky) و مجموعه شبکه های استار (مانند استار پلوس، واستار وان)

- مالک 130 روزنامه و مجله معتبر همچون دیلی تلگراف، وال استریت ژورنال، تایمز، ساندی تایمز، نیویورک پست .

- صاحب امتیاز سایت مای اسپیس ((My space و IGW و سایت‌های اینترنتی فاکس

- مالک انتشارات واندر وان که پر تیراژترین انجیل دنیا در این انتشارات به چاپ می‌رسد و انتشارات دیگری همچون هارپرکالینز (Harpercallins)

- صاحب پرتیراژترین مجله انگلستان که یک مجله جنسی و مملو از تصاویر زنان برهنه است.

- عمده ترین سهام دار کمپانی عظیم نیوزکورپریشن که بعد از والت دیزنی بزرگترین کمپانی در امور رسانه‌ای دنیاست و 9 جور رسانه مختلف آن در 6 زمینه مختلف اطلاع رسانی می کنند.

- مالک چند باشگاه ورزشی از جمله تیم بیس بال لس آنجلس داجر (LA Doger)

- مالک نیمی از سهام کمپانی فاکس تولید کننده فیلم‌هایی همچون تایتانیک، آقا و خانم اسمیت (Mr and Mrs smith)، سری فیلم های مردان مجهول (X- Men)، عصر یخبندان ( Ice Age )، رباتها (Robots )، مجموعه فیلم های جنگ ستارگان (Star wars) و فیلم روز استقلال (lndependent Day)

- مالک نیمی از سهام تلویزیون کابلی نشنال جئوگرافیک و...

احتمالا حدس زده‌اید که عناوین بالا مربوط به چه کسی است؛ زیرا در دنیای امروز چنین امپراتوری رسانه‌ای را تنها و تنها به یک نفر می‌توان منتسب کرد و او کسی نیست جز غول رسانه‌ای حال حاضر دنیا، صهیونیست پیر، روبرت مرداک یهودی استرالیایی الاصل.

اما رابطه‌ی فارسی 1 با این صهیونیست موثر چیست؟

مرداد 88؛ در حالی که همه‌ی خبرها در ایران حول انتخابات، تقلب و تظاهرات و تجمع می‌گذشت، خبری بازتاب یافت که شبکه ای به نام فارسی 1 از طریق ماهواره هات برد قابل دریافت شده است. این شبکه پس از مدتی تبلیغ و در انتظار نگه داشتن مخاطبان فارسی زبان خود بالاخره در روز شنبه 10 مرداد برابر با اول آگوست 2009 برنامه های خود را شروع کرد. شاید به همان دلایل بالا بود که به جز چند سایت محدود، هیچ یک از روزنامه‌ها و رسانه‌های جمعی هیچ تحلیلی پیرامون این شبکه و هدف تاسیس آن ارائه ندادند. به عبارت دیگر، موسسین شبکه که در ادامه به معرفی آنان خواهیم پرداخت، خوب می‌دانستند که بهترین وقت برای اخت گرفتن با خانواده‌های سیاست زده شده‌ی ایرانی، همین روزهای پس از انتخابات است. بدین ترتیب این شبکه بدون هیچ مانع و هشداری از سوی رسانه‌های داخلی، آغاز به کار نمود و از غفلت رسانه‌های دلسوز ایرانی که درگیر فتنه‌ی اخیر بودند، بیشترین استفاده را برد. این روزها گفته می شود این شبکه در جذب مخاطب موفق بوده است و این موضوعی است که از سوی بسیاری از دلسوزان انقلاب نادیده گرفته ‌شده است. اما موسس و مالک این شبکه چه کسی است؟

با مقدمه‌ای که در ابتدا بیان کردیم، پاسخ این سوال چندان دور از ذهن نیست. شبکه فارسی 1 متعلق به روبرت مرداک امپراطور رسانه ای دنیاست. دفتر مرکزی این شبکه در هنگ کنگ قرار دارد و توسط کمپانی معروف استار متعلق به نیوز کورپریشین واقع در نیویورک و با همکاری شرکت افغانی موبی متعلق به خانواده محسنی اداره می شود. خانواده محسنی و در راس آن سعد محسنی، از بزرگترین مالکان رسانه‌ای افغانستان هستند؛ تا جایی که به سعد محسنی لقب روبرت مرداک افغانستان را داده‌اند. این سرمایه‌دار افغان مالک شبکه طلوع از معروفترین شبکه‌های افغانستان می‌باشد که با پخش سریال‌های هندی در افغانستان محبوبیت پیدا کرده است. سعد محسنی احتمالا در تهیه و دوبله ی این سریال ها به مرداک و همکارانش کمک می‌کند. عمده برنامه‌های این شبکه عبارت است از چندین سریال روزانه و هفتگی طولانی مدت با دوبله فارسی و ویدئو موزیک‌هایی که بین تایم پخش دو سریال پخش می‌شوند. این سریال‌ها عمدتا یا کلمبیایی و مکزیکی و امریکایی و یا محصول شرق آسیا هستند و اکثرا دارای موضوعات خانوادگی و غیر اکشن می‌باشند. استفاده از وله های خاص غالباً با غلبه رنگ های صورتی از ویژگی های دیگر برنامه های این شبکه است. رنگ صورتی خصوصاً آنجا که در کنار رنگ های تیره مشکی قرار می گیرد از رنگهای ویژه و مورد توجه شبکه های پورنو بوده و به شدت در تولیدات بصری (مجله ها، سایت ها و...) با موضوعات جنسی به کار می رود.

همانطور که در بالا اشاره شد، دوبلورهای فارسی 1 اکثرا از افغانی‌هایی هستند که مدتی در ایران زندگی کرده‌اند و به زبان فارسی آشنایی دارند. بزرگترین نقطه ضعف این شبکه هم در همینجاست. دوبله‌های سریال‌های این شبکه در مقایسه با دوبله‌های وطنی بسیار ضعیف و در بسیاری از مواقع حتی آزار دهنده هستند. البته ناگفته نماند که سطح این دوبله‌ها نسبت به روزهای نخست، پیشرفت زیادی کرده است اما هنوز با دوبله های وطنی رسانه ی ملی فاصله‌ی خیلی زیادی دارد و شاید این یکی از معدود مزیت های رسانه‌ی ملی بر این شبکه از نظر کیفی (و نه از نظر محتوایی) باشد.
این مقدمه را گفتیم تا با این شبکه مختصرا آشنا شده باشید. اما هدف
اصلی از این نگارش متن پرداختن به این مساله است که چه ضرورتی مرداک پیر را به تاسیس یک شبکه فارسی زبان غیر سیاسی ترغیب کرده است و همچنین پاسخ دادن به این سوال که سریال‌های این شبکه مشغول ترویج کدامین تفکر و فرهنگ هستند. در ادامه مفصل به این دو موضوع خواهیم پرداخت.

فارسی 1 چه افقی را برای خود ترسیم نموده است؟

احتمالا نیازی به توضیح نیست که روبرت مرداک به سبب علاقه به مردم ایران، اقدام به راه‌اندازی این شبکه سرگرم کننده نکرده است. چه آنکه چنین تاجر زبده‌ای سرمایه‌اش را در هر جایی خرج نمی‌کند و تنها به منافع خود می اندیشد. پس باید بررسی کرد که این شبکه به دنبال چه چیزی است و چه افقی برای خود ترسیم نموده است. فارسی 1 اولین شبکه فارسی زبانی نیست که از سوی کشورهای دیگر برای مخاطبان ایرانی راه‌اندازی شده است. اما هیچ یک از این شبکه‌ها تا این حد روی خانواده های ایرانی به عنوان گروه هدف سرمایه گذاری نکرده بودند. با نگاهی به موضوعات سریالهای فارسی 1 متوجه خواهید شد که بسیاری از مولفه‌های ترغیب خانواده‌های ایرانی در آنها رعایت شده است. برای روشن تر شدن ابعاد موضوع، به تعدادی از این مولفه‌ها اشاره می‌کنیم.

یکی از مهم ترین اصول سریال سازی که در تمام دنیا پذیرفته شده ‌است، این است که اگر سریالی بتواند با خانم‌ها در خانه ارتباط برقرار کند، به تدریج همه‌ی خانواده را جذب می‌کند و این اصل به خوبی در سریال‌های شبکه‌ی ماهواره‌ای فارسی1رعایت شده است. سریال‌های این شبکه عموما موضوعات زنانه دارد و در آن مولفه‌های جذب زنان به شدت رعایت شده است. به طور مثال، از موضوعات اکشن و حادثه‌ای در این سریال‌ها معمولا خبری نیست و اگر هم سریال اکشنی در نوبت پخش قرار بگیرد، ساعت پخش آن به نحوی انتخاب می شود که بیشتر جوانان خانواده پای آنها بنشینند ( مانند سریال مشهور 24 که هر شب در ساعات پایانی شب پخش می‌شود). اکثر سریال‌های این شبکه شامل موضوعات درون خانواده‌ای و زنانه‌ای هستند که هر خانواده ای می‌تواند با آن‌ها همذات پنداری کند. مثلا از جمله‌ی این موضوعات می‌توان به تم خیانت مرد به زن اشاره کردکه هر بار که کارگردان‌های وطنی هم سراغ آن رفته‌اند، توانسته‌اند در جذب مخاطب موفق باشند. در واقع این موضوعی است که بسیاری از زنان را به فکر فرو می برد و آنان بلافاصله در ذهن خود با شخصیت زن سریال که به او خیانت شده است، هم‌ذات پنداری می‌کنند و درگیر موضوع می‌شوند. با اطمینان می‌توان ادعا کرد که تم خیانت در قریب به اتفاق سریال‌های این شبکه موضوع اصلی است. در این سریال‌ها به وفور با مردان و زنانی روبرو هستیم که با چندین نفر از جنس مخالف به طور همزمان رابطه‌ دارند. نقطه عطف این سریال ها هم جایی است که زن یا مرد به خیانت همسر خود پی می‌برد. اینجاست که دنیا برای او تیره و تار می‌شود. اما سناریو پردازهای این شبکه زیرکتر از این هستند که این مشکل را بدون ارائه راه حل رها کنند. راه حل در همین سریال‌ها به مخاطب نشان داده ‌می شود.

