تبليغاتX
ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه

ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه

ماهنامه پسین دهکویه مجله ای برای مردم لارستان

پسین دهکویه شماره 47

ماهنامه فرهنگي اجتماعي پسين دهكويه ـ

سال چهارم ـ شماره 47ـ 10 بهمن  87 ـ

 16 صفحه 100 تومان

pasin-vol-4-no47–february 2009

دریافت صفحات نشریه به صورت عکس

سرمقاله

جنگ غزه تمام شد و روسياهي به عرب ها ماند.

در يك ماه اخير شاهد پيروزي غرور آفرين مردم غزه در جنگ 22 روزه در مقابل تجاوزهاي رژيم صهيونيستي بوديم . اين پيروزي آنقدر بزرگ بود كه روزنامه صهيونيستي هاآرتص نوشت : تمام دستاورد هاي 60 ساله اسرائيل بر باد رفت .

اين جنگ را به حق جنگ فرقان نام گذاري كردند ، زيرا در اين جنگ چهره واقعي حق و باطل مشخص شد . در اين جنگ هيچ كدام از مجامع بين المللي و كشورهاي غربي صداي خرد شدن اسنخوان هاي مردم غزه در زير چكمه هاي رژيم اشغالگر قدس نشنيدند و همانند گذشته انتظاري بيش از اين هم از آنها نبود . يكي از بركات اين جنگ اين بود كه چهره  واقعي منافقين مدعي اسلام يعني سران كشورهاي عربي مثل مصر و عربستان  مشخص شد . متاسفانه در اين جنگ از مردم غزه حمايت كه نكردند هيچ بلكه خواهان نابودي جنبش مقاومت حماس شدند و در اين راه براي كمك به رژيم صهيونيستي از هر كمكي دريغ نكردند. تاسف بار تر اين كه مفتي اعظم عربستان  هم به جاي شنيدن فرياد مظلوميت مردم فلسطين فتوا دادند  : « كمك به مردم غزه كمك به هرج و مرج طلبي است » .

بهترين عنواني كه مي توان براي اين عالمان  در نظر گرفت عالمان درباري است  و اين نوع اسلام روزي به نام اسلام بني اميه خوانده مي شد كه حتي حاضر بود فرزند پيامبر را به شهادت برساند وامروز هم بايد آن را  همانگونه كه امام راحل فرمودند اسلام امريكايي ناميد كه با بزرگترين دشمن مسلمانان در قتل عام مسلمانان  همدست شد .

به اميد پيروزي نهايي مردم مظلوم فلسطين و نابودي رژيم صهيونيستي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 47 خبری

دهكويه در دهه اول محرم غرق در عزا و ماتم بود .

 

به مناسبت ايام غمبار محرم و  در سوگ سرور و سالار شهيدان دهكويه غرق در عزا و ماتم بود .

امسال مراسم عزاداري همزمان با اولين شب محرم توسط هيئت هاي سينه زني ، زنجير زني ابالفضل(ع) هيئت زنجير زني  پايگاه مقاومت شهيد صفري و هيئت شيفتگان مهدي(عج)  شروع شده و تا روز تاسوعا و عاشورا ادامه داشت .

عزاداران در شب يازدهم محرم با حاضر شدن در گلزار شهداي دهكويه با قرائت زيارت عاشورا مراسم شام غريبان را در كنار شهيدان برپا نمودند.

آغاز عمليات ساخت مجموعه ورزشي دهكويه

 

در شماره قبل نشريه خبر مسرت بخش كلنگ زني مجموعه ورزشي دهكويه را به اطلاع شما خوانندگان محترم رسانديم . چند روز پس از كلنگ زني عمليات ساخت اين مجموعه ورزشي شامل ساخت سرويس بهداشتي و رخت كن و همچنين تسطيح زمين و محوطه سازي ، و زمين فوتبال مجموعه  آغاز شد. به گفته رئيس تربيت بدني لارستان اگر فاز اول اين مجموعه به سرعت بتواند به اتمام برسد مسوولين محترم خواهند توانست بودجه هاي لازم را جهت فاز دوم مجموعه  را جذب نمايند .

آغاز عمليات آبرساني به دهكويه

 

همزمان با سالروز پيروزي انقلاب اسلامي عمليات طرح آبرساني به دهكويه آغاز شد .

در اولين مرحله طرح جاده سازي و محوطه سازي محل حفر چاه انجام شد. و انشاء الله اميدواريم كه به زودي شاهد اتمام اين طرح باشيم .

لازم به ذكر است اين چاه در شرق شركت سيمان و در محلي به نام سخدان و با هزينه 187 ميليون تومان حفر شده و آبرساني به دهكويه انجام خواهد شد .

بارش برف در دهكويه

 

امسال با وجود اين كه شاهد كمي بارش هاي جوي در دهكويه بوديم اما پس از چندين سال شاهد بارش برف در كوه نمك دهكويه بوديم ، اما اين برف آنقدر كم بود كه فقط يك نصف روز دوام آورد و به سرعت آب شد . شايد دليل اصلي آن روبه آفتاب بودن يا به قول خودمان « برافتو » بودن اين قله است .

اما اين برف در كوه كورده بسيار سنگين تر بود و تا چندين روز وجود داشت و موجب شد كه    عده اي را براي برف بازي به اين قله 2هزار متري بكشاند .

تصوير آدم برفي را كه مشاهده مي كنيد كار بچه هاي خوش ذوق كورده است .

مرگ یک نفر مشکوک به بیماری تب کریمه کنگو در استان فارس

اواخر هفته گذشته 5 نفر در بخش "بنارویه" لارستان شهرستان جهرم مشکوک به ابتلا به ویروس بیماری تب کریمه کنگو در بیمارستان پیمانیه دانشگاه علوم پزشکی جهرم بستری شدند که یکی از این افراد تا کنون فوت کرده است.

قائم مقام معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این خبر گفت : این افراد که به دلیل ارتباط مستقیم با دام و ذبح غیر بهداشتی آن به این ویروس مبتلا شده بودند بعد از بستری شدن در بیمارستان جهرم تحت مراقبتهای ویژه پزشکی قرار گرفتند که متاسفانه یکی از آنها که قصاب بود از دنیا رفت و بقیه همچنان تحت مراقبت هستند.

دکتر حسن جولایی افزود:  با بررسی علائم بالینی این افراد مشخص شد که یکی از آنها مشکوک به ابتلا به ویروس بوده و به آن مبتلا نشده است که از بیمارستان مرخص شده است. از 3 نفر دیگر نیز نمونه خون گرفته شد و نمونه های تهیه شده برای تهیه سرم و بررسیهای بیشتر به موسسه پاستور فرستاده شد

تب کریمه کنگو یک بیماری حاد تب دار و همراه با خونریزی است که از طریق گزیدن کنه و یا تماس

با خون و یا ترشحات و یا لاشه دام و انسان آلوده منتقل می شود.

این بیماری برای نخستین بار در سال 1944 در کریمه اوکراین پدید آمد و از این رو نام تب " خونریزی دهنده " برای آن انتخاب شد و در سال 1969 نیز مشخص شد که " پاتوژن " ایجاد کننده تب خونریزی دهنده در کنگو مشابه همان بیماری است که درسال 1956 در کشور آفریقایی کنگو مشاهده شده است و به همین سبب ارتباط این دو مکان و بیماری موجب نامگذاری تب کریمه کنگو بر روی این بیماری شد.

دوره نهفتگی بیماری تب کریمه کنگو به طور متوسط چهار روز و حداکثر 13 روز است و معمولا تا چهار روز علایم غیر خونریزی مانند تب، سردرد، احساس سرما، خستگی و درد عضلانی، پر خونی صورت و چشم، استفراغ و دردهای بالای معده از جمله علایم این بیماری است.

دکتر جولایی در ادامه به خبرنگار مهر گفت : در سالهای 85 و 86 هم

چندین مورد از این بیماری در نقاط مختلف استان فارس مشاهده شده بود و چندین نفر نیز به آن مبتلا شدند که در سال 85 بر اثر ابتلا به ویروس این بیماری 2 نفر فوت کردند

قائم مقام معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز با اعلام اینکه آموزشهای لازم  به مردم منطقه دامداران و کسانی که به نوعی در معرض خطر ابتلا به این بیماری قرار دارند ارائه شده است گفت : ویروس این بیماری در هوای آزاد تا 12 ساعت خطر انتقال به انسان و دیگر دامها را دارد و قصابها، دامداران و کسانی که با ذبح حیوانات، گوشت وترشحات خونی دام مبتلا به ویروس ارتباط داشته باشند بیش از دیگران در معرض این خطر هستند.

به گفته مقامات بهداشتی استان فارس و شهرستان جهرم اقدام های اولیه برای کنترل این بیماری در منطقه انجام شده است و گروههای پزشکی اعزامی از شیراز، لار و جهرم به بخش بنارویه لارستان اعزام شده اند.

قائم مقام معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز با اشاره به غیر قابل ریشه کن بودن کامل ویروس تب کریمه کنگو گفت: این بیماری از بیماریهای خطرناک مشترک دام و انسان است که چون شیوع اصلی آن در میان دامها است قابل کنترل نیست و در دیگر نقاط کشور نیز مواردی از این ویروس مشاهده شده است.

دکتر جولایی در پاسخ به سوال خبرنگار مهر مبنی بر راههای انتقال این بیماری خطرناک گفت : ویروس این بیماری بیشتر در گوسفند مشاهده می شود و در تماس با زخم و خون دام مبتلا، قابل انتقال به انسان است اما اگر کسانی که در ارتباط مستقیم با ذبح دامها و گوشت تازه آن هستند نکات بهداشتی مانند پوشیدن دستکش و شستن کارد و لوازم  با مواد ظرفشویی را رعایت کنند خطر ابتلا به آن را به شدت کاهش می دهند.

به گفته جولایی با اینکه ویروس این بیماری بعد از 12 ساعت از بین می رود مردم باید برای ایمنی بیشتر و حفظ سلامت خود احتمال آلوده بودن هر گوشتی به این ویروس را بدهند و از تماس مستقیم با نقاط دارای زخم خود با آن خودداری کنند از سوی دیگر هم باید مطمئن باشند که برای میل کردن هر گوشتی حتی گوشت دام آلوده به این بیماری خطری آنها را تهدید نمی کند چرا که با پخت گوشت به هیچ وجه امکان زنده بودن این ویروس وجود ندارد.

عضويت رايگان بازنشستگان لارستاني در كتابخانه هاي عمومي شهرستان

 

به گزارش خبرگزاري فارس از لارستان، رئيس انجمن كتابخانه‌هاي عمومي لارستان در جمع خبرنگاران خبر از عضويت رايگان بازنشستگان در كتابخانه‌هاي اين شهرستان داد و افزود: به منظور گسترش فرهنگ كتاب و كتابخاني تمام بازنشستگان ادارت دولتي و غير‌دولتي كه سن آنان 60 سال به بالا باشد، مي‌توانند با حضور در تمام كتابخانه‌هاي عمومي موجود در شهرستان‌هاي لارستان و خنج و ارائه عكس و تصوير شناسنامه و حكم بازنشستگي به طور رايگان به عضويت اين كتابخانه‌ها درآيند.

فيروزه خرم‌بخت اضافه كرد: در حال حاضر كتابخانه‌هاي عمومي شهرهاي لار، اوز، خور، خنج، جويم و بيرم آماده پذيرفتن عضويت رايگان بازنشستگان هستند.

دبیرخانه همایش بين المللي زبان شناسي و مردم شناسي لارستان در تهران آغار به کار کرد

دبیرخانه همایش بین المللی زبان شناسی و مردم شناسی لارستان با نزدیک شدن به زمان برگزاری این همایش آغاز به کار کرد.

به گزارش روابط عمومی همایش بین المللی زبان شناسی و مردم شناسی لارستان، با نزدیک شدن زمان برگزاری همایش برای هماهنگی های بیشتر و پیشبرد اهداف همایش در تهران دبیرخانه همایش دراین شهر آغاز به کار کرد.

این دبیرخانه در سه حوزه تبلغات، اطلاع رسانی و استقبال از مهمانان خارجی انجام وظیفه خواهد کرد.
برای ارتباط با این دبیرخانه        می توانید با شماره تلفن های 09367524369 و 09361242366 تماس حاصل کنید.

بیش از 80درصد متن کامل مقالات پذیرفته شده درمرحله اول دریافت شد

با اتمام مهلت ارسال مقالات تکمیل شده دبیرهمایش از دریافت بیش از 80درصد مقالات خبر داد.

به گزارش روابط عمومی همایش بین المللی زبان شناسی و مردم شناسی لارستان، دکتر بهزاد مریدی دبیر همایش با اعلام این خبر افزود: درمهلت مقرر بیش از 80 درصد مقالات به دبیرخانه ارسال شده است که این یک موفقیت خوب برای این دبیرخانه به حساب می آید.

همچنین وی با اشاره به دریافت بیش از270 چکیده نیز گفت: این تعداد چکیده برای یک همایش با موضوع منطقه ای بی سابقه و رکوردی در این حوزه محسوب   می شود.