یک راه حل ساده ! در برابر خیانت شوهر خود، شما هم به وی خیانت کنید!

به عبارت دیگر، در این سریال‌ها درست در حالی که مرد خانواده به یک عشق دوم گرفتار شده است، همسر او نیز به طور پنهانی با مرد دیگری رابطه دارد. تمام مخاطبان این شبکه به این موضوع اذعان دارند که این موضوع اصلی بسیاری از سریال‌های این شبکه، به خصوص سریال‌های مربوط به آمریکا، کلمبیا و مکزیک ( از جمله مونس و مونس و ویکتوریا) می‌باشد. بدین ترتیب با گذشت مدتی کوتاهی از تماشای این شبکه، مخاطب دیگر در برابر موضوع خیانت حس قبلی را نخواهد داشت و چه بسا اینکه در صورت غفلت، مخاطب خود به فکر آغاز چنین رابطه‌های خیانت محوری بیفتد! در واقع این شبکه شیوه‌ی زندگی خانواده‌های غربی را به عنوان الگو به خورد مخاطب ایرانی می‌دهد. و خانواده‌های ایرانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اما بدآموزی های این شبکه فقط محدود به این چند مورد نمی‌شود.

روبرت مرداک در جوامع غربی نمونه‌‌ای از یک فرد تحسین شده و بسیار موفق است که کمتر کسی در انتقاد از او قلم می‌زند. اما در بین معدود انتقاداتی که به او می‌شود، ردپای یک موضوع در همه‌ی آن ها به چشم می‌خورد. بسیاری از کارشناسان غربی رسانه، معتقدند که عمده استقبالی که از رسانه‌های تحت سلطه ی مرداک صورت می‌گیرد، به دلیل رویکرد پوپولیستی و عوام گرایانه‌ی این رسانه‌هاست. بسیاری از رسانه‌های تحت مدیریت مرداک که مورد توجه مردم قرار گرفته‌اند یا به موضوعات جنسی می‌پردازند و یا به زندگی افراد معروف، و در واقع در رده‌‌ی نشریات زرد قرار می گیرند. شبکه‌ی فارسی 1 نیز از این موضوع مستثنا نیست. با تماشای چند قسمت از هر یک از سریال های این شبکه متوجه می شویم که نقش مسائل جنسی در آن ها بسیار پررنگ است. علاوه بر اینکه موضوع اصلی بسیاری از این سریال ها روابط نامشروع است، شیوه‌ی پوشش بازیگران این سریال‌ها نیز به شدت تحریک کننده و غیر اخلاقی است و شما کسی را در این سریال‌ها پیدا نمی‌کنید که درگیر مسائل جنسی نباشد!

نکته‌ی مهمتر و البته تاسف آورتر اینجاست که اگر پیش از این جوانان خانواده پای این چنین شبکه‌هایی می‌نشستند، این روزها باید مخاطبان این شبکه رادر بین مادران فعلی و مادران فردای جامعه‌ی ایرانی جستجو کرد. به عبارت دیگر، فارسی 1 با داشتن مولفه‌های فوق، موفق به جذب بخشی از جامعه‌ی زنان شده است و این موضوع باعث می‌شود که قبح این بدپوششی‌ها و مفاهیم جنسی این بار توسط زنان خانواده شکسته شود که ناگفته پیداست چنین اتفاقی به مثابه یک فاجعه خواهد بود. مطمئننا مادری که پای سریال‌های این شبکه می‌نشیند، فردا دیگر نمی‌تواند فرزندانش را از دیدن چنین صحنه‌هایی و چنین فیلم‌ها و سریالهایی منع کند. آیا این یک فاجعه نیست؟

البته این شبکه برای خانواده‌های مقید به ارزش‌های اخلاقی هم برنامه دارد. مالکان این شبکه برای جذب این دسته ازخانواده‌ها، اقدام به پخش سریال‌های شرقی‌ای نمودند که در آنها مسائل اخلاقی تا حدود زیادی رعایت شده است. این سریال‌های عموما کره‌ای، در واقع ترفندی هستند برای جذب مخاطبان اخلاق مدار که به مرور متقاعد شدند که باقی سریال‌های این شبکه را نیز ببینند. سریال‌های خواهر دوست داشتنی من و افسانه‌ی افسونگر از جمله ‌ی همین سریال‌ها هستند. بدین ترتیب این بار شاهد این خواهیم بود که خانواده‌هایی که فقط طالب سرگرمی هستند، در دام این شبکه می‌افتند و بی‌آنکه بخواهند، تحت تاثیر مضامین سریال‌های این شبکه قرار می‌گیرند. از همین رو بسیاری از کارشناسان، این شبکه را خطرناکتر از تمام همتایان ماهواره‌ای فارسی زبان خود (مانند ام بی سی پرشیا) می‌دانند؛ گرچه تجربه‌ای به مراتب کمتر از این شبکه‌ها دارد .

منبع :

خبرگزاري رجا نيوز

www.rajanews.com

خاطرات معلم شهيد مهندس ماشاءالله صفري

... از هر گوشه سنگرهاي ديدباني صداي تك تير و رگبار كلاش دست ها و گوش ها را آماده مراحل بعد مي نمايد .انشاءالله . تنفس در هواي صبحگاهي و اسلحه به دست در سنگر به حالت آماده باش نشستن را بر خواب يكي دو ساعت كسل كننده بعد از نماز صبح ترجيح مي دهم . هر از چندگاهي تك تيري هم رو به دشمن شليك مي كنم . فرمانده كه تازه به خواب رفته بود ، شايد با چرت از سنگر بيرون مي آيد و به سنگر ديدباني صدا مي زند كه كيست اين موقع تيراندازي مي كند ؟ كسي نبود بجز من . قاصدي با احساس شرم از سنگر بيرون آمده نزد فرمانده مي آييم ، مي گويد چرا تيراندازي    مي كنيد ؟ در جوابشان مي گوييم چند روز اصلا تيراندازي نكرده ايم و مي خواستيم اسلحه را آزمايش كنيم ! شايد هم دروغ مصلحت آميز بود ، ولي اميدوارم كه اين روش برايم عادت نشود و از اين به بعد دروغ هر چند كوچك نگويم . به هر حال چون بار اول بود و موقعيت محل هم براي سينه خيز بردن به خاطر ورود پي در پي خمپاره ها مساعد نبود و بنا به لطفي كه فرمودند چيزي نگفتند . ولي همين برايمان كافي بود كه از اين به بعد قبل از هر عمل فكر كنيم كه به قول معروف روغن ريخته شده جمع نخواهد شد .

ساعت نزديك 8 صبح است كه جمال بيسيم چي گروه 2 كه در سمت راست نزديكي هاي خودمان است آمبولانس مي خواهد . يكي دو نفر از بچه ها به طرف سنگري كه دورش جمع شده بودند مي روند ، معلوم مي شود كه يكي از برادران به نام حسين حسيني پور اشتباهي به جاي دشمن بالاي قوزك پاي خودش نشانه مي گيرد كه كلاش از آن طرف پايش بيرون مي زند . يكي ديگر از سربازان امام زمان(عج) اسير بي احتياطي و عدم رعايت نكات ايمني خودش مي شود و روانه بيمارستان مي گردد. جاي تاسف است ، به خاطر زخمي شدنش ، بلكه به خاطر بي دقتي اش . كسي كه بايد انشاءالله در آينده اي نزديك آخرين ضربه ها را بر پيكر دشمن زبون و سرانجام كفر جهاني  بزند ، اين چنين از قافله رهروان نور عقب بماند . اميد است كه هر چه زودتر لباس عافيت پوشيده و به جمع ما بپيوندد . مسوول گروهان ها ليست حضور و غياب را مي آورند . فرقي كه با ديروز دارد اين است كه يكي ديگر بر تعداد مجروحين افزوده شده است . هنوز صورت را وارد ليست گردان نكرده ام كه مسوول پرسنلي تيپ با گفتن يا الله وارد سنگر مي شود .   نمي دانم امروز گاز موتور سيكلت بي زبان را بيشتر گرفته . با اين كه ساعتش زرنگ شده . جلو رفته كه زودتر از موعد مقرر مي رسد . مجبور است تا آماده شدن ليست بنشيند .

روز چهارم هم با كسب فيض از حضور برداران روحاني كه دائما     سايه شان بر سر ما افكنده است و مقداري مطالعه كتاب « ايمان » اثر شهيد آيت الله دستغيب به ظهر مي رسانم .

ماشين گردان مي آيد براي آوردن هندوانه بايد كسي به همراهش برود . مسوولين تداركات جرگه و قاصدي دنبال نهار رفته اند ناچار خودم مي روم .  راننده كه قبلا در تيپ با هم آشنا شده بوديم و اهل شيراز بود ، باب سخن را مي گشايد و از بي حالي بعضي از افرادي كه به قصد خدمت به جبهه مي آيند ، ولي شايد خيانتشان بيشتر باشد و نيز كم كاري و ترسويي رانندگان تانكرها ي آب ، راننده اي كه مسوول است آب خوردن و ريخت و ريز مرتبا به خط برساند ، آبي كه جنبه حياتي دارد و نبودش حتي يك ساعت در اين هواي گرم غير قابل تحمل است ، سهل انگاري آن ها مانع انجام اين كار به نحو مطلوب مي شود .  به طوري كه ما هر روز مجبوريم چندين بار وقت مسوولين بي سيم را با بي سيم بگيريم و طلب آب و يخ كنيم . محلي كه بايد برويم « بُنه » است . يعني جايي كه تشكيل شده از چند سنگر زير زميني تقريبا محكم و محلي است براي تداركات گردان هاي در خط . از غذا گرفته تا ديگر چيزها ، فاصله اش تا خط مقدم زياد نيست . هندوانه در سنگري سر پوشيده و گاراژ مانند بر روي هم انباشته شده و انتظار ما را مي كشد . راننده تعداد افراد گردان و مقدار هندوانه اي كه لازم است نمي دانست . شايد گرمي هوا حوصله اش را سر برده بود كه انشاءالله اين طور نيست . هر چه اصرار مي كند كه بس است من قانع نمي شوم ، چون احتياجات را بهتر از ايشان مي دانم . خلاصه آنقدر هندوانه مي زنيم كه كمرمان به سختي راست مي شود . گوشه ماشين به خاطر خالي نبودن عريضه چند تا قالب يخ هم   مي زنيم و حركت مي كنيم . به سنگرها مي رويم ، هنوز غذا نيامده است . از اول خط كه گروهان يك مستقر است شروع به توزيع هندوانه ها مي كنيم تا آخر خطي كه گروهان سه مستقر است . راننده حال پي برده بود كه بيش از نياز بار    نكرده ايم و راضي از اين كه من با ايشان بودم . پس از اتمام هندوانه و يخ به طرف سنگر خودمان مي آييم ولي زياد بودن خاك و سبكي ماشين باعث مي شود كه تويوتا در گل بماند و بكس باد كند . هرچه راننده گاز بدهد فرو رفتگي اش بيشتر شود . چاره اي نيست به جز استمداد طلبيدن . هر چند تا از بچه ها كه در نزديكي بودند مي آيند و عقب ماشين سوار مي شويم تا سنگين شود و بيرون بيايد كه اين عمل هم موثر واقع مي شود و به راه خود ادامه مي دهيم .

بعد از ظهر فرا مي رسد ، خمپاره انداز 81 در بغل سنگر ما مستقر مي شود . حال ديگر از نظر سلاح از دشمن عقب تر نيستيم و در جواب خمپاره اش با كله قندي هاي 81 جوابگو هستيم ، منتها نه مثل او بي هدف بلكه با گرايي دقيق و موثر كه هر كدامش حداقل سنگرهاي اجتماعي را مورد هدف قرار مي دهد . بچه هاي خمپاره انداز با پرتاب چند خمپاره كه صدايش از بيخ گوش ما رد مي شد خواب خوش بعد از ظهر را از دشمن مي گيرد و دود ناشي از انفجار از خاكريز دشمن به هوا بلند مي شود . حتما جايي زده شده است .

ساعت نزديك چهار بعد از ظهر است كه انفجار خمپاره در محل استقرار گروهان 1 و جمع شدن افراد خبري را مخابره مي كند . فرمانده از سنگر بيرون آمده و داد مي زند  بچه ها متفرق شويد كه خمپاره بعدي دشمن مي آيد . مثل اين كه يكي از برادران گروهان يك شهيد شده است. جلوتر رفتم ، بله درست شنيده ام . خوشا به سعادتش . برادر كاظمي در اثر اصابت تركس خمپاره نصف سرش را با خود برده و به لقاءالله  پيوسته و به هدف خود كه از اهداف همه رزمندگان است نايل شده است . يكي ديگر از برادران هم سنگرش به نام عباسي كه طلبه است اما نه در لباس طلبگي ، و كمتر كسي پي به جا افتادگي ، صداقت و پاكي اش مي برد ، از ناحيه سر زخمي مي شود . نحوه واقعه به صورتي بود كه برادر شهيد كاظمي حتي وقت خيزرفتن هم      نمي كند ، چون خمپاره در سنگر فرود مي آيد . آن هايي كه از نزديك شاهد بودند مي گويند كه مغز مرحوم كاظمي سر و صورت و لباس برادر عباسي را پوشانده بود . نامبرده اهل سيمكان جهرم بود و كساني كه از نزديك با ايشان آشنايي داشتند و نوشته هايش را مي خواندند صحبت مي كردند كه تمام شعرها و مطالبش در حول شهيد و شهادت است . از خدا مي خواهم كه تمامي شهدا و اين شهيد را بيامرزد و به خانواده اش صبر عطا فرمايد و برادر عباسي هر چه زودتر شفا يافته و مسووليت خطير خود را كه تبليغات گردان است و كسي نيست كه جايش را بگيرد به انجام رساند .

پس از اين به طرف سنگر مي آيم و نظري بيشتر به خود و خلقت خود   مي كنم . اين راهي است كه همگي بايد بپيماييم و از مرگ نمي شود گريزان شد ، پس چه بهتر كه با افتخار باشد بچه ها نه تنها روحيه خود را از دست نداده اند بلكه اراده شان مصمم تر گشته و به سنگرهاي نگهباني و اجتماعي مي روند .

شب مي شود ، عده اي از دوستان و برادر هم محلي و هم سنگرش به سنگر ما مي آيند و از فرمانده مي خواهند كه اجازه دهد تا آن ها بروند و اين شهيد را به محل برسانند كه فرمانده آنان را متقاعد مي كند كه اگر شما برويد اصلا فايده اي ندارد و بنياد شهيد خود ترتيب بردنش را مي دهد و كار شما هم اكنون ادامه دادن راه ايشان است . اصلا نگران نباشيد چون در راه خدا رفته است .

ديگر از امروز بس است . اميدوارم كه ديگر  اين چنين صحنه ها ، ذهن ، قلم و دستم را مشغول نسازد و هر چه زودتر شاهد پي آمدهاي اين خون هاي پاك و بي گناه ريخته شده بر زمين باشيم . انشاءالله

من الله التوفيق

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 65- موعود

چگونه مي توان امام غايب را شناخت ؟

سوال :

با توجه به حديث «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية» مردم چگونه مى توانند امامى كه غايب است را بشناسند در حالى كه با دليل فطرى، حضور امام در جامعه لازم و واجب است؟

جواب اجمالى:

غيبت امام(عليه السلام) دليل و عذر بر عدم شناخت آن حضرت     نمى تواند باشد زيرا:

اولا: منظور از معرفت، شناخت ظاهرى امام نيست بلكه مقصود، شناخت جايگاه امامت وى و اعتقاد به امامت او مى باشد.

ثانياً: عمده راههاى چنين معرفت و شناختى دو راه است; نص و معجزه.

جواب تفصيلى:

براى يافتن پاسخ اين شبهه ابتدا بايد معناى مفاهيم و واژه هاى موجود در روايت فوق روشن گردد، يكى از كلمات مطرح شده در اين روايت كلمه «ميتة جاهلية» (به مرگ جاهليت مردن) است، از روايات، بدست مى آيد كه منظور از «مردن جاهليت» در كفر و ضلالت مردن است، از امام صادق(عليه السلام) سؤال شد كه منظور از مرگ جاهليت چيست؟ حضرت فرمود: «جاهليت كفر و و نفاق و گمراهى». مرحوم كلينى در توضيح، چنين فرموده است: «اگرنشناختن امام از آن جهت باشد كه او را منكر شودو در مقام مخالفت و ستيزه با او بر آيد از لحاظ كفر با مردم جاهليت شريك است، و اگر نشناختن امام از جهت دو رويى و نفاق با امام باشد از همان نظر با مردم جاهليت شريك است، همچنين است ضلالت و گمراهى، كه از كفر و نفاق پايين تر است.»([1])

واژه ديگر كلمه «لم يعرف» است، منظور از معرفت چيست؟ با توجه به معنايى كه براى «ميتة جاهلية» شد پى مى بريم كه مقصود از معرفت امام، شناخت شكل ظاهرى او نيست، به عبارت ديگر شناختن با ديدن تفاوت دارد و چه بسيار مسائلى است كه انسان نمى بيند ولى مى شناسد مانند ملائكه و ساير مجردات كه قابل ديدن نيستند ولى بوسيله دلايل عقلى و نقلى به آنها شناخت پيدا مى كنيم. پس نبايد گفته شود امامى كه از ديده ها پنهان است چگونه شناخت او ممكن است، چه بسيار افرادى كه ائمه اطهار(عليهم السلام)را با چشم خود ديدند و شكل ظاهرى آنها را به خوبى رؤيت كردند، ولى كافر و گمراه بودند، از كلمات بعضى از علماء استفاده مى شود كه مقصود از معرفت، شناخت جايگاه و مقام الهى امام و اعتقاد به امامت و ولايت الهى اوست. به عنوان شاهد به توضيحات علامه بهجت افندى از علماى اهل سنت درباره روايت فوق توجه فرمائيد:

«از آنجا كه حديثى مى فرمايد: «هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت مرده است» مورد اتفاق همه علماى اسلام مى باشد. كمتر مسلمانى پيدا مى شود كه معتقد به وجود امام منتظر نباشد و ما معتقديم كه مهدى صاحب الزمان (عج) در شهر سامرا متولد گرديده و وراثت نبى اكرم(صلى الله عليه وآله) و وصايت و امامت به او منتهى شده است و اقتضاء حكمت الهى بر حفظ سلسله امامت تا قيامت تعلق گرفته است.»([2]) بنابراين معناى «لم يعرف» عدم اعتقاد به امامت امام و نشناختن مقام و جايگاه الهى اوست چنانكه اين مطلب از مراجعه به روايات وارده كاملا روشن مى شود، به عنوان شاهد به روايتى در اين زمينه اشاره مى كنيم:

امام صادق(عليه السلام) و او هم از پدرش و او نيز از پدرانش(عليهم السلام) نقل كرده كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: «هر كس فرزندم حضرت قائم (عج) را در زمان غيبتش انكار نمايد به مردن جاهليت مرده است.»([3])

حال كه منظور از معرفت، شناخت مقام و جايگاه امامت امام در زمان غيبت است. اولا چگونه بدانيم شخص امام كيست؟ و ثانياً اين شناخت و اعتقاد را چگونه به دست آوريم؟ براى چنين شناختى راه هاى گوناگونى     مى توان شمرد كه ما در اينجا به دو راه عمده اشاره مى كنيم:

1ـ نص: نص يعنى تعيين و تصريح و اعلام پيغمبر(صلى الله عليه وآله) كه مفادش خبر دادن از جعل و نصب امام به امر الهى است، اعتبار و دلالت نص بر امامت، يك امر بسيار منطقى و عرفى  و خرد پسند است، چـرا كه حاكميت، مخصوص خداست و صاحب اختيار حقيقتى همه چيز و هر شأنى از شؤون خلق، اوست.

درباره امامتِ امام عصر (عج) نام و كُنيه و صفات و ويژگيهاى او روايات متواترى رسيده است كه در كتاب شريف منتخب الاثر متجاوز از 6000 حديث كه در جهات مختلف در اين باره در كتب فريقين ثبت گشته احصاء و تنظيم گرديده است، و كتاب من هو المهدى نام 145 كتاب از كتب حديث و تفسير و كلام و عرفان و... از اهل سنت را كه احاديث مربوط به امام زمان (عج) را آورده اند ذكر كرده است.([4])

2ـ معجزه: يكى ديگر از راه هاى شناخت امام معجزه است، از امام صادق(عليه السلام) سؤال شد كه به چه علتى خداوند متعال به پيغمبران و فرستادگانش و به شما معجزه عطا كرده؟ حضرت فرمود به خاطر اين كه دليل بر راستگويى كسى كه آن را آورده باشد و معجزه علامتى است از براى خداوند كه عطاء نمى كند آن را مگر به انبياء و رسولان و حجت هاى خودش تا به وسيله آن راستى راستگو از دروغ دروغگو شناخته شود.»([5])

بديهى است كه براى شناخت امرى مثل معجزه راهى جز مشاهده عينى يا تواتر يا خبر افراد موثق و مورد اعتماد نيست، و در مورد حضرت مهدى (عج) به صورتى باور آور و شناخت بخش معجزات حضرت نقل شده است.([6])

اما اينكه مى گوييد حضور امام در جامعه لازم و واجب است، در جواب بايد گفته شود كه آن چه لازم و واجب است وجود امام است نه حضور او، و از رواياتى كه در كتب شيعه و اهل سنت وارد شده ضرورت وجود امام فهميده مى شود، از جمله اين كه پيامبر (ص) فرمودند: «من مات  ليس له امام مات ميتة الجاهليه([7])»; كسى كه بميرد در حالى كه امام و پيشوائى نداشته باشد به مرگ جاهليت مرده است (مسلمان از دنيا نرفته).

با توجه به مطالب فوق نتيجه گيرى مى شود در زمان غيبت، شناخت امام امرى ممكن است و نديدن آن حضرت با چشم ظاهرى دليلى بر انكار او و يا عذر براى عدم شناخت آن حضرت نمى باشد و لذا امام صادق(عليه السلام) در اين باره فرموده اند: «هر كس بميرد در حالى كه امامش را نمى شناسد، به مرگ جاهليت مرده است، سپس فرمود: پس بر شما باد اطاعت و پيروى (از ما) شما ديديد اصحاب على(عليه السلام) را، شما به امامى اقتداء كرده ايد كه مردم نمى توانند عذر بياورند كه آن امام را  نمى شناختند، كرامت ها و برگزيده هاى قرآن از آنِ ماست و ماييم گروهى كه خداوند اطاعت ما را واجب گردانيده است.([8])

-----------------------

منابع :

[1]- محمد بن يعقوب كلينى، اصول كافى، سيد جواد مصطفوى (انتشارات مسجد چهارده معصوم) ج 2، ص 209 و 208) ح 3.

[2]- ابوطالب تجليل، من هو المهدى (مؤسسه نشر اسلامى، سال 1409 هـ ق) ص 9. به نقل از «تاريخ آل محمد» علامه افندى.

[3]- صافى گلپايگانى، منتخب الاثر فى امام الثانى عشر (مؤسسه حضرت معصومه، سپهر قم، سال 1419 هـ ق) ص 625.

[4]- صافى گلپايگانى، همان، و ابوطالب تجليل، همان، ص 68ـ62.

[5]- شيخ صدوق، علل الشرايع، انتشارات الداورى، ج 1، ص 122، باب 100.

[6]- برگرفته از كتاب سلسله مباحث امامت و مهدويت حضرت آيت اللّه صافى گلپايگانى (قم، حضرت معصومه(عليها السلام)، سال 1357) ج 8، ص 90.

[7]-مسند احمد بن حنبل، مؤسسه الرسالة، (تحقيق از شعيب الأرنووط)، ج28، ص 88، ح16876.

و هيثمى، مجمع الزوائد، دار الكتاب العربى، چاپ سوم، 1402 هـ، ج5، ص225.

مسند ابن يعلى موصلى، دار المأمون للثرات، (تحقيق حسين سليم اسد)، ج13، ص366، ح7375.

[8]- ابوجعفر احمد بن خالد البراقى، المحاسن (دارالكتب الاسلاميه) ج 1، ص 153، ح 78.

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 65- عصر فرهنگ

آداب مـعـاشـرت در اجـتـمـاع

كافی است نگاهی به دور و اطراف خود بیاندازید تا متوجه شوید در جامعه ما تنها شمار اندكی از افراد متشخص و با نزاكت بجای مانده است.

در روزگاران پیشین به آداب و نزاكت اجتماعی بهای بیشتری داده می‌شد، اما افسوس كه جامعه امروز دستخوش تحولات گوناگونی شده است.

مقصود آن نیست كه مردم باید همانند روبات آداب معاشرت را یك به یك و مو به مو، برده وار رعایت و اجرا كنند بلكه رعایت برخی آداب پسندیده به شما كمك خواهد كرد تا شأن و منزلت اجتماعی‌تان ارتقا یابد. در ادامه به برخی از این نکات اشاره می شود كه می تواند در این امر به شما کمک کند.

همیشه مودب باشید

اگر هم از كسی خوشتان نمی آید نیازی نیست كه شأن و منزلت خودتان را تا سطح اجتماعی آن فرد تنزل دهید. مودب و با نزاكت باشید تا برتری خود را نسبت به آن شخص ثابت كنید.

هیچگاه دشنام ندهید

دشنام و ناسزاگویی مطلقا ممنوع است. چون نشان دهنده آن است كه شما قادر نیستید برای بیان عقاید خودتان از واژه ها ولغات مناسبتری بهره بگیرید. از آن گذشته لاابالیگری همیشه دور از نزاكت و ادب است.

با صدای بلند صحبت نكنید

هنگامی كه با صدای بلند صحبت می‌كنید، باعث بالا بردن سطح استرس میان اطرافیان خود می‌شوید. بلند صحبت كردن بیانگر آن است كه شما قادر به بحث منطقی با دیگران نیستید و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان می‌دهد و آن كه می‌خواهید حرف خودتان را با توسل به زور وخشونت به كرسی بنشانید. همچنین بلند صحبت كردن سبب جلب توجه اطرافیان می‌شود البته توجه منفی.

كنترل خود را از دست ندهید

زمانی كه شما كنترل اعصاب خود را از دست می‌دهید و از كوره در می‌روید به همه نشان می‌دهید قادر به كنترل احساسات و هیجانات خود نیستید. وقتی هم كه شما از كنترل رفتار خودتان عاجز هستید، چگونه قادر به كنترل چیز دیگری خواهید بود؟ همواره خونسردی خود را حفظ كنید (كار آسانی نخواهد بود، اما به زحمتش می‌ارزد).