دكترمریدی ضمن تشکر از تمام پژوهشگران و اساتید دانشگاه که در این همایش مقاله ارسال      کرده اند نیز گفت: همایش بین الملی زبان شناسی و مردم شناسی لارستان در اسفندماه جاری با حضور 30مهمان خارجی و بیش از 120مهمان داخلی در شهر لار برگزار می شود.

وی با اشاره به برنامه های حاشیه این همایش نیز ادامه داد: هفته کهن لارستان به عنوان یک نمایشگاه جنبی پذیرایی    توریست های داخلی و خارجی در طول برگزاری این همایش است.
برگزاری مسابقه عکاسی و پوستر و رونمایی از چندین کتاب از دیگر برنامه های حاشیه این همایش   بین الملی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 47 فرهنگی

گفتگو با دكتر مريدي دبير همايش

 بين المللي زبان شناسي

و مردم شناسي لارستان

 

جناب آقاي دكتر بهزاد مريدي دبير همايش بين المللي زبان شناسي و مردم شناسي لارستان از محققان برجسته و فرهيختگان لارستان و داراي دو فوق ليسانس در    رشته هاي زبان انگليسي و اديان و عرفان وداراي مدرك دكتراي زبان شناسي هستند .

ايشان به زبان هاي انگليسي ، روسي و فرانسه تسلط دارند و در دانشگاه هاي آزاد اسلامي و علمي كاربردي و پيام نور لارستان ، فرودوسي ايروان ، لازاريان ايروان ، مركز آموزش زبان هاي آكادميك اروپا در ارمنستان  دانشگاه غير انتفاعي حافظ  تدريس نموده اند . ايشان داراي تاليفات و مقاله هاي بسياري هستند كه در مجلات معتبر علمي  به چاپ رسيده است . 

لطفا به عنوان اولين سوال بفرماييد هدف از برگزاري همايش بين المللي زبان شناسي و مردم شناسي لارستان چيست ؟ و طرح برگزاري آن چگونه در ذهن شما شكل گرفت ؟

ـ ايده اين قضيه به واسطه عدم حضور چند ساله بنده در ايران براي ادامه تحصيل در خارج از ايران به ذهن بنده و خيلي هاي ديگر خطور كرده بود . براي عملياتي شدن اين قضيه با دوستان صحبت كرديم .

چنانچه استحضار داريد هويت هر قبيله و هر عشيره و هر جامعه اي بر مبناي ركن ها و عناصر سازنده يك هويت است . خوب خيلي طبيعي به نظر مي آيد كه زبان ، فرهنگ ، آداب و رسوم هر جايي هويت هر جامعه است . واقعا شايد مطرح كردن اين كه به داشتن هويت نيز نيازي هست يا نه ؟ و اين كه هويت ماندگار و جاودانه بدون هيچ گونه سعي و تلاشي من فكر مي كنم غير ممكن است . هر جايي كه بخواهد هويت خودش را نگه دارد طبيعتا به عناصر آن نيازمنده كه شالوده هاي آن را محكم بكند و  زبان و فرهنگ ، آداب و رسوم ، سنن و فرهنگ آن مي تواند شالوده هاي اساسي يك هويت را بنا كنند . يك وقت پاسخ اين است كه آيا هويت به درد مي خورد يا نه ؟ گويا پاسخ اين جمله در حقيقت مي تونه طرح اين مساله باشه كه ايا ايمان به درد  مي خوره يا نه ؟ اگر ايمان رو از هر كسي  ، از هر مليتي ، از قبيله و عشيره اي بردارند طبيعتا احساس پوچي و بيهودگي پشت سر اين قضيه خواهد كرد . و اين كاملا طبيعي به نظر مي آيد.

هويت شايد در مقياس كمتر ولي همين نقش را ايفا مي كنه . هويت هر كسي رو كه بردارن مستاصله ، به دنبال چيزيه ، به دنبال جايگاه خودشه ، هويت همينه . و اين كه آيا نياز اين هست كه بخواهيم زبان رو احيا بكنيم ؟ يك پرسشه ، به قول يكي از دوستان كه نقدي كرده بودن ، اگر بناست كه هر جايي بخواد احيا كننده ي زبان خودش باشه . پس ايران با داشتن صدها شهر و روستا مي بايستي همه اين ها همايشي برگزار كنن و عده اي رو هم بيارن و نهايتا بخوان زبانشون رو زنده نگه دارن . بايد خدمتتون عرض كنم در كشور ما واقعا به تعداد انگشتان دست زبان هست و نگه داشتن اين شاكله هاي  زباني وظيفه هر جامعه اي است ، وظيفه هر دولتي است . پيش از اين همه اين كارو كردن . كردها اين كارو كردن ، بلوچ ها  كردن ، ترك ها كردن  گيلكي ها كردن . متاسفانه اين جنوب آخرين نفر است . اونا همت خودشون رو گماردن و موفق هم بودن . وقتي كردها ادبيات دارن نشون دهنده اينه كه اول زبانشون رو تونستن نگه دارن ، فرهنگ آداب و رسومشون رو تونستن نگه دارن كه الان به صورت يك قوم به گونه اي باشن كه بتونن ادبيات رو هم داشته باشن .

پس پاسخ اين هستش كه ما به تعداد تمام شهرهاي كشورمون زبان نداريم كه همه بخوان بلند شن و در اين مقياس اين كارو انجام بدن .

 و بحث دومي كه مطرح هستش اينه كه چرا ما بايستي چنين كاري را انجام دهيم ؟ پاسخ عرض شد خدمت شما ، هويت ،   شاكله هاي اصلي اون كه به عنوان زبان و فرهنگ هست طبيعتا همه بايد همت بگمارند .

يك مبحثي كه هست عرض كنم كه در دهه 50 و 60 دهه استعمار داشتيم ، دهه اي كه يك كشور وارد مي شد در يك كشور ديگه به زور و فشار و جنگ ، طبيعتا فرهنگ خودش را وارد مي كرد . مثلا كشور فرانسه وارد الجزاير شد ، انگليسي ها وارد هند شدن . بعدا وضعيتي مثل آمريكا پيدا شد كه سعي مي كردن نفوذ كنن تو كشورهاي مختلف ، همزمان با او فرهنگ خودش رو وارد بكنه تا بتونه استخراج بكنه منابعشون رو . ولي بعد از اون در دهه 80 و 90 تقريبا ديپلماسي و اين نوع نگاه به مباحث جامعه شناسي دور از ذهن بود و همچون چيزي مقدور نبود . در زماني كه پان هاي مختلف به وجود مي آمد ، پان ايرانيسم ، پان تركيسم و قتي بحث ناسيوناليستي مطرح مي شد اين قضيه مقدرو نبود . اومدن دور هم جمع شدن و طرحي رو مطرح كردن تحت عنوان     « جهاني شدن » ديدن خيلي راحت تره همه رو يك جاش بكنيم . بعد زبانمون ، فرهنگمون و توليداتمون رو افزايش بديم بعد ادبياتمون ، بر مبناي نوع پوشش مون كه در برگيرنده همه اينها هست منتقل كنيم . موفق شدن . يهو از دهه  90 و اواخر دهه 90 يك حركتي شروع شد بر ضد جهاني شدن حركتي خود جوش به وجود آمد به نام بوم گرايي . اين در حقيقت در برابر اين قضيه ايستادگي كرد و اجازه نداد كه رشد بكنه ، اگر بخواد رشد بكنه تموم هستي شون رو از دست مي دن ، خرده فرهنگ ها نابود مي شن ، نه تنها خرده فرهنگ ها بلكه شاكله هاي اصلي يك كشور از بين      مي ره  . ما معتقد به اين نيستيم كه كشور ما نبايستي داراي يك فرهنگ واحد و يك نگاه واحد و زبان واحد  باشه . اتفاقا اين خرده فرهنگ ها با هم تونستن فرهنگ مادر و زبان استاندارد ما را بسازند و اين ريشه ها هستن كه      مي تونن زبان اصلي رو خوب نگه دارن .

حالا شما حساب كنيد با اين نوع نگرش جلو آن ايستادن روس ها اين كار كردن ، شرق ، چيني ها ، ژاپني ها ، حتي خود اروپا خيلي از كشورهاي اروپا ديدن كه اي داد بيداد دارن مغموم اين قضيه مي شن . داره از دست مي ده تمام اينها رو .

ما اگر نيم نگاهي به اين قضيه بكنيم        مي تونيم به راحتي ببينيم كه چگونه در جامعه ما متاثر از ارتباطات جمعي كشورهاي مختلف آرام آرام چه طوري حتي  زبان فارسيش هم داره  مزمحل و نابود مي شه . چه برسه كه زبان مادري ما باشه . شما شبكه هاي لس آنجلسي رو نگاه كنيد      مي بينيد يك در ميون فارسي و انگليسي رو قاطي مي كنن . من مدرس انگليسي ام ، ولي اصلا بحث من اين نيست من اين مي گم با توجه به نيازي كه داريم انگليسي رو خوب صحبت كنيم ، فارسي رو خوب صحبت كنيم و لاري رو هم نگهش دار . وقتي تو كلي هزينه مي كني به واسطه اين كه يك زبان ديگه رو ياد بگيري بايد هزارها ساعت وقتتو و كلي از پول خودت و خانوادت رو .با داشتن يك زبان مادري كه بدون هيچ زحمتي به ما رسيده  بخواهيم موجبات نابوديش رو فراهم كنيم. زبان مگر نه اين كه ابزاري براي ارتباطات است . در هر جايي ما چرا آن چيزي را كه داريم بخواهيم نابودش كنيم و به دنبال چيزي هستيم كه به دست آوردنش سخت تره . همه اينها رو بايستي در كنار هم داشت . پس بحث در مورد سوال اول شما چگونگي شكل گيري به دليل فرصت هاي مطاعاتي مختلف يا حضور در جاهاي مختلف در كشورهاي مختلف اين ذهنيت رو براي من به وجود آورد كه كمترين جا جنوب ايران هست و كمترين وقت روبراي اين قضيه گذاشتن . وقتي اساتيد و مستشرقين جهان مطرح مي كنن اونجا نابه ، به دانشجويانشون اين مي گن اونجا نابه ، براي اونا لذت بخشه ولي براي من تاسف برانگيزه يعني اينكه در مورد اين زبان كار نشده و اين خيلي طبيعيه ما بايستي كار بكنيم براي بازپويايي هويت خودمان .

برخي از منتقدين به همايش          مي گويند : عده اي مي خواهند مسيح وار مرده اي رو زنده بكنن و يا مي گن با چاپ دوتا كتاب درباره زبان لارستاني مي خواهيم به كجا برسيم ؟ لطفا در اين مورد توضيحي بديد .

ـ  در نشريه صحبت نو ويژه لارستان  نقدي مطرح شده بود كه بايد عرض كنم كه يه  بحث نقد هست آن چيزي كه حداقل مرحوم دكتر زرين كوب بيان مي كنه در نقد هاي ادبي ، كه ما مفتخرانه بحث نقد رو بر مبناي اصول خودش رعايت بكنيم . من حقيقتا خواستم به دوست عزيزم كه خودشون ادبياتي و فرهنگي هم هستن جوابيه اي رو به اين موضوع اختصاص بدم. احساس كردم بايد نقد رو بايد بر نقد نوشت ، وقتي ديدم شاكله اي اصلي نقد رو در بر نداره . شايسته نبود كه به اون پاسخ بدم .

مطلبي كه خواندم جالب بود و براي ايشان هم احترام قائل هستم ولي دو تا مساله اين جا هست و اون اينه كه آيا ما واقعا بايد به تعداد تمام شهر ها و روستاهايي كه داريم همايش بگيريم يعني براي بازپويايي اونجا همت بگماريم كه البته اگر بكنيم بسيار خوب است . ما هر چه در اين راستا حركت بكنيم و اگر معتقديم كه  فرهنگ بستر ساز تمام مسايل هست اتفاقا كار شايسته اي هست . ولي عرض اين بود كه هر جايي و هر كسي ، ايشان عنوان فرموده بودند كه هر كسي و هر جايي بخوان چنين كاري رو انجام بدن . بايد عرض كنم نه برگزار كنندگان هر كسي هستن  ، چون در اين وادي تخصص دارن ، تحقيقاتي انجام دادن و با صداقت اين كارو انجام دادن و به همين واسطه هم هستش كه ما اينچنين مورد لطف و عنايت دانشمندان بزرگ ايران و جهان قرار گرفتيم كه الان 270 مقاله براي ما اومده و استحضار داريد كسايي اين مقالات رو نوشتن كه شايد 190 تا از اين مقالات متعلق به افرادي است كه مراتب علمي بسيار بالايي دارن و حداقل استاديار به بالا هستن و اين باعث افتخار و مباهات همه ما هست ، از بزرگان ايران هر كسي دراين  وادي اعلام آمادگي براي حضور كرده . هيئت علمي شو ببين و اين برمي گرده به صداقت بچه ها و هر كسي نبودن آن ها .