به دیگران خیره نشوید

زل زدن به دیگران و چشم چرانی نوعی تعرض به دیگران محسوب می‌شود. شما كه نمی خواهید بی‌جهت دیگران را مرعوب خود سازید؟

صحبت كسی را قطع نكنید

پیش از آن‌كه اظهار عقیده ای بكنید، اجازه دهید صحبت دیگران به پایان برسد. میان صحبت كسی پریدن نشانه بی نزاكتی و عدم برخورداری از مهارت‌های اجتماعی فرد است. اگر نمی خواهید خودبین و از خود راضی به نظر آیید، هیچگاه صحبت كسی را قطع نكنید و هرگاه كه ناچار به انجام این كار شدید حتما با گفتن جمله معذرت می‌خواهم اقدام به انجام آن كار كنید. مودب بودن به مفهوم آن است كه برای موقعیت، عقاید و احساسات دیگران احترام قائل شویم.

همیشه وقت شناس باشید

مهم است كه به وقت دیگران احترام بگذارید.سر موقع در جلسات، قرار ملاقات ها، موقعیت‌های شغلی و اجتماعی حضور یابید. همچنین یك فرد متشخص می‌داند چه زمانی باید میهمانی را ترك كند.

اسرار زندگی خصوصی خود را فاش نسازید

آبرو، شرافت، صداقت و بصیرت بزرگترین و مهمترین عامل برای حفظ اعتبار یك فرد متشخص است. جزئیات زندگی عشقی شما باید محرمانه باقی بمانند. بنابراین هرگاه شخصی در میهمانی شروع به سخن چینی كرد، از اعتماد معشوقتان سوء استفاده نكرده، صحبتی در رابطه به زندگیتان به میان نیاورید.

آب دهان نیاندازید

اغلب مردها این كار را به طور ناآگاهانه انجام می‌دهند. آب دهان انداختن بسیار زننده بوده و بی‌شخصیتی فرد را می‌رساند. هیچگاه آب دهان نیاندازید مگر آن كه بخواهید ثابت كنید انسان بی‌نزاكتی هستید.

حرمت بزرگترها را نگاه دارید

در واقع شما باید همانطور كه دوست دارید مورد احترام دیگران باشید خود نیز به دیگران احترام بگذارید. من به این علت بزرگترها را مورد تاكید قرار دادم كه امروزه جوانان خیال می‌كنند همه چیز را می‌دانند و از همه چیز سر در می‌آورند و در واقع خود را عقل كل می‌دانند، اما اینطور نیست. كافی است به ۵ سال پیش خود بیاندیشید.....یقینا شما امروز بسیار باهوش‌تر و با تجربه‌تر شده اید. اینطور نیست؟ با آن كه ۵ سال پیش نیز فكر می‌كردید همه چیز را می‌دانید.

به اشتباهات دیگران نخندید

این یكی از پست‌ترین كارهای است كه كسی ممكن است انجام دهد. هنگامی كه شما اشتباهی مرتكب می‌شوید یا خراب كاری می‌كنید تنها انتظاری كه از دیگران دارید آن است كه اشتباهات و خطاهای شما را به رویتان نیاورند و از آنها چشم‌پوشی كنند. از آن مهمتر شما را به واسطه آنها مورد تمسخر قرار ندهند.

كلاه خود را از سر بردارید

شاید امروزه این رسم دیگر هوادار نداشته باشد. شما می‌باید كلاه و هر آنچه بر سر دارید را به هنگام داخل شدن به منزل از سر خود بردارید. از آن گذشته هیچگاه با كلاه بر سر میز شام ننشینید چون این كار نشانه     بی نزاكتی مفرط است.

پیش از صرف غذا منتظر بمانید همه میهمانان سر جایشان بنشینند.

زمانی كه برای صرف غذا سر میز نشسته‌اید، باید منتظر بمانید تا تمام میهمانان كاملا سر جایشان بنشینند و آماده صرف غذا شوند. همه افراد باید در یك زمان شروع به صرف غذا كنند. این نكته اگرچه موشكافانه به نظر می‌رسد، اما بسیار حائز اهمیت است.

فخر فروشی نكنید

هیچكس از آدم لاف زن خوشش نمی‌آید. در هنگام گفت‌وگو درباره مسائل مالی به دارایی‌های خود اشاره نكرده و ثروت خود را به رخ نكشید.

به ساعتتان نگاه نكنید

هنگامی كه در یك جمع و محفلی هستید، مدام به ساعت خود نگاه نكنید مگر آن كه بلافاصله قصد ترك آن محل را داشته باشید. وقتی به ساعتتان نگاه می‌كنید دیگران اینگونه برداشت می‌كنند كه شما خسته و بی حوصله شده‌اید.

داستان مرد ماهیگیر

دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند . یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست .

هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آنرا در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا پرتاب می کرد .

ماهیگیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسیار متعجب بود . لذا پس از مدتی از او پرسید :

- چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می کنی ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !

گاهی ما نیز همانند همان مرد ، شانس های بزرگ ، شغل های بزرگ ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی را که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم . چون ایمانمان کم است .

ما به یک مرد که تنها نیازش تهیه یک تابه بزرگتر بود می خندیم ، اما نمی دانیم که تنها نیاز ما نیز ، آنست که ایمانمان را افزایش دهیم .

خداوند هیچگاه چیزی را که شایسته آن نباشی به تو نمی دهد .

این بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار می دهد استفاده کنی .

هیچ چیز برای خدا غیر ممکن نیست .

به یاد داشته باش :

ـ به خدایت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،

ـ به مشکلاتت بگو که چقدر خدایت بزرگ است .

امام زادگان عشق

شهید حسن باقري (غلامحسين افشردی)

( بخش اول )

نام : غلامحسين

نام خانوادگی : افشردی

تاریخ تولد: 25 اسفند سال 1334 هجری شمسی (سوم / شعبان / 1375 ه- ق ) روز ميلاد امام حسين (ع)

نام مستعار : حسن باقري

تاریخ ورود به عرصه جبهه های نبرد : اول مهرماه سال 1359 هجری شمسی

برخی از مسئولیت ها :

- معاونت ستاد عمليات جنوب

- فرمانده محور دار خوين در عمليات ثامن الائمه (علیه السّلام)

- معاونت فرماندهى عمليات طريق القدس

- فرماندهى قرارگاه نصر در عمليات فتح المبين، بيت المقدس، رمضان

- فرماندهى قرارگاه كربلا و جانشين فرماندهى كل در قرارگاههاى جنوب

محل شهادت : خطوط مقدم چنانه (منطقه فکه)

تاریخ شهادت : شنبه 61/11/9 هجری شمسی

« من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظرو ما بدلوا تبدیلا »

(سوره احزاب، آیه 22)

« انقلاب ما همچون تير زهرآگينى براى همه مستكبرين در آمده است و ياورى براى همه مستضعفين جهان.

... در اين موقعيت زمانى و مكانى، جنگ ما جنگ اسلام و كفر است و هر لحظه مسامحه و غفلت، خيانت به پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سّلم) و امام زمان(عج) و پشت پا زدن به خون شهدا است و ملت ما بايد خود را آماده هر گونه فداكارى بكند.

... در چنين ميدان وسيع و اين هدف رفيع انسانى و الهى، جان دادن، مال دادن و فداكارى، امرى بسيار ساده و پيش پا افتاده است و خدا كند كه ما توفيق شهادت متعالى در راه اسلام را با خلوص نيت پيدا كنيم.»

شروع جنگ تحمیلی شهید باقری را به عنوان یکی از اولین خبرنگاران عرصه جهاد ، به خطوط مقدم جبهه های نبرد کشاند.

تولد و کودکی

در روز 25 اسفند سال 1334 هجری شمسی مصادف با سوم شعبان 1375 هجري قمري در خانواده‌ای مذهبی و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام ) در حوالی میدان خراسان تهران چشم به جهان گشود. والدینش به عشق و محبت اباعبدالله‌الحسین(علیه السّلام) و از باب تیمن و تبرک، نام «غلامحسین» را بر او نهادند و به دنبال آن در سن دوسالگی در سفر کربلا او راه همراه خود بردند.

پدرش که در تربیت وی، جدیت زیادی داشت از همان طفولیت او را با خود به مسجد و هیات و مراسم عزاداری سرور شهیدان می‌برد. این حضور معنوی باعث شد که او در آن ایام عضو فعال و موثر هیات نوباوگان محبان‌الحسین (علیه السّلام) گردد. غلامحسین دوره دبستان را در مدرسه مترجم‌الدوله و دوره متوسطه را در دبیرستان مروی تهران به پایان رساند.

فعالیت های قبل از انقلاب

شهید باقری همزمان با تحصیل، در کلاسهای حدیث و مباحث مربوط به حضرت صاحب‌الزمان(عج) که در مسجد صدریه دایر می‌گردید، شرکت می‌کرد. از کلاس سوم دبیرستان فعالیت فرهنگی خود را با ایجاد کتابخانه دراین مسجد، به همراه تنی چند از همفکرانش شروع کرد و در راستای کسب آگاهی ها و رشد فکری خویش، ضمن مطالعه و تحقیق پیرامون مباحث مذهبی، جلسات سخنرانی را در جمع دوستانش برگزار می‌نمود.

در سال 1354 پس از اخذ دیپلم ریاضی، در رشته دامپروری دانشکده کشاورزی شهر ارومیه تحصیلات عالی خود را آغاز کرد. در این ایام علاوه بر مطالعه منظم وانسجام یافته در زیمنه مسائل اسلامی، با سخنرانی در جمع دانشجویان و برقراری کلاسهایی در زمینه اصول عقاید برای دانش‌آموزان مدارس، فعالیت مذهبی خود را دنبال می کرد و بارها با بعضی از اساتید غربزده که فرهنگ اسلامی را انکار و مظاهر منحط غربی را ترویج می‌نمودند، به بحث می‌نشست و ماهیت آن فرهنگ و عوامل غربزده را افشا می‌کرد. از این رو، وی به عنوان یک عنصر مذهبی و فعال حساسیت مسئولان و گارد دانشگاه را برانگیخته بود، که در نهایت به دلیل این فعالیتها پس از یک سال و نیم تحصیل، از دانشگاه اخراج گردید.