خواستم در جواب اين عزيزان عرض كنم لارستان بزرگ هر جايي نيست و داراي يك پيشينه و يك قدمت ، يك تمدن بزرگ است . وقتي عرض مي كنم لارستان بزرگ نگاهم به مرز سياسي نيست به مرزهاي گويشوري هست به مرز فرهنگي هست كه از دروازه هاي خنج شروع مي شد تا اون ابو موسي . ما مفتخر به اين قضيه هستيم . شما نگاه كنيد به دور از هر گونه مباحث سياسي و به عنوان يك بحث آكادميك و دانشگاهي عرض مي كنم وقتي تقاضا كرديم براي هفته

شهر به نام هفته تاريخي لارستان كهن ، دوستانمان در بندر خمير ، بندر عباس ،  قشم و جاهاي مختلف باوربفرماييد با چه استقبال و با چه نگاه مثبتي حس كردن كه همه يك قوم هستن ، داراي يك حلقه هاي مشترك و رفتارهاي مشترك اجتماعي هستن كه همه به هم جذب  شدن . پس اين لارستان بزرگ هرجايي نيست ، اين قوم هر قومي نيست كه داراي شاخصه هاي بسيار بسيار ارزشمند تمدن و تاريخ زيادي هست . من متصورم كه اگردوستاني كه فرهنگي هستن ، اديب هستن اين نگاه رو نداشته باشن كه دچار خود كم بيني بشن طبيعتا هيچ وقت عناوين بين المللي هيچ وقت بزرگ و براشون جالب نيست . اگر ما يك ذره ، كمي حد اقل بخواهيم در باره آينده نگاهمون رو كمي بالاتر بگيريم نه اين كه دچار خودپرستي بشيم ، بلكه نگاهي به آتيه داشته باشيم . از اين منظر و با اين نگاه بديهي است كه دستيافته هايمان بيشتر  مي شه . وقتي كه اين نيروهاي مثبت و اين انديشه هاي مثبت رو در پيش رويمان با نگاه غافل گراينه داشته باشيم طبيعتا هم دست يافته هايمان هم كم خواهد بود . دو كتاب كه چه عرض شود اگر فقط يك مقاله ارزشمندي كه بتونه كمك كنه به مجموعه داشته هاي فرهنگي ما من فكرمي كنم بايد شاكر پروردگار باشيم . اول به من گفتن شما با اين همايش چقدر مي تونيم مقاله داشته باشيم ؟ گفتم اگه 50 تا داشته باشيم بايستي خدا رو سپاسگذار باشيم و الان استحضار داشته باشيد ما نزديك به 2000 صفحه مطلب ، مطلبي جديد و دست اول به آرشيو فرهنگ منطقه مون توسط اساتيد بزرگ اضافه مي شه . نشريات ما حداقل   مي توانند تا دو سال جهت نوشتن        مقاله هاي ارزشمند پشتيباني شوند و صفحه هاي فولكلور و ادبي شون رو پر كنن. من فكر مي كنم دستاورد بسيار بزرگي است . شايد دوست ما متصور است كه چرا هزينه اي صرف كار بيهوده اي مي شه آيا اين هزينه واقعا داره هزينه مي شه ، يعني ريخت و پاش مي شه ، ما بايد اين دو تا را با هم تفكيك كنيم پس اين نقد نبود كه بخواهم بر مبناي اين نقد بنويسم .

اول منهاي اينكه متوليان اين قضيه كه تعداد كمي هم نيستن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كه انصافا در تلاش هستيم بخش عظيمي از اين مبلغ روبخواد پرداخت بكنه بايد شاكر باشيم كه اين مطلب قراره صورت بگيره . شهرداي و شوراي شهر كه انصافا از يك سال و نيم گذشته همت گذاشتن . باور بفرماييد در دو سال گذشته هيچ همايشي را نمي توانيد پيدا بكنيد كه تونسته باشه در تمام كشور و كشورهاي مختلف بتونه اسم لارستان بزرگ رو ببره در تمامي مراكز عالي با كمترين هزينه ، شايد بگيم از دو سال گذشته به اين طرف هزينه اي كه انجام شده به ده پانزده ميليون تومن نرسيده شگفت آوره . كل هزينه اين همايش با حضورسي چهل مهمان از كشورهاي معتبر از دانشگاه هاروارد ، از دانشگاه لندن از دانشگاه مسكو ، از دانشگاه توكيو بخوان حضور پيدا بكنن و مهمانان بزرگ كشورمان استادان معظمي مانند ايرج افشار ، منوچهر ستوده ، شفيعي كدكني ، دكتر اقتداري و ميهماناني كه شايد به دويست مهمان ارزشمند  برسه با اين همه دستاورد شايد به اندازه هزينه يك كيلومتر آسفالت درون شهري هم نشه وقتي كه ما از دو سال پيش بحث بازپويايي فرهنگ رو مطرح مي كنيم اين هزينه اي نيست  ،  با كار هايي كه انجام شده . به سايت لارشناسي برويد ببينيد چه كارهايي انجام شده است و بعد از اين هم سعي مي كنيم كه اين اتفاق بيفتد            مي خواهيم سعي كنيم هزينه از پايتخت برگردونيم اينجا سازمان جهاني يونسكو اين قضيه رو همراهي كرده به واسطه اين كه سال 2008 سال زبان نامگذاري شده بود . دو ژرونال آي اس آي كه اگر ما بتونيم    مقاله اي رو در اوجا چاپ كنيم چه دستاوردي خواهيم داشت .

پس از بحث مالي در مورد بيهودگي كار بر مي گرده به نگاه مردم . وقتي نگاه مي كنيم تعداد كثيري از مردم خودشون داوطلبانه حضور پيدا مي كنن و مي گن كاري هست كه ما انجام بديم براي زبانمون و براي فرهنگمون . وقتي ما به هر بومي لارستاني در كشورهاي مختلف مراجعه مي كنيم     مي بينيم كه با چه شور و شعفي بدون در نظر گرفتن مباحث سياسي و جناح بندي ها مثل آقاي دكتر جعفر پور از تهران ، آقاي دكتر غريبي و ديگران مي گويند چون براي فرهنگ ماست چه بايد بكنيم ؟ آقاي لطفعلي خنجي از لندن بارها تماس گرفته و مي گه من سپاس گزار اين قضيه هستم و مقاله ي ارزشمندي هم برامون فرستادن ، آقاي دكترمحموديان از پزشكان حاذق اوزي است كه سال ها در امريكا زندگي مي كنن . يكي از دوستان از خنج مي گفت من چهل پنجاه ساله كه در استراليا هستم . شما اگر به سايت لارستان بريد و به آمار نگاه بكنيد مي بيند كه افراد زيادي از كشورهاي عربي و حتي آمريكا فقط رو سايت ما اومدن كه موجب شور و شعف تمام ما هست .

اگر بخواهيم با اين نگاه ترديد كه « حالا مواَوي چو بكنَم ؟ مواَوي اَ كجا برسَم » نگاه جالبي نيست .

همايش نگاه و نگرشش علمي خواهد بود . من هيچ اصراري به دستاوردهاي آن جز از جنبه علمي نسبت به همايش ندارم . اگه مسوولين شهرستان ما بخوان از موقعيت پيش آمده و حضور بزرگان استفاده بجا بكنن برمي گرده به سياست هاي اين مجموعه سياسي .

چه نهادهايي از برگزاري اين همايش حمايت مي كنن ؟

ـ ميزبانان اصلي همايش در اصل شهرداري و شوراي شهر هستن . با رايزني هايي كه شد سازمان جهاني يونسكو اومد جلو ، بعد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، انجمن انسان شناسي ايران،  انجمن زبان شناسي ايران ، دانشگاه علوم و تحقيقات فارس ، دانشگاه بين المللي آريا و  ژورنال علمي پژوهشي نامه انسان شناسي و و ژورنال آي اس آي ايران و قفقاز . اين ها به عنوان ميزبانان اين قضيه وارد اين جريان شدن كه طبيعتا بخشي از مسايل مالي را هم تامين خواهند كرد .

 يا خيرلطف نموده بفرماييد آيا گويش لارستاني را مي توان يك زبان ناميد ؟

ـ من به جرات اينجا عنوان مي كنم زبان . چون داراي شاخصه ها و مختصات زباني است كه ما عنوان زبان را مي توانيم بر آن اتلاق كنيم . چرا مقداري با تعلل اين قضيه مطرح مي شه ؟ هر كسي به گونه اي به اين مساله نگاه مي كنه بر مبناي تعاريفي كه از لهجه ، گويش و زبان وجود داره . طبيعيه كه وقتي دو نفر با هم صحبت مي كنن و ما   نمي تونيم بفهميم طبيعتا لهجه نمي تونه باشه ، حالا مي مونه بحث گويش و زبان ما بر مبناي خصيصه هايي كه مد نظر است براي تعريف زباني و ساختار زباني و بخصوص به مبحث افعال مي تونيم قدرتمند عنوان بكنيم اين زبان است . ولي چرا الان ما بعضا توي مقالات عرض مي كنيم گويش ، به واسطه اين كه يك سري مباحث غير زبان شناسي بر آن حكومت مي كنه. من مثالي مي زنم تاجيكستاني يك زبان نيست و به جرات مي تونيم بگيم فارسي است ولي به واسطه اين كه يك كشور مستقل هست طبيعتا عنوان مي كنن زبان تاجيكي هيچ وقت نمي گن ما ايراني هستيم. اون ها بعد از اين كه يك حكومت واحد رو تشكيل دادن ديگه آرام آرام سعي كردن كه        زبان هاي متعدد از بين برود يا اينكه مطرح مي شد كه مردم بايد زبان استاندارد و پايتخت را بايد صحبت بكنن .

بحث ديگر اينكه وقتي ما در نهاهاي آموزشي مون، علمي مون نتونيم از يك زبان استفاده بكنيم يا بحث ادبياتي مون نتونيم از يك زبان استفاده بكنيم در ادبيات مكتوب ، بديهي هست كه عنوان كردن قاطع نام زبان لاري يا لارستاني يه مقداري با ترديد خواهد بود . من پيشنهاد گروه گويش هاي لاري و لارستاني را دادم كه نه گويش باشد و نه زبان . به عنوان جمع بندي عرض كنم وقتي ما از منظر زبان و زبان شناسي لحاظ مي كنيم و تعاريفي كه از دانشمندان زبان شناس به دست اومده    مي تونيم با در نظر گرفتن مختصات زباني لارستاني رو يك زبان فرض كنيم ولي يه سري مباحث غير زبان شناسانه هست مثل كاربرد آن در ادارات و ادبيات مكتوب ما را بر حضر مي داره كه عنوان زباني رو به صورت قاطع اطلاق بكنيم .

  آيا براي ثبت زبان لارستاني به عنوان يك زبان اقداماتي صورت خواهد گرفت يا خير ؟

ـ اين مساله بر مي گردد به قطعنامه اي كه پس از همايش توسط دانشمندان به نام ايران و جهان قرائت خواهد شد . وقتي قطعنامه پاياني را در اختتاميه اين قضيه خواهيم خواند . اين كه بحث قوم جنوب يا زبان را مطرح خواهند كرد يا اين كه گويش را مطرح كنند با توجه به مباحثاتي كه در كارگاه هاي عمومي و سخنراني ها شكل   مي گيرد طبيعتا اون زمان هست كه         مي تونيم قاطعانه اين قضيه رو دنبال كنيم و پس از اون هم براي ثبت اقدام خواهد شد كه البته چون يونسكو به عنوان ميزبان خود در اينجا حضور دارد قضيه كار سختي نخواهد بود و اين اتفاق انشاء الله شكل خواهد گرفت . 

 در مورد برنامه هاي همايش بگيد .   تا كنون چه كارهايي صورت گرفته و    برنامه هاي آينده شما چيه ؟

ـ من هميشه گفتم همايش زبانشناسي و مردم شناسي لارستان را شايد بتوان از محدود همايش هاي كشوري بر شمرد كه تمام مخاطبين نگاهي عميق به لايه مياني جامعه را دارند . معتقد به مخاطب سازي به روش آرام و ايجاد فضاي خوب در شهر جهت يك همايش بين المللي است . بنابراين ما از تابستان 86 كه اين مبحث شكل گرفت كارهاي مختلفي انجام داديم. اومديم گروه هاي علاقمند به تحقيق رو شناسايي كرديم و تشكيل بيش از 50 جلسه تخصصي با گروه هاي زير ده نفر رو داشتيم. برگزاري بيش از ده جلسه تخصصي با گروه هاي بيش از 10 نفر رو داشتيم . بيش از 400 ساعت گفتگو پيرامون اين قضايا داشتيم . تشكيل كميته هاي مختلف را داشته ايم . برگزاري شش نشست در تابستان . يك سري مسابقاتي تحت عنوان خاك كهن در بين مردم پخش شد ، شايد 2000 شهروند پاسخ دادن .كلاس هاي روش تحقيق با اساتيد داشتيم تا بتوانيم بچه ها را به سمت تحقيق و پژوهش حركت بديم . نشستي با اهالي موسيقي در سه نوبت از قسمت ها و جاهاي مختلف از بندر خمير ، بستك ، لار ، گراش و اوز  حضور پيدا كردن و پيرامون بازسازي موسيقي فولكلور منطقه جنوب بحث كرديم.