در این ایام در جواب یکی از نزدیکانش که به او گفته بود: تو یک سال و نیم از عمرت را بی‌خود تلف کردی.

پاسخ می‌دهد: من وظیفه‌ام را انجام دادم و اگر به دانشکده رفتم برای کسب مدرک نبود، بلکه برای رشد خودم بود و می‌خواستم که دیگران را هم به صحنه بیاروم. شهید باقری در اسفندماه سال 1356 به خدمت سربازی اعزام شد و پس از طی دوره آموزشی در پادگان جلدیان نقده به ایلام منتقل گردید.

در دوره کوتاه خدمت سربازی با توجه به آشنایی که با مسائل اسلامی داشت به ارشاد و هدایت فکری سربازان پرداخت و همزمان با علمای شهر ایلام از جمله آیت‌الله صدری (امام جمعه قبلی ایلام) ارتباط داشت و اخبار و مسائل پادگان را به ایشان اطلاع می‌داد. به دنبال این فعالیت ها، تحت کنترل قرار گرفت و ضمن جدا کردن وی از جمع سربازان پادگان، او را به عنوان راننده یک افسر جزء به کار گماردند.

نقش شهيد در پيروزى انقلاب اسلامى

همزمان با گسترش انقلاب اسلامى و فرمان حضرت امام خمينى(رحمت الله علیه) مبنى بر فرار سربازان از پادگانها، خدمت سربازى را رها كرد و به موج خروشان و توفنده امت حزب الله پيوست و به صورت تمام وقت درپيشبرد اهداف انقلاب اسلامى به فعاليت پرداخت.

به هنگام تشريف فرمايى حضرت امام خمينى(رحمت الله علیه) به ميهن اسلامى، در فعاليتهاى كميته استقبال شركت چشمگيرى داشت و به دليل برخوردارى از آموزش نظامى، به همراه ساير اعضاى خانواده و دوستانش در تصرف كلانترى۱۴ و پادگان ولى عصر(عج) «عشرت آباد سابق» در تهران نقش بارزى داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی

تا خرداد 1358، در کمیته انقلاب اسلامی و برخی نهادهای دیگر فعالیت داشت و با انتشار روزنامه جمهوری اسلامی، همکاری فعال خود را با این روزنامه در زمینه‌های مختلف آغاز کرد. در این مدت بنا به دعوت سازمان آمل، از طرف روزنامه به عنوان خبرنگار، سفر 15 روزه‌ای به لبنان و اردن انجام داد که طی این سفر، گزارش تحلیلی جامعی از اوضاع نابسامان مسلمین در آن منطقه تهیه کرد.

در خردادماه سال 1358 موفق به اخذ دیپلم ادبی شد. سپس در امتحان وررودی دانشگاه شرکت کرد و با رتبه صد و چهارم در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران قبول گردید.

او در مدت حضور در محیط دانشگاه، نقش فعال و موثری در مقابله با توطئه‌های ضدانقلاب و گروهک ها داشت.

شجاعت و شهامت شهید باقری بسیار بالا و قابل توجه بود. او با توجه به اینکه یک مسئول رده بالای نظامی بود، ولی همراه عناصر اطلاعاتی در شناسایی‌ها شرکت می‌کرد. در صحنه‌های رزم و در خطوط مقدم جبهه و در بعضی از موارد نیز در پشت خط دشمن حضور می‌یافت و حتی در هدایت گروهانها و گردانهای رزمی مستقیماً وارد عمل می‌شد.

شهيد باقرى اوايل سال۱۳۵۹ به عضويت سپاه درآمد. ابتدا در واحد اطلاعات مشغول به خدمت شد و در زمينه شناسايى و مقابله با گروهكهاى منحرف و وابسته، فعاليت خود را استمرار بخشيد و در اين واحد بود كه نام مستعار «حسن باقرى» براى ايشان در نظر گرفته شد.

حضور در جبهه‌های دفاع مقدس

بلافاصله پس از شروع جنگ در روز اول مهرماه سال 1359 به همراه عده‌ای از برادران پاسدار راهی جبهه‌های جنوب شد و تا آخرین لحظه حیات، در این سنگر باقی مانده و در بسیاری از صحنه‌های پیروز دفاع مقدس حضور فعال و تعیین کننده داشت.  آغاز جنگ تحمیلی شهید باقری را به عنوان یکی از اولین خبرنگاران عرصه جهاد ، به خطوط مقدم جبهه ها نبرد کشاند. ارتباط تنگاتنگ غلامحسین با صحنه های نبرد علاوه بر خبرنگاری رفته رفته از او فرمانده و نظریه پردازی قدر ساخت .  .......... ادامه دارد

برترین اشتباهات اینترنتی جهان

( احسان خورشيدي )

پس از اعتراف پدر اینترنت درباره اضافی بودن ممیزهای به کار گرفته شده در آدرس http لیستی از برترین اشتباهاتی که تا کنون در زمینه اینترنت توسط شرکتها و افراد مختلف رخ داده ارائه شده است.

با توجه به اعتراف سر “تیم برنرز لی” درباره اشتباهش در طراحی آدرس اینترنت و استفاده نادرست از دو نشان ممیز در ابتدای آدرس، نشریه تایمز به گذشته نگاهی انداخته و برخی دیگر از اشتباهات مشابهی که در رابطه با اینترنت رخ داده است را از لابلای تاریخچه اینترنت بیرون کشیده است.

ممیزهای بی مصرف:

سر تیم برنرز لی دانشمند انگلیسی علوم رایانه ای که با ابداع WWW در سال ۱۹۸۹ به شهرت جهانی دست یافت به طور کلی انسانی موفق به نظر رسیده و کمتر در کارهایش ایرادی پیدا می شود اما وی به تازگی اعتراف کرده است که تصمیم وی برای استفاده از دو ممیز آزار دهنده پس از http در آدرسهای اینترنتی تصمیمی اشتباه بوده و اگر فرصتی برای تغییر یکی از بخشهای این ابداع جهانی اش داشته باشد این دو ممیز غیر لازم و اضافه را از آدرسهای اینترنتی حذف خواهد کرد.

قسمت چهارم به جای قسمت اول:

شرکت اپل در حدود دو سال پیش قسمت اول یک سریال ویدئویی را برای فروش بر روی فروشگاه آی تیونز خود قرار داد اما در نهایت مشخص شد این فایل در واقع قسمت چهارم از سریال است و به دلیل بروز اشتباه در شماره تولید اپیزود و شماره پخش به اشتباه بر روی اینترنت قرار گرفته است. این شرکت پس از ۲۴ ساعت فایل را از روی فروشگاه اینترنتی خود برداشته و برای جبران دو دلار به کاربرانی که به اشتباه این فایل را از شبکه برداشته بودند پرداخت کرد.

گوگل اسپم می شود:

سیستم مبارزه با نامه های ناشناس یا اسپم شرکت گوگل بدون شک یکی از بهترینها است. با این حال چند سال پیش این سیستم به صورت تصادفی وبلاگ جستجوی گوگل را به عنوان اسپم شناسایی کرد و تیم به روز رسانی این وبلاگ به پیامهای هشداری که اعلام می کرد “در صورتی که اعلام نکنید اسپم نیستید این وبلاگ حذف خواهد شد” توجهی نکردند. زمانی که وبلاگ به صورت خودکار حذف شد کاربر دیگری با نام دامنه مشابه بر روی شبکه قرار گرفت. تیم به روز رسانی این وبلاگ در ابتدا گمان بردند قربانی هکرها شده اند اما سپس به اشتباه خود پی برده و نام دامنه را بازگردانده و تمامی اشتباه خود را بر روی وبلاگ گوگل شرح دادند.

نتیجه جنگ با یو تیوب:

شرکت قدرتمند رسانه ای Viacom برای سالها مجادلات فراوانی بر سر تخلف از کپی رایت با سایت یو تیوب داشت که در نهایت این مجادلات را در حالتی به پایان رساند که در میان دیگر شرکت های رسانه ای به شرکتی متخلف از قوانین کپی رایت شهرت پیدا کرد. این شرکت دریافت از فایلی استفاده کرده است که اجازه پخش نداشته و به همین دلیل مورد خشم شرکت های دیگر قرار گرفت و در نهایت تلاشهایش برای محکوم کردن یو تیوب به نتیجه ای معکوس دست یافت.

انتشار تمامی جستجوهای اینترنتی:

در سال ۲۰۰۶ شرکت AOL به صورت داوطلبانه اطلاعات جستجوی ۶۵۰ هزار نفر از کاربران خود طی دوره ای سه ماه که در حدود ۲۰ میلیون جستجوی اینترنتی را تشکیل می داد را منتشر کرد. همچنین نام کاربری AOL به نامهای کاربری اتفاقی تغییر پیدا کرد تا افراد بتوانند نتایج جستجوهای انجام گرفته توسط هر یک از کاربران را به همراه مشخصات شناسایی آنها بیابند. واضح است که جامعه آنلاین از این حرکت AOL به شدت عصبانی شد و این شرکت نیز به سرعت و با ابراز تاسف تمامی اطلاعات منتشر شده را از شبکه برداشت.

تولد اولین ویروس:

در تاریخ دوم نوامبر ۱۹۸۸ رابرت موریس فارق التحصیل علوم رایانه ای دانشگاه کرنل برنامه ای تجربی نوشت و آن را به اینترنت وارد کرد که در نهایت به اولین کرم یا ویروس اینترنتی تبدیل شد. با وجود اینکه هدف این دانشجو به هیچ وجه خرابکاری نبوده و تنها قصد داشته تا میزان وسعت اینترنت را بسنجد، این کرم به وظیفه خود عمل کرده و در حدود ۶۰۰ هزار رایانه را غیر قابل استفاده کرد. موریس به اتهام تقلب و تخلف در اینترنت به سه سال کارآموزی اجباری، ۴۰۰ ساعت خدمات اجتماعی و پرداخت ۱۰ هزار دلار خسارت شد، وی اکنون در موسسه    « ام آی تی » مشغول به کار است.

انشتین و اثبات نظریه نسبیت با استفاده از آیات و روایات اسلامی

بارالها عشق را از hard دل format مكن

انشتين و اثبات نظريه نسبيت بر اساس آيات و روايات اسلامي

«آلبرت انشتین» فیزیکدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله‌ علمی خود با عنوان «دی ارکلارونگ Die Erklarung» (به معنای بیانیه) که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کامل‌ترین ومعقول‌ترین دین دانسته است.

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه انشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است. انشتین در این رساله <<نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از کتاب‌های شریف نهج البلاغه وبحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثردانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

یکی از این حدیث‌ها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود.

اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌کنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است<<.

انشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. انشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات می‌کند.

 او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» می‌داند.

E=MC2---àM=E/C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره می‌تواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود.

انشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ <<حسابی عزیز» یاد کرده است.

اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری می‌شود.

این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل‌سازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یک عتیقه‌فروش یهودی خریداری کرد.

دستخط انشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چک شده و تأیید گشته است.

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 65- ادبی

فرياد كن مرغ باران بر پشت بام شعرم

بگوييد به درخت كه برساند به جنگل

وبرسانيد به ستاره كه بگويد به ناهيد

زندگي دام نيست

زندگي درياست

و تصوير قطره بر آينه دريا زيباست

عشق هم دام نيست

حقيقت بيتاست

با تمام وجود دارمش باور

بسان رقص شعله مهر بر ستون اميد

چون طلوع ناهيد كه اميد را نويد مي دهد

در دهكده پر نقش اقدير

در جنگل باران ونوس

من حقيقت را زندگي خواهم كرد

سوگند به هر برگش

كو ساقي و هم زاهد و هم ديباست

اينك با او پرواز را همه از بر دارم

و به شكرانه معبود

جام زرين ثنا

بر رخ دل ، همدم دارم

و روييدن بوته صبح را

بر پهنه دشت سحرم بي ترديد

همراه با عطر ياس ، توأمان باور دارم

وقت ميلاد فرزند صبح

از پنجره دل

شوق احساس سپيدش چون رودي سرشار

چون گل صورتي نور ، در نگاهم جاريست

و مي گويم با فريادي بي جواب

با يك سكوت و هزاران فرياد

كه مستدام نيست

سلطنت شعله بر سرزمين شمع در حكومت باد

بايد زدود پيراهن تزوير را

از برهنگي تن در هر خراب آباد

و اكنون من

هردم با نور دمسازم

هر آن با شعله هم آوازم

و خداوندگار سرود مهرگان را

در قصر بلند نور

پرشورتر ، پر نورتر مي سازم

 

مهندس حميد راهي

كتابخانه پسين

ديگ ها پر

پاتيل ها خالي

اثر: اسماعيل شجاعي

ناشر : نشر قلمكده ـ شيراز 1389

اين كتاب خواندني شامل 11 داستان كوتاه است كه توسط نويسنده خوب لارستاني آقاي اسماعيل شجاعي نگاشته شده است . در ادامه يكي از    داستان هاي اين مجموعه را مرور مي كنيم

Ccu

نوروز 80 براي خانواده ما خوش يمن نبود . قبل از تحويل سال درد قلب مرا تا يك قدمي خداحافظي هل داد و كم مونده بود كه واجب الفاتحه شوم . از اولين بيماران قلبي بودم كه در سال نو در بيمارستان امام رضا (ع) بستري شدم. همين طور كه روي برانكارد بودم و به سمت اتاق ccu  مي بردند ترس سرتاسر وجودم را فرا گرفته بود . عجبا ! اين اتاق همان اتاقي است كه لحظه لحظه قلب آدمو كنترل  مي كنن ، اتاقي كه ملاقاتي نداره ، مث زندون انفرادي مي مونه ، اتاقي كه خودت مي توني حركات قلبت رو با چشم خودت روي دستگاه مونيتور ببيني و مرگ خودتو شاهد باشي و ... آخه اين چه بلايي بود كه دامنگير من شد ، از تنهايي دق مرگ مي شم هم زبون مي خوام . خلاصه تصورات عجيب و غريبي از ccu داشتم .

وارد اتاق كه شدم اين ccu با ccu هاي ديگر زمين تا آسمون فرق داره ، مث اتاق عمومي مسافرخونه ها مي موند . زن و مرد را توي يك اتاق جا داده بودن ، دو مرد و دو زن . كمي وحشتم ريخت . روي تخت دراز كشيدم . با بيماران ديگه خوش وبش كردم . همگي به دستور پزشك معالجمان استراحت مطلق داشتيم و اجازه پايين آمدن از تخت بيمارستان را نداشتيم . به سفارش پرستارها قرار بود نظافتچي ها برايمان لگن بگذارند .

چون نظافتچي ها و پرستارها سرشان شلوغ بود و پرستار مخصوص هم نداشتيم ملاقاتي هايمان زحمت لگن آوردن و لگن بردن را به عهده گرفته بودند ، ولي مگه مي شد توي اين شلوغي زن و مرد رفع حاجت كرد .

چند بار من و بيمار ديگر كه اهل لطيفي بود زير پتو رفتيم و لگن گذاشتيم ، از خجالت لگن ها خالي برگشت، انگار شكم هايمان مثل بتن سفتت شده بود . اون دو زن بيمار هم به درد من گرفتار بودن . كار ما شده بود زير پتو رفتن و خيس عرق شدن . زن ها تا لگن تقاضا مي كردن به ما مردها مي گفتن برادرها خودتون رو بپوشيد . منظورشون اين بود كه زير پتو برويد . ما هم اطاعت مي كرديم . از گرما مي پختيم ، ديگه كم مونده بود پوست بيندازيم و به زخم بستر گرفتار بشيم .

توي اين ccu از ملاقات ممنوع خبري نبود . به هر تعداد كه دلت مي خواست ملاقاتي رفت و آمد مي كرد . شوهر يكي از بيماران قلبي اهل يكي از روستاهاي مجاور شهر بود . موبايلش دقيقه به دقيقه زنگ مي خورد . البته بالاي سر زنش حرف مي زد . انگار با اون ور آب ارتباط تلفني داشتن . احتمالا چراغ سبزي به دست اندكاران ccu  داده بودند . ديگه كاري نداشتن كه امواج موبايل براي بيماران قلبي مضره .