برنامه اي داريم تحت عنوان با پيران شهر كه در جايي حضور داشته باشن به صورت خودماني و با صفا تا حكايت و افسانه هايي كه در دل دارن براي ما بيان كنن تا ما بتوانيم آن را مكتوب كنيم كه حتما اين اتفاق شكل خواهد گرفت . يك نشتي داشتيم به نام محقيقن جنوب كه خود حضرت عالي هم حضور داشتيد و سعي كرديم از جاهاي مختلف جمع بشيم و پيرامون اين ضرورت به بحث بنشينيم كه نشست ارزشمندي بود . دونشست با نوجوانان و دانش آموزان داشتيم كه در مورد زبان و فرهنگ لارستاني و ضرورت بازپويي اون  صحبت شد وتوانستيم     هسته هاي دانش آموزي را تشكيل دهيم . ما 40 تا 40 مقاله دانش آموزي سواي مقالات ديگر داشته ايم . مسابقه نمايشنامه نويسي، داستان بلند و كوتاه به زبان لارستاني بود كه فراخوانش اعلام شد . دوباره فراخوان عكس و پوستر لارستان رو داريم كه در

نمايشگاه به نمايش در خواهد آمد . نشستي با چند تن از مداحان پيرامون اين موضوع داشتيم . قرار است همايشي با ياوران شورا داشته باشيم در مورد ضرورت اين قضيه وبرخورد علمي در مورد زبان و فرهنگ لارستاني . و دو نشست در پيش روي خواهيم داشت كه مباحث مردم شناسي و گردشگري هست شناخت امانات و      توانايي ها و تورهاي گردشگري در شهرستان . استحضار داشته باشيد در جريان همايش كه بحث تورگرداني در خارج از شهر با حضور اساتيد بساير برجسته داريم كه چندين اتوبوس به بخشهاي مختلف خواهد رفت و با حضوردانشمندان كتيبه خوانها نقشه خوان ، نقشه خوان مانند دكتر جلال الدين رفيعي ، جناب دكتر خطيبي ، دكتر ژاله آموزگار انشاء اله بتونيم در خدمتشون باشيم  . معرفي بناها و    مكان هاي تاريخي شهرستان از برنامه هاي ديگرما خواهد بود .

حالا چرا بين المللي به خاطر اين كه بنده معتقدم اونقدر كه مستشرقين خارجي ، خوشبختانه يا متاسفانه شو نمي دونم پيرامون كشورهاي ما و امثال ما تحقيق كردن شايد خود ما نكرديم . ، يك ايملي رو دريافت كردم كه نوشته بود من دكتراي متخصص انسان شناسي و پروفسور دانشگاه هاروراد هستم ، اين مقاله من هست و تنها آرزوي من اين است كه مقاله ام در اين كنفرانس پذيرفته بشه براي اين كه يك بار ديگر بتوانم شهر دوست داشتني شما را يعني لار را ببينم . قطعا خوانندگان ارزشمند نشريه پسين دهكويه به خاطر دارن  مستر و ميسيس مك رو دارن كه  سال هاي 1974 و 1975 ميلادي اينجا به عنوان معلم زبان بوده تماس گرفتن و گفتن من هيچ آرزويي ندارم مگر اين كه يك بار ديگه شهر شما رو ببينم . مقاله دادن و حتما هم حضور پيدا خواهند كرد .تمام اين ها روي لار و لارشناسي و جنوب كشور ما كار كردن كه طبيعتا حضورشون ارزشمنده .

لطفا از برنامه هاي اصلي همايش كه از 23 تا 25 اسفند برگزار مي شه بگيد .

ـ اين همايش همزمان در سه سالن برگزار خواهد شد ، سالني مختص زبان شناسي به اين شكل كه در هر قسمت يك سخنران داخلي خواهيم داشت و دو مقاله ارائه خواهد شد و يكوقت بين اين دو خواهد بود كه برنامه ها و غرفه هاي ارزشمندي را خواهيم داشت كه به صورت پوستر ارائه خواهد شد و بعد از اون دو استاد خارجي صحبت خواهند نمود و هر بخش زماني اين برنامه چهار ساعت خواهد بود . عمدتا 16 سخنران خواهيم داشت و احتمالا 32 مقاله اصلي منهاي مقالات پوستري . در كنار آن يك سالن زبان شناسي ، يك سالن مردم شناسي و يك سالن كارگاه آموزشي خواهيم داشت . كارگاه هاي آموزشي با حضور دانشمنداني بسيار ارزشمند از كشورها از جمله كشور خودمون حضور دارن . كسايي كه در اين كارگاه آموزشي صحبت خواهند كرد كه اگر بپذيرند باعث افتخار ما خواهد بود . بخش عمده اي پذيرفتن و عده اي هنوز هماهنگي نشده  « فرانك هاوس» است از كشور اتريش استاد يوناشويلي از گرجستان ايشان در نسخ خطي واقعا قدرتمند هستن ، تقاضاي ما از ايرج افشار ، استاد شفيعي كدكني و ديگر ان خواهد بود. جناب آقاي دكتر خجسته بسياري از اساتيد بنام زبان شناس ، مردم شناس و ايران شناس پيرامون مباحث مختلف خواهيم داشت و يك سالن هم مختص بخش دانش آموزي خواهد بود . اين خود كنفرانس است ولي من عرض مي كنم بنا نيست يك عده اي بيان مقاله اي بخونن و برن ما بناست منهاي اين كه داده هامون رو كه داشته باشيم بتونيم يك كار ديگه رو هم انجام بديم اومديم از بيستم تا بيست و هفتم همون زمان برنا مه اي خواهيم داشت به نام هفته تاريخي لارستان كهن كه مصادف با هفته وحدت هم هست به اين شكل كه توي پارك شهر لار شهركي در حال بنا شدن است داراي غرفه هاي متعدد با بخش هاي مختلف مانند كه آثار هر بخش و هر شهر به نمايش گذاشته شود . يك روز بندر عباس ميزبان است يك روز قشم ، يه روز بندر خمير ، يك روز بندر لنگه يك روز اوز ، گراش ، خنج ، فيشور ، دهكويه و كورده چون هفت روز بيشتر نيست ممكن است دو شهر همزمان با هم باشد و جالب اين است كه پاسخ هاي مثبت بيشماري را دريافت كرده ايم . همزمان سه سن خواهد بود ، دو محوطه ، غذاهاي سنتي ، شيريني هاي سنتي ، بازي هاي محلي ، صنايع دستي ، تآتر فولكلر ، موسيقي محلي. من فكر      مي كنم تعداد كثيري از مردم اون زمان حضور پيدا خواهند كرد ضمن اين كه ما   مي تونيم داشته هاي فرهنگيمون رو به ميهمانان خارجي و داخلي كه حضور پيدا خواهند كرد نشون بديم و خودمون هم بتونيم شركت كنيم . مي خواهم اين را عرض كنم هر جايي مي خواد شهر و منطقه خودش رو به جاهاي ديگه معرفي كنه و دومين نكته اي كه حايز اهميت است كه بتونن عده كثيري رو به شهر خودشون بكشونن ، چه از منبع گردشگري ، چه از منبع درآمد زايي . ما در كنار 200مهمان كه در خدمت آن ها هستيم تعداد زيادي از شهرها و كشورهاي  مختلف گفتن كه با هزينه خودشون در شهر ما حضور پيدا     مي كنن . ما علاوه بر ميهمانان ميزبان 40 خارجي هستيم كه با هزينه خودشون      مي خوان وارد شهر ما بشن . طبيعتا اين ها رونق دهي بخش گردشگري را به دنبال خواهد داشت . ضمن اين كه انجمن هاي علمي دانشجويي و دانش آموزي، محققين مختلف خود عنوان كرده اند با هزينه خود وارد شهر ما خواهند شد . شايد كنفرانسي كمتر اتفاق بيفتد كه اين همه بزرگان در يك جا دور هم جمع بشن .

از ميهمانان ويژه اي كه به همايش دعوت شدن بگيد .

ـ ميهماناني كه انتظار داريم در خدمتشان باشيم چهار نفر از اين ها پذيرش نهايي خودشان را اعلام كرده اند و اميدواريم بقيه هم اعلام بكنن . اين ها همه در رشته خود يد طولايي دارن و همه آن ها داراي سن بالاي نود هستن و حضورشون باعث ارزش همايش خواهد شد ، استاد منوچهر ستوده ، استاد ايرج افشار ، استاد احمد اقتداري ، استاد شفيعي كدكني . ما براي دعوت ميهمانان شاخصه هايي را در نظر گرفته ايم، يا بايد داراي مرتبه علمي بالايي باشن و يا اين كه محققيني باشن كه انصافا براي شهرمون كار كردن ، مثل آقاي دكتر خدا پرستي ، دكتر ضياء توانا ، دكتر محمد باقر وثوقي ، دكتر اسدالله نوروزي ، دكتر كامياب. يك عده اي هستن كه حضورشون باعث خير و بركت براي منطقه خواهد بود كه شامل بخش سياسي و اجتماعي شهر هست . معاونين محترم وزير ارشاد ، معاون محترم صدا و سيما ، دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي دكتر مخبر كه حتما حضور خواهند داشت ، دكتر ايماني معاون هنري وزارت ارشاد و ميهمانان ديگر كه بودنشان در پايتخت باعث خير و بركت هست براي خود لارستاني ها مثل آقاي دكتر جمشيدجعفرپور كه رئيس كميسيون مشورتي شوراي انقلاب فرهنگي هستن و واقعا تو اين قضيه به ما خدمت كردن . آقاي دكتر غريبي انصافا . علاوه بر اين اعضاي هيئت علمي همايش واقعا شاخص ترين دانشمندان اين دو عرصه رو معرفي كرديم . همه اين ها پروفسور و استاد تمام كشور ما هستن مثل آقاي دكترعلي محمد حق شناس لاري  ، دكتر علي اشرف صادقي ، خانم دكتر ايران كرباسي ، دكتر يدالله ثمره، دكتر محمد دبير مقدم ، دكتر گارنيك آسترين ، دكتر بدر الزمان قريب ، دكتر سكندر امان اللهي بهاروند ، دكتر جلال الدين رفيع فر ، دكتر يحيي مدرسي . از دايره المعارف اسلامي آقاي دكتر اسديان دكتر شكرايي و خيلي هاي ديگر كه جايگاه بسيار بالاي در علم دارند . سعي مي كنيم در خدمت خانم دكتر هايده لالايي ، خانم دكتر ژاله آموزگار ، پروفسور محسن ابوالقاسمي باشيم . ما اگر خداخواست در خدمت دبير كل سازمان جهاني يونسكو  مستقر در ايران خواهيم بود در خدمت استاد ارزشمند دكتر محمد رضا باطني خواهيم بود و ميهمانانمان از كشورهاي مختلف داريم ما واقعا استادان برجسته اي از دانشگاه هاروارد ، از دانشگاه لندن ، از دانشگاه كمبريج ، از دانشگاه استكهلم ، از دانشگاه وين از دانشگاه مسكو ، از دانشگاه تفليس ، از دانشگاه ايروان ، از دانشگاه توكيو به عنوان سخنران و به عنوان      مقاله اي كه اراده خواهند كرد در خدمتشان خواهيم بود .

قرار بود از پروفسور نوام چامسكي كه جزء 8 مرد برتر علمي جهان است دعوت كنيد ، آيا تونستيد اين كارو انجام بديد ؟

ـ يكي از افتخارات ما اين بود كه بتونيم از پروفسور نوام چامسكي دانشمند قرن و پروفسور شروو دعوت كنيم . متاسفانه نتونستيم كانال هاي ارتباطي رو در اين مورد داشته باشيم . و از ايشون دعوت كنيم. اين نيازمند يك همت همگاني هست كه متاسفانه تا به امروز نشده ولي باز هنوز اميدوار هستيم .

در مورد اطلاع رساني در روز هاي برگزاري همايش چه اقداماتي صورت گرفته است ؟

ـ عرض كنم با آقاي دكتر صلاحي مدير كل شبكه فارس هماهنگي شده ، با جناب آقاي مهندس ابوطالبي معاون جناب آقاي ضرغامي هماهنگي شده ، اكيپ هاي مختلف از خبرگزاري هاي مختلف حضور پيدا خواهند كرد . بخش افتتاحيه همايش به صورت مستقيم از شبكه 3 سيما پخش خواهد شد . بنا هستش كه همايش با پيام عالم رباني خودمون حضرت آيت الله العظمي سيد عبدالعللي آيت اللهي كه مقتداي همه جنوبيان هستن آغاز بشه .

در پايان اگر حرف نگفته اي باقي مانده بفرماييد .

ـ عرض كنم خيلي وقت ها مرسوم هست كه مي گن كه سپاسگزارم از نشريه وزين فلان جا و تموم بشه . ولي من اين جمله رو     نمي گم . مي گم كه ما در زمان دانشجويي و بعد از اون سعي مي كرديم نشرياتي رو بيرون بياريم . باور كنيد خط به خط نشريه با چه مشكلاتي مي تونه بيرون بياد . من واقعا خسته نباشيد به شما مي گم . انشاء الله  پايدار بمونه و پسين دهكويه كه اسم و عنواني هم كه استفاده كرديد براي من لذت بخش بوده و همين كه عنوان پسين رو مطرح كرديد كه آن هم بر مي گرده به داشته هاي خودمون كه متاسفانه ما گاهي از وازگانمون هم درست استفاده نمي كنيم و جز براي پايداريش دعايي ندارم و اميدوارم كه اين نشريه ارزشمند ماهيانه بشه دو هفته نامه ، بعد هفته نامه و بعد روزنامه به اميد خداي توانا و به همت تمام كساني كه فرهنگ دوست هستن . علاقه به مباحث فرهنگي دارن ، همت كنن ، نه به حرف كه به عمل . انشاءالله

جناب آقاي دكتر مريدي در پايان از اين كه وقتي رو در اختيار ما گذاشتيد از شما تشكر مي كنيم . اميدواريم كه موفق باشيد .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 47 اعتقادی

وصـايـت و شـورا

دكتر علي شريعتي

سوال :

حضرت رسول (ص) در حجه الوداع جانشين خودشان را حضرت علي (ع) تعيين كردند . چه شد كه حضرت علي(ع)  انتخاب نشد ؟

پاسخ :

اين سوال به نظر من خيلي اساسي است . يعني تمام تشيع عبارت است از جواب دادن به اين سوال . بنابراين مساله خيلي حساس است و با جوابي مختصر حق چنين سوالي ادا نمي شود، اما به هر حال به نسبت و ميزاني كه مجال هست ، من عرض مي كنم و باز تكرار مي كنم . اين مشكل ، مشكلي بسيار اساسي است . اگر به مجموعه دلايلي كه برادران ما ( اهل تسنن ) براي اثبات نظريه خودشان بعد از پيغمبر اسلام ابراز مي كنند نگاه كنيم ، به بسياري از دلايلي مي رسيم كه حقيقت به نظر  مي رسد و حق است . از طرف ديگر به عنوان يك محقق     بي طرف ، اگر به دلايلي هم كه تشيع روي آن تكيه مي كند و عقايد خودش را با آن به اثبات مي رساند ، بينديشيم، باز مي بينيم كه بسياري از اين دلايل هم درست و عميق و محكم به نظر مي رسد . چطور مي شود  دو گروهي كه متناقض و ضد هم فكر     مي كنند ، هر دو در بسياري از دلايل از خودشان به حق باشند؟

نظر اهل تسنن

بطور كلي بزرگترين حرف آن ها اين است كه : اگر واقعا بعد از پيغمبر اسلام ( ص ) فردي مثل پيغمبر اسلام (ص) از طرف خداوند منصوب شده ، حضرت محمد (ع) موظف بود همانطوري كه آيات قرآن را با آن دقت و صراحت نوشت و تعليم داد . به طوري كه كسي نتوانست انكارش كند ، اين وظيفه را هم داشت كه در مورد جانشين منصوب شده از طرف خداوند هم يك چنين صراحت و دقتي به خرج دهد ، تا در آينده هيچ گونه توطئه و ترديد و توجيه و تعبيري قابل اجرا نباشد، اما به هر حال وضع طوري شد كه          مي بينيم . بعد از پيغمبر اسلام (ص) نه تنها مهاجرين يعني خلفا ، بلكه قبل از اين ها انصار ، يعني مدني ها هم در سقيفه بني ساعده جمع شدند و       مي خواستند براي خودشان حاكم انتخاب كنند . پس معلوم مي شود تمام مسلماناني كه در مدينه بودند احساس مي كردند كه بايد در ميان خودشان حاكم انتخاب كنند . يعني جانشين پيغمبر را آنان برگزينند و بعد برادران ما ( اهل تسنن ) براي اثبات اين نظريه خودشان دلايل ديگري مي آورند و آن اين است كه : پيغمبر در لحظات آخر عمرش مي خواست نامه اي بنويسد كه بعد در برابرش اعتراضات و انتقداتي كردند و او از نوشتن چنين نامه اي صرف نظر كردند ، اما معلم يك مكتب كه يك مكتب را نوشت ، نمي توانست به خاطر دعوا و اعتراضات اين و آن از ابلاغ رسمي و نصب حضرت علي (ع) از طرف خداوند صرف نظر بكند و بعد هم موارد بعدي نشان مي دهد حضرت امير (ع) با اين كه اعتراض مي كند و با اين كه چندين ماه از بيعت و به رسميت شناختن خلفا خودداري مي كند ، ولي بعد تمكين مي كند و به هر حال و با هر علتي به رسميت مي شناسد و از طرفي اگر مقام علي (ع) مثل نبوت منصوب از طرف خدا است به هر شكلي و در هر شرايطي نمي تواند اين مقام را به ديگري تفويض كند و ديگري را به جاي خودش به رسميت بشناساند .

نظر تشيع

اما دليل تشيع هم اين است كه : جانشين پيغمبر غير از جانشيني سياسي است . پيغمبر يك مقام سياسي تنها نيست كه بگوييم اين مقام حق انتخاب جانشين براي خودش ندارد و مردم بايد بعد از حاكمي ، حاكم ديگر براي خودشان انتخاب كنند . او از طرف خدا مبعوث شده است و اگر همه  مردم هم مثلا به « اسود عَنسي » راي بدهند كه او پيغمبر است و يك نفر هم به پيغمبر اسلام (ص) راي ندهد ، باز هم پيغمبر اسلام (ص) ، پيغمبر اسلام  است و باز هم اگر همه مردم به محمد (ص) راي بدهند ، ذره اي به رسمت او اضافه  نمي شود . اصولا مقام نبوت مقام انتخاب شده از طرف مردم نيست و نبوت قدرتي نيست كه به يك فرد بدهند . بنابراين نبي يك فرد انتخابي نيست . از اين نظر عمل پيغمبر و ادامه نهضت پيغمبر به دست جانشيني بايد ادامه پيدا كند  كه آن جانشين از جنس ، شكل حكومت ، قدرت و رسالت خود پيغمبر باشد .

بنابراين اين معلم است كه مي تواند تشخيص بدهد بعد از او چه كسي از شاگردانش يا دوستانش شايستگي ادامه درس او را دارد . به راي مردم استاد انتخاب نمي شود بلكه به نظر معلم ديگري منصوب و معين مي شود و اين مساله اي است كه همه قبول دارند . مثلا يك متخصص قلب يك شهر ، وقتي به مسافرت مي رود      نمي تواند رفراندوم كند كه مردم ، شما يك طبيب قلب را به جاي من انتخاب كنيد و اگر مردم بخواهند يك طبيب قلب انتخاب مي كنند معمولا يك آدم را كه وجيه المله است ، انتخاب        مي كنند كه اصلا به درد قلب          نمي خورد . پس خود اين طبيب قلب است كه بايد بگويد فلان شخص از نظر من مي تواند كارم را در غيبتم انجام دهد و مردم هم به خاطر اين كه تنها اين متخصص قلب است كه مي تواند جانشين خودش را تشخيص بدهد ، همه به اين انتخاب او تمكين مي كنند .

بنابر اين اگر پيغمبر اسلام (ص) به عنوان يك قدرت سياسي بود ، ديگران مي توانستند جانشين او را انتخاب كنند ؛ اما اگر به عنوان يك قدرت اخلاقي و يك متخصص ويژه اي كه مردم او را انتخاب نكرده باشند ، بلكه خودش داراي صفات خاص يا ماموريت ماوراي مردمي است ، اين حق را دارد كه به مردم بگويد و برايشان تعيين كند كه من تشخيص مي دهم چه كسي شايستگي بيشتري براي ادامه دادن كار من دارد و مردم هم بايد تمكين بكنند .

از اين دو استدلال ، كدام را بايد انتخاب كرد ؟

به طور كلي تشيع معتقد است كه رهبري جامعه بايد بعد از پيغمبر به وسيله خود پيغمبر معين شود و چنانچه پيغمبر بدون انتخاب مردم توانست جامعه اي را بسازد و       انسان هايي را تربيت كند ، بعد از خودش هم اين مكتب بايد به وسيله ي كسي شبيه خودش يا تربيت شده دقيق خودش ادامه پيدا كند .

ولي برادران ما ( اهل تسنن ) معتقدند كه بعد از پيغمبر جامعه اسلامي به وسيله خود پيغمبر تشكيل شده است و كتاب اسلام كه قرآن است تمام شده، اصول و احكام سنت معين شده و بنابراين بعد از پيغمبر ما فقط يك رهبر سياسي و اجتماعي كه جامعه را اداره و از آن دفاع كند احتياج داريم و بنابراين خودمان اين شخص را به وسيله تشخيص خودمان انتخاب      مي كنيم .

كدام يك از اين دو دليل غلط است و مي توان ردش كرد ؟ به عقيده من  هيچ كدام را ! !

هر دو منطقي و درست است . آن چيزي را كه تشيع مي گويد هم با تعقل و منطق به خصوص امروز و هميشه از لحاظ اجتماعي كاملا منطبق است كه

..... ادامه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 47 عصر فرهنگ

انقلاب امام خميني (ره)

  امام موسي كاظم (ع) فرمود : مردي از اهل قم  ، مردم را به حق دعوت    مي كند . گروهي از مردم با او گرد    مي آيند كه همانند تكه هاي آهن  مستحكم اند. بادهاي سخت آن ها را نمي لرزاند و از جنگ و مبارزه به ستوه نمي آيند و از دشمن نمي هراسند و بر خدا توكل مي كنند و عاقبت با متقين است .

آيت الله خامنه اي ولي امر مسلمين : امام به همه فهماند كه انسان كامل شدن ، علي وار زيستن و تا نزديكي مرزهاي عصمت پيش رفتن افسانه نيست .

شهيد محمد باقر صدر : « ذوبوا في الخميني كما هو ذاب في الاسلام » ذوب شويد در خميني ، همانگونه كه او در اسلام ذوب شده است .

علامه اميني صاحب كتاب بزرگ الغدير : خميني ذخيره ي خداوند براي شيعه است .

رابين وودز ورث نويسنده ي مسيحي كتاب امام و انقلاب اسلامي : خميني مسيح معاصر ماه بود .

نخست وزير پاكستان : رهبراني مانند امام يك بار در قرن ها زاده مي شوند .

شهيد مطهري : نام او ، ياد او،  شنيدن سخنان او ، روح گرم و پرخروش او ، اراده و عزم آهنين او ، استقامت او ، شجاعت او ، روشن بيني او ، ايمان جوشان او كه زبان زد  خاص و عام است . يعني جان جانان ، قهرمان قهرمانان ، نور چشم و عزيز ، روح ملت ايران ، استاد عاليقدر و بزرگوار ، حضرت آيت الله العظمي خميني (ره) حسنه اي است كه خداوند به قرن و روزگار ما عنايت فرموده و مصداق بارز و روشن «  ان الله في كل خلف عدولا ينفون عنه تحيرف المبطلين » است ... در نهضت ما تمام قشرها و طبقات مختلف ملت ، امروز در روحانيت تجسم پيدا كرده است و روحانيت در آن شخص بسيار بسيار بزرگ تاريح كه ياد و نامش قلب را به لرزه در مي آورد؛ يعني استاد بزرگوار آيت العظمي آقاي خميني .

روزنامه اينديپندنت : كمتر ديده شده كه تغيير مسير تاريخ به عهده ي يك مرد آنهم دست تنها گذاشته شود و اين ماموريتي بود كه به عهده ي آيت الله خميني گذاشته شد .

انديشه انقلابي امام خميني (ره)

انقلاب ايران به سال 1979 1978 در نوع خود و در تاريخ جهان بي نظير است . در يك سوي اين مبارزه تمام آحاد مردم و در سوي ديگر آن مقتدر ترين پادشاه خاورميانه ، ژاندارم غرب گراي خليج فارس ، خاندان و اطرافيان او قرار داشتند كه از سوي ارتشي مدرن حمايت مي شدند  . در ژانويه 1978 بحران ، نظام شاهنشاهي را فرا گرفت . بعد از سيزده ماه تظاهرات و راهپيمايي هاي اعتراض آميز و دسته جمعي كه به كشته شدن بيش از 20 هزار تن و زخمي و مجروح شدن بيش از 100 هزار تن انجاميد ، بالاخره استبداد مطلقه خاندان پهلوي از هم فروپاشيد .

در سال 1963 آيت الله خميني در راس حركتي مخالف با انقلاب سفيد قرار گرفته ، علنا در مقابل نظام سياسي شاه اعتراض و ايستادگي كرد ، وي همچنين رهبري اعتراضات مردمي را نيز بر عهده گرفت . دستگيري ايشان در ايام سوگواري ماه محرم 1963 زمينه قيام و شورشي همگاني را فراهم آورد . شورشي كه با خشونت تمام در هم كوبيده شد . آيت الله خميني امتيازات قضايي و تجاري را كه قدرت هاي استعماري غرب در سرزمين ايران بر خود هموار كرده بودند  ، از آن جمله مصونيت قضايي نظاميان آمريكايي در ايران ، نوعي بازگشت به كاپيتولاسيون تلقي كرده و آن را شديداً رد كرد . لغو اين امتيازات و انحصارات ، انحلال پارلمان ايران در در اكتبر 1964 را نيز به دنبال داشت . اعتراض و موضعگيري آيت الله خميني در مقابل كاپيتولاسيون موجبات تبعيد وي را به تركيه ، عراق و بالاخره به فرانسه فراهم آورد . شكست ظاهري حضرت امام به تدريج موقعيت شايان ذكري را برايشان رقم زد . چرا كه در سايه اين حركت ، همگان و به خصوص روشنفكران از نقش و اهميت روحانيت در حركت هاي سياسي آگاهي پيدا كردند .