شب اول بستري شدنم ساعت حدود يك بعد از نيمه شب بود كه احساس كردم صداي آواز ملايمي گوشم را نوازش  مي دهد به همراهم گفتم : « عجبا اين موقع شب عروسيه »؟ با خنده گفت : « مث اين كه خيالاتي شدي . همه ملاقاتي ها كه مث من نيستن حنجره شون رو سر كلاس درس     جريحه دار كنن و صداي خوشي نداشته باشن . اين صدا صداي اون جوانه كه داره براي مادرش آواز محلي مي خونه تا از دلتنگي دربياد و درد قلبش رو فراموش كنه . به جاي دنبك و ضرب با دست به لبه مونيتور مي كويه » .  ccu ما همه چيزش جور جور بود ، با صداي دلنشين آن جوان خواب از چشمانم پريده بود ولي از درد قلب به خودم مي پيچيدم . بعد از مدتي خواب داشت بر من غلبه مي كرد كه چراغ هاي اتاق روشن شد . مامور تخليه سطل زباله كارشو در اون دل شب آغاز نموده بود . بعد از تخليه سطل ها وكشيدن تخت ها و صداي ناهنجار و اعصاب داغون كن نوبت به كفشويي با دستگاه تي زن رسيد . انگار نه انگار كه در اين اتاق بيمار قلبي بستري باشد . با اتمام كار مامور نظافت چراغ ها را خاموش كرد . اين دست به اون دست شدم . دل پيچ داشتم مث مار به خودم مي پيچيدم . تقاضاي لگن كردم. از ملاقاتي ها از زن و مرد و از بيمارانقلبي كه دو زن بودند خواهش كردم زير پتوهاي خودشان قايم شوند . عده اي غر زدند ، عده اي خنديدند ، عده اي هم حق بهم دادند . ( قلبش ناراحته عذرش موجه ) خودم هم زير پتو رفتم . از حرارت داشتم مي پختم ، حمام سونا مفت و مجاني برايم مهيا شده بود . مي شد با خيال راحت وزن كم كرد و اين خودش يكي از محسنات ccu خودموني بود . از حرارت و پچ پچ هر چه به خود فشار آوردم نشدكه نشد . چون خجالتي بودم براي چندمين بار لگن خالي برگشت . چشم هايم را روي هم گذاشتم تا شايد درد شكم فراموش شود و خوابم ببرد . جوان با خواهش مادرش دوباره ضرب مونيتور گرفت و زمزمه ملايم و روح انگيز آواز خودش رو از سر گرفت . ديگه داشتم نسبت به آن بيمار حسادت  مي كردم زيرا او درد شكمش را با آهنگ فراموش مي كرد . ساعت حدود 4 نصف شب بود كه از آخر راهرو صداي گام ها و گفتگوهاي پرستارها شنيده شد به اتاق ما كه رسيدند يكي شون گفت : به به چشمم روشن ! اينجا هتله يا ccu چقدر شما بي فرهنگيد ! حالا مي فهمم چرا به ما مي گن جهان سوم ، جهان دهم بگم بهتره » ! در همون لحظه موبايل ملاقاتي اون زن به صدا در اومد كه پرستار گفت : » كي اجازه داده شما موبايل با خودتون تو ccu بياريد » ؟ و صاحب موبايل گفت : « خانم پرستار ، نگهبان خودش مي دونه » كه پرستار از كوره در رفت و با صداي دو رگه وبلند داد زد : « آهاي نگهبان ! كي اينا رو راه داده ؟  زودي بيرونشون كن ، اگه سوپروايزر بياد و ببينه كلي كار دستمون مي ده » ! يكي ديگر از پرستارها كه دارو توي سيني داشت صدا زد : « بيمارهاي قلبي همه بيدار هستين » ؟ كه يكي از بيمارها گفت : « خانم پرستار ما از سر شب تا حالا بيداريم ، مگه پرسنل شما فرصت مي دن كه خوابمون ببره » . كه خانم پرستار هم ناراحت شد و گفت : « كي نذاشته ؟ وقتي خودتون رعايت قلب خودتونو نكنين گناه ما چيه ؟ اينجا بهش مي گن ccu اگه نمي فهمين بدونين ، گوشهاتون رو خوب باز كنين ! ccu يعني ملاقات ممنوع ! ccu يعني سكوت! Ccu يعني استراحت مطلق » پرستار ديگر هم داروهايمان را بهمون داد .

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 65-پزشکی

كـاربـرد بـيـوسـراميـك هـا

بيوسراميک ها يکي از انواع بيومواد يا مواد زيستي پزشکي محسوب مي شوند که براي ترميم ، بازسازي بافت ، درمان بيماري و تعويض يا جايگزيني اندام و بافتهايي که دچار بيماري يا سانحه شده اند، در بدن موجود زنده به کار مي رود. بيوسراميک زيست فعال مي تواند با بافت بدن پيوند برقرار کند و از طريق واکنش شيميايي ، فصل مشترک مناسبي با آن برقرار کند و درست همان گونه که بافتهاي طبيعي تغيير مي کنند ، فصل مشترک زيست فعال نيز با زمان تغيير کند.

اصولا بيوسراميک ها به چند دسته تقسيم مي شوند؟

بيوسراميک ها از نظر نوع واکنش بافت بدن و برهمکنشي که ممکن است با بدن داشته باشند، به انواع مختلفي چون بيوسراميک خنثي ، بيوسراميک قابل انحلال و اضمحلال در بدن و بيوسراميک زيست فعال (بايواکتيو) تقسيم مي شود. از جمله بيوسراميک هاي زيست فعال مي توان به شيشه زيست فعال (بايواکتيو گلاس) اشاره کرد. اگرچه پايه ترکيب شيميايي شيشه هاي زيست فعال از اکسيد سيليسيم ، پنتااکسيد فسفر، اکسيد کلسيم ، اکسيد سديم و امثال آن تشکيل شده است ؛ ولي با تغيير مقادير تشکيل دهنده مي توان شيشه هاي زيست فعال متفاوت و داراي رفتارهاي مطلوب و موردنظر به دست آورد.آيا صرفا از ترکيبات زيست فعال در ترميم بافت غضروفي و استخواني در جانداران براي پوشش هاي کاشتني بدن استفاده مي شود؟شيشه زيست فعال مي تواند به صورت تکه اي براي ترميم بافتهاي استخواني و غضروفي مانند پروتزهاي گوش و يا به صورت پوشش روي کاشتني هاي (ايمپلنت هاي) ارتوپدي و معالجه استخوان و همچنين کاشتني هاي دنداني به کار رود. استفاده از پوشش زيست فعال به دليل تشکيل پيوند سريع با بافت استخواني و تثبيت و پايداري کاشتني موجب کاهش زمان التيام و درمان ، طولاني تر کردن عمر کاشتني و عملکرد بهتر پروتز يا عضو مصنوعي مي شود.ترکيبات زيست فعال تحت چه شرايطي و با طي چه مراحل آزمايشگاهي و باليني براي فعاليت هاي ترميمي در بدن آماده مي شوند؟بيوسراميک هاي زيست فعال با روش هاي متفاوتي توليد مي شوند.

فناوري نانو چگونه به توليد ترکيبات زيست فعال کمک مي کند؟

نانوفناوري اين امکان را فراهم مي کند که با دستکاري ترکيب و ساختار در محدوده اندازه تا يکصد نانومتر خواص کنترل شده و مطلوب مورد نظر فراهم شود.توليد نانوپودر شيشه زيست فعال در اندازه حدود 30 نانومتر با اجراي پژوهش حاضر حاصل شد و آزمون هاي ارزيابي زيست سازگاري و زيست فعالي نشان داد که اولا با کنترل ويژگي ها در محدود اندازه نانو مي توان به خواص مطلوب مواد زيست فعال دست يافت و ثانيا فقط با استفاده از پودر نانوذره شيشه زيست فعال مي توان پوشش زيست فعال عاري از ترک و عيب با تکنيک سل ژل به دست آورد.پودر شيشه زيست فعال ، شيشه زيست فعال تکه اي و نيز پوشش آن مي تواند براي بازسازي بافت استخوان و يا روي پروتز بدن به کار رود.

پوشش شيشه زيست فعال مي تواند براي کاهش زمان درمان و التيام و نيزافزايش طول عمر کاشتني هاي دنداني به کار رود

نانو پودرهاي شيشه زيست فعال چه کار بردهايي دارند؟

پوشش شيشه زيست فعال تهيه شده ، مي تواند روي کاشتني هاي ارتوپدي و شکسته بندي و يا کاشتني هاي دنداني به منظور کاهش زمان درمان و التيام و نيز افزايش طول عمر کاشتني به کار رود. اين پوشش مي تواند زير لايه فلزي را از هجوم و خوردگي مايعات بدن محافظت کند و با استخوان پيوند يکپارچه برقرار کند.از طريق ايجاد پوشش بافت بدن و سيستم هاي مختلف بدن نيز در برابر آزاد شدن عناصر از کاشتني که مي تواند موجب تاثير سيستماتيک داشته باشد ، جلوگيري خواهد شد.

آيا اين ترکيبات دقيقا همان   قابليت هاي استخواني در انسان را دارا هستند؟

خير ، اگر منظور شيشه زيست فعال ، است پاسخ منفي است ؛ چرا که شيشه زيست فعال يا بايواکتيوگلاس ترکيب مشابه استخوان ندارد، بلکه کلسيم هيدروکسي آپاتيت ماده اي است که از نظر ترکيب و ساختار کاملا_ شبيه بافت استخواني است.کلسيم هيدروکسي آپاتيت براي بازسازي بافت استخواني و درمان بيماري هاي استخوان در جراحي ارتوپدي و شکسته بندي قابل استفاده است و بويژه پودر نانومتري مي تواند با قابليت بيشتر و در زمان کوتاه تر بازسازي بافت استخواني را ميسر کند و بخوبي جايگزين تکنيک هاي قبلي مانند پيوند استخوان (گرافت استخوان) شود.از طرف ديگر شيشه زيست فعال به دليل توانايي منحصر به فرد در پيوند با بافت نرم و سخت بدن مي تواند به صورت تکه اي براي جايگزيني بافت سخت مانند استخوان و يا ترميم غضروف استفاده شود. البته شيشه زيست فعال به صورت پوشش روي کاشتني هاي بدن ، چه از نظر کاهش زمان درمان و چه از نظر افزايش عمر و دوام کاشتني (در حدود 30 سال) نقش موفقيت آميزي دارد.آيا پيوندهاي استخواني با استفاده از هيدروکسي آپاتيت عوارضي را براي انسان به همراه ندارند؟استفاده از کلسيم هيدروکسي آپاتيت براي بازسازي و خلق مجدد بافت استخوان (به جاي روش قبلي پيوند استخوان طبيعي) نه فقط هيچ گونه عارضه اي ندارد، بلکه به سهولت مي تواند زمان پيوند استخوان و يا بازسازي ناحيه اي از استخوان را که به دليل حادثه و يا بيماري از دست رفته است بشدت کوتاه کند و موفقيت نيز تضمين شده تر است. استفاده از شيشه هاي زيست فعال نيز هيچ گونه عوارضي ندارد. اين ماده از جمله بيومواد استثنايي مصرفي در بدن است که مي تواند با استخوان پيوند شيميايي برقرار کند؛ چرا که بافت استخوان بدن آن را کاملا شبيه بافت بدن شناسايي مي کند و تعامل آنها به شکل برقراري پيوند است.

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  |