امام خميني بعد از 15 سال تبعيد و جلاي وطن با پيروزي و سرفرازي تمام به ايران بازگشت . اكثر محققين معاصر  استقرار نظام انقلابي و اسلامي را احياي اسلام تلقي مي كنند . احياي اسلام در اوايل قرن پانزدهم ، نشانگر روح مبارزه طلبانه آيين تشيع است . سخنراني هاي رهبر مذهبي و عاليقدر با تكيه بر موضوعات عشق و محبت كه از همان ابتدا مذهب شيعه با آن آشناست ، مردم ايران را به وجد       مي آورد .

امام خميني (ره ) مي فرمايد : « طرز تفكرمبتني بر حكومت اسلامي و يا به عبارت ديگر اعتقاد بر حاكميت مطلق اسلام امري تازه و مختص به زمان ما نيست و اسلام از همان اوان در صدد استقرار حكومتي خدايي در سراسر جهان بود . احمال كاري هاي مسلمانان از يك سو و ظلم و تجاوز استعمار در طول قرن هاي متمادي از سوي ديگر موجب شده اند كه چنين كمال مطلوب تا كنون حتي مطرح هم نشود » . در تصور شيعه مفاهيمي هست كه به سادگي مي توان انديشه انقلاب را از آن ها استنباط كرد : مفهوم طرز تفكر مبتني بر عدالت اجتماعي ، بي اعتباري قدرت هاي گذرا و موقت ، شهادت ... اين ها همه مفاهيمي هستند كه بنيانگزاران مكتب شيعه ، خود الگوي عملي آن بوده اند . شهادت حسين (ع) و يارانش در كربلا به دست مستكبري نامشروع ، چهره سياسي زينب ( س ) خواهر حسين (ع) به عنوان يك زن مسلمان و .... نمونه هايي از آن هاست . بر خلاف اهل تسنن ، شيعيان واجد ساختارها و تشكيلاتي هستند كه انتخاب اصلح ، عالم ، رهبر و مسلمان بهتر بر عهده آن هاست . چرا كه بنا بر اعتقاد شيعه ، مقام مذهبي ذي صلاح و عاليقدري بايد بر مسند حكومت تكيه زند . بنابراين مساله حكومت مختص محافل مذهبي بلند پايه مي باشد و مطابق با همين انديشه تنها امامان و فقهاي جامع الشرايط مي توانند با تشكيل و سازماندهي حكومتي ، دستورات الهي را به كار بندند . نظامي شايسته اسلام اصيل تاسيس كرده ، به مردم خدمت كنند . حكومت در نظر  آن ها چيزي جز دردسر و دغدغه خاطر بيش نيست . اما آنان ناگزير بايد اين وظيفه را تقبل كنند . آنان موظفند اين وظيفه الهي را به جاي آورند زيرا   « ولايت فقيه » در اصل يك وظيفه است

و عمل به يك دستور ، آيت الله خميني پويايي اسلام و لزوم توجه به مقتضيات عصر جديد در به كار بستن قوانين و تعليمات اسلامي را مورد تاكيد قرار مي داد . » اسلام مكتبي پوياست .  اسلام از پويايي دستورات قرآني ناشي مي شود ، ما متعصب نيستيم ، دستورات قرآني ابدي و تغيير ناپذير هستند . علما موظفند دستورات قرآن را تفسير كرده ، چهره اي نوين  و منطبق با زمان معاصر به آنها بدهند » . دفاع از مستضعفان و محرومان  در سرلوحه سياست امام خميني قرار داشت و بحث هاي سياسي ايشان بر اين اصل مهم استوار بودند و همين امر با موعظه هاي صرفا اخلاقي اكثر رهبران مذهبي مغايرت داشت . بدين سان تمام افرادي كه قرباني نظام امپرياليستي بودند و در فقر و فلاكت زندگي مي كردند . در اشتغالات فكري و بحث هاي نظري حاكمان و ديگر مسوولان حكومتي دوباره عزت نخستين را به دست آوردند و اين يك تغيير اساسي در فلسفه حكومت محسوب مي شود . سياست مبتني بر عدالت اجتماعي ايشان هرگز اهداف ضد امپرياليستي و به خصوص ضد آمريكايي را نيز فراموش نكرده بود :    « بايد سرنوشت ايران در تهران تعيين شود نه در واشنگتن ، لندن و مسكو » 

فرار شاه زمينه ها و اهداف

در جستجوي علل فرار شاه از ايران در تاريخ 26 دي ماه يعني درست 16 روز قبل از ورود امام خميني (ره) به ايران ، بايد ابتدا وضعيت سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ايران را در آن دوره بررسي كرد و از روي شواهد و قرائن پي به ماهيت اين واقعه و اهدافي كه در پشت آن وجود داشته برد و آن را درك نمود . شكي نيست كه ايران از نظر استراتژيكي براي آمريكا به عنوان يك عامل ثبات در منطقه براي حفظ منافع آن اهميت داشته است . خليج فارس همواره يك نقطه حساس از نظر عامل موازنه سياسي و اقتصادي در جهان مطرح بوده و ايران با كمك تجهيزات نظامي آمريكا و حمايت كشورهاي غربي تبديل به كشوري به ظاهر نيرومند در منطقه شده بود . در واقع ايران   مطمئن ترين متحد آمريكا و آرام ترين كشور منطقه به شمار مي رفت . جزيره ثبات در بحران خيز ترين منطقه جهان حمايت آمريكا از رژيم ايران در مواردي مثل ، مبادله تجهيزات نظامي و اطلاعاتي پيشرفته ، همكاري اطلاعاتي ساواك با سازمان هاي اطلاعاتي غربي ، حمايت هاي رسانه هاي غربي و پشتيباني كامل و همه جانبه روساي جمهوري آمريكا ، شاه را دچار نوعي خودبيني و غرور كرده بود و موجب عدم درك واقعي او از وضعيت موجود ايران شده بود .

در اواخر دهه 1970 جمعيت ايران به 36 ميليوننفر مي رسيد و نيمي از اين تعداد را نوجوانان تشكيل مي دادند . كارگران ايراني شاغل در كارخانه ها از اقشار حاشيه نشين نسل اول يا دوم بودند كه در اثر اصلاحات ارضي آواره شده و براي امرار معاش به حاشيه شهرها پناه آورده بودند و نيروي كار ارزان قيمت كارخانجات صنعتي را تامين مي كردند . ايران از فروش نفت درآمد نسبتا مناسبي داشت كه پشتوانه اعتباري خوبي براي دولت محسوب مي شد  اين ويژگي         دولت هاي رانتير است . اتكا به دلارهاي نفتي دولت را از جامعه جدا كرده بود و دولت به يك استقلال نسبي دست يافته بود . اجراي      برنامه هاي حقوق بشري كارتر فضا را ملتهب نموده بود و ... شاه طرح هاي اقتصادي عظيمي همچون احداث نيروگاه اتمي ، مجتمع پتروشيمي ، صنايع اتومبيل سازي و تراكتور سازي، صنايع ذوب آهن و صنايع مس را در دست اقدام داشت ، ولي بدون داشتن پايه هاي اقتصادي محكم و يك برنامه ريزي منسجم ، حاضر بود با صرف هزينه هاي فراوان و استخدام متخصصين خارجي اين امور را به سرانجام برساند . اين برنامه هاي شتاب زده باعث ايجاد يك تورم اقتصادي و فشار رواني بر مردم به دليل ناهماهنگي هاي موجود مي شد و هزينه هاي گزافي را بر پيكره اقتصادي جامعه تحميل مي كرد . در اين بين سوء استفاده هاي مالي ، فساد دولت و برخورد نادرست با احساسات مذهبي مردم ، حس بدبيني را در ميان مردم به وجود آورده بود . شاه سران مذهبي را مسخره مي كرد و آن ها را سنتي و عقب افتاده مي خواند .

نارضايتي مردم :

مسايل بسياري در بروز احساس نارضايتي و عدم اطمينان مردم از دستگاه سلطنت مي توان بر شمرد : نفرت و وحشت مردم از دستگاه ، تضاد تطبقاتي شديد ، ناهمگوني در توسعه ، ركود اقتصادي ، عدم اعتماد عمومي به برنامه هاي شاه ، خشونت ژيم عليه مخالفين ، نا اميدي مردم از برآورده نشدن اعتراضات ، دوري و انزواي شاه از مردم و فساد خاندان سلطنتي از جمله اين امور هستند . يكي از   علامت هاي منفي احساس عدم امنيت، خروج ماهيانه يك ميليون دلار از بخش خصوصي و اشخاص حقيقي به خارج از كشور بود كه علامت بدي براي اقتصاد ايران به شمار مي رفت .

ظهور امام خميني (ره)

ظهور آيت الله خميني (ره) با احساسات ضد آمريكايي اش ، به اختلاف ميان رژيم و سران مذهبي دامن زد . در واقع با ظهور حضرت امام، مذهب به يك ايدئولوژي انقلابي تبديل شده بود . مقاومت هاي مردمي موجب اعمال خشونت و شدت عمل شاه و ساواك بعد از ايجاد فضاي باز سياسي  (  كه در اثر توصيه هاي حقوق بشري كارتر در ايران فراهم شده بود )        مي شد و باعث شعله ور تر شدن نارضايتي ها مي گشت . در ميان جنبش هاي چهارگانه مخالف رژيم شاه، جنبش مذهبي قوي ترين پايگاه را در ميان مردم دست و پا كرده بود ، ولي به دليل رنگ و روي مذهبي آن از سوي ناظران سياسي خطري جدي به شمار نمي رفت . تشنجات و                نا آرامي هايي كه ايران را فراگرفته بود براي جامعه اي در حال گذار از وضعيت سنتي به وضعيت مدرن ، امري عادي پنداشته مي شد . واقعيت اين است كه رژيم كارتر تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي جريانات به وقوع پيوسته در ايران را جدي تلقي نمي كرد و تصورش از ايران ، يك پايگاه امن و مطمئن براي منافع آمريكا بود . تدابير نسنجيده رژيم در مقابله با اعتراضات مردمي ، آتش شعله ور انقلاب را شعله ورتر   مي كرد و طبقات ديگر مردم نيز به آن مي پيوستند . گروه هاي مخالف ديگر امتيازاتي كه رژيم به آن ها اعطا       مي كرد آرام تر نمي شدند و      خواسته هاي تازه تر و انقلابي تري را مطرح   مي كردند .

خروج شاه از ايران

اعتصابات گسترده ، مخالفت افكار عمومي با شاه ، اقدامات امام خميني و

پيروانش عليه رژيم ، همگي باعث سردرگمي و آشفتگي شاه و دربار شده بود . آمريكا در اين زمان در جستجوي يك مكانيسم انتقالي و پيشدستي بر انقلاب بود تا عناصر معتدل سياسي علاقمند به آمريكا را جايگزين نيروهاي مذهبي كند . آمريكا علناً در پشتيباني از شاه ترديد داشت و قصدش حفظ وضع موجود بود . بي اعتمادي فزاينده شاه به دولت آمريكا و وابستگي وي به تصميمات آمريكايي ها در حد قابل وصف ، موجب هراس او شده بود و او را به اين نتيجه رسانده بود كه حضور او در ايران عامل اصلي بي نظمي است . او مي خواست وانمود كند كه به طور موقت از كشور خود دور مي شود و به اين اميد بود تا بعد از خوب شدن اوضاع باز خواهد گشت . شاه بر اساس مصلحت انديشي طرف هاي غربي خود مصمم به واگذاري سلطنت بود . وي در پي ايجاد يك شوراي سلطنتي براي وليعهد فرزندش و ادامه حكومت بود و رسما اعلام شد كه شاه براي درمان و استراحت طولاني ، ايران را ترك خواهد كرد . وي با زمينه سازي قبلي روز 26 دي 57 ايران را به مقصد مصر ترك كرد ، ولي سير حوادث به خواست او پيش نرفت و سياست هاي آمريكا در منطقه به دليل برداشت نادرست   دولت مردان غربي از وضعيت ايران با شكست مواجه شد . وي با اقامت در مصر ، اميدوار بود كه بار ديگر به ايران باز گردد و قدرت از دست رفته خويش را دوباره به دست آورد . ولي با ورود آيت الله خميني به ايران سير سريع انقلاب ، همه نقشه هاي شاه نقش بر آب شد . عاملين حكومتي يكي پس از ديگري در برابر خشم توده ها عقب نشيني كردند و اصولا با خروج شاه انگيزه هاي دفاع از حكومت از بين رفت و انقلاب به پيروزي رسيد .

-----------------------

ويژه نامه انفجار نور ـ نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشكاه رفسنجان

در مجضـر آفتـاب

او را مي شناسيم . او كه وجود گرانقدرش را در فراز و فرود    دلواپسي هايمان احساس كرده ايم . او كه عطر كلام مقدسش ، بارها و بارها در آسمان اشتياق ما جاري و ساري گشته است  و او كه از تبار اعتبار است و امين ملك دل ها .

آري سخن از آقاست ؛ تنديس طراوت و آيت بهار ، آينه صداقت و صاغر انتظار . همو كه عارفان ملكوتي همچون آيت الله بهاءالديني و آيت الله حسن زاده آملي ، خورشيدش لقب داده اند و او را با واژه هاي سرور و سالار ستوده اند .

براستي سكوت و فقط سكوت ، شايسته ترين واژه اي است كه سزاواريم آن مقتداي خويش را بخوانيم. ليكن ، بر سر بازار عشق با اندك بهانه اي اگر چه كلافي بي مقدار باشد ، كافي است كه بر اين يوسف خراساني ابراز مودت و ارادت كنيم .

عاشقانه از تكلم شاهدان ، آلاله هايي گرد آورده ايم براي گفتن و          نرگس هايي در خور ديدن .از يادگار سپيده صادق ايمان سخن رانده ايم و از غريو ماندگار روزگاران غيبت     گفته ايم .

از زلالي آب ، صفاي آينه و از فروغ خورشيد ، ماندگار كتيبه اي كه به زبان سوسن صحبت كند و شكوفه مريم را هديه دهد .

او همچنان مي طراود و بر آسمان دلدادگي مان ، چون مهري با شكوه  مي تابد . اوست مصداق « المومن ينظر بنور الله » همان كه هر آنچه به سختي در آينه مي توان ديد به راحتي تفسير مي كند . همان كه در عصر جاهليت مدرن و در گرداب حيرت ، نماينده مهر است و ناخداي مطمئن .

تابش خورشيد بر پيشاني ماه        گونه اش هويداست كه فرمود : به بندگان با تقوايم فرقان ( قدرت تشخيص حق از باطل ) عطا مي كنم .

روزگاري پاره هاي قرآن را بر نيزه تزوير نشاندند و بر چهره حقيقت ،  شبه وار ، پرده مستوري كشيدند و علي (ع) را 25 سال خانه نشين كردند و  در ادامه آن تن خورشيد را نيز پايمال سم ستوران آمال و آرزوهاي خود كردند . كيست كه نداند خورشيد عدالت را ابر جهالت و ناسپاسي خانه نشين كرده بود. و امروز نيز عده اي اين انديشه را در سر مي پرورانند و گاهي اوقات شاهد هجمه ها براي تضعيف مقام عظماي ولايت حتي در نشريات رسمي هستيم. و اكنون كه اين تجربه عظيم تاريخي در پيش روي ماست و جهت جلوگيري از تكرار تاريخ حق يك جوان و نوجوان و آحاد مردم است كه رهبري را كه امام عصر (ع) براي زعامت امت در دوران غيبت برگزيده تا حد امكان بشناسند .

آزار و اذيت هاي رژيم ستم شاهي

قبل از انقلاب روزي پيش از ظهر براي آوردن حضرت آيت الله خامنه اي براي اقامه نماز جماعت به مسجد كرامت ، به منزلشان رفتم . فرزند آقا در حالي كه رنگ پريده بود ، در را باز كرد . در اين هنگام متوجه شدم اسباب و وسايل منزل آقا به هم ريخته است . سوال كردم جريان چيست ؟ او با همان زبان كودكانه گفت : صبح زود چندتا ژاندارم وارد منزلمان شدند و با سرو صدا منزل و كتابخانه آقا را به هم ريختند و با زدن قنداق تفنگ به پاهاي پدرم او را بردند .

آشنايي با تاريخ

در اولين ملاقاتي كه مقام معظم رهبري با كوفي عنان داشتند ، در آغاز مذاكرات درباره ي تاريخچه كشور غنا و شخصيت هاي بزرگ آن و موقعيت سياسي و اجتماعي كشور غنا صحبت كردند .

كوفي عنان بعد از ملاقات گفته بود : من با اين كه اهل غنا هستم ، درباره كشور خود به اندازه ايشان اطلاع ندارم ايراني ها و مسلمان ها بايد افتخار كنند كه چنين رهبري دارند. اي كاش ايشان دبير كل سازمان ملل بودند .

همچنين بعد از جلسه ، كوفي عنان به خبرنگاران گفته بود : از همان ابتداي ملاقات ، حضرت آيت الله خامنه اي قلب مرا تسخير كردند .

آشنايي وسيع با فلسفه

در بحث هايي كه گاهي درباره ي    ملا صدرا و به طور كلي در زمينه فلسفه اسلامي پيش مي آيد ، مقام عظيم الشان ولايت به اين علوم آگاهي وسيعي دارند و به پاره اي از مطالب دقيق فلسفي اشاره مي كنند و گاهي راهنمايي هايي مي كنند . اگر كسي آشنايي با اين علوم نداشته باشد ،  نمي تواند درباره ريزه كاري هاي فلسفه اظهار نظر كند . اظهار نظرهاي پخته اي كه به محققان جهت مي دهد .

آقا دامادها و عروس خانم ها

پس از اجراي صيغه عقد عده اي از جوانان ـ كه فرزند بنده نيز در جمع  آن ها بود ـ توسط مقام معظم رهبري ، ايشان ، عروس و دامادها را چنين نصيحت فرمودند :

« اگر شما يك جسم بي جاني را به منزل ببريد و بخواهيد آن را به عنوان يك كالا نگهداري كنيد ، چندان به رسيدگي نياز ندارد ، شايد لازم باشد هر چند ماه يك بار گردگيري شود ؛ اما اگر يك گلدان زنده را به منزل ببريد ، بايد هر روز به آن رسيدگي نماييد و از آن مراقبت نماييد . در آب ، نور و هواي آن دقت لازم را به كار بريد » .

مقام معظم رهبري در ادامه فرمودند : « شما هم يك گل زنده را به منزل    مي بريد و بايد از آن به طور مرتب مراقبت كنيد تا پژمرده نشود . عروس خانم ها بايد از داماد مراقبت و پذيرايي كنند . آقا دامادها نيز بايد مراقب عروس خانم ها باشند و به آن ها محبت نمايند .

آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند .

در يكي از مجامع بين المللي ، نطق پرشوري عليه نظام سلطه در دنيا ، ايراد كردم و در حضور بيش از صد هيات نمايندگي و روساي دولت ها ، آمريكا و شوروي را با بردن نام كوبيدم و محكوم كردم . بعد از آن نطق ، عده زيادي آمدند مرا تحسين و تصديق كردند و گفتند : حق با شماست .

يكي از سران كشورها كه يك جوان انقلابي بود ـ و البته بعداً هم او را كشتند ـ نزد من آمد و گفت : همه ي حرف هاي شما درست است ، منتهي به شما بگويم به خودتان نگاه نكنيد كه از آمريكا نمي ترسيد ، همه اين هايي كه در اينجا نشسته اند از آمريكا      مي ترسند ! بعد سرش را نزديك آورد و گفت : من هم از آمريكا مي ترسم .

الگويي شايسته

در عمليات بدر ، در خط مقدم ، من شاهد حضور فرزند عزيز مقام معظم رهبري ، آقا مصطفي در كنار بسيجيان عارف بودم . در طول 8 سال دفاع مقدس ، بارها ايشان را در لشكرهاي سيدالشهدا (ع) و محمد رسول الله(ص) ديده ام . اين حضور شجاعانه فرزندان در جبهه ، نشان از تعهد مقام معظم رهبري و توجه ايشان به تربيت فرزندان دارد . .... ادامه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 0:47 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 47 ادبی

نامه اي به امام زمان ( عج)

سلام به خدمت مولايمان امام زمان ، سلطان انتظار (عج)

سلام ، سلامي به طولاني ترين حسرت ديدار ، سلامي به چشمان منتظر ، سلامي به جمعه هاي سرد و بي احساس ، سلامي به قلب هاي شكسته ، سلامي به شما كه اشك ها در حسرت ديدار شما خشكيدند و دل هايي كه در حسرت ديدارتان مردند . سلامي به سنگي دل ها كه همه بايد از گرماي وجود شما ذوب شوند .

ديگر بس است جمعه هاي سرد و بي احساس ، ديگر بس است دل هاي    نا اميد و پر درد ، ديگر بس است غربيت و تنهايي . بيا !

كجاست زردي گندم ، سرخي گل ، كجاست آبي دريا ؟ بيا ، بيا به زندان    نا اميدي ها و وارهان محبوس ها را . بيا كه به اميد ، يك دل خسته ي دل شكسته ، پشت پنجره هاي انتظار نشسته كه ترميم شود شيشه ي شكسته كه در پشت آن پادشاهي بر تخت شاهي نشسته .

شاها ! بيا تا نرگس غنچه هامان پرپر نشود ، بيا تا گناه از سر نرود .

بيا كه نفس ها در سينه حبس شدند به اميد ديدارت . بيا كه هنوز شعر سلام نسروده ، وقت خداحافظي رسيد ، اما خداحافظي كه به اميد ديدار باشد ، زيباست، زيباي زيبا .     شقايق ميرزايي

تازه هاي نشر

 مجموعه شعر شعله عشق شامل دو بيتي هاي موزون  از سروده شاعر خوش قريحه لارستاني جناب آقاي غلامحسين زرگري به خط استاد عسكر زاده ، ناشر مولف و توسط  چاپ توسط موسسه المهدي لارستان

از اين شاعر قبلا مجموعه شعر مطلع  عشق نيز به چاپ رسيده است .

 در ادامه شعر هايي از اين مجموعه تقديم شما خوانندگان محترم مي شود .

شعله عشق بخوانيد  و مرا ياد كنيد

يادي از قافله  وامانده ي بي زاد كنيد

هديه من بپذيريد اگر ناچيز است

به بزرگي خود و لطف مرا شاد كنيد

***

برو غواص بحر مثنوي باش

حريف رند و عرفان علي باش

در اين درياي ژرف بي كرانه

كتابت خون شمس معنوي باد

***

زمولانا شنيدم ناله ي عشق

شدم من هم چو او هم ناله ي عشق

زدم در ، در درونم ره ندادند

ز مهجوري شدم افسانه ي عشق

***

الهي در دلم  باشي هميشه

كه تا سنگ دلم گردد چو شيشه

بكن  پر زآب رحمت شيشه ي دل

بزن اي گل به خاك  دل تو ريشه

***

خوشا ديدار مه رويان  خوش روي

خوشا خنديدن دلدار دلجوي

خوشا بوسيدن لعل لب يار

خوشا خال لب جانسوز هندوي

***

ز برگ گل  بخوان اشعار زيبا

ز روي گل بچين تصوير زيبا

مشام دل معطر كن به عطرش

ببين عطار عطاران گل ها

***

شاعرم ديوانه ام در پشت بامت لانه ام

مرغ بي بال و پرم اندر سراغ خانه ام

صورت تن شد كمندم  ، صورت من شد قفس

خانه ي دل كن عطا من طالب گلخانه ام

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 0:42 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 47 هنری

مصاحبه با خانواده

سيامك اشعريون هنرمند

برجسته عرصه سينما و تلويزيون

 اگر برگرديد به دوران نوجواني چه شغلي غير از بازيگري انتخاب مي كنيد .

ـ اگر من ده بار عمرم توموم بشه و برگردم به زندگي باز هم بازيگي را انتخاب مي كنم .

 فيلمي هم آماده پخش داريد؟

ـ يكي كه قبلا خدمتتون عرض كردم و ايام دهه فجر روي آنتن مي ره . فيلم سينمايي دايناسور با همبازي مرحوم خسرو شكيبايي و به كارگرداني پرويز شيخ طائدي . تسويه حساب و سوپر استار به كارگرداني تهمينه ميلاني ، تعطيلات آخر هفته به كارگرداني محمد متوسلاني . حريم به كارگرداني سيد رضا خطيبي و صبح روز هفتم به كارگرداني سيد مسعود اطيابي .

يك خاطره تلخ يا شيريرن در دوران بازيگري .

ـ اون زمان خيلي تلخ بود ، ولي الان به عنوان يك خاطره شيرين ياد مي كنم . در يك سريال تلويريوني به نام عشق سال هاي جنگ من نقش يك كرد به نام كاك ممتاز را بازي مي كردم و اين زماني بود كه در سكانس آخر فيلم ، قرار بود من يه نارنجك پرتاب كنم به سمت انبار مهمات سپاه و برادران سپاهي متوجه شده و مورد هدف گلوله قرار بدهند و من از بالاي كوه پرت بشم و بيفتم پايين . صحنه فيلم برداري شروع شد و كارگردان با بلندگو اعلام كرد كه الان  نارنجك رو پرتاب كن و در عين حال از طرف برداران سپاهي به سوي تو تير اندازي مي شه . ما هم نارنك رو پرتاب كرديم و انبار مهمات منفجر شد و حدود شش هفت تا تير خورديم و پرت شدم پايين . تا من دولا شدم و نگاه كردم ديدم كه زير پايم زير سازي و تشك فنري نگذاشته اند . فرياد زدم كمك ، كمك حدود چند متر ار كوه افتادم پايين و خودمو به ريشه و بوته اي كه به كوه آويزان بود گرفتم و بين زمين و هوا موندم. وخلاصه همه ريختند و من را نجات دادند و زماني كه صحنه تمام شد تمام عوامل صحنه كه بين 200 تا 300 نفر بودند همگي يكي دو ساعت مي خنديدند .

مهم ترين دوست صميمي هنريتان ؟

ـ محمد رضا فروتن ، امين حيايي ، عزت الله انتظامي و جمشيد مشايخي

 زندگي سنتي را بيشتر دوست داريد يا زندگي مدرن ؟

ـ من عاشق زندگي سنتي هستم ، حتي زماني كه تو شهرستان هاي مختلف براي فيلم برداري مي رم ، بعد از اتمام كار به گروه تداركات مي گويم مرا ببريد مكان هاي تاريخي ، ديدني و باستاني شهر رو به من معرفي كنيد .

 چند واژه مي گم ، اولين چيزي كه به ذهنتون اومد جواب بديد .

سيامك اشعريون :

اميدوارم مثل تمام دوستان و همكارانش خوشبخت و سلامت باشه .

اذان :

اذان براي من يه شور و حال خاصي داره ، هر وقت صداي اذان رو مي شنوم يه حالت عجيب بهم دست مي ده . اذان براي من يك حال و هواي روحاني داره .

مادر :

كسي كه واقعا تا لحظه اي كه جون در بدن داريم بايد به پايش بيفتيم و دست و پاش رو ببوسيم و حرمت و احترام مادر را بايد نگه داشت .

تنهايي :

بعضي موفع ها خوبه كه آدم مثل اوقات فراغت ازش استفاده كنه ، ولي كلا تنهايي چيز خوبي نيست.

مسافرت :

اگر آدم واقعا براش مقدور باشه بهترين چيز براي انسان است . حتي مسافرت هاي كوچك ماهي يك بار . مسافرت باعث مي شه كه انسان از لحاظ فكذي و روحي تلطيف و بر دانشش افزوده بشه .

سليمان بازدار :

پسري قابل اطمينان و دوست داشتني است آدم ميتونه بهش يه تكيه گاه هنري بكنه .

زندگي :

زندگي خيلي خوبه . اميدوارم واسه هيچ كس تلخ نباشه ، اگر تلخ هم باشه باز هم زندگي شيرين است .

معشوق :

اگر واقعا معشوق خداوند باشه ، از همه چيز بالاتر و با ارزش تر است . يعني اگر هر كس خدا رو به عنوان معشوق خود قرار بده هيچ وقت در زندگي به بن بست نمي رسه و احساس كمبود نمي كنه .

 چه پيامي براي مردم جنوب بخصوص لارستان داريد ؟

ـ لارستان كجاست ؟ متاسفانه نشنيدم .

 لارستان بزرگترين شهرستان فارس است كه در جنوب اين استان قرار دارد . اين شهرستان در گذشته هاي دور داراي دولتي مستقل بوده و سكه هاي آن به نام لارين تا جنوب شرق آسيا رواج داشته است . اين شهرستان با وجود اين كه پس از انقلاب اسلامي به چهار شهرستان تقسيم شده است ، اما باز هم از بزرگترين شهرستان هاي فارس است . و مردم خونگرم آن  به زبان لارستاني صحبت مي كنند .

  نظرتون در مورد ماهنامه پسين دهكويه چيه ؟

ـ خيلي كنجكاو شدم ، البته قول بهم دادي كه حتما برام بفرستي .

گفتگويي كوتاه با همسر آقاي اشعريون

مادري دلسوز ومهربان و البته خوش خنده .

 لطف نموده خودتون رو معرفي بفرماييد .

ـ من سيده افخم السادات خراساني هستم متولد تبريز .

 كمي از خصوصيات آقاي اشعريون برامون بگيد .

ـ آقاي اشعريون اكثر بازي و نقش هايي كه بازي مي كنه منفي و خشن كار مي كنه ، ولي فوق العلاده آدم احساساتي ، مهربون، خانواده دوست و خيلي عاطفي هستن . حتي تا اونجايي كه به خانواده و بچه ها خيلي وابسته شده و دوست نداره كه بچه ها بعد از ازدواج از ما جدا بشن . الان هم همين طور شده و يكي از پسرها كه عقد كرده آورده دو خونه خودمون و الان داره با ما زندگي مي كنه .

 كدوم كاراي آقا اشعريون رو بيشتر دوست دارين ؟

ـ با خنده ، همه كارهاي آقاي اشعريون رو دوست دارم . ولي نوزده نوزده رو خيلي دوست دارم ، چون با اكبر عبدي بازي مي كرد و بازيش خيلي خوب بود . يكي هم سريال همسفر به كارگرداني قاسم جعفري . بازيش رو تو اين سريال  خيلي دوست دارم ، هم من ، هم بچه ها .

 آخرين باري كه از آقاي اشعريون هديه گرفتيد كي و چه بود ؟

ـ همين دو هفته پيش بود . براي سالگرد ازدواجمون . واسم طلا گرفت . البته من سلامتو اونو مي خوام . همين كه لبخند رو لباشه و سلامته برام كافيه .

 از آشپزي آقاي اشعريون بگيد .

ـ متاسفانه آشپزي بلد نيست . حتي نمي تونه يه چايي واسه خودش رديف كنه . ولي تو كار خونه بهم خيلي كمك مي كنه و خواسته اش درباره آشپزي زياد نيست .

 چه غذايي رو بشتر دوست دارن ؟

ـ معمولا مخلوط پلوها رو بيشتر دوست دارن ، مثل عدس پلو ، شويد باقالي ، استانبولي ( با خنده)

آلبته آبگوشت رو هم خيلي دوست داره ، ولي الان ديگه براش خوب نيست .

 تكيه كلام او .

ـ تكيه كلامش ، « اي بابا » چه چيز ديگه هم مي گه ، « بله آقا » به صورت كشيده بله آقا .

 تو اين لحظه و از طريق نشريه ما به همسرتون چه دوست داريد بگيد ؟

ـ از ته دل و با تمام وجود دوستش دارم .

 در چه سني ازدواج كرديد ؟

من پانزده سالم بود كه ازدواج كردم . از بچگي با هم بزرگ شديم. اين قدر محبت كردند كه خودشون رو تو زندگي من جا زدن . در زندگي اين قدر بهم لطف كرد كه پدر ، مادر ، برادر ، خواهر و همسز تو ايشون خلاصه شده .

 و كلاآخرتان .

ـ براي مردم ايران آرزوي موفقيت و خوشبختي دارم .

در پايان از اين كه وقتتون رو در اختيار ما گذاشتيد از شما تشكر مي كنيم .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  | 

پسین دهکویه شماره 47 علمی

هواي پاك ، مصرف بهينه و انسان سالم

فرا رسيدن 29 دي ماه بهانه اي بود تا ديگر بار سهم خود را در ايجاد محيطي پاك و سالم براي بهتر زيستن يادآور شويم .

در چندين سال اخير روند رشد صنعتي و مصرف گرايي دو عامل مهم تاشي از فعاليت هاي انساني در تخريب محيط زيست و بخصوص آلودگي هوا بوده است .

امروزه فعاليت هاي انساني ، اعم از صنعتي و غير صنعتي دو سرچشمه بزرگ آلودگي هواي كلان شهرها و مناطق متاثر از آن هستند .كه در اين ميان اگر عوامل طبيعي نظير  آتشفشان ها ، آتش سوزي جنگل ها و مراتع ، بحران هاي مقطعي نظير   جنگ ها ، همچنين شرايط منطقه اي نظير پايداري جوي و موارد ديگر را نيز اضافه كنيم ، مي توانيم اثرات تشديد كننده يا تعديل كننده عوامل مذكور را نيز در جمع بندي اين نوشتار منظور نمود .

از عمده ترين شاخص هاي آلودگي هوا مي توان به وجود ذرات معلق ، گازهاي NOX و SOX ، CO ، CO2 تركيبات آلي فرار ( POPS ، VOC) تركيبات مخرب لايه ازن ( CFC) ، فلزات سنگين و مواردي ديگر اشاره نمود . برخي از تركيبات فوق به تنهايي عامل مستقيم آسيب رساني به افراد بوده و برخي ديگر غير مستقيم ، به واسطه اثرات متقابل ذرات و تركيبات با يكديگر بر سلامتي جوامع بشري تاثير گذار خواهند بود كه از آن جمله مي توان به تشكيل مه دود فتو شيميايي ناشي از فعل و انفعالات  حلال ها ، مواد شيميايي و ذرات معلق با نور خورشيد در طيقات بالاي جو اشاره نمود .

آلاينده هاي مذكور عمدتا حاصل احتراق سوخت هاي فسيلي در صنايع و خودروها بوده و برخي نيز به واسطه نشت يا عدم كنترل موثر مواد و تركيبات شيمايي مورد استفاده در صنايع و كالاهاي مصرفي مي باشند .

در اين ميان با استناد به آمار و نتايج تحقيقات صورت گرفته ، مي توان نتيجه گيري كرد كه نقش يكايك افراد جامعه به موازات تلاش و كوشش صاحبان صنايع و مسوولين ذيربط در جهت كاهش آلودگي و اثرات زيان بار آن ، بسيار چشمگير و غير قابل انكار است .

دريافت اين حقيقت نه تنها همكاري ، بلكه پيشتازي آحاد جامعه را در استفاده بهينه از امكانات ، صرفه جويي در مصرف منابع ، كنترل و دفع آلودگي و ارتقاي فرهنگ و دانش زيست محيطي فردي را اقتضا مي نمايد . 

حال بهتر است كمي هم درباره اثرات آلودگي هوا بدانيم . با نگاهي گذرا به زندگي نسل هاي گذشته در مي يابيم كه علي رغم پيشرفت بهداشت و سلامت فردي و اجتماعي در عصر جديد ، اختلالات ذهني و ژنيتيكي ، بروز رفتارهاي ناملايم و تنش هاي عصبي ، شيوع بيماري هايي نظير سرطانها ، برونشيت و حساسيت ها ، حمله قلبي و نهايتا كاهش عمر و مرگ و مير ، نسبت به گذشته ، بسيار رشد داشته كه به استناد تحقيقات صورت گرفته سهم اعظم آن متعلق به آلودگي هوا است .

بر اساس يك تحقيق ساليانه 3 ميليون نفر در سطح جهان بر اثر عوارض مربوط به آلودگي هوا جان خود را از دست مي دهند . بر اساس گزارش بانك جهاني تنها در شهر تهران در حدود 4000 نفر در سال به علت عوارض ناشي از آلودگي هوا تلف مي شوند . همچنين خسارت ساليانه آلودگي هوا در ايران بالغ بر 14 هزار و 420 ميليارد ريال معادل 6/1 درصد توليد ناخالص دلخلي است .

از ديگر عارضه هاي آلودگي هوا ، تشكيل باران هاي اسيدي حاصل از واكنش هاي اكسيد سولفور و نيتروژن با رطوبت موجود در هواست كه به هنگام نزولات جوي ، اين رحمت الهي را تبديل به سمي زيانبار نموده كه خود موجب فرسودگي تجهيزات ، آسيب رساني جدي به حيات گياهان ، تغييرات بيولوژيك و شيميايي در خاك و آلودگي آب هاي زير زميني را در   پي دارد . اين پديده در شهرهاي تاريخي كه داراي قدمت و آثار باستاني هستند نيز اثرات زيانبار جنبي ديگر از جمله تخريب و فرسايش شديد بناهاي تاريخي به همراه داشته است .

بروز پديده گلخانه اي كه حاصل حضور گازهايي همچون CH4 ، CO2 و بخار آب در اتمسفر كره زمين است و همچنين تخريب لايه ازن ، از ديگر عوارض شديد آلودگي هوا بوده كه امروزه به يك چالش جهاني پيش روي انسان ها تبديل شده است .

با اين تفاسير بايد پرسيد كه به راستي انسان با دست مايه هاي ساخته خود چه مي كند و ره به كدام بي راه مي گذارد . رسالت ما در قبال خود و نسل هاي آينده چيست ؟ و به كدامين گناه فرزندانمان ، ميراث دار   ناهنجاري هاي به جاي مانده از ما خواهند بود.

بياييد تا همه ما قبل از آن كه هواي پاك موضوع خاطرات گذشته هايمان شود ، در حفظ و نگهداري آن كوشا بوده و در انجام اين مسووليت اجتماعي و جهاني سهم خود را ادا نماييم كه در اين كره خاكي تنفس هواي پاك حداقل حق ما و فرزندانمان است .

----------------------

واحد بهداشت محيط شبكه بهداشت و درمان لارستان غلامرضا صداقت و عبدالخالق تفضلي

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط امید علی معزی  |